[سوره المؤمنون (23) : آیات 99 تا 100]
اشاره
حَتّٰی إِذٰا جٰاءَ أَحَدَهُمُ اَلْمَوْتُ قٰالَ رَبِّ اِرْجِعُونِ (99) لَعَلِّی أَعْمَلُ صٰالِحاً فِیمٰا تَرَکْتُ کَلاّٰ إِنَّهٰا کَلِمَهٌ هُوَ قٰائِلُهٰا وَ مِنْ وَرٰائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلیٰ یَوْمِ یُبْعَثُونَ (100)
ترجمه:
99- (آنها هم چنان به راه غلط خود ادامه می دهند) تا زمانی که مرگ یکی از آنان فرا رسد می گوید: پروردگار من!مرا باز گردانید!.
100-شاید در آنچه ترک کردم (و کوتاهی نمودم) عمل صالحی انجام دهم (به او می گویند) چنین نیست، این سخنی است که او به زبان می گوید (و اگر باز گردد برنامه اش همچون سابق است) و پشت سر آنها برزخی است تا روزی که برانگیخته می شوند.
تفسیر:
تقاضای ناممکن!
در تعقیب بحثهایی که در آیات قبل پیرامون سرسختی مشرکان و گنهکاران در مسیر باطلشان گذشت، در آیات مورد بحث وضع دردناکشان را به هنگامی که در آستانه مرگ قرار می گیرند چنین توصیف می کند:
“آنها به این راه غلط خود هم چنان ادامه می دهند تا هنگامی که مرگ یکی از آنها فرا رسد” (حَتّٰی إِذٰا جٰاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ) (1) .
(1)
ص: 310
1- 1) “حتی”در حقیقت غایتی است برای جمله محذوفی که از عبارات گذشته فهمیده می شود، و در تقدیر چنین است: انهم یستمرون علی هذا الحال حَتّٰی إِذٰا جٰاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ “آنها بر این طریقه ادامه می دهند تا مرگشان فرا رسد”و این معنی از جمله “ نَحْنُ أَعْلَمُ بِمٰا یَصِفُونَ “که در دو آیه قبل آمده استفاده می شود (دقت کنید) .
در این هنگام که خود را در حال بریدن از این جهان و قرار گرفتن در جهان دیگر می بینند، پرده های غرور و غفلت از مقابل دیدگانشان کنار می رود گویی سرنوشت دردناک خویش را با چشم می بیند، عمر و سرمایه های از دست رفته و کوتاهی هایی را که در گذشته کرده و گناهانی را که مرتکب شده اند عواقب شوم آن را مشاهده می کنند، اینجا است که فریاد او بلند می شود و”می گوید: ای پروردگار من!مرا باز گردانید”! (قٰالَ رَبِّ ارْجِعُونِ) .
* مرا باز گردانید“شاید گذشته خود را جبران کنم و عمل صالحی در برابر آنچه ترک گفتم بجا آورم” (لَعَلِّی أَعْمَلُ صٰالِحاً فِیمٰا تَرَکْتُ) . اما از آنجا که قانون آفرینش چنین اجازه بازگشتی را به هیچکس، نه نیکوکار و نه بدکار، نمی دهد، به او چنین پاسخ داده می شود“نه!هرگز راه باز- گشتی وجود ندارد” (کَلاّٰ) . “این سخنی است که او به زبان می گوید” (إِنَّهٰا کَلِمَهٌ هُوَ قٰائِلُهٰا) . سخنی که هرگز از اعماق دلش با اراده و آزادی بر نخواسته است، این همان سخنی است که هر بدکاری به موقع گرفتار شدن در چنگال مجازات و هر قاتلی به هنگام دیدن چوبه دار می گوید و هر وقت امواج بلا فرو بنشیند باز همان برنامه سابق خود را ادامه می دهد. این شبیه چیزی است که در آیه 28 سوره انعام می خوانیم“ وَ لَوْ رُدُّوا لَعٰادُوا لِمٰا نُهُوا عَنْهُ ” (آنها اگر به حیات دنیا باز گردند باز به همان برنامه ها و روش خود ادامه می دهند) . و در پایان آیه، اشاره بسیار کوتاه و پر معنی به جهان اسرار آمیز برزخ کرده می گوید: “در پشت سر آنها تا روزی که برانگیخته می شوند برزخی وجود دارد” (وَ مِنْ وَرٰائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلیٰ یَوْمِ یُبْعَثُونَ) . ص: 311 *
نکته ها:
اشاره
1-مخاطب در جمله“ رَبِّ ارْجِعُونِ “کیست؟
با توجه به اینکه کلمه”رب”مخفف“ربی”به معنی“پروردگار من” می باشد، آغاز این جمله نشان می دهد مخاطب خداوند متعال است، ولی از آنجا که“ارجعون” (باز گردانید مرا) به صیغه“جمع”آمده، مخاطب نمی تواند خدا باشد، و جمع این دو تعبیر در جمله فوق سؤال انگیز شده است.
جمعی از مفسران معتقدند که مخاطب خداوند است و ذکر صیغه جمع در اینجا به عنوان احترام و تعظیم است، که در زبان فارسی ما نیز معمول است به مخاطب واحد، هنگام احترام“شما”می گوئیم، ولی با توجه به اینکه این تعبیر در زبان عربی، مخصوصا در اعصار گذشته، رائج نبوده، و در قرآن نیز نمونه ای برای آن دیده نمی شود، ضعف این تفسیر روشن است (1) .
(1)
جمع دیگری از مفسران گفته اند مخاطب در واقع فرشتگان مرگ و قبض ارواحند، و گفتن کلمه“رب”یک نوع استغاثه به درگاه خدا می باشد که در سخنان روز مره ما نیز فراوان است که وقتی انسان در بحرانی سخت قرار می گیرد نخست به درگاه خدا استغاثه می کند و بعد از مردم یاری می طلبد و فریاد می زند: “ای خدا!ای خدا!مرا نجات دهید، به کمک من بشتابید”.
این تفسیر صحیحتر به نظر می رسد.
* ص: 312 1- 1) بعضی از مفسران آیه 9 سوره قصص“قره عَیْنٍ لِی وَ لَکَ لاٰ تَقْتُلُوهُ “را که از زبان همسر فرعون به هنگام گرفتن قنداقه موسی از آب می باشد نمونه ای از این تعبیر دانسته اند، که در آغاز آن مخاطب فرعون است، و در دنباله آن، مخاطب اطرافیان او هستند که مامور قتل پسران بنی اسرائیل بودند (دقت کنید) . 2-تفسیر جمله” فِیمٰا تَرَکْتُ ” در آیات فوق خواندیم که کافران در آستانه مرگ تقاضا می کنند که آنها را بازگردانند تا“در آنچه ترک گفته اند”عمل صالح انجام دهند. بعضی معتقدند“ فِیمٰا تَرَکْتُ “در اینجا اشاره به اموالی است که از آنها به یادگار می ماند که در تعبیرات معمولی نیز از آن به”ترکه میت”تعبیر می شود. حدیثی که از امام صادق ع نقل شده است شاهدی بر این معنی است، آنجا که فرمود: من منع قیراطا من الزکاه فلیس بمؤمن و لا مسلم و هو قوله تعالی رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّی أَعْمَلُ صٰالِحاً فِیمٰا تَرَکْتُ: “کسی که قیراطی از زکات را ندهد نه مؤمن است و نه مسلمان و سخن خداوند” رَبِّ ارْجِعُونِ… “نیز همین را می گوید” (1) . (1) در حالی که بعضی دیگر معنی وسیعتری برای آن قائلند و“ما ترکت”را اشاره به تمام اعمال صالحی که ترک گفته می دانند، یعنی: خداوندا!مرا باز گردان تا اعمال صالحی را که ترک کرده ام جبران کنم، و حدیثی که در بالا نقل کردیم چنانچه از قبیل بیان مصداق روشن باشد منافاتی با این تفسیر وسیع و جامع ندارد و با توجه به اینکه این گونه افراد از تمام فرصتهایی که از دست داده اند پشیمان می شوند و میل دارند همه را جبران کنند، تفسیر دوم صحیحتر به نظر می رسد. ضمنا تعبیر به“لعل”در جمله“ لَعَلِّی أَعْمَلُ صٰالِحاً ” (شاید عمل صالحی انجام دهم) ممکن است اشاره به این باشد که این افراد آلوده و منحرف از وضع آینده خود نیز اطمینان کامل ندارند و کم و بیش می دانند که این ندامت و پشیمانی معلول شرائط خاصی است که در آستانه مرگ برای آنها پیدا شده است و ای بسا ص: 313 1- 1) کافی و ثواب الاعمال و من لا یحضره الفقیه (طبق نقل تفسیر نور الثقلین جلد 3 صفحه 552) . اگر باز گردند همان روش گذشته را ادامه خواهند داد و حقیقت نیز همین است. *
3-“کلا”در اینجا چه چیزی را نفی می کند؟
“کلا”کلمه ای است که در لغت عرب برای منع و جلوگیری و ابطال گفتار طرف مقابل می آید، و در واقع نقطه مقابل“ای” (آری) است که برای تصدیق می باشد.
در پاسخ سؤال فوق بعضی گفته اند: “کلا”نفی تقاضای کفار برای بازگشت به زندگی دنیا است، یعنی: راه بازگشت بسته شده و به هیچوجه امکان پذیر نیست.
بعضی دیگر گفته اند که این کلمه برای نفی ادعای آنها است که می گویند اگر ما به دنیا باز گردیم گذشته را جبران خواهیم کرد، خداوند می گوید: این یک ادعای بی اساس و تو خالی است و اگر آنها باز گردند برنامه همان برنامه پیشین است.
در عین حال هیچ مانعی ندارد که این کلمه اشاره به نفی هر دو معنی باشد.
ذکر این نکته نیز لازم است که این تقاضا و جواب گر چه در آیه فوق تنها در مورد مشرکان ذکر شده ولی مسلم است که اختصاص به آنها ندارد، بلکه تقاضای همه گنهکاران و ستمگران و آلودگان است که با دیدن سر نوشت دردناک خود در آستانه مرگ از گذشته پشیمان می شوند و تقاضای بازگشت می کنند اما دست رد بر سینه آنها می زنند.
* 4-جهان برزخ چیست؟ عالم برزخ چه عالمی است؟ و کجا است؟ و دلیل بر اثبات چنین عالمی که در میان دنیا و عالم آخرت قرار دارد چیست؟ ص: 314 آیا برزخ برای همه است یا برای گروه معینی؟ و بالآخره وضع حال مؤمنان و صالحان و نیز کافران و بدکاران در آنجا چگونه است؟ اینها سؤالاتی است که در این زمینه وجود دارد و در آیات و روایات اشاراتی به آن شده است و لازم است تا آنجا که وضع این کتاب اجازه می دهد به پاسخ آنها بپردازیم. واژه“برزخ”در اصل به معنی چیزی است که در میان دو شیء، حائل می شود و سپس به هر چیزی که میان دو امر قرار گیرد“برزخ”گفته شده است و روی همین جهت به عالمی که میان دنیا و عالم آخرت قرار گرفته، “برزخ” گفته می شود. دلیل بر وجود چنین جهانی که گاهی از آن تعبیر به“عالم قبر”و یا“عالم ارواح”می شود از طریق ادله نقلیه است آیات متعددی از قرآن مجید داریم که بعضی ظهور و بعضی صراحت در این معنی دارد. آیه مورد بحث (وَ مِنْ وَرٰائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلیٰ یَوْمِ یُبْعَثُونَ) ظاهر در وجود چنین عالمی است، هر چند بعضی خواسته اند کلمه برزخ را در این آیه به معنی مانعی برای بازگشت به این دنیا معرفی کنند و گفته اند مفهوم آیه این است که پشت سر انسان مانعی است که او را از بازگشت به این جهان منع می کند، ولی این معنی بسیار بعید به نظر می رسد، زیرا تعبیر به“ إِلیٰ یَوْمِ یُبْعَثُونَ ” (تا روز رستاخیز) دلیل بر این است که این برزخ در میان دنیا و آخرت قرار گرفته، نه میان انسان و دنیا. از آیاتی که“صریحا”وجود چنین جهانی را اثبات می کند آیات مربوط به حیات شهیدان است مانند وَ لاٰ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللّٰهِ أَمْوٰاتاً بَلْ أَحْیٰاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ: “هرگز گمان نکن کسانی که در راه خدا کشته شدند ص: 315 مردگانند آنها زنده اند و نزد پروردگارشان روزی داده می شوند” (آیه 169 سوره آل عمران) . در اینجا خطاب به پیامبر است، و در آیه 154 سوره بقره خطاب به همه مؤمنان کرده می گوید: وَ لاٰ تَقُولُوا لِمَنْ یُقْتَلُ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ أَمْوٰاتٌ بَلْ أَحْیٰاءٌ وَ لٰکِنْ لاٰ تَشْعُرُونَ. نه تنها در مورد مؤمنان عالیمقامی همچون شهیدان جهان برزخ وجود دارد بلکه درباره کفار طغیانگری همچون فرعون و یارانش نیز وجود برزخ صریحا در آیه 46 سوره مؤمن آمده است: اَلنّٰارُ یُعْرَضُونَ عَلَیْهٰا غُدُوًّا وَ عَشِیًّا وَ یَوْمَ تَقُومُ السّٰاعَهُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذٰابِ: “آنها (فرعون و یارانش) هر صبح و شام در برابر آتش قرار می گیرند و به هنگامی که روز قیامت بر پا می گردد فرمان داده می شود آل فرعون را در شدیدترین کیفرها وارد کنید. البته آیات دیگری را نیز برای این موضوع ذکر کرده اند که در صراحت و ظهور به پایه آیات فوق نمی رسد، تنها مطلبی که در آیات برزخ باید مورد توجه قرار گیرد این است که بجز آیه مورد بحث که مساله برزخ را به طور کلی بیان کرده، بقیه آنها مساله را به صورت خصوصی مثلا در مورد”شهداء“یا”آل فرعون“ طرح می کند. ولی روشن است که نه آل فرعون خصوصیتی دارند، که همانند آنها در جهان بسیار بوده، و نه شهیدان چرا که قرآن مجید گروهی از صالحان و خاصان را همطراز آنها شمرده، در آیه 69 سوره نساء پیامبران و صدیقان و شهداء و صالحان را در کنار هم قرار می دهد فَأُولٰئِکَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللّٰهُ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ وَ الصِّدِّیقِینَ وَ الشُّهَدٰاءِ وَ الصّٰالِحِینَ. درباره عمومی بودن یا نبودن برزخ سخنی داریم که در پایان این بحث ص: 316 به خواست خدا خواهد آمد. و اما از نظر روایات-در کتب معروف شیعه و اهل تسنن روایات فراوانی است که با تعبیرات مختلف و کاملا متفاوت از جهان برزخ و عالم قبر و ارواح و خلاصه جهانی که میان این عالم و عالم آخرت قرار دارد سخن می گوید: 1-در حدیث معروفی که در کلمات قصار در نهج البلاغه آمده است می خوانیم که علی ع هنگام مراجعت از جنگ صفین وقتی که نزدیک کوفه کنار قبرستانی که بیرون دروازه قرار داشت رسید، رو به سوی قبرها کرد و چنین گفت: یا اهل الدیار الموحشه و المحال المقفره و القبور المظلمه!یا اهل التربه! یا اهل الغربه!یا اهل الوحده!یا اهل الوحشه!انتم لنا فرط سابق و نحن لکم تبع لا حق، اما الدور فقد سکنت، و اما الازواج فقد نکحت و اما الاموال فقد قسمت، هذا خبر ما عندنا فما خبر ما عندکم؟ ثم التفت الی اصحابه فقال: اما لو اذن لهم فی الکلام لاخبروکم ان خیر الزاد التقوی: “ای ساکنان خانه های وحشتناک و مکانهای خالی و قبرهای تاریک!ای خاک نشینان!ای غریبان!ای تنهایان!ای وحشت زدگان!شما در این راه بر ما پیشی گرفتید و ما نیز به شما ملحق خواهیم شد، اگر از اخبار دنیا بپرسید به شما می گویم خانه هایتان را دیگران ساکن شدند، همسرانتان به نکاح دیگران در آمدند، و اموالتان تقسیم شد، اینها خبرهایی است که نزد ما است نزد شما چه خبر؟! سپس رو به یارانش کرد و فرمود: اگر به آنها اجازه سخن گفتن داده شود حتما به شما خبر می دهند که بهترین زاد و توشه برای این سفر پرهیزکاری است” (1) . (1) ص: 317 1- 1) نهج البلاغه کلمات قصار شماره 130. روشن است که تمام این تعبیرات را بر مجاز و کنایه نمی توان حمل کرد، بلکه همه آنها خبر از این واقعیت می دهد که انسان بعد از مرگ دارای یک نوع حیات برزخی است می فهمد و درک می کند و اگر اجازه سخن گفتن داشته باشد سخن هم می گوید. 2-در حدیث دیگری از اصبغ بن نباته از علی ع می خوانیم که روزی حضرت از کوفه خارج شد و به نزدیک سرزمین”غری“ (نجف) آمد و از آن گذشت اصبغ می گوید: ما به او رسیدیم در حالی که دیدیم روی زمین دراز کشیده است قنبر گفت: ای امیر مؤمنان اجازه نمی دهی عبایم را زیر پای شما پهن کنم؟ فرمود: نه اینجا سرزمینی است که خاکهای مؤمنان در آن قرار دارد و یا این کار تو مزاحمتی برای آنها است. اصبغ می گوید: عرض کردم خاک مؤمن را فهمیدم چیست؟ اما مزاحمت آنها چه معنی دارد؟ فرمود: یا بن نباته لو کشف لکم لرایتم ارواح المؤمنین فی هذا الظهر حلقا، یتزاورون و یتحدثون، ان فی هذا الظهر روح کل مؤمن و بوادی برهوت نسمه کل کافر: “ای فرزند نباته اگر پرده از مقابل چشم شما بر داشته شود ارواح مؤمنان را می بینید که در اینجا حلقه حلقه نشسته اند و یکدیگر را ملاقات می کنند و سخن می گویند اینجا جایگاه مؤمنان است و در وادی برهوت ارواح کافران (1) . (1) 3-در حدیث دیگری از امام علی بن الحسین ع می خوانیم: ان القبر اما روضه من ریاض الجنه، او حفره من حفر النار!: “قبر باغی است از باغهای بهشت یا گودالی از گودالهای جهنم”! (2) . (2) ص: 318 1- 1) بحار الانوار ج 6 ص 243. 2- 2) تفسیر نور الثقلین جلد 2 صفحه 553. 4-در حدیثی از امام صادق ع می خوانیم: که فرمود: البرزخ القبر، و هو الثواب و العقاب بین الدنیا و الآخره… و اللّٰه ما نخاف علیکم الا البرزخ: “برزخ همان عالم قبر است که پاداش و کیفر میان دنیا و آخرت است، به خدا ما بر شما نمی ترسیم مگر از برزخ”! (1) . (1) 5-در حدیث دیگری که در کتاب”کافی”نقل شده است بعد از ذکر این جمله می خوانیم راوی از امام سؤال کرد و ما البرزخ (برزخ چیست) امام فرمود: القبر منذ حین موته الی یوم القیامه (قبر از زمان مرگ تا روز قیامت ادامه دارد) (2) . (2) 6-در حدیث دیگری از امام صادق ع می خوانیم که شخصی خدمتش عرض کرد: جمعی نقل می کنند که ارواح مؤمنان بعد از مرگ در سینه پرندگان سبز رنگی قرار می گیرند که اطراف عرش الهی می گردند؟!امام فرمود: لا، المؤمن اکرم علی اللّٰه من ان یجعل روحه فی حوصله طیر و لکن فی ابدان کابدانهم: “چنین نیست، مؤمن نزد خدا گرامی تر از این است که روح او را در سینه پرنده ای محبوس کند، بلکه ارواح مؤمنین در بدنهایی همانند بدنهایشان قرار دارد” (3) . (3) این حدیث اشاره به قالب مثالی است که از جهاتی شباهت به این بدن مادی دارد ولی دارای یک نوع تجرد برزخی است. 7-باز در حدیث دیگری که در کتاب“کافی”نقل شده از امام صادق ع می خوانیم که در مورد ارواح مؤمنین از حضرتش سؤال کردند فرمود: فی حجرات فی الجنه یاکلون من طعامها و یشربون من شرابها و یقولون ربنا اقم لنا ص: 319 1- 1) تفسیر نور الثقلین جلد 2 صفحه 553. 2- 2) همان مدرک صفحه 554. 3- 3) کتاب کافی (طبق نقل بحار الانوار جلد ششم صفحه 268) . الساعه و انجز لنا ما وعدتنا: “آنها در حجره هایی از بهشت قرار دارند، از غذاهای بهشتی می خورند، و از نوشیدنیهایش می نوشند، و می گویند پروردگارا! هر چه زودتر قیامت را بر پا کن و به وعده هایی که به ما داده ای وفا فرما” (1) . (1) 8-در حدیث دیگری در همان کتاب از همان امام بزرگوار آمده است: هنگامی که یکی از مؤمنان از دنیا می رود، ارواح مؤمنین او را احاطه می کنند و از کسانی که در دنیا بوده اند و زنده اند یا مرده اند جستجو می کنند، اگر بگوید فلان کس از دنیا رفته اما او را نزد خود حاضر نمی بینند می گویند: حتما سقوط کرده (یعنی در دوزخ قرار گرفته!) (2) . (2) پیدا است که منظور از بهشت و جهنم در روایات فوق، بهشت و دوزخ برزخی است نه عالم قیامت که این دو با هم فرق بسیار دارند. خلاصه روایات در این زمینه بسیار زیاد است و در ابواب مختلف جمع آوری شده است که به قسمتی از ابواب آن اشاره می کنیم: روایات فراوانی که سخن از سؤال و فشار و عذاب قبر می گوید. روایاتی که از تماس ارواح با خانواده خود و مشاهده وضع حال آنها بحث می کند. روایاتی که از حوادث شب معراج و تماس پیامبر ص با ارواح انبیا و پیامبران سخن می گوید. روایاتی که می گوید: نتیجه کارهای نیک یا بدی که انسان در این جهان انجام داده بعد از مرگ به او می رسد… و مانند آن (3) . (3) *
ص: 320
1- 1) بحار الانوار جلد 6 صفحه 269.
2- 2) همان مدرک.
3- 3) این روایات را مرحوم“سید عبد اللّٰه شبر”در کتاب“تسلیه الفؤاد فی بیان الموت و المعاد”گردآوری کرده است.
برزخ و ارتباط با عالم ارواح-گر چه بسیاری از کسانی که دعوی ارتباط با عالم ارواح دارند دروغ می گویند، یا گرفتار تخیل و پندارند، ولی طبق تحقیقاتی که انجام شده است این امر به اثبات رسیده که ارتباط با عالم ارواح امکان پذیر است، و این امر برای جمعی از آگاهان، به تجربه رسیده است که در تماس با ارواح حقایقی را درک کرده اند.
این امر خود دلیل روشنی بر اثبات جهان برزخ و واقعیت آن است، و نشان می دهد که بعد از عالم دنیا و مرگ جسم، و قبل از قیام آخرت، جهان دیگری وجود دارد (1) .
(1)
همچنین دلائل عقلی که برای اثبات تجرد روح و بقای آن بعد از فنای جسم در دست داریم خود دلیل دیگری بر اثبات جهان برزخ است (دقت کنید) .
* ترسیمی از عالم برزخ اگر از شاخ و برگها صرف نظر کنیم در میان علمای اسلام در مورد مساله برزخ و عذاب و نعمت در این عالم اتفاق نظر وجود دارد و علمای شیعه و اهل سنت در این امر متفقند، جز اندکی که قابل ملاحظه نیستند. دلیل این اتفاق نظر نیز روشن است زیرا وجود جهان برزخ و نعمت و عذاب آن همانگونه که گفتیم صریحا در آیات قرآن مجید آمده است. در مورد شهیدان قرآن با صراحت می گوید: نباید تصور کرد که آنها مردگانند آنها زنده اند و نزد پروردگارشان نعمت و روزی می گیرند و از آنچه خدا به آنها داده است خوشحالند و حتی به بازماندگان بشارت می دهند که آنها غم و اندوهی ندارند (آل عمران آیه 169) . ص: 321 1- 1) برای توضیح بیشتر در مساله ارتباط ارواح به کتاب“عود ارواح و ارتباط با ارواح”و کتاب جهان پس از مرگ مراجعه فرمائید. نه تنها این دسته از نیکوکاران متنعمند بلکه گروهی از بدترین طاغیان و مجرمان نیز در عذابند چنان که درباره معذب بودن آل فرعون بعد از مرگ و قبل از قیام قیامت، قبلا اشاره کردیم (سوره غافر آیه 46) . و روایات نیز چنان که دانستیم در منابع اسلامی در حد تواتر است. بنا بر این اصل وجود عالم برزخ جای بحث نیست، مهم آن است که بدانیم زندگی برزخی چگونه است که در اینجا تصویرهای مختلفی ذکر شده است که روشنترین آنها آن است که روح انسان بعد از پایان زندگی این جهان در اجساد لطیفی قرار می گیرد که از بسیاری از عوارض این ماده کثیف بر کنار است و چون از هر نظر شبیه این جسم است، به آن“قالب مثالی”یا“بدن مثالی”می گویند که نه به کلی مجرد است، و نه مادی محض، بلکه دارای یک نوع“تجرد برزخی”است. بعضی از محققان آن را تشبیه به وضع روح در حالت خواب کرده اند که در آن حال ممکن است با مشاهده نعمتهایی براستی لذت ببرد و یا بر اثر دیدن مناظر هولناک معذب و متالم شود آن چنان که گاه واکنش آن در همین بدن نیز ظاهر می شود، و به هنگام دیدن خوابهای هولناک، فریاد می کشد، نعره می زند، پیچ و تاب می خورد، بدن او غرق عرق می شود. حتی بعضی معتقدند که در حال خواب به راستی روح با قالب مثالی فعالیت می کند و حتی بالاتر از آن معتقدند که ارواح قویه در حال بیداری نیز می تواند همان تجرد برزخی را نیز پیدا کند، یعنی از جسم جدا شده و با همین قالب مثالی به میل خود، و یا از طریق خوابهای مغناطیسی در جهان سیر کند و از مسائلی با خبر گردد (1) . (1) ص: 322 1- 1) مرحوم علامه مجلسی ضمن بیان این مطلب در بحار الانوار تصریح می کند که تشبیه حالت برزخ به حالت رؤیا و خواب در بسیاری از اخبار وارد شده، و حتی امکان دارد نفوس قویه عالیه دارای جسدهای مثالی متعددی باشند، و به این وسیله روایاتی که می گوید: امامان نزد هر کس در حال جان دادن حاضر می شوند نیاز به توجیه و تفسیری نخواهد داشت (بحار الانوار جلد 6 ص 271) . بلکه بعضی تصریح می کنند که قالب مثالی در باطن بدن هر انسانی هست، منتها به هنگام مرگ و آغاز زندگی برزخی جدا می شود و گاه در همین زندگی مادی دنیا نیز امکان جدایی-چنان که گفتیم-برای او حاصل می شود. حال اگر تمام این مشخصات را برای قالب مثالی نپذیریم اصل مطلب را نمی توان انکار کرد چرا که در روایات بسیاری به آن اشاره شده و از نظر دلیل عقل نیز هیچگونه مانعی ندارد. ضمنا از آنچه گفتیم پاسخ این ایراد روشن شد که بعضی می گویند: اعتقاد به جسد مثالی مستلزم اعتقاد به مساله تناسخ است، چرا که تناسخ چیزی جز این نیست که روح واحد منتقل به جسمهای متعدد گردد. جواب این ایراد را مرحوم“شیخ بهایی”به طرز روشنی بیان کرده است، او می گوید: تناسخی که همه مسلمانان اتفاق بر بطلان آن دارند این است که روح بعد از ویرانی این بدن به بدن دیگری در همین عالم بازگردد، اما تعلق روح به بدن مثالی در“جهان برزخ”تا قیام قیامت که باز به بدنهای نخستین به فرمان خدا بر می گردد هیچگونه ارتباطی به تناسخ ندارد، و اگر می بینید ما تناسخ را شدیدا انکار کرده و معتقدان آن را تکفیر می کنیم به خاطر آن است که آنها قائل به ازلی بودن ارواح و انتقال دائمی آنها از بدنی به بدن دیگرند و معاد جسمانی را در جهان دیگر به کلی منکرند (1) . (1) و اگر همانطور که بعضی گفته اند قالب مثالی در باطن همین بدن مادی باشد پاسخ مساله تناسخ روشنتر می شود، زیرا روح از قالب خود به قالب دیگری منتقل نشده بلکه بعضی از قالبهای خود را رها ساخته و با دیگری ادامه حیات برزخی داده است. *
ص: 323
1- 1) بحار الانوار ج 6 ص 277.
سؤال دیگر که در اینجا باقی می ماند این است که از بعضی آیات قرآن استفاده می شود که گروهی از مردم دارای عالم برزخ نیستند، چنان که در آیه 55 و 56 سوره روم می خوانیم: “گروهی از مجرمان بعد از بر پا شدن قیامت سوگند یاد می کنند که ساعتی بیشتر در جهان برزخ نبودند ولی بزودی مؤمنان آگاه به آنها می گویند شما به فرمان خدا مدتی طولانی تا روز قیامت، مکث کرده اید و هم اکنون روز قیامت است”.
پاسخ این ایراد در روایات متعددی چنین داده شده است: مردم سه گروهند:
گروهی مؤمنان خالص، گروهی کافران خالص، و گروهی متوسط و مستضعفند.
جهان برزخ مخصوص گروه اول و دوم است اما گروه سوم در یک نوع حالت بیخبری، عالم برزخ را طی می کنند (برای اطلاع بیشتر از این روایات به جلد 6 بحار الانوار بحث احوال برزخ و قبر مراجعه شود) .
***
ص: 324
