User Tools

Site Tools


nemoone:مریم:آیات_66_تا_70

[سوره مریم (19) : آیات 66 تا 70]

اشاره

وَ یَقُولُ اَلْإِنْسٰانُ أَ إِذٰا مٰا مِتُّ لَسَوْفَ أُخْرَجُ حَیًّا (66) أَ وَ لاٰ یَذْکُرُ اَلْإِنْسٰانُ أَنّٰا خَلَقْنٰاهُ مِنْ قَبْلُ وَ لَمْ یَکُ شَیْئاً (67) فَوَ رَبِّکَ لَنَحْشُرَنَّهُمْ وَ اَلشَّیٰاطِینَ ثُمَّ لَنُحْضِرَنَّهُمْ حَوْلَ جَهَنَّمَ جِثِیًّا (68) ثُمَّ لَنَنْزِعَنَّ مِنْ کُلِّ شِیعَهٍ أَیُّهُمْ أَشَدُّ عَلَی اَلرَّحْمٰنِ عِتِیًّا (69) ثُمَّ لَنَحْنُ أَعْلَمُ بِالَّذِینَ هُمْ أَوْلیٰ بِهٰا صِلِیًّا (70)

ترجمه:

66-انسان می گوید: آیا پس از مردن در آینده زنده (از قبر) بیرون خواهم آمد.

67-آیا انسان به خاطر نمی آورد که ما او را پیش از این آفریدیم در حالی که چیزی نبود.

68-سوگند به پروردگارت که همه آنها را همراه با شیاطین محشور می کنیم، بعد همه را گرداگرد جهنم در حالی که به زانو در آمده اند حاضر می سازیم! 69-سپس از هر گروه و جمعیتی کسانی را که از همه در برابر خداوند رحمان سرکش تر بوده اند جدا می کنیم.

70-بعد از آن ما به خوبی از کسانی که برای سوختن در آتش اولویت دارند آگاهیم (و آنها را پیش از دیگران مجازات خواهیم کرد) .

شان نزول:

آیات نخست-طبق گفته جمعی از مفسران در مورد“ابی بن خلف”یا

ص: 112

“ولید بن مغیره”نازل شده که قطعه استخوان پوسیده ای را در دست گرفته بودند و آن را با دست خود نرم می کردند و در برابر باد می پاشیدند، تا هر ذره ای از آن به گوشه ای پراکنده گردد، و می گفتند، محمد را بنگرید که گمان می کند خداوند ما را بعد از مردن و پوسیده شدن استخوانهایمان مثل این استخوان، بار دیگر زنده می کند، چنین چیزی ابدا ممکن نیست!.

این آیات نازل شد و پاسخ دندانشکنی به آنها گفت، پاسخی که برای همه انسانها در همه قرون و اعصار، مفید و آموزنده است.

تفسیر:

توصیفی از دوزخیان

در آیات گذشته بحثهای قابل ملاحظه ای در باره رستاخیز و بهشت و دوزخ به میان آمد، آیات مورد بحث نیز در همین زمینه سخن می گوید.

در آیه نخست گفتار منکران معاد را چنین بازگو می کند“انسان می گوید:

آیا هنگامی که من مردم، در آینده زنده می شوم و سر از قبر برمی دارم”؟! (وَ یَقُولُ الْإِنْسٰانُ أَ إِذٰا مٰا مِتُّ لَسَوْفَ أُخْرَجُ حَیًّا) .

البته این استفهام یک استفهام انکاری است، یعنی چنین چیزی امکان ندارد اما تعبیر به“انسان” (مخصوصا با الف و لام جنس) با اینکه مناسب بود به جای آن“کافر”گفته شود، شاید از این روست که این سؤال در طبع هر انسانی در ابتدا کم و بیش نهفته است که با شنیدن مساله“زندگی بعد از مرگ”فورا علامت استفهامی در ذهن او ترسیم می شود.

* بلافاصله با همان لحن و تعبیر به آن پاسخ می گوید که: “آیا انسان این واقعیت را به یاد نمی آورد که ما او را پیش از این آفریدیم، و او ابدا چیزی نبود”؟! (أَ وَ لاٰ یَذْکُرُ الْإِنْسٰانُ أَنّٰا خَلَقْنٰاهُ مِنْ قَبْلُ وَ لَمْ یَکُ شَیْئاً) . ص: 113 تعبیر به“الانسان”در اینجا نیز ممکن است اشاره به این نکته باشد که انسان با آن استعداد و هوش خداداد نباید در برابر چنین سؤالی خاموش بنشیند، باید خودش با یادآوری خلقت نخستین به آن پاسخ گوید و گرنه حقیقت“انسانیت” خود را به کار نگرفته است. این آیات مانند بسیاری از آیات مربوط به معاد تکیه روی معاد جسمانی دارد، و الا اگر بنا بود تنها روح باقی بماند و بازگشت جسم به زندگی مطرح نباشد، نه آن سؤال جا داشت و نه این پاسخ. به هر حال این منطق را که قرآن برای اثبات معاد در اینجا به کار گرفته در مواردی دیگر از قرآن نیز آمده است، از جمله در اواخر سوره“یس”که با همین تعبیر“انسان”مطرح شده است أَ وَ لَمْ یَرَ الْإِنْسٰانُ أَنّٰا خَلَقْنٰاهُ مِنْ نُطْفَهٍ فَإِذٰا هُوَ خَصِیمٌ مُبِینٌ وَ ضَرَبَ لَنٰا مَثَلاً وَ نَسِیَ خَلْقَهُ قٰالَ مَنْ یُحْیِ الْعِظٰامَ وَ هِیَ رَمِیمٌ قُلْ یُحْیِیهَا الَّذِی أَنْشَأَهٰا أَوَّلَ مَرَّهٍ وَ هُوَ بِکُلِّ خَلْقٍ عَلِیمٌ: آیا انسان نمی اندیشد که ما او را از نطفه آفریده ایم، و سپس این نطفه ناچیز به انسانی سخنگو که از خود دفاع می کند تغییر شکل یافت اما با این حال این انسان مثلی برای ما زد و آفرینش خود را بکلی فراموش کرد و گفت چه کسی است که استخوانهای پوسیده را بار دیگر زنده کند؟ بگو همان خدایی که او را نخستین بار آفریده، زنده خواهد کرد، و او به همه مخلوقات خود دانا است“ (سوره یس-77- 79) . (1) (1) بعضی از مفسران در اینجا سؤالی مطرح کرده اند که اگر این دلیل درست است که هر کس کاری را انجام داد قدرت دارد مانند آن را نیز انجام بدهد پس ص: 114 1- 1) در زمینه این دلیل در جلد ششم تفسیر نمونه صفحه 144 تحت عنوان “کوتاهترین استدلال برای معاد”بحث کرده ایم (و همچنین در جلد دوازدهم تفسیر نمونه صفحه 152 به بعد) . چرا ما کارهایی را انجام می دهیم و گاه نمی توانیم عین همان را تکرار کنیم؟ مثلا گاهی قطعه شعری بسیار عالی می سرائیم و یا خط بسیار زیبایی می نویسیم، اما بعدا هر چه تلاش می کنیم مثل آن را نمی توانیم انجام دهیم. پاسخی را که ما برای این سؤال انتخاب کرده ایم این است که درست است که ما اعمال خود را از روی اراده و اختیار انجام می دهیم، ولی گاهی یک سلسله امور غیر اختیاری در بعضی از ویژگیهای افعال ما اثر می گذارد، لرزش نامحسوس دست ما گاه در شکل دقیق حروف مؤثر است، و از این گذشته قدرت و استعداد ما همیشه یکسان نیست، گاه عواملی پیش می آید که تمام نیروی درونی ما را بسیج می کند، و ما می توانیم به اصطلاح شاهکاری بیافرینیم، ولی گاه عوامل محرکه ضعیف است و تمام نیروی ما بسیج نمی شود، به همین دلیل کار مرتبه دوم به خوبی مرتبه اول انجام نمی گیرد. ولی خداوندی که قدرتش بی انتها است، این گونه مسائل برای او مطرح نیست، هر کاری را انجام دهد عین آن را بی کم و کاست می تواند تکرار کند. * در آیه بعد با لحن بسیار قاطع، منکران معاد و گنهکاران بی ایمان را تهدید می کند و می گوید: “قسم به پروردگارت که ما همه آنها را با شیاطینی که آنان را وسوسه می کردند و یا معبودشان بودند، همه را محشور می کنیم” (فَوَ رَبِّکَ لَنَحْشُرَنَّهُمْ وَ الشَّیٰاطِینَ) .

“سپس همه آنها را گرداگرد جهنم در حالی که به زانو درآمده اند حاضر می کنیم” (ثُمَّ لَنُحْضِرَنَّهُمْ حَوْلَ جَهَنَّمَ جِثِیًّا) .

این آیه نشان می دهد که دادگاه افراد بی ایمان و گنهکار در نزدیکی جهنم است!.

تعبیر”جثیا“ (با توجه به اینکه”جثی“جمع”جاثی“به معنی کسی

ص: 115

است بر سر زانو نشسته) شاید اشاره به ضعف و ناتوانی و ذلت و زبونی آنها باشد، گویی قدرت ندارند بر سر پا بایستند، البته این کلمه معانی دیگری هم دارد از جمله اینکه بعضی”جثی“را به معنی”گروه گروه“تفسیر کرده اند، و بعضی به معنی انبوه و متراکم بر روی هم، همانند خاکها و سنگها، ولی تفسیر اول مناسبتر و مشهورتر است.

* و از آنجا که اولویتها در آن دادگاه عدل منظور می شود در آیه بعد می گوید: ما اول به سراغ سرکشترین و یاغی ترین افراد می رویم، “ما از هر گروه و جمعیتی افرادی را که از همه در برابر خداوند رحمان سرکش تر بودند جدا می کنیم” (ثُمَّ لَنَنْزِعَنَّ مِنْ کُلِّ شِیعَهٍ أَیُّهُمْ أَشَدُّ عَلَی الرَّحْمٰنِ عِتِیًّا) . (1) (1) همان بی شرمانی که حتی مواهب خدای”رحمان“را به دست فراموشی سپردند و در برابر ولی نعمت خود به گستاخی و طغیان و یاغی گری برخاستند، آری اینها از همه به آتش دوزخ سزاوارترند! * باز روی این معنی تاکید کرده می گوید: “ما به خوبی از کسانی که برای سوختن در آتش اولویت دارند آگاهیم” (ثُمَّ لَنَحْنُ أَعْلَمُ بِالَّذِینَ هُمْ أَوْلیٰ بِهٰا صِلِیًّا) .

دقیقا آنها را انتخاب می کنیم و در این انتخاب هیچگونه اشتباهی رخ نخواهد داد.

“صلی”مصدر است که هم به معنی روشن کردن آتش، و هم چیزی را که با آتش می سوزانند آمده است.

ص: 116

1- 1) “شیعه”در اصل لغت به معنی گروهی است که با هم برای انجام کاری تعاون می کنند و انتخاب این تعبیر در آیه فوق ممکن است اشاره به این باشد که این گمراهان بی ایمان در طریق طغیان و سرکشی با یکدیگر همکاری داشتند و ما نخست به حساب آن گروهی می رسیم که از همه سرکشتر بودند.

nemoone/مریم/آیات_66_تا_70.txt · Last modified: 2024/12/07 17:08 by 127.0.0.1

Donate Powered by PHP Valid HTML5 Valid CSS Driven by DokuWiki