User Tools

Site Tools


nemoone:نبا:آیات_21_تا_30

[سوره النبإ (78) : آیات 21 تا 30]

اشاره

إِنَّ جَهَنَّمَ کٰانَتْ مِرْصٰاداً (21) لِلطّٰاغِینَ مَآباً (22) لاٰبِثِینَ فِیهٰا أَحْقٰاباً (23) لاٰ یَذُوقُونَ فِیهٰا بَرْداً وَ لاٰ شَرٰاباً (24) إِلاّٰ حَمِیماً وَ غَسّٰاقاً (25) جَزٰاءً وِفٰاقاً (26) إِنَّهُمْ کٰانُوا لاٰ یَرْجُونَ حِسٰاباً (27) وَ کَذَّبُوا بِآیٰاتِنٰا کِذّٰاباً (28) وَ کُلَّ شَیْءٍ أَحْصَیْنٰاهُ کِتٰاباً (29) فَذُوقُوا فَلَنْ نَزِیدَکُمْ إِلاّٰ عَذٰاباً (30)

ترجمه:

21-جهنم کمینگاهی است بزرگ! 22-و محل بازگشتی برای طغیانگران! 23-مدتهای طولانی در آن می مانند.

ص: 37

24-در آنجا نه چیز خنکی می چشند، و نه نوشیدنی گوارایی.

25-جز آبی سوزان و مایعی از چرک و خون! 26-این مجازاتی است موافق و مناسب (اعمال آنها) .

27-چرا که امیدی به حساب نداشتند.

28-و آیات ما را به کلی تکذیب کردند.

29-و ما همه چیز را احصا و ثبت کرده ایم.

30-پس بچشید که چیزی جز عذاب بر شما نمی افزائیم.

تفسیر:

جهنم کمینگاه بزرگ!

بعد از بیان بعضی از دلائل معاد، و قسمتی از حوادث رستاخیز، به سراغ سرنوشت دوزخیان و بهشتیان می رود، نخست از“دوزخیان”شروع کرده، می فرماید: “جهنم کمینگاهی است” (إِنَّ جَهَنَّمَ کٰانَتْ مِرْصٰاداً) .

* “و محل بازگشت طغیانگران”! (لِلطّٰاغِینَ مَآباً) (1) . (1) * “مدتهای طولانی در آن می مانند” (لاٰبِثِینَ فِیهٰا أَحْقٰاباً) .

“مرصاد”اسم مکان است به معنی جایگاهی که در آن کمین می کنند، “راغب”در“مفردات”می گوید: “مرصد” (بر وزن مرقد) و“مرصاد” هر دو یک معنی دارند، با این تفاوت که“مرصاد”به مکانی گفته می شود که مخصوص کمین است.

ص: 38

1- 1) آیه محذوفی دارد و در تقدیر چنین است: کانت للطاغین مآبا.

بعضی نیز گفته اند“صیغه مبالغه”است، به معنی کسی که بسیار کمین می کند مانند“معمار”که به معنی شخصی است که بسیار عمران و آبادی می کند.

البته معنی اول هم مشهورتر است و هم مناسبتر، و در اینکه چه کسی در دوزخ در کمین طغیانگران است؟ گفته اند: فرشتگان عذاب، زیرا طبق آیه 71 سوره مریم، همه انسانها اعم از نیک و بد از کنار دوزخ، یا از بالای آن عبور می کنند، وَ إِنْ مِنْکُمْ إِلاّٰ وٰارِدُهٰا کٰانَ عَلیٰ رَبِّکَ حَتْماً مَقْضِیًّا در این گذرگاه عمومی و همگانی فرشتگان عذاب در کمینند و دوزخیان را می ربایند! و اگر به معنی“صیغه مبالغه”تفسیر کنیم خود دوزخ در کمین آنها قرار دارد و هر کدام از طغیانگران به آن نزدیک می شوند آنها را به سوی خود می کشاند و در کام خود فرو می برد، به هر حال از این گذرگاه عمومی احدی از سرکشان نمی توانند بگذرند، یا فرشتگان عذاب آنها را می ربایند، و یا جاذبه شدید جهنم.

“ماب”به معنی مرجع و محل بازگشت است، و گاه به معنی منزلگاه و قرارگاه می آید، و در اینجا به همین معنی است.

و اما“احقاب”جمع“حقب” (بر وزن قفل) به معنی مدت نامعلومی از زمان است، بعضی آن را به هشتاد سال، و بعضی هفتاد، و بعضی چهل سال تفسیر کرده اند، و چون از این تعبیر به هر حال استشمام می شود که دوزخیان مدتهایی طولانی در دوزخ می مانند، و سرانجام پایان می یابد، و این با آیات خلود و عذاب دائم تضاد دارد، هر کدام در تفسیر آن راهی را پوییده اند.

معروف میان مفسران این است که منظور از“احقاب”در اینجا این است که مدتهایی طولانی و سالیان دراز پی در پی می آید و می گذرد، بی آنکه پایان یابد، و هر زمانی که می گذرد زمان دیگری جانشین آن می شود.

در بعضی از روایات نیز آمده است که این آیه درباره گنهکارانی است که

ص: 39

سرانجام پاک می شوند و از دوزخ آزاد می گردند نه کافرانی که مخلد در آتشند (1) .

(1)

* سپس به گوشه کوچکی از عذابهای بزرگ جهنم اشاره کرده، می افزاید: “آنها در آنجا نه چیز خنکی می چشند که گرمای وحشتناک دوزخ را فرو نشاند و نه نوشیدنی گوارایی که عطش شدید آنها را تسکین بخشد” (لاٰ یَذُوقُونَ فِیهٰا بَرْداً وَ لاٰ شَرٰاباً) . * “جز آبی سوزان، و مایعی از چرک و خون” (إِلاّٰ حَمِیماً وَ غَسّٰاقاً) .

و جز سایه دودهای غلیظ و داغ و خفقان آور آتش که در آیه 43 سوره واقعه آمده است“” وَ ظِلٍّ مِنْ یَحْمُومٍ “.

“حمیم”به معنی آب بسیار داغ و”غساق“به معنی چرک و خونی است که از زخم جاری می شود، و بعضی آن را به معنی مایعات بد بو تفسیر کرده اند.

این در حالی است که بهشتیان از چشمه های گوارای شراب طهور به وسیله پروردگارشان سیراب می شوند” وَ سَقٰاهُمْ رَبُّهُمْ شَرٰاباً طَهُوراً “ (دهر-21) و نوشیدنیهایی در ظرفهای زیبای بهشتی است که مهر بر آن نهاده شده، مهری که از مشک است” خِتٰامُهُ مِسْکٌ “ (مطففین-26) ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا؟ * و از آنجا که ممکن است وجود این کیفرهای سخت و شدید در نظر بعضی عجیب آید، در آیه بعد می افزاید: “این مجازاتی است موافق و مناسب اعمال آنها” ص: 40 1- 1) “تفسیر نور الثقلین”جلد 5 صفحه 494 حدیث 23 و صفحه 495 حدیث 26. (جَزٰاءً وِفٰاقاً) (1) (1) . چرا چنین نباشد؟ در حالی که آنها در این دنیا قلبهای مظلومان را سوزاندند، روح و جان آنها را به آتش کشیدند و با ظلم و ستم و طغیان خود بر کسی رحم نکردند، سزاوار است که در آنجا کیفرشان چنان باشد، و نوشابه هایشان چنین! اصولا همانگونه که بارها تاکید کرده ایم از آیات قرآن استفاده می شود که حد اقل بسیاری از کیفرهای قیامت تجسمی است از اعمال دنیای انسانها، چنان که در سوره تحریم آیه 7 می خوانیم: یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ کَفَرُوا لاٰ تَعْتَذِرُوا الْیَوْمَ إِنَّمٰا تُجْزَوْنَ مٰا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ: “ای کافران امروز عذر مخواهید، چرا که جزای شما تنها اعمالی است که انجام می دادید” (که اکنون تجسم یافته و در برابر شما حضور پیدا کرده) . * سپس به توضیح علت این مجازات پرداخته، می فرماید: “این به خاطر آن است که آنها امیدی به حساب و ترسی از عقاب خداوند نداشتند” (إِنَّهُمْ کٰانُوا لاٰ یَرْجُونَ حِسٰاباً) .

و همین بی اعتنایی به حساب و روز جزا مایه طغیان و سرکشی و ظلم و ستم آنها شد، و آن ظلم و فساد چنین سرنوشت دردناکی را برای آنان فراهم ساخت.

در حقیقت عدم ایمان به حساب عاملی است برای طغیان، و آن هم عاملی است برای آن کیفرهای سخت.

توجه داشته باشید که”لا یرجون“از ماده”رجاء“هم به معنی”امید“

ص: 41

1- 1) “جزاء”منصوب است به عنوان”مفعول مطلق“برای فعل محذوفی که از قرینه کلام روشن می شود، و”وفاق“نیز معنی مصدری دارد، و صفت آن است و در تقدیر چنین است: یجازیهم جزاء ذا وفاق!

است و هم به معنی”عدم ترس و وحشت“اصولا انسان وقتی امید و انتظار کیفر داشته باشد طبعا می ترسد، و اگر نداشته باشد نمی ترسد و این دو لازم و ملزوم یکدیگرند، لذا آنان که امید به حساب نداشته باشند ترسی هم ندارند.

تعبیر به”ان“که برای تاکید است و”کانوا“که استمرار در ماضی را بیان می کند و”حسابا“که به صورت نکره بعد از نفی ذکر شده و معنی عموم را می دهد، همه بیانگر این واقعیت است که آنها مطلقا و هرگز هیچگونه انتظار و ترسی از حساب و کتاب نداشتند، یا به تعبیر دیگر حساب روز قیامت را به دست فراموشی سپرده، و از برنامه زندگی خود کاملا حذف کرده بودند، و طبیعی است که چنین افرادی، آلوده چنان گناهان عظیمی شوند، و سرانجام گرفتار این عذابهای سخت و دردناک.

* و لذا بلافاصله می افزاید: “آنها آیات ما را به کلی تکذیب کردند” (وَ کَذَّبُوا بِآیٰاتِنٰا کِذّٰاباً) (1) . (1) هوای نفس آن چنان بر آنها چیره شده بود که همه آیات بیدارگر الهی را شدیدا انکار کردند، تا به هوسهای سرکش خود ادامه دهند، و به خواسته ها و تمنیات نامشروع خویش لباس عمل بپوشاند. پیداست که آیات در اینجا معنی وسیع و گسترده ای دارد که همه آیات توحید و نبوت و تشریع و تکوین، و معجزات انبیا و احکام و سنن را شامل می شود، و با توجه به تکذیب اینهمه نشانه ها و آیات الهی که جهان تکوین و تشریع را پر ص: 42 1- 1) “کذاب” (به کسر کاف) یکی از صیغه های مصدر باب تفعیل، به معنی تکذیب است، بعضی از ارباب لغت نیز گفته اند: مصدر ثلاثی مجرد و معادل”کذب“است و به هر حال”مفعول مطلق“است برای”کذبوا“که برای تاکید آمده. کرده باید تصدیق کنیم که آن مجازات برای چنین اشخاصی جزاء وفاق و کیفر مناسب است. * سپس به عنوان هشدار به این طغیانگران، و هم برای تاکید بر مساله وجود موازنه میان”جرم“و”جریمه“و حاکمیت”جزای وفاق“می افزاید: “ما همه چیز را قطعا احصاء و ثبت کرده ایم” (وَ کُلَّ شَیْءٍ أَحْصَیْنٰاهُ کِتٰاباً) (1) .

(1)

تا گمان نکنید چیزی از اعمال شما بی حساب و مجازات می ماند، و نیز هرگز فکر نکنید این کیفرهای شدید غیر عادلانه است.

این حقیقت که تمام کارهای انسان اعم از کوچک و بزرگ، صغیر و کبیر، آشکار و پنهان، و حتی نیات و عقائد انسان، ثبت و ضبط می شود، در بسیاری از آیات قرآن منعکس است.

در یک جا می فرماید: وَ کُلُّ شَیْءٍ فَعَلُوهُ فِی الزُّبُرِ وَ کُلُّ صَغِیرٍ وَ کَبِیرٍ مُسْتَطَرٌ: “هر کاری را که انجام دادند در نامه های اعمالشان ثبت است و هر عمل کوچک و بزرگی نوشته می شود” (قمر-52 و 53) .

و در جای دیگر می فرماید: إِنَّ رُسُلَنٰا یَکْتُبُونَ مٰا تَمْکُرُونَ: “رسولان ما آنچه مکر می کنید می نویسند” (یونس-21) .

و در جای دیگر می خوانیم: وَ نَکْتُبُ مٰا قَدَّمُوا وَ آثٰارَهُمْ: “ما آنچه را از پیش فرستاده اند و همچنین تمام آثار آنها را می نویسیم” (یس-12) .

ص: 43

1- 1) در این آیه”کل“منصوب است به فعل مقدری که فعل مذکور یعنی”احصیناه“ دلالت بر آن دارد، و”کتابا“منصوب است به عنوان”مفعول مطلق“زیرا”احصینا“به معنی”کتبنا“می باشد، و بعضی آن را حال گرفته اند.

و لذا هنگامی که نامه اعمال مجرمان را به دست آنها می دهند فریادشان بلند می شود، می گویند: یٰا وَیْلَتَنٰا مٰا لِهٰذَا الْکِتٰابِ لاٰ یُغٰادِرُ صَغِیرَهً وَ لاٰ کَبِیرَهً إِلاّٰ أَحْصٰاهٰا: “ای وای بر ما!این چه کتابی است که هیچ کار کوچک و بزرگی نیست مگر اینکه آن را ثبت و شماره کرده است”؟! (کهف-49) .

بدون شک کسی که این واقعیت را با تمام قلبش باور کند در انجام کارها بسیار دقیق و حسابگر خواهد بود، و همین اعتقاد مانع بزرگی میان انسان و گناه ایجاد می کند و از عوامل مهم تربیت محسوب می شود.

* در آخرین آیه مورد بحث لحن سخن را تغییر داده، و از”غیبت“به”خطاب“ مبدل نموده، آنها را مخاطب ساخته، و ضمن جمله تهدیدآمیز و خشم آلود و تکان دهنده ای می فرماید: “پس بچشید که چیزی جز عذاب بر شما نمی افزائیم”! (فَذُوقُوا فَلَنْ نَزِیدَکُمْ إِلاّٰ عَذٰاباً) . هر چه فریاد کنید، “یا ویلتنا”بگوئید، تقاضای باز گشت به دنیا و جبران گناهان نمائید از شما مسموع نیست، و چیزی جز بر عذاب شما افزوده نخواهد شد. این جزای کسانی است که وقتی در مقابل دعوت پر مهر انبیای الهی به سوی ایمان و تقوی قرار می گرفتند، می گفتند: سَوٰاءٌ عَلَیْنٰا أَ وَعَظْتَ أَمْ لَمْ تَکُنْ مِنَ الْوٰاعِظِینَ: “برای ما یکسان است می خواهی اندرز ده، یا اندرز مده”! (شعراء -136) . و این جزای کسی است که وقتی آیات الهی برای او خوانده می شد”جز بر نفرتش چیزی نمی افزود“، (وَ مٰا یَزِیدُهُمْ إِلاّٰ نُفُوراً) (اسراء-41) . و بالآخره این است سزای کسی که از هیچ گناهی روی گردان نبود و به هیچ کار خیری علاقه نداشت. ص: 44 در حدیثی از پیغمبر گرامی اسلام ص نقل شده است که فرمود: هذه الایه اشد ما فی القرآن علی اهل النار: “این آیه شدیدترین آیه ای است که در قرآن مجید درباره دوزخیان آمده است”! (1) . (1) چگونه این چنین نباشد در حالی که خداوند غفور و رحیم آن چنان بر آنها خشمگین شده که آنها را با جمله ای که تمام درهای امید را به روی آنان می بندد مخاطب ساخته، و جز وعده افزودن عذاب چیزی به آنها نمی دهد. *

ص: 45

1- 1) تفسیر”کشاف“جلد 4 صفحه 690-این حدیث در تفسیر”صافی“ذیل آیه مورد بحث نیز آمده است، و همچنین در تفسیر”روح البیان“جلد 10 صفحه 307.

nemoone/نبا/آیات_21_تا_30.txt · Last modified: 2024/12/07 17:08 by 127.0.0.1

Donate Powered by PHP Valid HTML5 Valid CSS Driven by DokuWiki