[سوره النساء (4) : آیات 66 تا 68]
اشاره
وَ لَوْ أَنّٰا کَتَبْنٰا عَلَیْهِمْ أَنِ اُقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ أَوِ اُخْرُجُوا مِنْ دِیٰارِکُمْ مٰا فَعَلُوهُ إِلاّٰ قَلِیلٌ مِنْهُمْ وَ لَوْ أَنَّهُمْ فَعَلُوا مٰا یُوعَظُونَ بِهِ لَکٰانَ خَیْراً لَهُمْ وَ أَشَدَّ تَثْبِیتاً (66) وَ إِذاً لَآتَیْنٰاهُمْ مِنْ لَدُنّٰا أَجْراً عَظِیماً (67) وَ لَهَدَیْنٰاهُمْ صِرٰاطاً مُسْتَقِیماً (68)
ترجمه:
66- (ما تکلیف مشکلی بر دوش آنها ننهادیم) اگر (همانند بعضی از امم پیشین) به آنها دستور میدادیم یکدیگر را به قتل برسانند و یا از وطن و خانه خود بیرون روند تنها عده کمی از آنها عمل می کردند، و اگر اندرزهایی را که به آنان داده میشد انجام میدادند به سود آنها بود و موجب تقویت ایمان آنها می گردید.
67-و در این صورت پاداش بزرگی از ناحیه خود به آنها میدادیم.
68-و آنها را به راه راست هدایت میکردیم.
تفسیر:
در اینجا برای تکمیل بحث گذشته در باره کسانی که از داوری های عادلانه پیامبر ص گاهی احساس ناراحتی می کردند اشاره به پاره ای از تکالیف طاقت-
ص: 456
فرسای امم پیشین کرده و می گوید:
“ما تکلیف شاق و مشکلی بر دوش اینها نگذاشتیم، اگر همانند بعضی از امم پیشین (مانند یهود که پس از بت پرستی و گوساله پرستی به آنها دستور داده شد که یکدیگر را به کفاره این گناه بزرگ به قتل برسانند و یا از وطن مورد علاقه خود بیرون روند) به اینها نیز چنین دستور سنگین و سختی را می دادیم، چگونه در برابر انجام آن طاقت می آوردند، اینها که در باره آبیاری کردن یک نخلستان و داوری پیامبر ص نسبت به آن، تسلیم نیستند، چگونه می توانند از عهده آزمایشهای دیگر در آیند “مسلما اگر چنان دستوری به آنها می دادیم که یکدیگر را بکشید یا از وطن خود خارج شوید، تنها عده کمی از آنها آن را انجام می دادند”.
(وَ لَوْ أَنّٰا کَتَبْنٰا عَلَیْهِمْ أَنِ اقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ أَوِ اخْرُجُوا مِنْ دِیٰارِکُمْ مٰا فَعَلُوهُ إِلاّٰ قَلِیلٌ مِنْهُمْ) .
به گفته بعضی از مفسران، مسئله”تن در دادن به کشته شدن“و”خارج شدن از وطن“، از جهاتی شبیه به یکدیگرند، زیرا بدن وطن روح آدمی است، همانطور که وطن همانند جسم انسان است، هم ترک وطن جسم، کار مشکلی است و هم چشم پوشی از وطنی که زادگاه و جایگاه انسان است.
سپس می فرماید: “اگر آنها اندرزهای خدا و پیامبر ص را بپذیرند هم به سودشان است، و هم باعث تقویت ایمان آنها است”، (وَ لَوْ أَنَّهُمْ فَعَلُوا مٰا یُوعَظُونَ بِهِ لَکٰانَ خَیْراً لَهُمْ وَ أَشَدَّ تَثْبِیتاً) .
جالب توجه اینکه در این آیه، از فرمان ها و احکام الهی تعبیر به موعظه و اندرز شده است، اشاره به اینکه احکام مزبور چیزی نیست که به سود فرمان- دهنده (خداوند) بوده باشد، بلکه در حقیقت اندرزهایی است که به سود خود شما است، و لذا بلا فاصله می فرماید اطاعت اینها هم به سود شما است و هم موجب تقویت ایمان شما می گردد.
به این نکته نیز باید توجه داشت که آخر آیه می گوید: “هر قدر انسان
ص: 457
در مسیر اطاعت فرمان خدا گام بردارد ثبات و استقامت او بیشتر می شود”در واقع اطاعت فرمان یک نوع ورزش روحی برای انسان است که ادامه و تکرار آن همانند ورزشهای جسمانی روز بروز قوت و قدرت و ثبات و استحکام بیشتری می آفریند، و تدریجا انسان به جایی می رسد که هیچ قدرتی نمی تواند بر نیروی ایمان او غلبه کند و او را بفریبد. در آیه بعد سومین فایده تسلیم و اطاعت در برابر خدا را بیان کرده، می گوید:
“در این هنگام (علاوه بر آنچه گفته شد) پاداش عظیمی نیز به آنها خواهیم داد” (وَ إِذاً لَآتَیْنٰاهُمْ مِنْ لَدُنّٰا أَجْراً عَظِیماً) . و در آخرین آیه از آیات فوق به چهارمین نتیجه اشاره کرده می فرماید:
“ما آنها را به راه راست هدایت می کنیم” (وَ لَهَدَیْنٰاهُمْ صِرٰاطاً مُسْتَقِیماً) .
روشن است که منظور از این هدایت، راهنمایی به اصل دین و آئین نیست بلکه الطاف تازه ای است که از طرف خداوند به صورت هدایت ثانوی و به عنوان پاداشی به این گونه افراد شایسته داده می شود، و مانند چیزی است که در آیه 17 سوره”محمد“ (ص) به آن اشاره شده است وَ الَّذِینَ اهْتَدَوْا زٰادَهُمْ هُدیً: “کسانی که در راه هدایت گام بردارند، خداوند هدایت آنها را بیشتر می کند”.
در روایتی نقل شده که هنگامی که آیه”و لَوْ أَنّٰا کَتَبْنٰا عَلَیْهِمْ أَنِ اقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ … “ نازل گردید، یکی از مسلمانان با ایمان گفت: به خدا سوگند اگر چنین دستورهای سنگینی از طرف خدا به ما داده می شد، حتما انجام می دادیم، ولی شکر خدا را که از چنین دستوری معاف شده ایم، این سخن به پیامبر (ص) رسید فرمود:
ان من امتی لرجالا الایمان اثبت فی قلوبهم من الجبال الرواسی:
“بعضی از پیروان من چنانند که ایمان در دلهای آنها پابرجاتر است از کوه های محکم!” (1)
(1)
ص: 458
1- 1) -تفسیر فی ظلال جلد دوم صفحه 428.
