[سوره مریم (19) : آیات 56 تا 60]
اشاره
وَ اُذْکُرْ فِی اَلْکِتٰابِ إِدْرِیسَ إِنَّهُ کٰانَ صِدِّیقاً نَبِیًّا (56) وَ رَفَعْنٰاهُ مَکٰاناً عَلِیًّا (57) أُولٰئِکَ اَلَّذِینَ أَنْعَمَ اَللّٰهُ عَلَیْهِمْ مِنَ اَلنَّبِیِّینَ مِنْ ذُرِّیَّهِ آدَمَ وَ مِمَّنْ حَمَلْنٰا مَعَ نُوحٍ وَ مِنْ ذُرِّیَّهِ إِبْرٰاهِیمَ وَ إِسْرٰائِیلَ وَ مِمَّنْ هَدَیْنٰا وَ اِجْتَبَیْنٰا إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِمْ آیٰاتُ اَلرَّحْمٰنِ خَرُّوا سُجَّداً وَ بُکِیًّا (58) فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضٰاعُوا اَلصَّلاٰهَ وَ اِتَّبَعُوا اَلشَّهَوٰاتِ فَسَوْفَ یَلْقَوْنَ غَیًّا (59) إِلاّٰ مَنْ تٰابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صٰالِحاً فَأُولٰئِکَ یَدْخُلُونَ اَلْجَنَّهَ وَ لاٰ یُظْلَمُونَ شَیْئاً (60)
ترجمه:
56-و در این کتاب (نیز) از“ادریس”یاد کن، او بسیار راستگو و پیامبر بزرگی بود.
57-و ما او را به مقام بلندی رساندیم.
58-آنها پیامبرانی بودند که خداوند مشمول نعمتشان قرار داده بود، از فرزندان آدم و از کسانی که با نوح بر کشتی سوار کردیم، و از دودمان ابراهیم و یعقوب، از
ص: 97
آنها که هدایت کردیم و برگزیدیم، آنها کسانی بودند که وقتی آیات خداوند رحمان بر آنان خوانده می شد به خاک می افتادند و سجده می کردند، در حالی که گریان بودند.
59-اما بعد از آنها فرزندان ناشایسته ای روی کار آمدند که نماز را ضایع کردند و پیروی از شهوات نمودند و به زودی (مجازات) گمراهی خود را خواهند دید.
60-مگر آنها که توبه کنند، ایمان آورند، و عمل صالح انجام دهند، چنین کسانی داخل بهشت می شوند و کمترین ستمی به آنها نخواهد شد.
تفسیر:
اینها پیامبران راستین بودند، اما…
در آخرین قسمت از یادآوریهای این سوره، سخن از ادریس پیامبر، به میان آمده است.
نخست می گوید: “در کتاب آسمانیت (قرآن) از ادریس یاد کن که او صدیق و پیامبر بود” (وَ اذْکُرْ فِی الْکِتٰابِ إِدْرِیسَ إِنَّهُ کٰانَ صِدِّیقاً نَبِیًّا) .
“صدیق”همانگونه که سابقا هم گفته ایم به معنی شخص بسیار راستگو و تصدیق کننده آیات خداوند و تسلیم در برابر حق و حقیقت است.
* سپس به مقام بلند پایه او اشاره کرده می گوید: “ما او را به مقام بلندی رساندیم” (وَ رَفَعْنٰاهُ مَکٰاناً عَلِیًّا) . در اینکه منظور، عظمت مقام معنوی ادریس یا بلندی مکان حسی او است در میان مفسران گفتگو است، بعضی همانگونه که ما انتخاب کردیم آن را اشاره به مقامات معنوی و درجات روحانی این پیامبر بزرگ می دانند، و بعضی معتقدند که خداوند ادریس را همچون مسیح به آسمان برد و تعبیر“ مَکٰاناً عَلِیًّا “را در آیه فوق اشاره به همین می دانند. ولی اطلاق کلمه”مکان”به مقامات معنوی، امری متداول و معمول است ص: 98 در سوره یوسف آیه 77 می خوانیم یوسف به برادران خود که کار خلافی انجام داده بودند گفت: أَنْتُمْ شَرٌّ مَکٰاناً “شما از نظر مقام و منزلت بدترین مردمید”. به هر حال ادریس یکی از پیامبران بلند مقام الهی است که شرح حال او در نکته ها خواهد آمد. * سپس به صورت یک جمع بندی از تمام افتخاراتی که در آیات گذشته پیرامون انبیاء بزرگ و صفات و حالات آنها و مواهبی که خداوند به آنها داده بود، بیان گردید چنین می گوید: “آنها پیامبرانی بودند که خداوند آنان را مشمول نعمت خود قرار داده بود” (أُولٰئِکَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللّٰهُ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ) .
که بعضی از فرزندان آدم بودند، و بعضی از فرزندان کسانی که با نوح در کشتی سوار کردیم و بعضی از دودمان ابراهیم و اسرائیل“ (مِنْ ذُرِّیَّهِ آدَمَ وَ مِمَّنْ حَمَلْنٰا مَعَ نُوحٍ وَ مِنْ ذُرِّیَّهِ إِبْرٰاهِیمَ وَ إِسْرٰائِیلَ) .
با اینکه همه این پیامبران از فرزندان آدم بودند، ولی با توجه به نزدیکی آنها به یکی از پیامبران بزرگ از آنان بعنوان”ذریه ابراهیم و اسرائیل“یاد شده، و به این ترتیب منظور از”ذریه آدم“در این آیه، ادریس است که طبق مشهور، جد نوح پیامبر بود، و منظور از”ذریه کسانی که با نوح بر کشتی سوار شدند“ابراهیم است، زیرا ابراهیم از فرزندان سام (فرزند نوح) بوده.
و منظور از”ذریه ابراهیم“اسحاق و اسماعیل و یعقوب است، و منظور از “ذریه اسرائیل”، موسی و هارون و زکریا و یحیی و عیسی می باشد که در آیات گذشته به حالات آنها و بسیاری از صفات برجسته شان اشاره شده.
سپس این بحث را با یاد پیروان راستین این پیامبران بزرگ تکمیل کرده می گوید: “از کسانی که هدایت کردیم و برگزیدیم افرادی هستند که وقتی آیات خداوند رحمان بر آنها خوانده شود به خاک می افتند و سجده می کنند،
ص: 99
و سیلاب اشکشان سرازیر می شود” (وَ مِمَّنْ هَدَیْنٰا وَ اجْتَبَیْنٰا إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِمْ آیٰاتُ الرَّحْمٰنِ خَرُّوا سُجَّداً وَ بُکِیًّا) . (1)
(1)
بعضی از مفسران، جمله” مِمَّنْ هَدَیْنٰا وَ اجْتَبَیْنٰا… را بیان دیگری برای همان انبیایی که در آغاز آیه به آنها اشاره شده دانسته اند، ولی آنچه در بالا گفتیم نزدیکتر به نظر می رسد. (2)
(2)
شاهد این سخن حدیثی است که از امام زین العابدین علی بن الحسین ع نقل شده است که به هنگام تلاوت این آیه، فرمود: “نحن عنینا بها”: “ما مقصود از این آیه ایم”. (3)
(3)
بدیهی است هرگز منظور از این جمله انحصار نیست، بلکه بیان مصداق روشن پیروان راستین انبیاء است و ما بارها در همین تفسیر نمونه به نمونه هایی از این مطلب برخورد کرده ایم.
اما عدم توجه به این حقیقت سبب شده است که مفسرانی همچون“آلوسی” در“روح المعانی”به اشتباه بیفتد و بر این حدیث طعنه بزنند و آن را دلیل بر بی اعتبار بودن احادیث شیعه بدانند!و این است نتیجه عدم آگاهی به مفهوم واقعی روایاتی که در تفسیر آیات وارد شده است.
قابل توجه اینکه: در آیات گذشته سخن از“مریم”به میان آمد در حالی که او از انبیاء نبود، او از کسانی بود که در جمله“ مِمَّنْ هَدَیْنٰا “داخل است
ص: 100
1- 1) “سجد”جمع”ساجد” (سجده کننده) و“بکی”جمع باکی (گریه کننده) است.
2- 2) زیرا اگر اشاره به انبیاء گذشته باشد با فعل مضارع (تتلی) که مربوط به آینده است سازگار نیست مگر اینکه جمله“کانوا”و مانند آن در تقدیر بگیریم که آنهم خلاف ظاهر است.
3- 3) مجمع البیان ذیل آیه مورد بحث.
و از مصادیق آن محسوب می شود و در هر زمان و مکانی، مصداق یا مصداقهایی داشته و دارد.
به همین جهت در آیه 69 سوره نساء نیز مشاهده میکنیم که مشمولین نعمتهای خدا را منحصر به پیامبران ندانسته، بلکه“صدیقین”و“شهدا”را نیز بر آن می افزاید (فَأُولٰئِکَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللّٰهُ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ وَ الصِّدِّیقِینَ وَ الشُّهَدٰاءِ) .
در آیه 75 سوره مائده نیز از مریم مادر عیسی به عنوان“صدیقه”تعبیر می کند و می گوید، وَ أُمُّهُ صِدِّیقَهٌ.
* سپس از گروهی که از مکتب انسانساز انبیاء جدا شدند و پیروانی ناخلف از آب در آمدند سخن می گوید و قسمتی از اعمال زشت آنها را بر می شمرد و می گوید: “بعد از آنها فرزندان ناشایسته ای روی کار آمدند که نماز را ضایع کردند، و از شهوات پیروی نمودند که به زودی مجازات گمراهی خود را خواهند دید” (فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضٰاعُوا الصَّلاٰهَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَوٰاتِ فَسَوْفَ یَلْقَوْنَ غَیًّا) . “خلف” (بر وزن برف) به معنی فرزندان ناصالح و به اصطلاح“ناخلف” است در حالی که“خلف” (بر وزن صدف) به معنی فرزند صالح است. این جمله ممکن است اشاره به گروهی از بنی اسرائیل باشد که در طریق گمراهی گام نهاده، خدا را فراموش کردند، پیروی از شهوات را بر ذکر خدا ترجیح دادند، جهان را پر از فساد نمودند و سرانجام به نتیجه اعمال سوء خود در دنیا رسیدند و در آخرت نیز خواهند رسید. در اینکه منظور از“اضاعه صلاه”در اینجا ترک نماز است و یا تاخیر از وقت آن، و یا انجام دادن اعمالی که نماز را در جامعه ضایع کند؟ مفسران احتمالهای مختلفی داده اند، ولی معنی اخیر، صحیحتر به نظر می رسد. ص: 101 چرا از میان تمام عبادات، روی نماز در اینجا انگشت گذارده شده؟ شاید دلیل آن این باشد که“نماز”چنان که می دانیم سدی است در میان انسان و گناهان، هنگامی که این سد شکسته شد، غوطه ور شدن در شهوات، نتیجه قطعی آنست و به تعبیر دیگر همانگونه که پیامبران، ارتقاء مقام خود را از یاد خدا شروع کردند و به هنگامی که آیات خدا بر آنها خوانده می شد به خاک می افتادند و گریه می کردند، این پیروان ناخلف سقوط و انحرافشان از فراموش کردن یاد خدا شروع شد. * از آنجا که برنامه قرآن در همه جا این است که راه بازگشت به سوی ایمان و حق را باز بگذارد در اینجا نیز بعد از ذکر سرنوشت نسلهای ناخلف چنین می گوید: “مگر آنها که توبه کنند و ایمان آورند و عمل صالح انجام دهند، آنها داخل بهشت می شوند و کمترین ظلمی به آنها نخواهد شد” (إِلاّٰ مَنْ تٰابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صٰالِحاً فَأُولٰئِکَ یَدْخُلُونَ الْجَنَّهَ وَ لاٰ یُظْلَمُونَ شَیْئاً) .
بنا بر این چنان نیست که اگر کسی یک روز در شهوات غوطه ور شود برای همیشه مهر یاس و نومیدی از رحمت خدا بر پیشانی او کوفته شود، بلکه تا نفسی باقی است و انسان در قید حیات دنیا است، راه بازگشت و توبه باز است.
* نکته ها: اشاره ادریس کیست؟ طبق نقل بسیاری از مفسران، “ادریس”جد پدر نوح است. نام او در تورات“اخنوخ”و در عربی“ادریس”می باشد که بعضی آن را از ماده“درس” می دانند، زیرا او اولین کسی بود که با قلم خط نوشت، او علاوه بر مقام نبوت، به علم نجوم و حساب و هیئت احاطه داشت، و نخستین کسی بود که طرز دوختن لباس ص: 102 را به انسانها آموخت. در مورد این پیامبر بزرگ قرآن تنها دو بار-آنهم با اشاره های کوتاه سخن گفته است، یکی در آیات مورد بحث و دیگری در سوره انبیاء آیه 85 و 86 و در روایات مختلف شرح مبسوطی در باره زندگی او نوشته اند که نمی توان همه آنها را معتبر دانست به همین دلیل ما به اشاره بالا قناعت کرده و از این بحث می گذریم. * 2-در حدیثی که در بسیاری از کتب دانشمندان اهل سنت آمده، چنین می خوانیم پیامبر هنگامی که آیه فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ… را تلاوت کرده، فرمود:
یکون خلف من بعد ستین سنه اضاعوا الصلاه و اتبعوا الشهوات فسوف یلقون غیا ثم یکون خلف یقرءون القرآن لا یعدوا تراقیهم، و یقرأ القرآن ثلاثه مؤمن و منافق و فاجر: “بعد از شصت سال، افرادی به روی کار می آیند که نماز را ضایع می کنند و در شهوات غوطه ور می شوند و به زودی نتیجه گمراهی خود را خواهند دید، و بعد از آنها گروه دیگری روی کار می آیند که قرآن را (با آب و تاب) می خوانند ولی از شانه های آنها بالاتر نمی رود (چون نه از روی اخلاص است و نه برای تدبر و اندیشه به خاطر عمل، بلکه از روی ریا و تظاهر است و یا قناعت کردن به الفاظ، و به همین دلیل اعمال آنها به مقام قرب خدا بالا نمی رود) . (1)
(1)
قابل توجه اینکه اگر مبدء شصت سال را هجرت پیامبر ص بگیریم درست منطبق بر زمانی می شود که”یزید“بر اریکه قدرت نشست و سالار شهیدان امام حسین ع و یارانش شربت شهادت نوشیدند، و بعد از این، باقیمانده دوران بنی امیه و دوران بنی عباس است که از اسلام به نامی قناعت کرده بودند و از قرآن به الفاظی و پناه می بریم به خدا که ما جزء چنین گروه ناخلفی باشیم.
ص: 103
1- 1) تفسیر المیزان جلد 14 صفحه 84.
