[سوره نوح (71) : آیات 10 تا 14]
اشاره
فَقُلْتُ اِسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کٰانَ غَفّٰاراً (10) یُرْسِلِ اَلسَّمٰاءَ عَلَیْکُمْ مِدْرٰاراً (11) وَ یُمْدِدْکُمْ بِأَمْوٰالٍ وَ بَنِینَ وَ یَجْعَلْ لَکُمْ جَنّٰاتٍ وَ یَجْعَلْ لَکُمْ أَنْهٰاراً (12) مٰا لَکُمْ لاٰ تَرْجُونَ لِلّٰهِ وَقٰاراً (13) وَ قَدْ خَلَقَکُمْ أَطْوٰاراً (14)
ترجمه:
10-به آنها گفتم از پروردگار خویش آمرزش بطلبید که او بسیار آمرزنده است.
11-تا بارانهای پر برکت آسمان را پی در پی بر شما فرستد، 12-و شما را با اموال و فرزندان فراوان امداد کند، و باغهای سر سبز و نهرهای جاری در اختیارتان قرار دهد.
13-چرا شما برای خدا عظمت قائل نیستید؟! 14-در حالی که شما را در مراحل مختلف آفریده است.
تفسیر:
پاداش دنیوی ایمان
“نوح”در ادامه بیانات مؤثر خود برای هدایت آن قوم لجوج و سرکش این بار روی بشارت و تشویق تکیه می کند، و به آنها وعده مؤکد می دهد که اگر از
ص: 68
شرک و گناه توبه کنند خدا درهای رحمت خویش را از هر سو به روی آنها می گشاید، عرض می کند: “خداوندا من به آنها گفتم: از پروردگار خویش تقاضای آمرزش کنید که او بسیار آمرزنده است” (فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کٰانَ غَفّٰاراً) . *نه تنها شما را از گناهان پاک می سازد، بلکه“اگر چنین کنید بارانهای پربرکت آسمان را پی در پی بر شما فرو می فرستد” (یُرْسِلِ السَّمٰاءَ عَلَیْکُمْ مِدْرٰاراً) (1) خلاصه هم باران رحمت معنوی و هم باران پر برکت مادی او شما را فرا می گیرد. (1) قابل توجه اینکه می گوید: “آسمان را بر شما می فرستد”یعنی آن قدر باران می بارد که گویی آسمان دارد نازل می شود!اما چون باران رحمت است نه ویرانی می آورد، و نه آسیبی می رساند، بلکه در همه جا مایه خرمی و سر سبزی و طراوت است. *سپس می افزاید: “و اموال و فرزندان شما را افزون می کند، ” (وَ یُمْدِدْکُمْ بِأَمْوٰالٍ وَ بَنِینَ) .
“و برای شما باغهای خرم و سرسبز و نهرهای آب جاری قرار می دهد. ” (وَ یَجْعَلْ لَکُمْ جَنّٰاتٍ وَ یَجْعَلْ لَکُمْ أَنْهٰاراً) .
به این ترتیب یک نعمت بزرگ معنوی، و پنج نعمت بزرگ مادی به آنها وعده داده، نعمت بزرگ معنوی بخشودگی گناهان و پاک شدن از آلودگی
ص: 69
1- 1) “مدرار”از ماده“در” (بر وزن جر) در اصل به معنی ریزش“شیر” از پستان مادر است، و سپس به معنی ریزش باران به کار رفته، و“مدرار”صیغه مبالغه است.
کفر و عصیان است، اما نعمتهای مادی: ریزش بارانهای مفید و به موقع و پر برکت، فزونی اموال، فزونی فرزندان (سرمایه های انسانی) ، باغهای پر برکت، و نهرهای آب جاری آری ایمان و تقوی طبق گواهی قرآن مجید هم موجب آبادی دنیا و هم آخرت است.
در بعضی از روایات آمده است که وقتی این قوم لجوج از قبول دعوت نوح سر باز زدند، خشکسالی و قحطی آنها را فرا گرفت، و بسیاری از اموال و فرزندانشان هلاک شدند، زنان عقیم گشتند و کمتر بچه می آوردند، نوح به آنها گفت: اگر ایمان بیاورید همه این مصائب و بلاها از شما دفع خواهد شد، ولی آنها اعتنایی به او نکردند و هم چنان سر سختی نشان دادند تا عذاب نهایی فرا رسید و همه را درو کرد! *سپس بار دیگر به انذار باز می گردد، و می گوید: “چرا شما از خدا نمی ترسید و برای خدای عظمت قائل نیستید”؟! (مٰا لَکُمْ لاٰ تَرْجُونَ لِلّٰهِ وَقٰاراً) (1) . *“در حالی که خدا شما را آفرینش های گوناگون داد” (وَ قَدْ خَلَقَکُمْ أَطْوٰاراً) نخست“نطفه”بی ارزشی بودید، چیزی نگذشت که شما را به صورت“علقه” و از آن پس به صورت“مضغه”در آورد، سپس شکل و اندام انسانی به شما داد،
(1)
ص: 70
1- 1) “وقار”به معنی سنگینی و عظمت است، و“ترجون”از ماده“رجاء” به معنی امید است که گاه توأم با خوف می باشد، و مجموع جمله به این معنی است که چرا شما در برابر عظمت خدا خاضع نیستید.
بعد لباس حیات در اندام شما پوشانید، و به شما روح و حس و حرکت داد، همین گونه مراحل مختلف جنینی را یکی پس از دیگری پشت سر نهادید، تا به صورت انسانی کامل از مادر متولد شدید باز اطوار حیات و اشکال مختلف زندگی ادامه یافت، شما همیشه تحت ربوبیت او قرار دارید، و دائما نو می شوید، و آفرینش جدیدی می یابید، چگونه در برابر آستان با عظمت خالق خود سر تعظیم فرود نمی آورید؟ نه تنها از نظر جسمانی اشکال مختلفی به خود می گیرید، که چهره روح و جان شما نیز دائما در تغییر است، هر یک از شما استعدادی دارید، و در هر سری ذوقی و در هر دلی عشقی است، و همه شما دائما دگرگون می شوید، احساسات کودکی جان خود را به احساسات جوانی می دهد، و آن هم جای خود را به احساسات کهولت و پیری می بخشد.
و به این ترتیب او در همه جا با شما است و در هر گام رهبری و هدایت می کند و با این همه لطف و عنایت او، اینهمه کفران و بی حرمتی چرا؟ * نکته: رابطه“تقوی”و“عمران و آبادی” از آیات مختلف قرآن، از جمله آیات فوق، این نکته به خوبی استفاده می شود که ایمان و عدالت مایه آبادی جامعه ها، و کفر و ظلم و گناه مایه ویرانی است. در آیه 96“اعراف”می خوانیم: وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُریٰ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنٰا عَلَیْهِمْ بَرَکٰاتٍ مِنَ السَّمٰاءِ وَ الْأَرْضِ: “اگر اهل شهرها و آبادیها ایمان بیاورند و تقوا پیشه کنند درهای برکات آسمان و زمین را به روی آنها می گشائیم”. ص: 71 و در آیه 41 سوره“روم”می خوانیم: ظَهَرَ الْفَسٰادُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِمٰا کَسَبَتْ أَیْدِی النّٰاسِ: “فساد در خشکی و دریا بر اثر اعمال مردم ظاهر شد”. و در آیه 30“شوری”آمده است: وَ مٰا أَصٰابَکُمْ مِنْ مُصِیبَهٍ فَبِمٰا کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ: “هر مصیبتی به شما می رسد به خاطر اعمال شما است”و در آیه 66 مائده آمده است وَ لَوْ أَنَّهُمْ أَقٰامُوا التَّوْرٰاهَ وَ الْإِنْجِیلَ وَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ لَأَکَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ: “اگر آنها تورات و انجیل و آنچه از طرف پروردگارشان بر آنان نازل شده است بر پا دارند، از آسمان و زمین روزی می خورند” (و برکات زمین و آسمان آنها را فرا خواهد گرفت) و آیات دیگری از این قبیل. این“رابطه”تنها یک رابطه معنوی نیست، بلکه علاوه بر رابطه معنوی که آثارش را به خوبی می بینیم رابطه مادی روشنی نیز در این زمینه وجود دارد. کفر و بی ایمانی سرچشمه عدم احساس مسئولیت، قانون شکنی، و فراموش کردن ارزشهای اخلاقی است، و این امور سبب از میان رفتن وحدت جامعه ها، متزلزل شدن پایه های اعتماد و اطمینان، هدر رفتن نیروهای انسانی و اقتصادی، و به هم خوردن تعادل اجتماعی است. بدیهی است که جامعه ای که این امور بر آن حاکم گردد به سرعت عقب نشینی می کند و راه سقوط و نابودی را پیش خواهد گرفت. و اگر می بینیم جوامعی هستند که با وجود عدم ایمان و تقوا از پیشرفت نسبی وضع مادی برخوردارند آن را نیز باید مرهون رعایت نسبی بعضی از اصول اخلاقی بدانیم که میراث انبیای پیشین و نتیجه زحمات رهبران الهی و دانشمندان و علما در طول قرنها است. علاوه بر آیات فوق در روایات اسلامی نیز روی این معنی زیاد تکیه شده ص: 72 است که استغفار و ترک گناه سبب فزونی روزی و بهبودی زندگی می شود، از جمله: در حدیثی از علی ع آمده که فرمود اکثر الاستغفار تجلب الرزق: “زیاد استغفار کن تا روزی را به سوی خود جلب کنی” (1) . (1) در حدیث دیگری از پیغمبر اکرم ص چنین نقل شده که فرمود: من انعم اللّٰه علیه نعمه فلیحمد اللّٰه تعالی، و من استبطا الرزق فلیستغفر اللّٰه، و من حزنه امر فلیقل: لا حول و لا قوه الا باللّٰه: “کسی که خداوند نعمتی به او بخشیده شکر خدا را بجا آورد، و کسی که روزیش تاخیر کرده از خدا طلب آمرزش کند، و کسی که بر اثر حادثه ای غمگین گردد بگوید: لا حول و لا قوه الا باللّٰه” (2) . (2) در نهج البلاغه نیز می خوانیم“ و قد جعل اللّٰه سبحانه الاستغفار سببا لدرور الرزق و رحمه الخلق، فقال سبحانه اِسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کٰانَ غَفّٰاراً یُرْسِلِ السَّمٰاءَ عَلَیْکُمْ مِدْرٰاراً. .. ”: “خداوند سبحان، استغفار را سبب فزونی روزی و رحمت خلق قرار داده، و فرموده از پروردگارتان طلب آمرزش کنید که او بسیار آمرزنده است، باران پر برکت آسمان را بر شما می فرستد” (3) . (3) حقیقت این است که مجازات بسیاری از گناهان محرومیتهایی در این جهان است و هنگامی که انسان از آن توبه کند و راه پاکی و تقوی را پیش گیرد خداوند این مجازات را از او بر طرف می سازد (4) . (4) *
ص: 73
1- 1 و 2) تفسیر“نور الثقلین”جلد 5 صفحه 424.
2- 3) “نهج البلاغه”خطبه 143.
3- 4) شرح دیگری در این زمینه تحت عنوان“گناه و ویرانی جامعه ها”ذیل آیه 52 سوره هود داشتیم (تفسیر نمونه جلد 9 صفحه 131) .
4-
