[سوره الواقعه (56) : آیات 1 تا 14]
اشاره
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ. إِذٰا وَقَعَتِ اَلْوٰاقِعَهُ (1) لَیْسَ لِوَقْعَتِهٰا کٰاذِبَهٌ (2) خٰافِضَهٌ رٰافِعَهٌ (3) إِذٰا رُجَّتِ اَلْأَرْضُ رَجًّا (4) وَ بُسَّتِ اَلْجِبٰالُ بَسًّا (5) فَکٰانَتْ هَبٰاءً مُنْبَثًّا (6) وَ کُنْتُمْ أَزْوٰاجاً ثَلاٰثَهً (7) فَأَصْحٰابُ اَلْمَیْمَنَهِ مٰا أَصْحٰابُ اَلْمَیْمَنَهِ (8) وَ أَصْحٰابُ اَلْمَشْئَمَهِ مٰا أَصْحٰابُ اَلْمَشْئَمَهِ (9) وَ اَلسّٰابِقُونَ اَلسّٰابِقُونَ (10) أُولٰئِکَ اَلْمُقَرَّبُونَ (11) فِی جَنّٰاتِ اَلنَّعِیمِ (12) ثُلَّهٌ مِنَ اَلْأَوَّلِینَ (13) وَ قَلِیلٌ مِنَ اَلْآخِرِینَ (14)
ص: 197
ترجمه:
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر 1-هنگامی که واقعه عظیم (قیامت) بر پا شود، 2-هیچکس نمی تواند آن را انکار کند.
3-گروهی را پائین می آورد و گروهی را بالا می برد.
4-این در هنگامی است که زمین به شدت به لرزه در می آید.
5-و کوه ها در هم کوبیده می شود.
6-و به صورت غبار پراکنده در می آید.
7-و شما به سه گروه تقسیم خواهید شد.
8-نخست“اصحاب میمنه”هستند، چه اصحاب میمنه ای؟ 9-گروه دیگر اصحاب شومند، چه اصحاب شومی؟ 10-و سومین گروه پیشگامان پیشگام! 11-آنها مقربانند 12-در باغهای پر نعمت بهشت جای دارند
ص: 198
13-گروه کثیری از امتهای نخستین هستند 14-و اندکی از امت آخرین!
تفسیر:
واقعه عظیم!
مسائل مربوط به قیامت در قرآن مجید معمولا با ذکر حوادث عظیم و انقلابی و کوبنده در آغاز آن توأم است، و این در بسیاری از سوره های قرآن که بحث از قیامت می کند کاملا به چشم می خورد، در این سوره واقعه که بر محور معاد دور می زند نیز همین معنی کاملا در نخستین آیاتش مشهود است.
در آغاز می فرماید: “هنگامی که واقعه عظیم قیامت بر پا شود” (إِذٰا وَقَعَتِ الْوٰاقِعَهُ) (1) .
(1)
* “هیچکس نمی تواند آن را انکار کند” (لَیْسَ لِوَقْعَتِهٰا کٰاذِبَهٌ) . چرا که حوادث پیش از آن به قدری عظیم و شدید است که آثار آن در تمام ذرات جهان آشکار می شود. “واقعه”به صورت سربسته اشاره به مساله رستاخیز است و از آنجا که وقوعش حتمی است از آن تعبیر به“واقعه”شده، و حتی بعضی آن را یکی از نامهای قیامت شمرده اند. واژه“کاذبه”را در اینجا بعضی به معنی مصدری گرفته اند، اشاره به اینکه وقوع قیامت آن چنان ظاهر و آشکار خواهد بود که هیچگونه جای تکذیب ص: 199 1- 1) “اذا”منصوب به“ظرفیت”است، و ناصب آن“لیس”است که در آیه دوم آمده، مثل اینکه می گوئیم: یوم الجمعه لیس لی شغل، این احتمال نیز داده شده که ناصب آن“اذکر”مقدر بوده باشد، و یا جمله“کان کذا و کذا” (کشاف ذیل آیه مورد بحث) ولی احتمال اول از همه مناسبتر است. و گفتگو ندارد، بعضی نیز آن را به معنی ظاهریش که اسم فاعل است تفسیر کرده اند و گفته اند در برابر وقوع رستاخیز تکذیب کننده ای وجود نخواهد داشت (1) . (1) * به هر حال رستاخیز نه تنها با دگرگونی کائنات توأم است بلکه انسانها هم دگرگون می شوند همانگونه که در آیه بعد می فرماید: “گروهی را پائین می آورد و گروهی را بالا می برد”! (خٰافِضَهٌ رٰافِعَهٌ) (2) .
(2)
مستکبران گردنکش و ظالمان صدرنشین سقوط می کنند، و مستضعفان مؤمن و صالح بر اوج قله افتخار قرار می گیرند، عزیزان بی دلیل ذلیل می شوند، و محرومان بی جهت عزیز می گردند، گروهی در قعر جهنم سقوط می کنند، و گروه دیگری در اعلا علیین بهشت جای می گیرند، و این است خاصیت یک انقلاب بزرگ و گسترده الهی! و لذا در روایتی از امام علی بن الحسین ع می خوانیم که در تفسیر این آیه فرمود: “
خافضه”: خفضت و اللّٰه باعداء اللّٰه فی النار، “رافعه”: رفعت و اللّٰه اولیاء اللّٰه الی الجنه: “رستاخیز خافضه است چرا که به خدا سوگند دشمنان خدا را در آتش ساقط می کند، و رافعه است چرا که به خدا سوگند اولیاء اللّٰه را به بهشت بالا می برد”! (3) .
(3)
* سپس به توصیف بیشتری در این زمینه پرداخته می گوید: “این در هنگامی ص: 200 1- 1) مؤنث بودن”ضمیر“به خاطر آن است که در تقدیر”نفس کاذبه“یا”قضیه کاذبه“ است (ضمنا”لام“در لوقعتها”را بعضی برای“توقیت”دانسته اند، ولی ظاهر این است که“لام”برای“تعدیه”است) . 2- 2) “خافضه رافعه”خبر مبتدای محذوفی است و در اصل“هی خافضه رافعه” بوده است. 3- 3) “خصال”طبق نقل“نور الثقلین”جلد 5 صفحه 204. است که زمین به شدت به لرزه درآید“ (إِذٰا رُجَّتِ الْأَرْضُ رَجًّا) . * این زلزله به قدری عظیم و شدید است که”کوه ها در هم کوبیده و خرد می شود“ (وَ بُسَّتِ الْجِبٰالُ بَسًّا) .
* “و به صورت غبار پراکنده ای در می آید” (فَکٰانَتْ هَبٰاءً مُنْبَثًّا) . “رجت”از ماده”رج“ (بر وزن حج) به معنی حرکت دادن شدید است و”رجرجه“به اضطراب گفته می شود. “بست”از ماده”بس“ (بر وزن حج) در اصل به معنی نرم کردن آرد به وسیله آب است. “هباء”به معنی غبار است و”منبث“به معنی پراکنده، بعضی گفته اند “هباء”آن غبارهای بسیار کوچکی است که در فضا معلق است و در حال عادی دیده نمی شود مگر زمانی که نور آفتاب از روزنه ای به درون محل تاریکی بتابد. اکنون باید اندیشید که آن زلزله و انفجار تا چه حد سنگین است که می تواند کوه های عظیم را که در صلابت و استحکام ضرب المثلند آن چنان متلاشی کند که تبدیل به غبار پراکنده کند، و فریادی که از این انفجار عظیم برمی خیزد از آن هم وحشتناکتر است. به هر حال در آیات قرآن در باره وضع کوه ها در آستانه قیامت تعبیرات گوناگونی دیده می شود که در حقیقت مراحل مختلف انفجار عظیم کوه ها را نشان می دهد. گاه می گوید: “کوه ها به حرکت در می آیند وَ تَسِیرُ الْجِبٰالُ سَیْراً (طور-10) . ص: 201 و گاه می گوید: “کوه ها از جا کنده می شوند” وَ إِذَا الْجِبٰالُ نُسِفَتْ (مرسلات-10) . و گاه می فرماید: “برداشته می شوند و در هم کوبیده می شوند” فَدُکَّتٰا دَکَّهً وٰاحِدَهً (حاقه-14) . و زمانی می گوید: به تلی از شن متراکم تبدیل خواهند شد” وَ کٰانَتِ الْجِبٰالُ کَثِیباً مَهِیلاً (مزمل-14) . و گاه می فرماید: “به صورت غبار پراکنده ای در می آیند”! (آیه مورد بحث) . و سرانجام می گوید: “همچون پشم زده شده ای در فضا پخش می شوند” که تنها رنگی از آن دیده می شود وَ تَکُونُ الْجِبٰالُ کَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ (قارعه-5) . البته هیچکس جز خدا دقیقا نمی داند مسیر این حوادث چگونه است؟ و شاید با الفاظ و در قالب سخنان ما قابل توصیف نباشد، ولی این اشارات پر معنی همگی حاکی از عظمت این انفجار بزرگ است. * بعد از بیان وقوع این واقعه عظیم و رستاخیز بزرگ به چگونگی حال مردم در آن روز پرداخته، و قبل از هر چیز آنها را به سه گروه تقسیم کرده، می گوید: “و شما در آن روز سه دسته خواهید بود” (وَ کُنْتُمْ أَزْوٰاجاً ثَلاٰثَهً) .
می دانیم”زوج“همیشه به جنس مذکر و مؤنث گفته نمی شود، بلکه به اموری که قرین هم هستند نیز زوج اطلاق می شود، و از آنجا که اصنافی از مردم در قیامت و حشر و نشر قرین یکدیگرند به آنها ازواج اطلاق شده است.
* در مورد دسته اول می فرماید: “نخست اصحاب میمنه هستند، چه اصحاب ص: 202 میمنه ای”؟! (فَأَصْحٰابُ الْمَیْمَنَهِ مٰا أَصْحٰابُ الْمَیْمَنَهِ) (1) . (1) منظور از”اصحاب المیمنه“کسانی هستند که نامه اعمالشان را به دست راستشان می دهند و این امر در قیامت رمزی و نشانه ای برای مؤمنان نیکوکار و اهل نجات است، چنان که بارها در آیات قرآن به آن اشاره شده. یا اینکه”میمنه“از ماده”یمن“به معنی سعادت و خوشبختی گرفته شده، و به این ترتیب گروه اول گروه سعادتمندان و خوشبختانند. و با توجه به اینکه در آیه بعد گروه دوم را به عنوان”اصحاب المشئمه“ (از ماده”شوم“معرفی می کند مناسب همین تفسیر اخیر است) (2) . (2) تعبیر به”ما اصحاب المیمنه“ (چه گروه خوشبختی؟) برای بیان این حقیقت است که حد و نهایتی برای خوشبختی و سعادت آنها متصور نیست، و این بالاترین توصیفی است که در اینگونه موارد امکان دارد، مثل این است که می گوئیم: “فلان کس انسان است، چه انسانی”؟! * سپس به ذکر گروه دوم پرداخته، می افزاید: “گروه دیگری اصحاب شوم هستند چه اصحاب شومی”؟! (وَ أَصْحٰابُ الْمَشْئَمَهِ مٰا أَصْحٰابُ الْمَشْئَمَهِ) .
گروهی بدبخت و تیره روز و بیچاره و بینوا که نامه های اعمالشان را به دست چپشان می دهند که خود نشانه و رمزی است برای تیره بختی و جرم و جنایت آنها.
تعبیر به”ما اصحاب المشئمه“نیز در اینجا نهایت بدبختی و شقاوت آنها را
ص: 203
1- 1) در ترکیب این جمله احتمالات متعددی داده اند که از همه مناسبتر این است که گفته شود”اصحاب المیمنه“مبتدا است و”ما“استفهامیه مبتدای دوم، و”اصحاب المیمنه“خبر آن است، و مجموعا خبر مبتدای اول می باشد و”فاء“در آغاز جمله به عنوان تفریع و تفسیر است.
2- 2) هر چند در آیات بعد بجای اصحاب المشئمه، اصحاب الشمال آمده است.
منعکس می سازد.
* سرانجام گروه سوم را چنین توصیف می کند: “و پیشگامان پیشگام” (وَ السّٰابِقُونَ السّٰابِقُونَ) (1) . (1) * “آنها مقربانند”! (أُولٰئِکَ الْمُقَرَّبُونَ) .
“سابقون”کسانی هستند که نه تنها در ایمان پیشگامند، که در اعمال خیر و صفات و اخلاق انسانی نیز پیشقدمند، آنها”اسوه“و”قدوه“مردمند، و امام و پیشوای خلقند، و به همین دلیل مقربان درگاه خداوند بزرگند.
بنا بر این اگر بعضی از مفسران پیشگام بودن آنها را تنها به سبقت در طاعه اللّٰه (اطاعت خدا) یا نمازهای پنجگانه، یا جهاد، یا هجرت، یا توبه، و امثال آن تفسیر کرده اند، هر کدام گوشه ای از این مفهوم وسیع را مورد توجه قرار داده اند، و گرنه این کلمه اینها و غیر اینها از خیرات و برکات را شامل می شود، و نیز اگر در روایات اسلامی گاه”سابقون“به چهار نفر”هابیل“و”مؤمن آل فرعون“و”حبیب نجار“که هر کدام در امت خود پیشگام بودند، و همچنین امیر مؤمنان علی بن ابی طالب ع که نخستین مسلمان از مردان بود تفسیر شده، در حقیقت بیان مصداقهای روشن آن است، و به معنی محدود ساختن مفهوم آیه
ص: 204
1- 1) در ترکیب این آیه و آیه بعد احتمالات فراوانی داده شده: نخست اینکه “السابقون”اول مبتدا است، و دومی توصیف یا تاکید آن است، و”اولئک المقربون“ مبتدا و خبر می باشد که مجموعا خبر است برای”السابقون“، بعضی نیز احتمال داده اند که”السابقون السابقون“مبتدا و خبر است، و شبیه شعر معروف ابو النجم است که می گوید: “انا ابو النجم، و شعری شعری”که در واقع یک نوع توصیف عالی است، این احتمال نیز داده شده که”السابقون“اول به معنی سابقون در ایمان، و سابقون دوم به معنی سابقون به سوی بهشت بوده باشد که باز هم مبتدا و خبر خواهد بود.
نیست (1) .
(1)
در حدیث دیگری آمده است که رسول خدا فرمود:
ا تدرون من السابقون الی ظل اللّٰه یوم القیامه؟ : “آیا می دانید چه کسانی پیشگامان به سوی سایه لطف پروردگار در قیامتند”؟!اصحاب عرض کردند: خدا و رسولش آگاهتر است، فرمود:
الذین اذ اعطوا الحق قبلوه، و اذا سالوه بذلوه، و حکموا للناس کحکمهم لانفسهم: “آنها کسانی هستند که وقتی حق به آنها داده شود پذیرا می گردند، و هنگامی که از حق سؤال شوند آن را در اختیار می گذارند، و در باره مردم آن گونه حکم می کنند که در باره خودشان”! (2) .
(2)
در بعضی از روایات نیز به پیامبران مرسل و غیر مرسل تفسیر شده است (3) .
(3)
در حدیثی نیز می خوانیم که ابن عباس می گوید: از رسول خدا ص در باره این آیه سؤال کردم، فرمود: جبرئیل به من چنین گفته است:
ذلک علی ع و شیعته هم السابقون الی الجنه، المقربون من اللّٰه بکرامته لهم:
“آنها علی ع و پیروان او هستند که پیشگامان به سوی بهشت و مقربان درگاه خدایند به خاطر احترامی که خدا برای آنها قائل شده است” (4) .
(4)
ولی اینها نیز در حقیقت بیان مصداقهای روشنی از مفهوم گسترده فوق است، مفهومی که همه پیشگامان را در هر امت و ملتی شامل می شود.
* سپس در یک جمله کوتاه مقام والای مقربان را روشن ساخته، می گوید: ص: 205 1- 1) این معنی در حدیثی از امام باقر (ع) نقل شده است (مجمع البیان جلد 9 صفحه 215) . 2- 2) “تفسیر مراغی”جلد 27 صفحه 134. 3- 3) تفسیر نور الثقلین جلد 5 صفحه 206. 4- 4) همان مدرک صفحه 209. “مقربان در باغهای پر نعمت بهشتند” (فِی جَنّٰاتِ النَّعِیمِ) (1) . (1) تعبیر به”جنات النعیم“انواع نعمتهای مادی و معنوی بهشت را شامل می شود. ضمنا این تعبیر می تواند اشاره به این باشد که باغهای بهشت تنها کانون نعمت است بر خلاف باغهای دنیا که گاه وسیله زندگی و زحمت است، همانگونه که حال مقربان در آخرت با حالشان در دنیا متفاوت است، زیرا مقام والایشان در این دنیا توأم با مسئولیتهایی است در حالی که در سرای دیگر تنها مایه نعمت است. بدیهی است منظور از”قرب“در اینجا”قرب مقامی“است نه”قرب مکانی“چرا که خداوند مکان ندارد و از ما به ما نزدیکتر است. * آیه بعد به چگونگی تقسیم نفرات آنها در امم گذشته و این امت اشاره کرده، می گوید: “گروه کثیری از امتهای نخستینند” (ثُلَّهٌ مِنَ الْأَوَّلِینَ) .
* “و گروه اندکی از امت آخرین” (وَ قَلِیلٌ مِنَ الْآخِرِینَ) . “ثله”چنان که”راغب“در”مفردات می گوید“در اصل به معنی قطعه مجتمع از پشم است، سپس به معنی جماعت و گروه به کار رفته است. بعضی نیز آن را از”ثل عرشه“ (تختش فرو ریخت و حکومتش قطع شد) گرفته و آن را به معنی”قطعه“می دانند، و در اینجا به قرینه مقابله با”قلیل من الآخرین“به معنی قطعه عظیم است. ص: 206 1- 1) ” فِی جَنّٰاتِ النَّعِیمِ “ (جار و مجرور) ممکن است متعلق به”مقربین“باشد، و یا متعلق به محذوفی که”حال“است برای”مقربین“و در تقدیر چنین است”کائنین فی جنات النعیم“و یا خبر بعد از خبر. طبق این دو آیه گروه زیادی از مقربان از امتهای پیشینند، و تنها کمی از آنها از امت محمد ص می باشند. ممکن است در اینجا این سؤال پیش بیاید که چگونه این مساله با اهمیت فوق العاده امت اسلامی سازگار است، با اینکه خدا آنها را بهترین امت خطاب کرده و فرموده: ” کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّهٍ “… (آل عمران 110) . پاسخ این سؤال با توجه به دو نکته روشن می شود: نخست اینکه منظور از مقربان همان سابقون و پیشگامان در ایمانند، مسلم است که در امت اسلامی پیشگامان در پذیرش اسلام در صدر اول گروه اندکی بودند که نخستین آنها از مردان علی ع و از زنان خدیجه بود در حالی که کثرت پیامبران پیشین و تعداد امتهای آنها و وجود پیشگامان در هر امت، سبب می شود که آنها از نظر تعداد فزونی یابند. دیگر اینکه کثرت عددی دلیل بر کثرت کیفی نیست، و به تعبیر دیگر ممکن است تعداد سابقون این امت کمتر باشند ولی از نظر مقام بسیار برتر، همانگونه که در میان خود پیامبران نیز تفاوت است: تِلْکَ الرُّسُلُ فَضَّلْنٰا بَعْضَهُمْ عَلیٰ بَعْضٍ “ما بعضی از رسولان را بر بعض دیگری برتری دادیم” (بقره-253) . ذکر این نکته نیز لازم به نظر می رسد که ممکن است بعضی از مؤمنان در زمره پیشگامان در ایمان نباشند، اما دارای صفات و ویژگیهای دیگری باشند که آنها را همردیف سابقون قرار می دهد و از نظر پاداش و اجر همردیف آنها هستند، لذا در بعضی از روایات از امام باقر ع چنین نقل شده که فرمود: نحن السابقون السابقون و نحن الآخرون: “ما پیشگامان پیشگام، و ما آخرون هستیم” (1) . (1) ص: 207 1- 1) تفسیر صافی ذیل آیات مورد بحث. و در روایتی از امام صادق ع آمده است که به جمعی از پیروان خود خطاب کرد و فرمود: انتم السابقون الاولون، و السابقون الآخرون، و السابقون فی الدنیا الی ولایتنا، و فی الآخره الی الجنه: “شما سابقون نخستین و سابقون آخرین هستید، در دنیا پیشگام در ولایت ما بودید و در آخرت پیشگام در بهشتید” (1) . (1) این نکته نیز لازم به یادآوری است که بعضی تعبیر به “اولین”و”آخرین“ را به”اولین امت اسلام“و”آخرین امت اسلام“تفسیر کرده اند، طبق این تفسیر همه مقربان از امت اسلامند. اما این تفسیر نه با ظاهر آیات سازگار است، و نه با روایاتی که در ذیل این آیات وارد شده که افرادی از امم پیشین را بالخصوص به عنوان”سابقون اولین“معرفی کرده است. *
ص: 208
1- 1) تفسیر صافی ذیل آیات مورد بحث.
