انگیزۀ نگارش تفسیر نمونه اشاره
حقیقت و روح تفسیر چیست؟ -تفسیر قرآن از کی شروع شده؟ -تفسیر به رأی یک اشتباه خطرناک!-نیازها و ضرورتهای ویژۀ هر عصر-کدام تفسیر را مطالعه کنیم؟ - ویژگیها و مزایای این تفسیر-علت تجدید نظر در جلد اول. *تفسیر چیست؟
«تفسیر»در لغت یعنی برگرفتن نقاب از چهره! مگر قرآن که«نور»و«کلام مبین»است نقابی بر چهره دارد که از آن برگیریم؟! نه، نقابی بر چهره قرآن نیست، این ما هستیم که باید نقاب از چهره جان برگیریم و پرده از دیده عقل و هوش خود کنار زنیم تا مفاهیم قرآن را دریابیم روح آن را درک کنیم.
از سوی دیگر: قرآن تنها یک چهره ندارد، یک چهره عمومی دارد که
ص: 19
برای همه گشاده است، و نور مبین است و رمز هدایت خلق! اما چهره، بلکه چهره های دیگر دارد که آن را تنها به اندیشمندان، آنها که تشنه حقند و پویندۀ راهند و خواهان بیشتر، نشان می دهد، و بهر یک به اندازه پیمانه وجود و کوشش و تلاش آمیخته با اخلاصش، سهمی می بخشد.
این چهره ها که در لسان احادیث«بطون»قرآن نامیده شده، بر همه کس تجلی نمیکند، و یا صحیحتر، همه چشمها قدرت دید آن را ندارند، تفسیر، به چشمها قدرت میبخشد و حجابها را کنار میزند و بما شایستگی دید آنها را تا آنجا که برای ما امکان دارد میدهد.
قرآن چهره هایی نیز دارد که گذشت زمان، و پرورش نبوغها و استعدادها از آن پرده بر می گیرد، که در سخن معروف«ابن عباس»آن شاگرد هوشمند مکتب علی علیه السّلام به آن اشاره رفته است: القرآن یفسره الزمان.
از همه اینها گذشته قرآن به مضمون کلام معروف«القرآن یفسر بعضه بعضا»خودش خود را تفسیر میکند، و آیاتش پرده از چهرۀ یکدیگر بر می گیرند و این هرگز با نور و کلام مبین بودنش منافات ندارد که قرآن«یک واحد بهم پیوسته»و«مجموعه از هم ناگسسته»است، و مجموعا نور است و کلام مبین. تفسیر قرآن از کی شروع شد؟
بدون شک تفسیر قرآن بمعنی واقعی از زمان خود پیامبر صلی اللّٰه علیه و آله و بهنگام نزول نخستین آیات بر قلب پاکش آغاز گشت، ولی به صورت یک«علم مدون»همه می گویند از زمان علی علیه السّلام شروع شد و بزرگان این علم سلسله اسانید خود را به او که باب مدینه علم پیامبر صلی اللّٰه علیه و آله بود میرسانند.
با اینکه تا کنون صدها کتاب در تفسیر قرآن نوشته شده، به زبانهای مختلف به روشهای گوناگون، بعضی ادبی، بعضی فلسفی، بعضی اخلاقی، پاره ای
ص: 20
بر اساس حدیث، بعضی بر اساس تاریخ، پاره ای بر اساس علوم جدید، و هر یک قرآن را از زاویۀ علومی که در آن تخصص داشته اند دیده اند!.
و از این باغ پر گل: یکی به مناظر دل انگیز و شاعرانه پرداخته.
دیگری مانند یک معلم علوم طبیعی به ساختمان برگها و گلبرگها و ریشه ها.
سومی به مواد غذایی قابل استفاده از آن.
چهارمی به خواص دارویی.
پنجمی به اسرار آفرینش اینهمه شکوفه ها و گلهای رنگارنگ پرداخته.
ششمی در این اندیشه است که از کدامین گل میتوان عطری بهتر تهیه کرد، و هفتمی همچون زنبور عسل تنها در فکر مکیدن شهد گل و فراهم ساختن «انگبین»است! خلاصه، پویندگان راه تفسیر هر کدام با آئینه مخصوصی که بدست داشته اند جلوه ای از آن همه زیبائیها و اسرار قرآن را منعکس ساخته اند.
ولی روشن است که اینها همه در عین حال که تفسیر قرآنند، تفسیر قرآن نیستند، که هر یک پرده از چهره ای از قرآن برمیدارد نه از همه چهره ها، و اگر همه را نیز یک جا جمع کنیم باز پرده برداری از چهره هایی از قرآن است نه از همه چهره هایش.
زیرا که قرآن کلام حق است و تراوشی از علم بی انتهای او، و کلام او رنگ علم او، و علم او رنگ ذات او دارد، و همه نامتناهی هستند.
بنا بر این نباید انتظار داشت، انسانها همۀ چهره های قرآن را ببینند که نمیتوان دریایی را در کوزه ای جای داد! ولی این را نمی توان و نباید انکار کرد که هر قدر ظرف فکر و اندیشه ما بزرگتر باشد مقدار بیشتری از این اقیانوس بیکران را در خود جای خواهد داد.
و بهمین دلیل بر همه دانشمندان فرض است که در هیچ عصر و زمانی از پای
ص: 21
ننشیند و برای کشف حقایق بیشتری از قرآن مجید به تلاش و کوشش پی گیر و مخلصانه ای ادامه دهند. از سخنان قدما و پیشینیان، که درود خدا بر روان پاکشان باد بهره گیرند، اما به آنها قناعت نکنند که پیغمبر اکرم فرمود:
«لا تحصی عجائبه و لا تبلی غرائبه»: «شگفتیهای قرآن هرگز تمام نمی شود و نوآوریهای آن به کهنگی نمی گراید». تفسیر به رأی یک اشتباه خطرناک
خطرناکترین روش در تفسیر قرآن این است که به جای شاگردی در مکتب قرآن، ژست معلمی را در برابر این کتاب بزرگ آسمانی به خود بگیریم، یعنی بجای استفاده از قرآن بکوشیم افکار خود را بر قرآن تحمیل کنیم، و پیشداوریهایی که مولود محیط، تخصص علمی، مذهب خاص، و سلیقه شخصی ما است، بنام قرآن و به شکل قرآن عرضه کنیم، و در حقیقت قرآن برای ما امام و پیشوا و رهبر نباشد بلکه وسیله ای برای به کرسی نشاندن حرفها و موجه جلوه داد افکار و سلیقه های شخصی ما باشد!.
این طرز تفسیر قرآن-یا صحیحتر تفسیر افکار خود به قرآن-گرچه در میان جمعی رواج یافته اما هر چه هست خطرناک است، و فاجعه، نتیجه آن بجای هدایت یافتن به راه حق، پرت شدن در بیراهه ها و راسختر شدن در اشتباهات است!.
چرا که این طرز بهره برداری از قرآن تفسیر نیست، تحمیل است، به داوری طلبیدن نیست، داوری کردن است، هدایت نیست، ضلالت است، و سرانجام دگرگون ساختن همه چیز و تفسیر به رأی است، و کوشش ما این است که در روش تفسیری خود بخواست خدا چنین نباشیم و راستی از جان و دل در برابر قرآن
ص: 22
شاگردی کنیم، و نه غیر آن. نیازها و ضرورتهای ویژه هر عصر
هر عصری ویژگیها، ضرورتها، و تقاضاهایی دارد، که از دگرگون شدن وضع زمان و پیدا شدن مسائل جدید و مفاهیم تازه در عرصۀ زندگی سرچشمه می گیرد.
همچنین هر عصری مشکلات و پیچیدگیها و گرفتاریهای مخصوص بخود دارد که آن نیز از دگرگونی اجتماعات و فرهنگها که لازمۀ تحول زندگی و گذشت زمان است می باشد.
افراد پیروز و موفق آنها هستند، که هم آن نیازها و تقاضاها را درک می کنند، و هم این مشکلات و گرفتاریها را که مجموع آنها را«مسائل عصری»میتوان نامید.
اما آنها که این مسائل را اساسا درک نمی کنند، یا درک میکنند اما چون خودشان زائیده محیط و زمان دیگری هستند و در آن محیط و زمان، اینها مسئله ای نبوده، بی تفاوت و خونسرد از برابر این مسائل می گذرند و آنها را همچون کاغذهای باطله در سبد فراموشی می ریزند باید آمادۀ شکستهای پی در پی باشند.
اینها دائما از وضع زمان شکایت میکنند، و به زمین و آسمان بد می گویند و همیشه غرق تأسف و اندوه و حسرت بر گذشته های طلایی و رویایی هستند، و روز بروز بدبین تر و مأیوستر می شوند و سرانجام به«انزوای اجتماعی»کشیده خواهند شد.
چرا که نتواسته اند، یا نخواسته اند نیازها و تقاضا و گرفتاریهای زمان را درک کنند.
آنها در تاریکی عمیقی به سر می برند، و چون علل و انگیزه«حوادث»
ص: 23
و نتایج آنها را تشخیص نمیدهند در برابر هجوم این حوادث، دستپاچه، وحشت زده و بی دفاع و بدون نقشه خواهند ماند و از آنجا که سیرشان سیر در تاریکی است در هر گامی مواجه با لغزش و زمین خوردنی هستند و چه زیبا فرمود آن پیشوای راستین: «آن کس که از وضع زمان خود آگاه است مورد هجوم اشتباهات قرار نمی گیرد» 1.
رسالت دانشمندان هر عصر این است که با هوشیاری کامل این مسائل، این تقاضاها، این نیازها، و این خلأ روحی و فکری و اجتماعی را فورا دریابند و آنها را به شکل صحیحی پر کنند تا با امور دیگری پر نشود زیرا که خلأ در محیط زندگی ما ممکن نیست.
از مسائلی که-بر خلاف زعم مأیوسان و منفی بافان-ما به سهم خود به روشنی آن را دریافته ایم تشنگی و عطش نسل حاضر برای درک مفاهیم اسلام و مسائل مذهبی است، نه تنها درک بلکه چشیدن و لمس کردن و بالاخره«عمل کردن»است.
این مسائل بخش مهمی از روح و جان آنها را اشغال کرده، اما طبیعی است که همه بصورت استفهام است و برای پاسخگویی به این خواسته ها نخستین گام، برگرداندن میراث علمی و فرهنگی اسلام به زبان روز، و پیاده کردن همه آن مفاهیم عالی از طریق زبان عصری در روح و جان و عقل نسل کنونی است.
و گام دیگر استنباط نیازها و تقاضاهای ویژه این زمان از اصول کلی اسلام می باشد.
و این تفسیر بر اساس همین دو هدف نگارش یافته است.
ص: 24 بهتر است کدام تفسیر را مطالعه کنیم؟
این سؤالی است که بارها از طرف طبقات مختلف-مخصوصا جوانان پژوهشگر از ما شده است، آنها که با عطش توأم با اخلاص، جویای چشمه های زلال قرآن و سیراب شدن از این وحی دست نخوردۀ آسمانی هستند.
بدیهی است در سؤال همه آنها این جمله مستتر بوده و هست، تفسیری که بتواند عظمت قرآن را بتحقیق، نه به تقلید، بما نشان دهد و به نیازها و دردها و مشکلات ما در این عصر پاسخ گوید.
و در عین حال برای همه طبقات مفید باشد، اصطلاحات پیچیدۀ علمی، ناهمواریهایی در جاده های صاف و روشن آن ایجاد نکند.
حقیقت این است گرچه در زبان فارسی امروز تفسیرهای ارزنده متعددی داریم اعم از آنچه میراث بزرگان قدمای ماست، و یا دانشمندان عصر حاضر نوشته اند اما بعضی چندین قرن پیش نگارش یافته و نثر مخصوصش آن را مخصوص طبقه دانشمندان و ادبا ساخته، و بعضی در سطحی قرار دارد که تنها سهم خواص است، و عموم طبقات نمی توانند از آن استفاده کنند، بعضی تنها به گوشه ای از قرآن پرداخته و همچون دسته گلی است که از باغی خرم چیده شود که نشانه ای از باغ را با خود دارد اما باغ نیست، و همچنین…
و باین ترتیب برای این سؤال مکرر، پاسخ قانع کننده ای که و جدان خود را راحت و روح تشنه پژوهندگان را سیراب کند نمی یافتیم.
گفتیم این سؤال را باید با عمل پاسخ گفت، که با سخن ممکن نیست.
اما با آن همه گرفتاریها و اشتغالات مختلف و روز افزون، و با توجه به اینکه قرآن اقیانوس بیکرانی است که به این آسانی و بدون تجهیزات و وقت و فکر کافی نمی توان وارد آن شد که«غرقه گشتند در این راه بسی قوم دگر».
لذا با حسرت و اندوه بر ساحل این دریا به امواج خروشان آن می نگریستیم
ص: 25
و حسرت می خوردیم.
ناگهان برقی در فکر جستن کرد و روزنه امید و راه حل مسئله پیدا شد و آن استفاده از سیستم کار دسته جمعی بود، و جمعی از جوانان فاضل و با اخلاص و پژوهشگر و آگاه که مصداق«عشره کامله»بودند رفیق راه شدند و با کوششهای شبانه روزی آمیخته با خلوص آنها در مدت کوتاهی این نهال به ثمر نشست و بسیار زودتر از آنچه انتظار میرفت جلد اول به چاپ رسید.
و برای اینکه هیچ نقطۀ مبهمی برای خوانندگان عزیز باقی نماند طرز کار خود را در اینجا اجمالا تشریح میکنیم:
نخست آیات قرآن در بخشهای مختلف میان این برادران محترم تقسیم می شد و با راهنماییهای لازم قبلی تفاسیر مختلفی که منابع اصلی تفسیر بود و بقلم محققان بزرگ این فن اعم از شیعه و سنی نگاشته شده بود مورد بررسی قرار می گرفت.
مانند: تفسیر مجمع البیان تألیف شیخ المفسرین محقق عالیقدر طبرسی.
و تفسیر انوار التنزیل قاضی بیضاوی.
و تفسیر الدر المنثور جلال الدین سیوطی.
و تفسیر برهان نوشته محدث بحرانی.
و تفسیر المیزان نوشته استاد علامه طباطبائی.
و تفسیر المنار تقریر درس دانشمند مصری محمّد عبده.
و تفسیر فی ظلال اثر نویسنده معروف سید قطب.
و تفسیر مراغی نوشته احمد مصطفی مراغی.
و تفسیر مفاتیح الغیب از فخر رازی.
و تفسیر روح الجنان از ابو الفتوح رازی.
و اسباب النزول از واحدی.
ص: 26
و تفسیر قرطبی از محمّد بن احمد الانصاری القرطبی.
و تفسیر روح المعانی از علامه شهاب الدین محمّد آلوسی.
و تفسیر نور الثقلین عبد علی بن جمعه الحویزی.
و تفسیر صافی ملا محسن فیض کاشانی.
و تفسیر تبیان شیخ طوسی.
و بعضی تفاسیر دیگر و سپس یافته ها را که بر نیازها و تقاضاهای روز تطبیق داشت جمع آوری نموده، در جلسات عمومی این هیئت که همه روز تشکیل میشد مطرح می کردند و در همان جلسه دریافت های تازه را از قرآن که می بایست بر آنها افزوده شود می افزودیم، و پس از بحث و گفتگو و مشاوره پیرامون مباحث مختلف و مراجعه به منابع گوناگون، اینجانب مطالب را املا کرده و دوستان تندنویس یادداشت می کردند، و سپس به کنترل مجدد می پرداختیم و آنچه را که نوشته شده با صبر و حوصله بررسی و اصلاح و آماده چاپ می کردیم، و بعد از چاپ و قبل از نشر نیز مجددا کنترل و بررسی و اصلاح می شد.
و نتیجه همه این زحمات کتابی است که از نظر خواننده عزیز می گذرد و امید است ارزنده و مفید و سودمند برای عموم طبقات باشد. ویژگیها و مزایای این تفسیر
برای اینکه خوانندگان عزیز با بینش و آگاهی بیشتری این تفسیر را مطالعه کنند مطالبی را که میتوانند در این تفسیر بیابند و شاید گمشده آنها در میان آن باشد، بطور فشرده یادآور می شویم:
1-از آنجا که قرآن کتاب زندگی و حیات است، در تفسیر آیات بجای پرداختن به مسائل ادبی و عرفانی و مانند آن، توجه خاصی به مسائل سازنده زندگی مادی و معنوی و بویژه مسائل اجتماعی شده و به اندازۀ کافی روی مسائلی که تماس
ص: 27
نزدیک با حیات فرد و اجتماع دارد تکیه گردیده است.
2-به تناسب عناوینی که در آیات مطرح میشود در ذیل هر آیه بحث فشرده و مستقلی دربارۀ موضوعاتی مانند ربا، بردگی، حقوق زن، فلسفه حج، اسرار تحریم قمار، شراب، گوشت خوک، و ارکان و اهداف جهاد اسلامی و مانند آن آمده است تا خوانندگان در یک مطالعه اجمالی از مراجعه به کتابهای دیگر بی نیاز گردند.
3-کوشش شده، ترجمه ذیل آیات، روان، سلیس، و گویا و دقیق و در نوع خود جالب و رسا بوده باشد.
4-بجای پرداختن به بحثهای کم حاصل، توجه مخصوصی به ریشه لغات و شأن نزول آیات که هر دو در فهم دقیق معانی قرآن مؤثر هستند شده است.
5-اشکالات و ایرادات و سؤالات مختلفی که گاهی در پیرامون اصول و فروع اسلام مطرح میگردد به تناسب هر آیه طرح شده و پاسخ فشرده آن ذکر گردیده است مانند شبهه آکل و مأکول، معراج، تعدد زوجات، علت تفاوت ارث زن و مرد تفاوت دیۀ زن و مرد، حروف مقطعه قرآن، نسخ احکام، جنگها و غزوات اسلامی آزمایشهای گوناگون الهی و دهها مسأله دیگر بطوری که هنگام مطالعه آیات، علامت استفهامی در ذهن خواننده عزیز باقی نماند.
6-از اصطلاحات پیچیده علمی که نتیجه آن اختصاص کتاب به صنف خاصی است در متن کتاب دوری و بهنگام ضرورت در پاورقی آمده تا برای دانشمندان و صاحب نظرات نیز مفید باشد.
امیدواریم کوششهای بی شائبه ما در این راه نتیجه خود را بخشیده باشد و همه طبقات بتوانند به وسیله این تفسیر که به پیشنهاد بعضی از دوستان بنام«تفسیر نمونه»نامیده شد با این کتاب بزرگ آسمانی آشناتر شوند.
ص: 28 علت تجدید نظر در جلد اول
حقیقت این است گاهی استقبال فوق العاده از یک چیز نه تنها کار را آسان نمی کند بلکه مشکل می سازد!و در نوشتن تفسیر نمونه ما با چنین مشکلی روبرو شدیم زیرا:
آن روز که به نوشتن این تفسیر مشغول شدیم باور نمی کردیم تا این حد مورد استقبال پرشور همۀ طبقات و قشرهای جامعه قرار گیرد، و شاید به همین دلیل کوشش متوسطی برای تهیه جلد اول به کار بردیم، اما به زودی بر ما روشن شد که عطش و نیاز جامعۀ ما به تفسیری که در عین سادگی و روانی عبارات فراگیر مباحث علمی و اجتماعی و توأم با نیازها و مسائل روز باشد تا چه اندازه شدید است.
پس از مشاهده این وضع ناچار شدیم کمربندها را برای مجلدات بعد محکمتر ببندیم، و تا آنجا که در توان داریم در تکمیل بحثها بکوشیم، اما همیشه در این فکر بودیم که جلد اول هماهنگ با مجلدات دیگر نیست و کمبودهای فراوانی دارد که در اولین فرصت باید جبران گردد.
گرچه ایراد زیادی در این زمینه به ما نکردند، ولی ما که در متن کار بودیم بخوبی از این نقیصه و اشکال آگاهی داشتیم، و خود را ملزم به تکمیل و اصلاح و هماهنگ ساختن جلد اول با بقیه مجلدات می دیدیم.
تا اینکه توفیق الهی رفیق راه شد و فرصتی پیش آمد که با دوستان نشستیم و تمام تجربیاتی را که ضمن تألیف بیش از ده جلد این تفسیر به دست آورده بودیم به کار گرفتیم و جلد اول را از تمام جهات مورد تجدید نظر قرار داده بازنویسی کرده، اضافه نموده و در پاره ای از موارد به کلی دگرگون ساختیم.
به گونه ای که محصول آن یک برابر و نیم جلد سابق شد! ذکر این نکته نیز ضروری است که تجدید نظر را هنگامی شروع کردیم که بعضی از دوستانمان شربت شهادت نوشیده بودند و بعضی دیگر به حکم ضرورتهای
ص: 29
انقلاب اسلامی در پستهای حساسی به انجام وظیفه مشغول بودند اما گروه باقیمانده با تجربه هایی که در این مدت به دست آورده بودند بحمد اللّٰه جای آنان را پر کردند.
البته این تجدید نظر منحصر به همین جلد است و بقیه از هماهنگی نسبی بعون اللّٰه برخوردار است.
بر این نعمت نیز باید خدا را شکر گوئیم که دو جلد از این تفسیر به زبان اردو ترجمه شده و انشاء اللّٰه به زودی چاپ و منتشر خواهد شد، طرح ترجمه آن به زبان عربی نیز در دست تهیه است.
پروردگارا!این خدمت ناچیز را از ما بپذیر و به تمام دوستانی که ما را در راه وصول به این هدف، و چاپ و نشر آن یاری کردند کمک فرما انک خیر ناصر و معین و انت علی کل شیء قدیر.
قم-حوزه علمیه ناصر مکارم شیرازی فروردین ماه 1362 مطابق جمادی الثانیه 1403
ص: 30 قسمتی از تفاسیری که در نوشتن این تفسیر از آن«استفاده» یا«انتقاد»شده است.
1-تفسیر مجمع البیان از مفسر معروف مرحوم طبرسی 2-تفسیر تبیان«دانشمند فقید بزرگ شیخ طوسی 3-تفسیر المیزان«علامۀ طباطبائی 4-تفسیر صافی«ملا محسن فیض کاشانی 5-تفسیر نور الثقلین«مرحوم عبد علی بن جمعه الحویزی 6-تفسیر برهان«مرحوم سید هاشم بحرانی 7-تفسیر روح المعانی«علامه شهاب الدین محمود آلوسی 8-تفسیر المنار«محمد رشید رضا تقریرات درس تفسیر شیخ محمد عبده 9-تفسیر فی ظلال القرآن«سید قطب 10-تفسیر قرطبی«محمد بن احمد الانصاری القرطبی 11-اسباب النزول«واحدی (ابو الحسن علی بن متویه نیشابوری) 12-تفسیر مراغی«احمد مصطفی مراغی 13-تفسیر مفاتیح الغیب«فخر رازی 14-تفسیر روح الجنان«ابو الفتوح رازی
ص: 31
ص: 32
