[سوره نوح (71) : آیات 15 تا 20]
اشاره
أَ لَمْ تَرَوْا کَیْفَ خَلَقَ اَللّٰهُ سَبْعَ سَمٰاوٰاتٍ طِبٰاقاً (15) وَ جَعَلَ اَلْقَمَرَ فِیهِنَّ نُوراً وَ جَعَلَ اَلشَّمْسَ سِرٰاجاً (16) وَ اَللّٰهُ أَنْبَتَکُمْ مِنَ اَلْأَرْضِ نَبٰاتاً (17) ثُمَّ یُعِیدُکُمْ فِیهٰا وَ یُخْرِجُکُمْ إِخْرٰاجاً (18) وَ اَللّٰهُ جَعَلَ لَکُمُ اَلْأَرْضَ بِسٰاطاً (19) لِتَسْلُکُوا مِنْهٰا سُبُلاً فِجٰاجاً (20)
ترجمه:
15-آیا نمی دانید چگونه خداوند هفت آسمان را یکی بالای دیگری آفریده؟ 16-و ماه را در میان آسمانها مایه روشنایی، و خورشید را چراغ فروزانی قرار داده است.
17-و خداوند شما را همچون گیاهی از زمین رویانید! 18-سپس شما را به همان زمین باز می گرداند، و بار دیگر شما را خارج می سازد.
19-و خداوند زمین را برای شما فرش گسترده ای قرار داد.
20-تا از راههای وسیع و دره های آن بگذرید (و به هر نقطه می خواهید بروید) .
تفسیر:
باغبان هستی، شما را چون گلی پرورش داد
حضرت“نوح”در بیانات عمیق و مستدل خود در برابر مشرکان لجوج
ص: 74
-نخست دست آنها را گرفته و به اعماق وجودشان برد، تا آیات انفسی را مشاهده کنند، (چنان که در آیات قبل گذشت) سپس همان گونه که آیات مورد بحث می گوید آنها را به مطالعه نشانه های خدا در عالم بزرگ آفرینش دعوت کرده و آنان را به سیر آفاقی می برد (1) .
(1)
نخست از آسمان شروع کرده، می گوید: “آیا نمی دانید چگونه خداوند هفت آسمان را یکی بالای دیگری آفریده است”؟! (أَ لَمْ تَرَوْا کَیْفَ خَلَقَ اللّٰهُ سَبْعَ سَمٰاوٰاتٍ طِبٰاقاً) (2) .
(2)
“طباق”مصدر باب“مفاعله”به معنی“مطابقه”است، گاه به معنی قرار گرفتن چیزی بالای چیزی می آید، و گاه به معنی هماهنگی و مطابقت دو چیز با یکدیگر است، و در اینجا هر دو معنی صدق می کند.
مطابق معنی اول آسمانهای هفتگانه یکی بالای دیگری قرار دارد، و به طوری که در تفسیر آسمانهای هفتگانه در گذشته گفته ایم یک تفسیر قابل توجه این است که تمام آنچه را ما با چشم مسلح و غیر مسلح از ستارگان ثوابت و سیار می بینیم همه جزء آسمان اول است، و شش عالم دیگر یکی ما فوق دیگری بعد از آن قرار دارد که از دسترس علم و دانش انسان امروز بیرون است، و ممکن است در آینده این شایستگی را پیدا کند که آن عوالم عجیب و گسترده را یکی
ص: 75
1- 1) در اینکه این سخنان دنباله کلام نوح است یا جمله های مستقلی که به طور معترضه از سوی خداوند خطاب به مسلمانان صادر شده، در میان مفسران گفتگو است، ولی بسیاری از آنها ترجیح داده اند که دنباله کلام نوح باشد، و ظاهر آیات نیز همین اقتضا می کند، و اگر بعد از این آیات جمله“و قال نوح”آمده، به خاطر آن است که نوح سخنانش را با مردم تمام کرده و رو به درگاه خدا آورده و از آنها شکایت می کند.
2- 2) “طباقا”ممکن است“مفعول مطلق”باشد یا“حال”.
بعد از دیگری کشف کند (1) .
(1)
و بنا بر احتمال دوم قرآن به هماهنگی و مطابقت آسمانهای هفتگانه در نظم و عظمت و زیبایی اشاره می کند. *سپس می افزاید: “خداوند ماه را در میان آسمانهای هفتگانه مایه نور و روشنایی برای شما قرار داد، و خورشید را چراغ فروزانی” (وَ جَعَلَ الْقَمَرَ فِیهِنَّ نُوراً وَ جَعَلَ الشَّمْسَ سِرٰاجاً) . درست است که در آسمانهای هفتگانه میلیونها میلیون کوکب فروزنده است که از خورشید و ماه ما نیز پرفروغ تر می باشد، ولی آنچه برای ما مهم است و در زندگی ما اثر دارد همین خورشید و ماه منظومه شمسی است که فضای زندگی ما را یکی در روزها، و دیگری در شبها روشن می سازد (2) . (2) تعبیر به“سراج” (چراغ) در باره“خورشید”و“نور”در مورد“ماه” به خاطر آن است که نور“خورشید”از درون خودش می جوشد مانند چراغ، اما نور“ماه”از درون خودش نیست و شبیه بازتابی است که از آئینه منعکس می شود، و لذا کلمه“نور”که مفهوم اعمی دارد در مورد آن به کار رفته است. ص: 76 1- 1) درباره تفسیرهای گوناگون آسمانهای هفتگانه در ذیل آیه 29 سوره بقره (جلد اول تفسیر نمونه) مشروحا بحث کرده ایم. 2- 2) از اینجا معلوم می شود که ضمیر“فیهن”که ظاهرا به“سماوات سبع” بر می گردد هیچ مشکلی ایجاد نمی کند، زیرا سخن از نور و روشنایی برای ما است، بنا بر این لزومی ندارد که“فی”را به معنی“مع”یا ضمیر“هن”را به معنی“آسمان دنیا” بگیریم (دقت کنید) . این تفاوت تعبیر در آیات دیگر قرآن نیز دیده می شود. شرح بیشتری در این زمینه ذیل آیه 5 سوره یونس آورده ایم (جلد 8 صفحه 226) . *سپس بار دیگر به آفرینش انسان باز می گردد، و می افزاید: “خداوند شما را همچون گیاهی از زمین رویانید”! (وَ اللّٰهُ أَنْبَتَکُمْ مِنَ الْأَرْضِ نَبٰاتاً) (1) .
(1)
تعبیر به“انبات”و رویانیدن، در مورد انسان، به خاطر آن است که اولا آفرینش نخستین انسان از خاک است، و ثانیا تمام مواد غذایی که انسان می خورد و به کمک آن رشد و نمو می کند از زمین است، یا مستقیما مانند سبزیها و دانه های غذایی و میوه ها، و یا به طور غیر مستقیم مانند گوشت حیوانات، و ثالثا شباهت زیادی در میان انسان و گیاه وجود دارد و بسیاری از قوانینی که حاکم بر تغذیه و تولید مثل و نمو و رشد گیاهان است بر انسان نیز حکمفرما است.
این تعبیر در مورد انسان بسیار پر معنی است و نشان می دهد که کار خداوند در مساله هدایت فقط کار یک معلم و استاد نیست، بلکه همچون کار یک باغبان است که بذرهای گیاهان را در محیط مساعد قرار می دهد تا استعدادهای نهفته آنها شکوفا گردد.
در مورد حضرت مریم نیز در آیه 37 آل عمران می خوانیم: وَ أَنْبَتَهٰا نَبٰاتاً حسنا“خداوند به طرز شایسته ای گیاه وجود مریم را آفرید و پرورش داد” اینها همه اشاره به همان نکته لطیف است.
* ص: 77 1- 1) در این آیه قاعدتا باید“انباتا”گفته شود، ولی آیه تقدیری دارد و آن چنین است“ أَنْبَتَکُمْ مِنَ الْأَرْضِ فنبتم نباتا” (تفسیر فخر رازی و ابو الفتوح رازی) . بعد به سراغ مساله معاد که یکی دیگر از مسائل پیچیده برای مشرکان بوده است رفته، می فرماید: “سپس شما را به همان زمین که از آن روئیدید باز می گرداند، و بار دیگر شما را از آن خارج می کند” (ثُمَّ یُعِیدُکُمْ فِیهٰا وَ یُخْرِجُکُمْ إِخْرٰاجاً) . در آغاز خاک بودید بار دیگر به خاک بر می گردید، و همان کسی که قدرت داشت در آغاز شما را از خاک بیافریند توانایی دارد بار دیگر بعد از خاک شدن لباس حیات در اندامتان بپوشاند. این انتقال از مساله“توحید”به“معاد”که به طرز بسیار جالبی در آیات فوق منعکس شده بیانگر رابطه نزدیک این دو مساله است، و به این ترتیب نوح در مقابل مخالفان از طریق نظام آفرینش هم استدلال بر توحید می کند و هم از این طریق استدلال بر معاد. *مجددا به آیات آفاقی و نشانه های توحید در عالم بزرگ باز می گردد و از نعمت وجود زمین سخن می گوید، می فرماید: “خداوند زمین را برای شما فرش گسترده ای قرار داد” (وَ اللّٰهُ جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ بِسٰاطاً) (1) .
(1)
نه آن چنان خشن است که نتوانید بر آن استراحت و رفت و آمد کنید، و نه آن چنان نرم است که در آن فرو روید و قدرت حرکت نداشته باشید.
نه چنان داغ و سوزان است که از گرمایش به زحمت بیفتید، و نه چنان سرد و بی حرارت است که زندگی روی آن برای شما مشکل گردد، به علاوه بساطی است گسترده و آماده و دارای همه نیازمندیهای زندگی شما.
* ص: 78 1- 1) “بساط”از ماده“بسط”به معنی گستردن چیزی است، و لذا واژه“بساط” به هر چیز گسترده ای گفته می شود که یک مصداق آن فرش است. نه تنها زمینهای هموار همچون فرش گسترده ای است، بلکه کوه ها به خاطر دره و شکافهایی که در لابلای آن وجود دارد و قابل عبور است نیز بساط گسترده ای می باشد، “هدف این است که از راههای وسیع و دره هایی که در این زمین قرار دارد بگذرید و به هر نقطه ای که می خواهید بروید” (لِتَسْلُکُوا مِنْهٰا سُبُلاً فِجٰاجاً) . “فجاج” (بر وزن مزاج) جمع“فج” (بر وزن حج) به معنی دره ای است که در میان دو کوه قرار دارد، و به جاده های وسیع نیز گفته می شود (1) . (1) به این ترتیب“نوح”در این قسمت از سخنان خود گاه به نشانه های خدا در آسمانها و کواکب آسمانی اشاره می کند، و گاه به نعمتهای گوناگون او در کره زمین، و گاه به ساختمان خود انسان و مساله حیات و زندگی او که هم دلیلی است برای شناخت خداوند و هم اثبات مساله معاد. ولی نه آن انذارهای نخستین و نه بشارتها و تشویقها و نه استدلالات منطقی هیچیک در دل سیاه این قوم لجوج اثر نگذاشت، هم چنان به مخالفت و کفر ادامه دادند و از قبول حق استنکاف جستند که در آیات بعد سر انجام این خیره سری را خواهیم دید. *
ص: 79
1- 1) “مفردات”“راغب”ماده“فج”.
