User Tools

Site Tools


nemoone:مائده:آیه_35

[سوره المائده (5) : آیه 35]

اشاره

یٰا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا اِتَّقُوا اَللّٰهَ وَ اِبْتَغُوا إِلَیْهِ اَلْوَسِیلَهَ وَ جٰاهِدُوا فِی سَبِیلِهِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ (35)

ترجمه:

35-ای کسانی که ایمان آورده اید پرهیزگاری پیشه کنید و وسیله ای برای تقرب به خدا انتخاب نمائید و در راه او جهاد کنید باشد که رستگار شوید.

تفسیر:

اشاره

حقیقت توسل

در این آیه روی سخن به افراد با ایمان است و به آنها سه دستور برای رستگار شدن داده شده:

نخست می گوید: “ای کسانی که ایمان آورده اید: تقوا و پرهیزگاری پیشه کنید.

(یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّٰهَ) .

سپس دستور می دهد که”وسیله ای برای تقرب به خدا انتخاب نمائید“ (وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسِیلَهَ) .

و سرانجام”دستور به جهاد در راه خدا می دهد“.

ص: 363

(وَ جٰاهِدُوا فِی سَبِیلِهِ) .

و نتیجه همه آنها این است که”در مسیر رستگاری قرار گیرید“.

(لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ) .

موضوع مهمی که در این آیه باید مورد بحث قرار گیرد دستوری است که در باره انتخاب”وسیله“در این آیه به افراد با ایمان داده شده است.

“وسیله”در اصل به معنی تقرب جستن و یا چیزی که باعث تقرب به دیگری از روی علاقه و رغبت می شود می باشد.

بنا بر این وسیله در آیه فوق معنی بسیار وسیعی دارد و هر کار و هر چیزی را که باعث نزدیک شدن به پیشگاه مقدس پروردگار می شود شامل می گردد که مهمترین آنها ایمان به خدا و پیامبر اکرم ص و جهاد و عبادات همچون نماز و زکات و روزه و زیارت خانه خدا و همچنین صله رحم و انفاق در راه خدا اعم از انفاقهای پنهانی و آشکار و همچنین هر کار نیک و خیر می باشد. همانطور که علی ع در”نهج البلاغه“فرموده است:

ان افضل ما توسل به المتوسلون الی اللّٰه سبحانه و تعالی الایمان به و برسوله و الجهاد فی سبیله فانه ذروه الاسلام، و کلمه الاخلاص فانها الفطره و اقام الصلاه فانها المله، و ایتاء الزکاه فانها فریضه واجبه و صوم شهر رمضان فانه جنه من العقاب و حج البیت و اعتماره فانهما ینفیان الفقر و یرحضان الذنب، و صله الرحم فانها مثراه فی المال و منساه فی الاجل، و صدقه السر فانها تکفر الخطیئه و صدقه العلانیه فانها تدفع میته السوء و صنائع المعروف فانها تقی مصارع الهوان.. “ یعنی: “بهترین چیزی که به وسیله آن می توان به خدا نزدیک شد ایمان به خدا و پیامبر او و جهاد در راه خدا است که قله کوهسار اسلام است، و همچنین جمله اخلاص (لا اله الا اللّٰه) که همان فطرت توحید است، و بر پا داشتن نماز که آئین اسلام است، و زکاه که فریضه واجبه است، و روزه ماه

ص: 364

رمضان که سپری است در برابر گناه و کیفرهای الهی، و حج و عمره که فقر و پریشانی را دور می کند و گناهان را می شوید، و صله رحم که ثروت را زیاد و عمر را طولانی می کند، انفاقهای پنهانی که جبران گناهان می نماید و انفاق آشکار که مرگهای ناگوار و بد را دور می سازد و کارهای نیک که انسان را از سقوط نجات می دهد (1) .

(1)

و نیز شفاعت پیامبران و امامان و بندگان صالح خدا که طبق صریح قرآن باعث تقرب به پروردگار می گردد، در مفهوم وسیع توسل داخل است، و همچنین پیروی از پیامبر و امام و گام نهادن در جای گام آنها زیرا همه اینها موجب نزدیکی به ساحت قدس پروردگار می باشد حتی سوگند دادن خدا به مقام پیامبران و امامان و صالحان که نشانه علاقه به آنها و اهمیت دادن به مقام و مکتب آنان می باشد جزء این مفهوم وسیع است.

و آنها که آیه فوق را به بعضی از این مفاهیم اختصاص داده اند در حقیقت هیچگونه دلیلی بر این تخصیص ندارند، زیرا همانطور که گفتیم”وسیله”در مفهوم لغویش به معنی هر چیزی است که باعث تقرب می گردد.

لازم به تذکر است که هرگز منظور این نیست چیزی را از شخص پیامبر یا امام مستقلا تقاضا کنند، بلکه منظور این است با اعمال صالح یا پیروی از پیامبر و امام، یا شفاعت آنان و یا سوگند دادن خداوند به مقام و مکتب آنها (که خود یک نوع احترام و اهتمام به موقعیت آنها و یک نوع عبادت است) از خداوند چیزی را بخواهند این معنی نه بوی شرک می دهد و نه بر خلاف آیات دیگر قرآن است و نه از عموم آیه فوق بیرون می باشد. (دقت کنید)

ص: 365

1- 1) نهج البلاغه خطبه 110.

قرآن و توسل

از آیات دیگر قرآن نیز به خوبی استفاده میشود که وسیله قرار دادن مقام انسان صالحی در پیشگاه خدا و طلب چیزی از خداوند به خاطر او، به هیچوجه ممنوع نیست و منافات با توحید ندارد، در آیه 64 سوره نساء می خوانیم: وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جٰاؤُکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللّٰهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللّٰهَ تَوّٰاباً رَحِیماً:

“اگر آنها هنگامی که به خویشتن ستم کردند (و مرتکب گناهی شدند) به سراغ تو می آمدند و از خداوند طلب عفو و بخشش می کردند و تو نیز برای آنها طلب عفو می کردی، خدا را توبه پذیر و رحیم می یافتند”.

و نیز در آیه 97 سوره یوسف می خوانیم که: برادران یوسف از پدر تقاضا کردند که در پیشگاه خداوند برای آنها استغفار کند و یعقوب نیز این تقاضا را پذیرفت.

در آیه 114 سوره توبه نیز موضوع استغفار ابراهیم در مورد پدرش آمده که تاثیر دعای پیامبران را در باره دیگران تایید می کند و همچنین در آیات متعدد دیگر قرآن این موضوع منعکس است.

روایات اسلامی و توسل

از روایات متعددی که از طرق شیعه و اهل تسنن در دست داریم، نیز به خوبی استفاده می شود که توسل به آن معنی که در بالا گفتیم هیچگونه اشکالی ندارد، بلکه کار خوبی محسوب می شود، این روایات بسیار فراوان است و در کتب زیادی نقل شده و ما به عنوان نمونه به چند قسمت از آنها که در کتب

ص: 366

معروف اهل تسنن می باشد اشاره می کنیم:

1-در کتاب“وفاء الوفاء”تالیف دانشمند معروف سنی“سمهودی” چنین می خوانیم که: مدد گرفتن و شفاعت خواستن در پیشگاه خداوند از پیامبر ص و از مقام و شخصیت او، هم پیش از خلقت او مجاز است و هم بعد از تولد و هم بعد از رحلتش، هم در عالم برزخ، و هم در روز رستاخیز، سپس روایت معروف توسل آدم را به پیامبر اسلام ص از عمر بن خطاب نقل کرده که: آدم روی اطلاعی که از آفرینش پیامبر اسلام در آینده داشت به پیشگاه خداوند چنین عرض کرد:

“یا رب اسئلک بحق محمد لما غفرت لی” (1) .

(1)

“خداوندا به حق محمد ص از تو تقاضا می کنم که مرا ببخشی”.

سپس حدیث دیگری از جماعتی از راویان حدیث از جمله“نسایی”و “ترمذی”دانشمندان معروف اهل تسنن به عنوان شاهد برای جواز توسل به پیامبر در حال حیات نقل می کند که خلاصه اش این است: “مرد نابینایی تقاضای دعا از پیامبر برای شفای بیماریش کرد، پیغمبر به او دستور داد که چنین دعا کند:

“اللهم انی اسئلک و اتوجه الیک بنبیک محمد نبی الرحمه یا محمد انی توجهت بک الی ربی فی حاجتی لتقضی لی اللهم شفعه فی” (2) .

(2)

“خداوندا من از تو به خاطر پیامبرت پیامبر رحمت تقاضا می کنم و به تو روی می آورم ای محمد!بوسیله تو به سوی پروردگارم برای انجام حاجتم متوجه می شوم خداوندا او را شفیع من ساز”.

ص: 367

1- 1) وفاء الوفاء جلد 3 ص 1371-در کتاب”التوصل الی حقیقه التوسل“صفحه 215 حدیث فوق را از”دلائل النبوه“بیهقی نیز نقل نموده است.

2- 2) وفاء الوفاء ص 1372.

سپس در مورد جواز توسل به پیامبر ص بعد از وفات چنین نقل می کند که مرد حاجتمندی در زمان عثمان کنار قبر پیامبر ص آمد و نماز خواند و چنین دعا کرد.

اللهم انی اسئلک و اتوجه الیک بنبینا محمد ص نبی الرحمه، یا محمد انی اتوجه بک الی ربک ان تقضی حاجتی”.

“خداوندا من از تو تقاضا می کنم و بوسیله پیامبر ما محمد ص پیغمبر رحمت به سوی تو متوجه می شوم، ای محمد من بوسیله تو متوجه پروردگار تو می شوم تا مشکلم حل شود”.

بعدا اضافه می کند چیزی نگذشت که مشکل او حل شد. (1)

(1)

2-نویسنده کتاب“التوصل الی حقیقه التوسل”که در موضوع توسل بسیار سختگیر است 26 حدیث از کتب و منابع مختلف نقل کرده که جواز این موضوع در لابلای آنها منعکس است، اگر چه نامبرده سعی دارد که در اسناد این احادیث خدشه وارد کند، ولی واضح است که روایات هنگامی که فراوان باشند و به حد تواتر برسند جایی برای خدشه در سند حدیث باقی نمی ماند و روایاتی که در زمینه توسل در منابع اسلامی وارد شده است ما فوق حد تواتر است و از جمله روایاتی که نقل می کند این است که:

“ابن حجر مکی”در کتاب“صواعق”از“امام شافعی”پیشوای معروف اهل تسنن نقل می کند که به اهل بیت پیامبر توسل می جست و چنین می گفت: آل النبی ذریعتی و هم الیه و سیلتی ارجو بهم اعطی غدا بید الیمین صحیفتی (2) “خاندان پیامبر وسیله منند*آنها در پیشگاه او سبب تقرب من می باشند” “امیدوارم به سبب آنها فردای قیامت*نامه عمل من به دست راست

(2)

ص: 368

1- 1) وفاء الوفاء ص 1373.

2- 2) التوصل… ص 329.

من سپرده شود”.

و نیز از“بیهقی”نقل می کند که در زمان خلافت خلیفه دوم سالی قحطی شد بلال به همراهی عده ای از صحابه بر سر قبر پیامبر آمد و چنین گفت:

“یا رسول اللّٰه استسق لامتک… فانهم قد هلکوا.. ” (1) “ای رسول خدا!از خدایت برای امتت باران بخواه… که ممکن است هلاک شوند”.

(1)

حتی از ابن حجر در کتاب“الخیرات الحسان”نقل می کند که“امام شافعی”در ایامی که در بغداد بود به زیارت ابو حنیفه می رفت و در حاجاتش به او متوسل می شد! (2) و نیز در صحیح“دارمی”از“ابی الجوزاء”نقل می کند که سالی در مدینه قحطی شدیدی واقع شد، بعضی شکایت به“عایشه”بردند، او سفارش کرد که بر فراز قبر پیامبر روزنه ای در سقف ایجاد کنند تا به برکت قبر پیامبر از طرف خدا باران نازل شود، چنین کردند و باران فراوانی آمد!.

(2)

در تفسیر“آلوسی”قسمتهای زیادی از احادیث فوق را نقل کرده و پس از تجزیه و تحلیل طولانی و حتی سختگیری در باره احادیث فوق در پایان ناگزیر به اعتراف شده و چنین می گوید:

“بعد از تمام این گفتگوها من مانعی در توسل به پیشگاه خداوند به مقام پیامبر ص نمی بینم چه در حال حیات پیامبر و چه پس از رحلت او، و بعد از بحث نسبتا مشروحی در این زمینه، اضافه می کند”توسل جستن به مقام غیر پیامبر در پیشگاه خدا نیز مانعی ندارد به شرط اینکه او حقیقتا در پیشگاه خدا مقامی داشته باشد. “ (3)

(3)

ص: 369

1- 1) التوصل… ص 253.

2- 2) التوصل… ص 331.

3- 3) روح المعانی جلد 4-6 ص 114-115.

و اما در منابع شیعه موضوع به قدری روشن است که نیاز به نقل حدیث ندارد.

چند یادآوری لازم

در اینجا لازم است به چند نکته اشاره کنیم:

1-همانطور که گفتیم منظور از توسل این نیست که کسی حاجت را از پیامبر یا امامان بخواهد بلکه منظور این است که به مقام او در پیشگاه خدا متوسل شود، و این در حقیقت توجه به خدا است، زیرا احترام پیامبر نیز به خاطر این است که فرستاده او بوده و در راه او گام بر داشته و ما تعجب می کنیم از کسانی که این گونه توسل را یک نوع شرک می پندارند در حالی که شرک این است که برای خدا شریکی در صفات و اعمال او قائل شوند و این گونه توسل به هیچوجه شباهتی با شرک ندارد.

2-بعضی اصرار دارند که میان حیات و وفات پیامبر و امامان فرق بگذارند، در حالی که گذشته از روایات فوق که بسیاری از آنها مربوط به بعد از وفات است، از نظر یک مسلمان، پیامبران و صلحاء بعد از مرگ”حیات برزخی“ دارند، حیاتی وسیعتر از عالم دنیا همانطور که قرآن در باره شهداء به آن تصریح کرده است و می گوید آنها را مردگان فرض نکنید آنها زندگانند (1) 3-بعضی نیز اصرار دارند که میان تقاضای دعاء از پیامبر، و بیان سوگند دادن خدا به مقام او، فرق بگذارند، تقاضای دعا را مجاز و غیر آن را ممنوع بشمارند در حالی که هیچگونه فرق منطقی میان این دو دیده نمی شود.

(1)

4-بعضی از نویسندگان و دانشمندان اهل تسنن مخصوصا”وهابیها“

ص: 370

1- 1) سوره آل عمران-آیه 169.

با لجاجت خاصی کوشش دارند تمام احادیثی که در زمینه توسل وارد شده است تضعیف کنند و یا با اشکالات واهی و بی اساس آنها را به دست فراموشی بسپارند، آنها در این زمینه چنان بحث می کنند که هر ناظر بی طرفی احساس می کند که قبلا عقیده ای برای خود انتخاب کرده، سپس می خواهند عقیده خود را به روایات اسلامی”تحمیل“کنند، و هر چه مخالف آن بود به نوعی از سر راه خود کنار بزنند، در حالی که یک محقق هرگز نمی تواند چنین بحثهای غیر منطقی و تعصب آمیزی را بپذیرد.

5-همانطور که گفتیم روایات توسل به حد تواتر رسیده یعنی به قدری زیاد است که ما را از بررسی اسناد آن بی نیاز می سازد، علاوه بر این در میان آنها روایت صحیح نیز فراوان است با این حال جایی برای خرده گیری در پاره ای از اسناد آنها باقی نمی ماند.

6-از آنچه گفتیم روشن می شود که روایاتی که در ذیل این آیه وارد شده و می گوید: پیغمبر به مردم می فرمود: از خداوند برای من”وسیله“بخواهید و یا آنچه در کافی از علی ع نقل شده که وسیله بالاترین مقامی است که در بهشت قرار دارد، با آنچه در تفسیر آیه گفتیم هیچگونه منافاتی ندارد زیرا همانطور که مکرر اشاره کردیم”وسیله“هر گونه تقرب به پروردگار را شامل می شود و تقرب پیامبر به خدا و بالاترین درجه ای که در بهشت وجود دارد یکی از مصداقهای آن است.

ص: 371

nemoone/مائده/آیه_35.txt · Last modified: 2024/12/07 17:08 by 127.0.0.1

Donate Powered by PHP Valid HTML5 Valid CSS Driven by DokuWiki