User Tools

Site Tools


nemoone:نبا:آیات_38_تا_40

[سوره النبإ (78) : آیات 38 تا 40]

اشاره

یَوْمَ یَقُومُ اَلرُّوحُ وَ اَلْمَلاٰئِکَهُ صَفًّا لاٰ یَتَکَلَّمُونَ إِلاّٰ مَنْ أَذِنَ لَهُ اَلرَّحْمٰنُ وَ قٰالَ صَوٰاباً (38) ذٰلِکَ اَلْیَوْمُ اَلْحَقُّ فَمَنْ شٰاءَ اِتَّخَذَ إِلیٰ رَبِّهِ مَآباً (39) إِنّٰا أَنْذَرْنٰاکُمْ عَذٰاباً قَرِیباً یَوْمَ یَنْظُرُ اَلْمَرْءُ مٰا قَدَّمَتْ یَدٰاهُ وَ یَقُولُ اَلْکٰافِرُ یٰا لَیْتَنِی کُنْتُ تُرٰاباً (40)

ترجمه:

38-اینها در آن روز واقع می شود که“روح”و“ملائکه”در یک صف قیام می کنند، و هیچیک جز به اذن خداوند رحمان سخن نمی گویند: و آن گاه که می گویند صواب می گویند.

39-آن روز حق است، هر کس بخواهد راهی به سوی پروردگارش بر می گزیند.

40-و ما شما را از عذاب نزدیکی بیم می دهیم، این عذاب در روزی خواهد بود که انسان آنچه را از قبل با دستهای خود فرستاده می بیند، و کافر می گوید: “ای کاش خاک بودم”!

تفسیر:

کافران می گویند ای کاش خاک بودیم!

در آیات گذشته قسمتهای قابل ملاحظه ای از کیفرها و مجازاتهای طغیانگران و مواهب و پاداشهای پرهیزگاران در روز رستاخیز بیان شد.

ص: 55

در آیات مورد بحث به معرفی آن روز بزرگ پرداخته، بخشی از اوصاف آن روز و حوادث آن را شرح می دهد، می فرماید:

“اینها همه در روزی واقع می شود که روح و تمام ملائکه در یک صف بپا می خیزند، و هیچیک جز به اذن خداوند رحمن سخن نمی گویند، و آن کس که سخن می گوید جز صواب و حق نمی گوید” (یَوْمَ یَقُومُ الرُّوحُ وَ الْمَلاٰئِکَهُ صَفًّا لاٰ یَتَکَلَّمُونَ إِلاّٰ مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمٰنُ وَ قٰالَ صَوٰاباً) (1) .

(1)

بدون شک قیام“روح”و“فرشتگان”در آن روز در یک صف، و سخن نگفتن جز به اذن خداوند رحمن، فقط برای اجرای فرمان او است، آنها در این جهان نیز“مدبرات امر” و مجری فرمانهای او هستند، و در عالم آخرت این امر آشکارتر و واضحتر و گسترده تر خواهد بود.

در اینکه مراد از“روح”در اینجا چیست؟ مفسران تفسیرهای زیادی ذکر کرده اند که در بعضی از تفاسیر به هشت احتمال بالغ می شود (2) که مهمتر از همه تفسیرهای زیر است:

(2)

1-منظور مخلوقی است غیر از فرشتگان و برتر از همه آنها.

2-منظور“جبرئیل”امین پیک وحی خدا و واسطه میان او و پیامبران است، که بزرگترین فرشتگان می باشد.

3-منظور“ارواح انسانها”است که همراه فرشتگان بپا می خیزند.

4-فرشته ای است بالاتر از همه فرشتگان و برتر از جبرئیل، و هم او بود که با انبیاء و امامان معصوم همراه بوده و هست.

ص: 56

1- 1) بسیاری از مفسران معتقدند که“یوم”در این آیه ظرف است و متعلق به فعل “لا یملکون”در آیه قبل است، این احتمال نیز وجود دارد که به تمام آنچه در آیات قبل آمده است متعلق باشد، و در تقدیر چنین است“کل ذلک یکون یوم یقوم الروح”.

2- 2) “تفسیر قرطبی”جلد 10 صفحه 6977.

قابل توجه اینکه“روح”در قرآن مجید گاه به صورت مطلق، و بدون هیچ قید ذکر شده، و در این حال غالبا در برابر“ملائکه”قرار گرفته مانند: تَعْرُجُ الْمَلاٰئِکَهُ وَ الرُّوحُ إِلَیْهِ: “فرشتگان و روح به سوی او بالا می روند” (معارج-4) . تَنَزَّلُ الْمَلاٰئِکَهُ وَ الرُّوحُ فِیهٰا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ: “در شب قدر ملائکه و روح به فرمان پروردگارشان با هر چیزی نازل می شوند” (قدر-4) .

در این دو آیه“روح”بعد از“ملائکه”ذکر شده، و در آیه مورد بحث قبل از“ملائکه”، البته ممکن است این جدا شدن به عنوان یک فرد مشخص و بزرگ بوده باشد، و به اصطلاح ذکر“عام”بعد از“خاص”یا ذکر“خاص”بعد از “عام”است.

اما در بسیاری از آیات، “روح”با اضافه یا وصفی آمده است، مانند “روح القدس”در آیه قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِنْ رَبِّکَ بِالْحَقِّ: “بگو روح القدس این قرآن را از سوی پروردگارت به حق نازل کرد” (نحل-102) یا آیه نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِینُ قرآن را“روح الامین”نازل کرده“ (شعرا-193) .

در بعضی از آیات خداوند”روح“را به خودش اضافه فرمود، می فرماید:

” وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی “: “در آدم از روح خودم دمیدم” (روح شریفی که به خاطر شرافت به ذات مقدس او اضافه شده) ” (حجر 29) و در جای دیگر می فرماید: فَأَرْسَلْنٰا إِلَیْهٰا رُوحَنٰا: “ما به سوی مریم روح خود را فرستادیم” (مریم-17) .

به نظر می رسد که“روح”در این آیات که به صورتهای متفاوتی بیان شده معناهای متفاوتی داشته باشد که شرح هر کدام در ذیل همان آیات بیان شده است.

ولی آنچه از میان تفاسیر مختلف نسبت به آیه مورد بحث مناسبتر به نظر می رسد این است که، منظور از“روح”در اینجا یکی از فرشتگان بزرگ الهی

ص: 57

است که بر طبق بعضی از روایات حتی از جبرئیل برتر است، چنان که در حدیثی از امام صادق ع می خوانیم: هو ملک اعظم من جبرائیل و میکائیل:

“او فرشته ای است بزرگتر از جبرئیل و میکائیل” (1) .

(1)

و در تفسیر“علی بن ابراهیم”نیز آمده است:

الروح ملک اعظم من جبرئیل و میکائیل و کان مع رسول اللّٰه و هو مع الأئمه ع: “روح فرشته ای است برتر از جبرئیل و میکائیل و او با رسول اللّٰه همراه بود و با امامان نیز همراه است” (2) .

(2)

هر چند در بعضی از روایات در تفاسیر اهل سنت از پیغمبر اکرم ص نقل شده که فرمود:

الروح جند من جنود اللّٰه لیسوا بملائکه لهم رؤس و ایدی و ارجل، ثم قرا یَوْمَ یَقُومُ الرُّوحُ وَ الْمَلاٰئِکَهُ صَفًّا، قال هؤلاء جند و هؤلاء جند:

“روح لشکری از لشکریان خدا است که ملائکه نیستند، آنها دارای سر و دست و پا می باشند، سپس پیامبر ص این آیه را تلاوت فرمود: یَوْمَ یَقُومُ الرُّوحُ وَ الْمَلاٰئِکَهُ صَفًّا سپس افزود: اینها لشکری هستند و آنها لشکر دیگری” (3) .

(3)

درباره روح انسان و تجرد و استقلال آن، بحثهای مشروح و مفصلی در جلد 12 صفحه 250 تا 269 (ذیل آیه 85 سوره اسراء) آورده ایم.

به هر حال همانگونه که اشاره شد این مخلوق بزرگ الهی خواه از فرشتگان باشد، یا موجود دیگری، در قیامت همراه ملائکه آماده اطاعت فرمان او هستند، و چنان هول و اضطراب محشر همه را فرا گرفته که هیچکس را یارای سخن گفتن نیست، و آن گاه که ذکری یا سخنی بگویند یا شفاعتی کنند تنها به اذن

ص: 58

1- 1) “مجمع البیان”جلد 10 صفحه 427.

2- 2) تفسیر“علی بن ابراهیم”جلد 2 صفحه 402.

3- 3) تفسیر“در المنثور”جلد 6 صفحه 309.

پروردگار است، حمد و ثنای او می گویند و یا شفاعت برای آنها که شایسته شفاعتند.

در حدیثی آمده است از امام صادق ع درباره این آیه سؤال کردند، فرمود: نحن و اللّٰه الماذون لهم یوم القیامه و القائلون: “به خدا سوگند در روز قیامت به ما اجازه داده می شود و سخن می گوئیم”.

راوی سؤال می کند در آن روز شما چه می گوئید؟ فرمود:

نمجد ربنا، و نصلی علی نبینا، و نشفع لشیعتنا، فلا یردنا ربنا:

“تمجید و ستایش پروردگارمان را می کنیم، و بر پیامبرمان درود می فرستیم، و برای پیروانمان شفاعت می کنیم، و خداوند شفاعت ما را رد نمی کند” (1) (2) .

(1)

(2)

از این روایت استفاده می شود که انبیاء و امامان معصوم نیز در صف فرشتگان و روح قرار می گیرند، و از کسانی که به آنها اجازه سخن گفتن و مدح و ثنای خداوند و شفاعت داده می شود آنها هستند.

تعبیر“صوابا”دلیل بر این است که اگر ملائکه و روح یا انبیاء و اولیاء برای کسانی شفاعت کنند آن هم روی حساب است و بی دلیل نیست.

* سپس اشاره به این روز بزرگ که هم روز قیام انسانها و هم فرشتگان، و هم یوم الفصل و روز کیفر طاغین و پاداش متقین است کرده می فرماید: “آن روز حق است” (ذٰلِکَ الْیَوْمُ الْحَقُّ) . “حق”به معنی چیزی است که ثابت است، واقعیت دارد و تحقق می یابد، و این معنی درباره قیامت کاملا صادق است، بعلاوه روزی است که“حق”هر کس ص: 59 1- 1) “مجمع البیان”جلد 10 صفحه 427. 2- 2) درباره“شفاعت”و شرائط و ویژگیها و فلسفه آن، و همچنین پاسخ ایرادها و اشکالات مربوط به آن بحثهای مشروحی در جلد اول ذیل آیه 48 سوره بقره داشته ایم. به او داده می شود، حقوق مظلومان از ظالمان گرفته خواهد شد، و“حقایق”و اسرار درون به ظهور می پیوندد، بنا بر این روزی است به تمام معنی حق. و چون توجه به این واقعیت می تواند مؤثرترین انگیزه انسان برای حرکت به سوی پروردگار، و اطاعت فرمان او گردد، بلافاصله می افزاید: “پس هر کسی بخواهد راهی به سوی پروردگارش می گزیند، و به سوی او باز می گردد” (فَمَنْ شٰاءَ اتَّخَذَ إِلیٰ رَبِّهِ مَآباً) . یعنی تمام اسباب این حرکت الهی فراهم است، راه و چاه ارائه شده، انبیا به قدر کافی ابلاغ فرمان حق کرده اند، عقل انسانی نیز که پیامبری از درون او است، سرنوشت طاغیان و پرهیزگاران نیز به خوبی تبیین شده، و“دادگاه”و “دادخواه”و“دادرس”نیز تعیین گردیده، تنها چیزی که باقیمانده تصمیم قاطع انسان است که با استفاده از اختیاری که خدا به او داده است راه را برگزیند و پیش رود. “ماب”به معنی“محل بازگشت”است، به معنی“طریق و راه”نیز آمده است. * سپس به عنوان تاکید روی مساله مجازات مجرمان، و بیان نزدیک بودن آن روز بزرگ در برابر کسانی که آن را دور، یا نسیه اش می پندارند، می افزاید:

“ما شما را از عذاب نزدیکی بیم می دهیم” (إِنّٰا أَنْذَرْنٰاکُمْ عَذٰاباً قَرِیباً) .

چرا که عمر دنیا هر قدر باشد در برابر عمر آخرت ساعتی بیش نیست، و نیز طبق ضرب المثل معروف عرب“هر چه قطعا می آید نزدیک است”کل ما هو آت قریب!و لذا در آیه 5 تا 7 معارج خداوند به پیامبرش می فرماید: فَاصْبِرْ صَبْراً جَمِیلاً إِنَّهُمْ یَرَوْنَهُ بَعِیداً وَ نَرٰاهُ قَرِیباً: “صبر کن صبری جمیل

ص: 60

و خالی از هر گونه جزع و فزع، آنها آن روز را دور می بینند و ما نزدیک می بینیم”.

امیر مؤمنان علی ع نیز در این زمینه، می فرماید:

کل آت قریب دان “هر چیزی که می آید قریب و نزدیک است” (1) .

(1)

چرا نزدیک نباشد در حالی که مایه اصلی عذاب الهی اعمال خود انسانها است که همیشه با آنها است“و جهنم هم اکنون کافران را احاطه کرده” وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِیطَهٌ بِالْکٰافِرِینَ (عنکبوت-54) .

* و از آنجا که در آن روز گروه عظیمی غرق حسرت و اندوه شده، نادم و پشیمان می گردند، حسرتی که به حالشان سودی نخواهد داشت و پشیمانی که نتیجه ای ندارد، به دنبال این هشدار می افزاید: “این عذاب روزی واقع می شود که انسان آنچه با دست خود از قبل فرستاده همه را می بیند، و کافر می گوید: ای کاش خاک بودم”: (یَوْمَ یَنْظُرُ الْمَرْءُ مٰا قَدَّمَتْ یَدٰاهُ وَ یَقُولُ الْکٰافِرُ یٰا لَیْتَنِی کُنْتُ تُرٰاباً) . جمعی از مفسران جمله“ینظر”را در این آیه به معنی“ینتظر” تفسیر کرده، و گفته اند منظور این است که انسان در آن روز در انتظار جزای اعمال خویش است. و بعضی آن را به معنی“نگریستن به نامه اعمال و ملاحظه حسنات و سیئات” دانسته اند. و نیز احتمال داده شده که منظور مشاهده پاداش و کیفر اعمال است. این تفسیرها همه از اینجا ناشی شده که آنها به مساله حضور و تجسم اعمال آدمی در آن روز کمتر توجه داشته اند، و الا با توجه به این واقعیت مفهوم آیه ص: 61 1- 1) “نهج البلاغه”خطبه 103. روشن است و نیاز به هیچگونه تقدیر و تاویلی ندارد. توضیح اینکه از آیات مختلف قرآن و روایات اسلامی استفاده می شود که اعمال انسان در آن روز به صورتهای مناسبی مجسم شده، و در برابر او ظاهر می شوند، او به راستی اعمال خویش را می بیند، و از مشاهده منظره اعمال بدش در وحشت و ندامت و حسرت فرو می رود، و از دیدن اعمال حسنه اش شاد و مسرور می گردد، و اصولا یکی از بهترین پاداشهای نیکوکاران، و یکی از بدترین کیفرهای بدکاران همین اعمال مجسم آنها است که همراهشان خواهد بود. در آیه 49 سوره کهف می خوانیم: وَ وَجَدُوا مٰا عَمِلُوا حٰاضِراً: “آنچه را انجام داده بودند حاضر می بینند”و در آخرین آیات سوره زلزال آمده است: فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقٰالَ ذَرَّهٍ خَیْراً یَرَهُ وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقٰالَ ذَرَّهٍ شَرًّا یَرَهُ: “هر کس به اندازه ذره ای کار نیک کرده باشد آن را می بیند، و هر کس به اندازه ذره ای کار بد کرده باشد آن را نیز می بیند”. و این از شگفتیهای عالم قیامت است که اعمال آدمی در آنجا مجسم می گردد و انرژیها تبدیل به ماده شده جان می گیرد. تعبیر به“ قَدَّمَتْ یَدٰاهُ ” (دو دست او آن را از پیش فرستاده) به خاطر آن است که انسان غالب کارها را با دست انجام می دهد، ولی مسلما منحصر به اعمال دست نیست، بلکه آنچه با زبان و چشم و گوش نیز انجام می دهد همه مشمول این قانون است. قرآن قبل از رسیدن آن روز به ما هشدار داده می گوید: “باید هر کس بنگرد که برای آن روز چه از پیش فرستاده”؟ “ وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ مٰا قَدَّمَتْ لِغَدٍ ” (حشر-18) . به هر حال کفار بعد از آنکه اعمال تمام عمر خود را همه در برابر خویش حاضر می بینند آن چنان در اندوه و حسرت فرو می روند که می گویند ای کاش ص: 62 خاک بودیم! ای کاش از آغاز از مرحله خاک فراتر نمی رفتیم، و از جمادی نامی، و از نامی حیوان و از حیوان سر از انسان بیرون نمی آوردیم. و ای کاش بعد از آنکه انسان شدیم و مردیم هرگز پس از مردن و خاک شدن زندگی تازه ای در رستاخیز نمی یافتیم! البته آنها می دانند که خاک هم از آنها بهتر است، چرا که خاک یک دانه می گیرد و گاه صدها دانه پس می دهد، خاک منبع انواع مواد غذایی و معادن و سایر برکات است، خاک بستر انسان و گاهواره زندگی او است، و بی آنکه کمترین ضرری داشته باشد آن همه فایده دارد، اما آنها یکی از فوائد خاک را ندارند ولی کان ضررهای بسیارند. آری کار انسانی که اشرف مخلوقات است گاه بر اثر کفر و گناه به جایی می رسد که آرزو می کند در صف یکی از موجودات بی روح و پست باشد. در آیات قرآن می خوانیم: کفار و مجرمان هنگامی که صحنه قیامت و دادرسی پروردگار و جزای اعمال را مشاهده می کنند، عکس العملهای مختلفی نشان می دهند که همگی حکایت از شدت تاثر و تاسف آنها می کند. گاه می گویند: “وای بر ما از این حسرت که در اطاعت فرمان خدا کوتاهی کردیم”: یٰا حَسْرَتیٰ عَلیٰ مٰا فَرَّطْتُ فِی جَنْبِ اللّٰهِ (زمر-56) و گاه می گویند: “خداوندا ما را به دنیا باز گردان تا عمل صالح کنیم” فَارْجِعْنٰا نَعْمَلْ صٰالِحاً (الم سجده-12) . و گاه می گویند: ای کاش خاک بودیم و هرگز زنده نمی شدیم“همانگونه که در آیات مورد بحث آمده است. *

ص: 63

نکته:

راه حل روشن برای مساله”جبر و اختیار“

این مساله از قدیمی ترین مسائلی است که در میان دانشمندان مطرح بوده گروهی طرفدار آزادی اراده انسان، و گروهی طرفدار جبر بوده اند و هر کدام دلائلی برای اثبات مقصد خود ذکر کرده اند.

ولی جالب این است که هم”جبریین“و هم”طرفداران اختیار“در عمل اصل اختیار و آزادی اراده را به رسمیت شناخته، و پذیرفته اند، یا به تعبیر دیگر تمام این جر و بحثها در دائره مباحث علمی بوده نه در مقام عمل، و این به خوبی نشان می دهد که اصل آزادی اراده و اختیار فطری همه انسانها است، و اگر پای وسوسه های مختلف پیش نیاید همه طرفدار اصل آزادی اراده اند.

این و جدان عمومی و فطرت همگانی که یکی از روشنترین دلائل اختیار است به صورتهای گوناگونی در زندگی انسان تجلی می کند زیرا اگر انسان خود را در اعمالش مجبور می دانست و اختیاری برای خود قائل نبود چرا:

1-گاه به خاطر اعمالی که انجام داده و یا به خاطر اعمالی که انجام نداده پشیمان می شود، و تصمیم می گیرد در آینده از تجربه گذشته استفاده کند، “این حالت ندامت برای طرفداران عقیده جبر فراوان است، اگر اختیاری در کار نیست ندامت چرا؟! 2-بدکاران را همه ملامت و سرزنش می کنند، اگر جبر است سرزنش چرا؟ .

3-نیکوکاران را مدح و تمجید و ستایش می نمایند.

4-در تربیت و تعلیم فرزندان می کوشند تا آنها سعادتمند شوند، و اگر همه مجبورند تعلیم چه مفهومی دارد؟

ص: 64

5-برای بالا بردن سطح اخلاق جامعه همه دانشمندان بدون استثنا تلاش دارند.

6-انسان از خطاهای خود توبه می کند، با قبول اصل جبر توبه معنی ندارد.

7-انسان بر کوتاهی هایی که کرده حسرت می خورد، چرا؟ 8-در تمام دنیا بدکاران و مجرمان را محاکمه می کنند و آنها را تحت بازپرسی شدید قرار می دهند، کاری که از اختیار بیرون است بازپرسی و محاکمه ندارد.

9-در همه دنیا و میان تمام اقوام اعم از خداپرستان و مادیین برای مجرمان مجازات قائلند، مجازات بر کاری که مجبور بوده؟! 10-حتی طرفداران مکتب جبر هنگامی که کسی به منافع و حیثیت آنها تجاوز کند فریاد می کشند و او را مقصر می شمارند و به دادگاه می کشانند! خلاصه اگر راستی انسان از خود اختیاری ندارد، پشیمانی چه معنی دارد؟ ملامت و سرزنش برای چیست؟ آیا می شود کسی را که دستش بی اختیار مرتعش و لرزان است ملامت کرد؟ چرا نیکوکاران را مدح و تشویق می کنند، مگر از خود اختیاری داشته اند که با تشویق به کار نیک ادامه دهند؟ اصولا با پذیرش تاثیر تعلیم و تربیت جبر مفهوم خود را از دست خواهد داد و از این گذشته مسائل اخلاقی بدون قبول آزادی اراده ابدا مفهومی ندارد.

اگر ما در کارها مجبوریم توبه یعنی چه؟ حسرت خوردن چرا؟ محاکمه شخص مجبور از ظالمانه ترین کارها است، و مجازات او از محاکمه اش بدتر.

همه اینها نشان می دهد که اصل آزادی اراده، فطری همه انسانها و موافق

ص: 65

و جدان عمومی بشر است، نه تنها عوام که همه خواص و همه فلاسفه در عمل چنینند و حتی جبریها در عمل اختیاری هستند”الجبریون اختیاریون من حیث لا یعلمون”! و جالب اینکه قرآن مجید نیز کرارا روی همین مساله تکیه کرده نه تنها در آیات مورد بحث می فرماید: فَمَنْ شٰاءَ اتَّخَذَ إِلیٰ رَبِّهِ مَآباً: “هر کس بخواهد می تواند راهی را به سوی پروردگارش برگزیند”.

بلکه در آیات دیگر نیز روی مشیت و اراده انسان بسیار تکیه کرده است که ذکر همه آنها طولانی می شود تنها به سه آیه زیر اکتفاء می کنیم: إِنّٰا هَدَیْنٰاهُ السَّبِیلَ إِمّٰا شٰاکِراً وَ إِمّٰا کَفُوراً: “ما راه را به انسان نشان دادیم خواه پذیرا شود و شکرگزار گردد یا مخالفت کند و کفران نماید” (دهر-3) .

و در آیه 29 سوره کهف می فرماید فَمَنْ شٰاءَ فَلْیُؤْمِنْ وَ مَنْ شٰاءَ فَلْیَکْفُرْ:

“هر کس می خواهد ایمان بیاورد و هر کس نمی خواهد راه کفر پیش گیرد” (ولی بدانند ما برای کافران آتش عظیمی فراهم ساخته ایم) .

و نیز در آیه 29 دهر می خوانیم: إِنَّ هٰذِهِ تَذْکِرَهٌ فَمَنْ شٰاءَ اتَّخَذَ إِلیٰ رَبِّهِ سَبِیلاً: “این تذکری است، هر کس بخواهد راهی به سوی پروردگارش انتخاب می کند”.

سخن درباره مساله جبر و تفویض بسیار طولانی است و در این زمینه کتابها یا مقاله ها نوشته شده، آنچه در بالا گفته شد تنها نگاهی به این مساله از زاویه “قرآن”و“و جدان”بود، و این کلام را با یادآوری یک“نکته مهم”پایان می دهیم:

طرفداری گروهی از مساله جبر تنها به خاطر پاره ای از مشکلات فلسفی و استدلالی نبوده بلکه عوامل مهم روانی و اجتماعی دیگری بدون شک در پیدایش و ادامه این عقیده دخالت داشته است.

ص: 66

بسیاری از افراد عقیده به“جبر”یا“سرنوشت جبری”یا“قضا و قدر”به معنی جبری آن را که همه ریشه های مشترکی دارند به خاطر فرار از زیر بار مسئولیتها پذیرفته اند یا این عقیده را پوششی برای شکستها و ناکامیهای خود که بر اثر کوتاهی و سهل انگاری حاصل شده قرار داده اند.

و یا پوششی برای هوسهای سرکش خویش که“می خوردن ما را حق ز ازل می دانسته و ما برای این می می خوریم که علم خداوند جهل نشود!” گاه استعمارگران برای درهم کوبیدن مقاومت مردم، و خاموش کردن آتش قهر ملتها با توسل به این عقیده خود را بر همه تحمیل می کردند که سرنوشت شما از اول همین بوده و غیر تسلیم و رضا کو چاره ای؟! با قبول این مکتب اعمال همه جنایتکاران موجه می شود، و گناه همه گنهکاران توجیه منطقی می یابد، و فرقی میان مطیع و مجرم باقی نخواهد ماند.

***خداوندا!ما را از این عقاید انحرافی و پی آمدهای آن حفظ فرما.

پروردگارا!آن روز که جهنم مرصاد طاغین، و بهشت مفاز متقین می شود، چشم امید همه ما به لطف تو دوخته است.

بارالها!آن روز که همه اعمالمان را با چشم خود می بینیم ما را شرمنده و شرمسار مفرما آمین یا رب العالمین پایان سوره نبا

ص: 67

ص: 68

nemoone/نبا/آیات_38_تا_40.txt · Last modified: 2024/12/07 17:08 by 127.0.0.1

Donate Powered by PHP Valid HTML5 Valid CSS Driven by DokuWiki