[سوره مریم (19) : آیات 61 تا 63]
اشاره
جَنّٰاتِ عَدْنٍ اَلَّتِی وَعَدَ اَلرَّحْمٰنُ عِبٰادَهُ بِالْغَیْبِ إِنَّهُ کٰانَ وَعْدُهُ مَأْتِیًّا (61) لاٰ یَسْمَعُونَ فِیهٰا لَغْواً إِلاّٰ سَلاٰماً وَ لَهُمْ رِزْقُهُمْ فِیهٰا بُکْرَهً وَ عَشِیًّا (62) تِلْکَ اَلْجَنَّهُ اَلَّتِی نُورِثُ مِنْ عِبٰادِنٰا مَنْ کٰانَ تَقِیًّا (63)
ترجمه:
61-باغهایی است جاودانی که خداوند رحمان، بندگانش را به آن وعده داده است، هر چند آن را ندیده اند، وعده خدا حتما تحقق یافتنی است.
62-آنها هرگز در آنجا گفتار لغو و بیهوده ای نمی شنوند و جز سلام در آنجا سخنی نیست و هر صبح و شام روزی آنها در بهشت مقرر است.
63-این همان بهشتی است که ما به ارث به بندگان پرهیزگار می دهیم.
تفسیر:
توصیفی از بهشت
در این آیات، توصیف بهشت و نعمتهای بهشتی شده است که در آیات گذشته از آن یاد شده بود.
نخست بهشت موعود را چنین توصیف می کند: “باغهایی است جاودانی که خداوند رحمان، بندگانش را به آن وعده داده است، و آنها آن را ندیده اند”
ص: 104
(ولی به آن ایمان دارند) (جَنّٰاتِ عَدْنٍ الَّتِی وَعَدَ الرَّحْمٰنُ عِبٰادَهُ بِالْغَیْبِ) .
“وعده خدا حتما تحقق یافتنی است” (إِنَّهُ کٰانَ وَعْدُهُ مَأْتِیًّا) .
قابل توجه اینکه: در آیات گذشته که سخن از توبه و ایمان و عمل صالح بود و به دنبال آن وعده بهشت، “جنت”به صورت مفرد آمده، اما در اینجا به صورت جمع است (جنات) زیرا بهشت در حقیقت مرکب از باغهای متعدد و فوق العاده پر نعمتی است که در اختیار مؤمنان صالح قرار دارد.
توصیف به“عدن”که به معنی همیشگی و جاودانی است دلیل بر این است که بهشت همچون باغها و نعمتهای این جهان نیست که زائل شدنی باشد، زیرا چیزی که انسان را در رابطه با نعمتهای بزرگ این جهان نگران می سازد این است که همه آنها سرانجام زوال پذیرند، اما این نگرانی در مورد نعمتهای بهشتی وجود ندارد. (1)
(1)
کلمه“عباده”به معنی بندگان مؤمن خداوند است نه همه بندگان و تعبیر بالغیب که بعد از آن گفته شده است یعنی از دیده های آنها پنهان است و به آن ایمان دارند، در آیه (30 سوره فجر) نیز می خوانیم فَادْخُلِی فِی عِبٰادِی وَ ادْخُلِی جَنَّتِی: “در سلک بندگانم درآ و در بهشتم ورود نما”! این احتمال نیز در معنی“بالغیب”وجود دارد که نعمتهای بهشتی آن چنان است که هیچ چشمی ندیده و هیچ گوشی نشنیده و حتی به مغزهای انسانها، خطور نکرده است، و به کلی از حس و درک ما غائب است، جهانی است برتر، وسیعتر و ما فوق این جهان که ما تنها شبحی از آن را از دور با چشم جان می بینیم.
*** پس از آن به یکی دیگر از بزرگترین نعمتهای بهشتی اشاره کرده می گوید:
ص: 105
1- 1) “عدن”در لغت به معنی اقامت است و در اینجا این مفهوم را می رساند که ساکنان آن همیشه در آن“مقیم”خواهند بود.
“آنها هرگز در آنجا سخن لغو و بیهوده ای نمی شنوند” (لاٰ یَسْمَعُونَ فِیهٰا لَغْواً) .
نه دروغی، نه دشنامی، نه تهمتی نه زخم زبانی، نه سخریه ای و نه حتی سخن بیهوده ای.
“تنها چیزی که در آنجا مرتبا به گوش می خورد سلام است” (إِلاّٰ سَلاٰماً) .
سلام به معنی وسیع کلمه که دلالت بر سلامت روح و فکر و زبان و رفتار و کردار بهشتیان دارد.
سلامی که آن محیط را، بهشتی کرده و هر گونه اذیت و ایذاء از آن برچیده شده است.
سلامی که نشانه یک محیط امن و امان، یک محیط مملو از صفا و صمیمیت و پاکی و تقوا و صلح و آرامش است.
در آیات دیگر قرآن نیز همین حقیقت با تعبیرات مختلفی آمده است، در آیه (73 سوره زمر) می خوانیم: وَ قٰالَ لَهُمْ خَزَنَتُهٰا سَلاٰمٌ عَلَیْکُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوهٰا خٰالِدِینَ: “خازنان بهشت به هنگام ورود به آنها می گویند: سلام بر شما همیشه خوش و خوشحال باشید، پاک و پاکیزه باشید، بفرمائید وارد بهشت شوید، و جاودانه بمانید”! در (آیه 34 سوره ق) می خوانیم: اُدْخُلُوهٰا بِسَلاٰمٍ ذٰلِکَ یَوْمُ الْخُلُودِ:
“با سلام و سلامت وارد آن شوید امروز روز خلود و جاودانی است”.
نه تنها فرشتگان بر آنها درود می فرستند و خود آنها به یکدیگر بلکه خداوند نیز، چنان که در (سوره یس آیه 57) بر آنها سلام می فرستند: سَلاٰمٌ قَوْلاً مِنْ رَبٍّ رَحِیمٍ: “سلام بر شما باد، این سلامی است از پروردگار مهربان به شما بهشتیان”.
آیا محیطی باصفاتر و زیباتر از این محیط آکنده از سلام و سلامت وجود دارد.
و به دنبال این نعمت به نعمت دیگری اشاره می کند می گوید“هر صبح و
ص: 106
شام روزی آنها در بهشت در انتظارشان است” (وَ لَهُمْ رِزْقُهُمْ فِیهٰا بُکْرَهً وَ عَشِیًّا) .
این جمله دو سؤال را برمی انگیزد:
نخست اینکه: مگر در بهشت صبح و شامی وجود دارد؟ پاسخ این سؤال در روایات اسلامی چنین آمده است: گرچه در بهشت همواره نور و روشنایی است اما بهشتیان از کم و زیاد شدن نور و نوسان آن شب و روز را تشخیص می دهند.
سؤال دیگر اینکه: از آیات قرآن به خوبی استفاده می شود که بهشتیان هر چه بخواهند از مواهب و روزیها در اختیارشان همیشه و در هر ساعت وجود دارد، این چه رزقی است که فقط صبح و شام به سراغ آنها می آید؟ پاسخ این سؤال را از حدیث لطیفی که از پیامبر ص نقل شده می توان دریافت آنجا که می فرماید:
و تعطیهم طرف الهدایا من اللّٰه لمواقیت الصلاه التی کانوا یصلون فیها فی الدنیا: “هدایای جالب و نخبه از سوی خداوند بزرگ در اوقاتی که در این دنیا نماز می خواندند به آنها در بهشت می رسد” (1) از این حدیث استفاده می شود که این هدایای ممتاز که به هیچوجه نمی توان ماهیت آن را حتی با حدس و تخمین بیان کرد، نعمتهایی است بسیار پر ارزش که علاوه بر نعمتهای معمول بهشتی، صبح و شام به آنها اهدا می گردد.
(1)
آیا تعبیر آیه فوق و حدیثی که در بالا ذکر شد دلیل بر این نیست که زندگی بهشتیان یک نواخت نمی باشد، بلکه هر روز و هر صبح و شام موهبت جدید و لطف تازه ای شامل حالشان می شود؟ و آیا مفهوم این سخن آن نیست که در آنجا سیر تکاملی انسان ادامه خواهد داشت هر چند اعمال تازه ای در آنجا انجام نمی دهد، ولی با مرکبی که از معتقدات و اعمالش در این جهان فراهم ساخته سیر تکاملی خود را ادامه خواهد داد.
ص: 107
1- 1) تفسیر روح المعانی جلد 16 صفحه 103.
پس از توصیف اجمالی بهشت و نعمتهای مادی و معنوی آن، بهشتیان را در یک جمله کوتاه معرفی کرده می گوید: “این همان بهشتی است که ما به ارث به بندگان پرهیزگار می دهیم” (تِلْکَ الْجَنَّهُ الَّتِی نُورِثُ مِنْ عِبٰادِنٰا مَنْ کٰانَ تَقِیًّا) .
و به این ترتیب کلید در بهشت با تمام آن نعمتها که گذشت چیزی جز “تقوا”نیست.
گرچه تعبیر به“عبادنا” (بندگان ما) اشاره اجمالی به ایمان و تقوا دارد ولی اینجا جایی نیست که به اشاره اجمالی اکتفاء شود، بلکه با صراحت باید این حقیقت بیان گردد که بهشت تنها جای پرهیزکاران است.
باز در اینجا به کلمه“ارث”برخورد می کنیم که معمولا به اموالی گفته می شود که از کسی به دیگری بعد از مرگش انتقال می یابد، در حالی که بهشت مال کسی نبوده و انتقالی ظاهرا در کار نیست.
پاسخ این سؤال را از دو راه می توان گفت:
1-“ارث”از نظر لغت به معنی تملیک آمده است و منحصر به انتقال مالی از میت به بازماندگانش، نمی باشد.
2-در حدیثی از پیامبر اکرم ص می خوانیم:
ما من احد الا و له منزل فی الجنه و منزل فی النار، فاما الکافر فیرث المؤمن منزله من النار، و المؤمن یرث الکافر منزله من الجنه: “هر کس بدون استثناء منزلگاهی در بهشت و منزلگاهی در دوزخ دارد، کافران منزلگاه دوزخی مؤمنان را به ارث میبرند، و مؤمنان جایگاه بهشتی کافران را”! (1) ذکر این نکته نیز لازم است که“وراثت”به آن معنی که در حدیث آمده
(1)
ص: 108
1- 1) نور الثقلین جلد 2 صفحه 31 (در این زمینه در جلد ششم تفسیر نمونه صفحه 177 نیز بحث کرده ایم) .
بر اساس پیوندهای نسبی نیست، بلکه بر اثر پیوند مکتبی و عملی تقوا است.
از شان نزولی که بعضی از مفسران در آیه فوق نقل کرده اند نیز همین معنی استفاده می شود که یکی از مشرکان به نام“عاص بن وائل”مزد کارگر خود را (که گویا مرد مسلمانی بوده است) نپرداخت و به طعنه گفت: اگر آنچه محمد می گوید، حق باشد ما از هر کس به نعمتهای بهشت سزاوارتریم، در همانجا مزد این کارگر را بطور کامل خواهم پرداخت!آیه فوق نازل شد و گفت: “این بهشت مخصوص بندگان با تقوا است”.
