[سوره النساء (4) : آیه 65]
اشاره
فَلاٰ وَ رَبِّکَ لاٰ یُؤْمِنُونَ حَتّٰی یُحَکِّمُوکَ فِیمٰا شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لاٰ یَجِدُوا فِی أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمّٰا قَضَیْتَ وَ یُسَلِّمُوا تَسْلِیماً (65)
ترجمه:
65-به پروردگارت سوگند که آنها مؤمن نخواهند بود مگر اینکه تو را در اختلافات خود به داوری طلبند، و سپس در دل خود از داوری تو احساس ناراحتی نکنند، و کاملا تسلیم باشند.
شان نزول:
“زبیر بن عوام”که از مهاجران بود با یکی از انصار (مسلمانان مدینه) بر سر آبیاری نخلستانهای خود که در کنار هم قرار داشتند، اختلافی پیدا کرده بودند، هر دو برای حل اختلاف خدمت پیامبر ص رسیدند، از آنجا که باغستان زبیر در قسمت بالای نهر و باغستان انصاری در قسمت پائین نهر قرار داشت پیامبر ص به زبیر دستور داد که اول او باغهایش را آبیاری کند و بعد مسلمان انصاری (و این مطابق همان سنتی بود که در باغهای مجاور هم جریان داشت) اما این مرد انصاری به ظاهر مسلمان از داوری عادلانه پیامبر ص ناراحت شد و گفت: آیا این قضاوت به خاطر آن بود که زبیر، عمه زاده تو است؟!پیامبر ص از این سخن بسیار ناراحت شد به حدی که رنگ رخسار او دگرگون گردید، در این موقع آیه فوق نازل شد و به مسلمانان هشدار داد.
ص: 453
در بعضی از تفاسیر اسلامی شان نزولهای دیگری ذکر شده که کم و بیش با شان نزول فوق شباهت دارد (تفسیر تبیان، و طبرسی، و المنار) .
تفسیر:
تسلیم در برابر حق
گرچه شان نزول خاصی در بالا برای آیه فوق نقل شد ولی همانطور که بارها گفته ایم شان نزولهای خاص هیچگاه با عمومیت مفهوم آیه منافات ندارد، و به همین دلیل این آیه می تواند مکمل بحث آیات قبل نیز بوده باشد.
در این آیه خداوند سوگند یاد کرده که افراد، ایمان واقعی در صورتی خواهند داشت که پیامبر ص را در اختلافات خود به داوری بطلبند و به بیگانگان مراجعه ننمایند (فَلاٰ وَ رَبِّکَ لاٰ یُؤْمِنُونَ حَتّٰی یُحَکِّمُوکَ فِیمٰا شَجَرَ بَیْنَهُمْ) (1) سپس می فرماید: “نه فقط به داوری را به نزد تو آورند بلکه هنگامی که تو در میان آنها حکمی کردی، خواه به سود آنها باشد یا به زیان آنها، علاوه بر اینکه اعتراض نکنند در دل خود نیز احساس ناراحتی ننمایند و کاملا تسلیم باشند” (ثُمَّ لاٰ یَجِدُوا فِی أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمّٰا قَضَیْتَ وَ یُسَلِّمُوا تَسْلِیماً) .
(1)
گرچه ناراحتی درونی از قضاوتهایی که احیانا به زیان انسان است غالبا اختیاری نیست، ولی با تربیتهای اخلاقی و پرورش روح تسلیم در برابر حق و عدالت و توجه به موقعیت واقعی پیامبر ص حالتی در انسان پیدا می شود که هیچگاه از داوری پیامبر ص و حتی دانشمندانی که جانشینان او هستند هرگز ناراحت نخواهد
ص: 454
1- 1) -“شجر”در اصل از ماده“شجر” (بر وزن قمر) به معنی“درخت”گرفته شده و از آنجا که در مشاجره و نزاع، یک نوع آشفتگی و بهم پیچیدگی همانند پیچیدگی شاخه های درختان به یکدیگر آشکار می شود به معنی نزاع و کشمکش آمده است، و در آیه فوق به همین معنی استعمال شده است.
شد، و به هر حال مسلمانان واقعی موظفند روح تسلیم در برابر حق را در خود پرورش دهند.
در آیه فوق نشانه های ایمان واقعی و راسخ در سه مرحله بیان شده است:
1-در تمامی موارد اختلاف خواه بزرگ باشد یا کوچک، به قضاوت و داوری پیامبر ص که از حکم الهی سرچشمه می گیرد مراجعه کنند، نه به طاغوت و داوران باطل.
2-هیچگاه در برابر قضاوتها و فرمانهای پیامبر ص که همان فرمان خدا است حتی در دل خود احساس ناراحتی نکنند، و به داوری ها و احکام او بدبین نباشند.
3-در مقام عمل نیز آن را دقیقا اجرا کنند و به طور کامل تسلیم حق باشند.
روشن است قبول یک مکتب و فرمانهای آن در مواردی که به سود انسان تمام می شود دلیل بر ایمان به آن مکتب نیست بلکه آنجا که ظاهرا به زیان انسان است اما در واقع مطابق با حق و عدالت است اگر پذیرفته شود، نشانه ایمان است.
در حدیثی که از امام صادق ع در کتاب کافی در تفسیر این آیه نقل شده چنین می خوانیم: “اگر جمعیتی خدا را بپرستند، نماز را بپا دارند، زکات را بپردازند، روزه ماه رمضان و حج را بجا آورند، ولی نسبت به کارهایی که پیامبر ص انجام داده با سوء ظن بنگرند و یا بگویند: اگر او فلان کار را انجام نداده بود بهتر بود، آنها در حقیقت مؤمنان واقعی نیستند”سپس آیه فوق را امام ع تلاوت فرمود، بعد فرمود: “بر شما باد که در مقابل خدا و حق همیشه تسلیم باشید”.
از آیه فوق در ضمن دو مطلب مهم استفاده می شود:
1-آیه یکی از دلائل معصوم بودن پیامبر ص است زیرا دستور به تسلیم مطلق از نظر گفتار و کردار در برابر همه فرمانهای پیامبر ص و حتی تسلیم قلبی در برابر او، نشانه روشنی بر این است که او در احکام و فرمانها و داوریهایش نه اشتباه می کند و نه عمدا چیزی بر خلاف حق می گوید، معصوم از خطاست و هم
ص: 455
معصوم از گناه.
2-آیه فوق هر گونه اجتهاد در مقام نص پیامبر ص و اظهار عقیده را در مواردی که حکم صریح از طرف خدا و پیامبر ص در باره آن رسیده باشد نفی میکند، بنا بر این اگر در تواریخ اسلامی می بینیم که گاهی بعضی از افراد در برابر حکم خدا و پیامبر ص اجتهاد و یا اظهار نظر می کردند و مثلا می گفتند پیامبر چنین گفته و ما چنین می گوئیم، باید قبول کنیم که عمل آنها بر خلاف صریح آیه فوق است.
