User Tools

Site Tools


nemoone:مائده:آیه_1

[سوره المائده (5) : آیه 1]

اشاره

بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِlt;br/gt;یٰا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ أُحِلَّتْ لَکُمْ بَهِیمَهُ اَلْأَنْعٰامِ إِلاّٰ مٰا یُتْلیٰ عَلَیْکُمْ غَیْرَ مُحِلِّی اَلصَّیْدِ وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ إِنَّ اَللّٰهَ یَحْکُمُ مٰا یُرِیدُ (1)

ترجمه:

به نام خداوند بخشنده مهربان 1-ای کسانی که ایمان آورده اید به پیمانها و قراردادها وفا کنید، چهار پایان (و جنین چهار پایان) برای شما حلال شده است مگر آنچه بر شما خوانده می شود (به جز آنها که استثناء خواهد شد) و صید را به هنگام احرام حلال نشمرید خداوند هر چه بخواهد (و صلاح ببیند) حکم می کند.

تفسیر:

اشاره

لزوم وفا به عهد و پیمان

بطوری که از روایات اسلامی و سخنان مفسران بزرگ استفاده میشود، این سوره آخرین سوره (و یا از آخرین سوره هایی) است که بر پیامبر ص نازل شده است، در تفسیر عیاشی از امام باقر ع نقل شده که حضرت علی بن ابی طالب ع فرمود: سوره مائده دو ماه یا سه ماه پیش از رحلت پیامبر ص

ص: 242

نازل گردید (1) .

(1)

و اینکه در بعضی از روایات وارد شده که این سوره ناسخ است و منسوخ نیست، نیز اشاره بهمین موضوع است.

این سخن با مطلبی که در جلد دوم همین تفسیر در ذیل آیه 281 سوره بقره گفته ایم که طبق روایات آیه مزبور آخرین آیه ای است که بر پیامبر ص نازل شده منافات ندارد، زیرا اینجا سخن از سوره است و در آنجا سخن در باره یک آیه بود! در این سوره-بخاطر همین موقعیت خاص-تاکید روی یک سلسله مفاهیم اسلامی و آخرین برنامه های دینی و مساله رهبری امت و جانشینی پیامبر ص شده است و شاید بهمین جهت است که با مساله لزوم وفا به عهد و پیمان، شروع شده، و در نخستین جمله میفرماید: “ای افراد با ایمان به عهد و پیمان خود وفا کنید”.

(یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ) .

تا به این وسیله افراد با ایمان را ملزم به پیمانهایی که در گذشته با خدا بسته اند و یا در این سوره به آن اشاره شده است بنماید، درست همانند این است که شخص مسافر در آخرین لحظات وداع به نزدیکان و پیروان خود تاکید میکند توصیه ها و سفارشهای او را فراموش نکنند و به قول و قراردادهایی که با آنها گذاشته است، وفادار باشند.

باید توجه داشت که“عقود”جمع“عقد”در اصل بمعنی“جمع کردن اطراف یک چیز محکم”است، و بهمین مناسبت گره زدن دو سر طناب یا دو طناب

ص: 243

1- 1) تفسیر برهان جلد اول صفحه 430-باید توجه داشت که دستورهایی در باره وضو و تیمم و مانند آن در این سوره منافاتی با آخرین سوره بودن آن ندارد، زیرا بسیاری از این دستورها جنبه تکرار و تاکید داشته است، لذا بعضی از همین احکام را در سوره نساء نیز می بینیم.

را با هم“عقد”میگویند، سپس از این معنی حسی به مفهوم معنوی انتقال یافته و به هر گونه عهد و پیمان، “عقد”گفته میشود، منتها طبق تصریح جمعی از فقهاء و مفسران، عقد مفهومی محدودتر از عهد دارد، زیرا عقد به پیمانهایی گفته می شود که استحکام کافی دارد، نه به هر پیمان و اگر در بعضی از“روایات” و“عبارات مفسران”، “عقد”و“عهد”به یک معنی آمده است منافات با آنچه گفتیم ندارد زیرا منظور تفسیر اجمالی این دو کلمه بوده نه بیان جزئیات آن.

و با توجه به اینکه“العقود”-به اصطلاح-“جمع محلی به الف و لام” است و مفید عموم می باشد، و جمله نیز کاملا مطلق است، آیه فوق دلیل بر وجوب وفا به تمام پیمانهایی است که میان افراد انسان با یکدیگر، و یا افراد انسان با خدا، بطور محکم بسته می شود، و به این ترتیب تمام پیمانهای الهی و انسانی و پیمانهای سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و تجاری و زناشویی و مانند آن را در بر می گیرد و یک مفهوم کاملا وسیع دارد که به تمام جنبه های زندگی انسان اعم از عقیده و عمل ناظر است. از پیمانهای فطری و توحیدی گرفته تا پیمانهایی که مردم بر سر مسائل مختلف زندگی با هم می بندند.

در تفسیر“روح المعانی”از راغب چنین نقل شده که“عقد”با توجه بوضع طرفین، سه نوع است گاهی عقد در میان خدا و بنده، و گاهی در میان انسان و خودش، و گاهی در میان او و سایر افراد بشر بسته می شود (1) (البته تمام این سه نوع عقد دارای دو طرف است منتها در آنجا که خودش با خودش پیمان می بندد، خویشتن را بمنزله دو شخص که طرفین پیمانند فرض می کند) .

(1)

بهر حال مفهوم آیه بقدری وسیع است که عهد و پیمانهایی را که مسلمانان با غیر مسلمانان می بندند نیز شامل می شود.

در آیه نکاتی است که باید به آن توجه کرد:

ص: 244

1- 1) تفسیر روح المعانی ذیل آیه مورد بحث.

1-این آیه از جمله آیاتی است که در مباحث حقوق اسلامی در سرتاسر فقه به آن استدلال می کنند، و یک قاعده مهم فقهی که اصاله اللزوم فی العقود است از آن استفاده می گردد، یعنی هر گونه پیمان و معاهده ای در باره اشیاء و یا کارها میان دو نفر منعقد گردد لازم الاجراء می باشد، و حتی-همانطور که جمعی از محققان نیز عقیده دارند-انواع معاملات و شرکتها و قراردادهایی که در عصر ما وجود دارد و در سابق وجود نداشته، و یا اینکه بعدا در میان عقلا بوجود میاید، و بر موازین صحیحی قرار دارد، شامل میشود، و این آیه پای همه آنها صحه می گذارد (البته با در نظر گرفتن ضوابط کلی که اسلام برای قراردادها قائل شده است) .

ولی استدلال به این آیه بعنوان یک قاعده فقهی دلیل بر آن نیست که پیمانهای الهی را که میان“بندگان”و“خدا”بسته شده است و یا مسائل مربوط به رهبری و زعامت امت که وسیله پیامبر ص از مردم گرفته شد، شامل نشود، بلکه آیه مفهوم وسیعی دارد که همه این امور را در بر میگیرد.

یادآوری این نکته نیز لازم است که لزوم وفاء به پیمانهای دو جانبه مادامی است که از یک طرف نقض نشده باشد، اما اگر از یک طرف نقض شود، طرف مقابل ملزم به وفاداری نیست، و این از ماهیت عقد و پیمان افتاده است.

2-اهمیت وفای به عهد و پیمان

مساله وفای به عهد و پیمان که در آیه مورد بحث مطرح است از اساسی ترین شرائط زندگی دستجمعی است و بدون آن هیچگونه همکاری اجتماعی ممکن نیست، و بشر با از دست دادن آن زندگی اجتماعی و اثرات آن را عملا از دست خواهد داد، به همین دلیل در منابع اسلامی تاکید فوق العاده ای روی این مساله شده است و شاید کمتر چیزی باشد که این قدر گسترش داشته باشد، زیرا بدون آن هرج و مرج و سلب اطمینان عمومی که بزرگترین بلای اجتماعی است در میان بشر پیدا می شود.

ص: 245

در نهج البلاغه در فرمان مالک اشتر چنین می خوانیم:

فانه لیس من فرائض اللّٰه شیء الناس اشد علیه اجتماعا مع تفرق اهوائهم و تشتت آرائهم من تعظیم الوفاء بالعهود، و قد لزم ذلک المشرکون فیما بینهم دون المسلمین لما استوبلوا من عواقب الغدر:

“در میان واجبات الهی هیچ موضوعی همانند وفای به عهد در میان مردم جهان-با تمام اختلافاتی که دارند-مورد اتفاق نیست بهمین جهت بت پرستان زمان جاهلیت نیز پیمانها را در میان خود محترم می شمردند زیرا عواقب دردناک پیمان شکنی را دریافته بودند” (1) .

(1)

و نیز از امیر مؤمنان علی ع نقل شده که فرمود:

ان اللّٰه لا یقبل الا العمل الصالح و لا یقبل اللّٰه الا الوفاء بالشروط و العهود:

“خداوند چیزی جز عمل صالح از بندگان خود نمی پذیرد و جز وفای به شروط و پیمانها را قبول نمیکند” (2) .

(2)

و از پیامبر اکرم ص نقل شده که فرمود:

لا دین لمن لا عهد له:

“آن کس که به پیمان خود وفادار نیست دین ندارد” (3) .

(3)

و روی همین جهت، موضوع وفای به عهد از موضوعاتی است که هیچگونه تفاوتی در میان انسانها در باره آن نیست خواه طرف پیمان مسلمان باشد یا غیر مسلمان و به اصطلاح از حقوق انسان است نه از حقوق برادران دینی:

در حدیثی از امام صادق ع می خوانیم:

ثلاث لم یجعل اللّٰه عز و جل لاحد فیهن رخصه: اداء الامانه الی البر و الفاجر، و الوفاء بالعهد للبر و الفاجر، و بر الوالدین برین کانا او فاجرین!:

ص: 246

1- 1) نهج البلاغه-نامه های علی ع نامه 53.

2- 2) سفینه البحار جلد 2 صفحه 294.

3- 3) بحار جلد 16 صفحه 144.

“سه چیز است که خداوند به هیچ کس اجازه مخالفت با آن را نداده است: ادای امانت در مورد هر کس خواه نیکوکار باشد یا بدکار، و وفای به عهد در باره هر کس خواه نیکوکار باشد یا بدکار، و نیکی به پدر و مادر خواه نیکوکار باشند یا بدکار” (1) .

(1)

حتی در روایتی از امیر مؤمنان علی ع نقل شده که اگر کسی با اشاره پیمانی را به عهده بگیرد باید به آن وفا کند:

اذا اومی احد من المسلمین او اشار الی احد من المشرکین فنزل علی ذلک فهو فی امان

(2)

(2)

.

سپس به دنبال دستور وفای به پیمانها که تمام احکام و پیمانهای الهی را شامل میشود یک سلسله از احکام اسلام را بیان کرده، که نخستین آن حلال بودن گوشت پاره ای از حیوانات است، و میفرماید: چهار پایان (یا جنین آنها) برای شما حلال شده است (أُحِلَّتْ لَکُمْ بَهِیمَهُ الْأَنْعٰامِ) .

انعام جمع“نعم”به معنی شتر و گاو و گوسفند است (3) .

(3)

“بهیمه”از ماده“بهمه” (بر وزن تهمه) در اصل به معنی“سنگ محکم”است و به هر چیز که درک آن مشکل باشد“مبهم”گفته میشود، و بتمام حیوانات که دارای نطق و سخن نیستند، “بهیمه”اطلاق میشود، زیرا صدای آنها دارای ابهام است اما معمولا این کلمه را فقط در مورد چهار پایان بکار می برند، و درندگان و پرندگان را شامل نمیشود.

و از آنجا که“جنین”حیوانات نیز دارای یک نوع ابهام است“بهیمه”نیز

ص: 247

1- 1) اصول کافی جلد 2 صفحه 162.

2- 2) مستدرک الوسائل جلد 2 صفحه 250.

3- 3) “نعم”اگر به صورت مفرد استعمال شود به معنی شتر است اما اگر به معنی جمع باشد شتر و گاو و گوسفند را شامل می شود (مفردات راغب، ماده نعم) .

نامیده میشود.

بنا بر این حلال بودن“بهیمه انعام”یا بمعنی حلیت تمام چهار پایان است (به استثنای آنچه بعدا در آیه ذکر میشود) و یا بمعنی حلیت بچه هایی است که در شکم حیوانات حلال گوشت وجود دارد (بچه هایی که خلقت آنها کامل شده و مو و پشم بر بدن آنها روئیده است) (1) .

(1)

و از آنجا که حلیت حیواناتی مانند شتر و گاو و گوسفند قبل از این آیه برای مردم مشخص بوده ممکن است آیه اشاره به حلیت جنینهای آنها باشد.

ولی آنچه در معنی آیه به نظر نزدیکتر میرسد این است که آیه معنی وسیعی دارد هم حلال بودن این گونه حیوانات را بیان میکند، و هم“جنین”آنها را، و اگر حکم این گونه حیوانات در سابق نیز معلوم بوده در اینجا به عنوان مقدمه ای برای استثنائات بعد تکرار شده است.

از آنچه در تفسیر این جمله گفتیم روشن شد که ارتباط این حکم با اصل کلی لزوم وفای به عهد از این نظر است که این“اصل کلی”، احکام الهی را که یک نوع پیمان خدا با بندگان است مورد تاکید قرار می دهد، سپس بدنبال آن تعدادی از احکام بیان شده که حلال بودن گوشت پاره ای از حیوانات و حرام بودن گوشت پاره ای دیگر یکی از آنها محسوب میشود.

سپس در ذیل آیه دو مورد را از حکم حلال بودن گوشت چهار پایان استثناء کرده، می فرماید: “به استثنای گوشتهایی که تحریم آن بزودی برای شما بیان می شود” (إِلاّٰ مٰا یُتْلیٰ عَلَیْکُمْ) .

و به استثنای حال احرام (برای انجام مناسک حج یا انجام مناسک عمره

ص: 248

1- 1) اگر“بهیمه”را در آیه به معنی خود حیوانات بگیریم اضافه“بهیمه”به“انعام” از قبیل“اضافه بیانیه”می شود، و اگر به معنی“جنین”بوده باشد اضافه آن“اضافه لامیه” خواهد بود.

که در این حال صید کردن حرام است) (غَیْرَ مُحِلِّی الصَّیْدِ وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ (1) .

(1)

و در پایان می فرماید: “خداوند هر حکمی را بخواهد صادر می کند یعنی چون آگاه از همه چیز و مالک همه چیز می باشد هر حکمی را که بصلاح و مصلحت بندگان باشد و حکمت اقتضا کند تشریع می نماید” (إِنَّ اللّٰهَ یَحْکُمُ مٰا یُرِیدُ) .

nemoone/مائده/آیه_1.txt · Last modified: 2024/12/07 17:08 by 127.0.0.1

Donate Powered by PHP Valid HTML5 Valid CSS Driven by DokuWiki