[سوره المائده (5) : آیات 87 تا 89]
اشاره
یٰا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تُحَرِّمُوا طَیِّبٰاتِ مٰا أَحَلَّ اَللّٰهُ لَکُمْ وَ لاٰ تَعْتَدُوا إِنَّ اَللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ اَلْمُعْتَدِینَ (87) وَ کُلُوا مِمّٰا رَزَقَکُمُ اَللّٰهُ حَلاٰلاً طَیِّباً وَ اِتَّقُوا اَللّٰهَ اَلَّذِی أَنْتُمْ بِهِ مُؤْمِنُونَ (88) لاٰ یُؤٰاخِذُکُمُ اَللّٰهُ بِاللَّغْوِ فِی أَیْمٰانِکُمْ وَ لٰکِنْ یُؤٰاخِذُکُمْ بِمٰا عَقَّدْتُمُ اَلْأَیْمٰانَ فَکَفّٰارَتُهُ إِطْعٰامُ عَشَرَهِ مَسٰاکِینَ مِنْ أَوْسَطِ مٰا تُطْعِمُونَ أَهْلِیکُمْ أَوْ کِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِیرُ رَقَبَهٍ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیٰامُ ثَلاٰثَهِ أَیّٰامٍ ذٰلِکَ کَفّٰارَهُ أَیْمٰانِکُمْ إِذٰا حَلَفْتُمْ وَ اِحْفَظُوا أَیْمٰانَکُمْ کَذٰلِکَ یُبَیِّنُ اَللّٰهُ لَکُمْ آیٰاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ (89)
ترجمه:
87-ای کسانی که ایمان آورده اید چیزهای پاکیزه را که خداوند برای شما حلال کرده بر خود حرام نکنید، و از حد تجاوز ننمائید، زیرا خداوند متجاوزان را دوست نمی دارد.
88-و از نعمتهای حلال و پاکیزه ای که خداوند به شما روزی داده بخورید و از (مخالفت) خداوندی که به او ایمان دارید بپرهیزید.
89-خداوند شما را به خاطر سوگندهای بیهوده (و خالی از اراده) مواخذه نمی کند ولی در برابر سوگندهایی که (از روی اراده) محکم کرده اید مواخذه می کند، کفاره این گونه قسمها اطعام ده نفر مستمند، از غذاهای معمولی است که به خانواده خود می دهید، یا لباس پوشانیدن بر آن ده نفر و یا آزاد کردن یک برده، و کسی که هیچکدام از اینها را نباید سه روز روزه می گیرد، این کفاره سوگندهای شماست به هنگامی که سوگند یاد می کنید (و مخالفت می نمائید) و سوگندهای خود را حفظ کنید و نشکنید، این چنین خداوند آیات خود را برای شما بیان می کند تا شکر او را بجا آورید.
ص: 59
شان نزول از حد تجاوز نکنید!
در مورد نزول آیات فوق روایات متعددی نقل شده است، از جمله اینکه:
روزی پیامبر ص درباره رستاخیز و وضع مردم در آن دادگاه بزرگ الهی بیاناتی فرمود، این بیانات مردم را تکان داد و جمعی گریستند به دنبال آن جمعی از یاران پیامبر ص تصمیم گرفتند، پاره ای از لذائذ و راحتیها را بر خود تحریم کرده و به جای آن به عبادت پردازند، امیر مؤمنان علی ع سوگند یاد کرد که شبها کمتر بخوابد و مشغول عبادت باشد، بلال سوگند یاد کرد که همه روز روزه باشد، عثمان بن مظعون قسم یاد کرد که آمیزش جنسی را با همسر خویش ترک گوید و به عبادت پردازد.
روزی همسر عثمان بن مظعون نزد عایشه آمد، او زن جوان و صاحب جمالی بود، عایشه از وضع او متعجب شد و گفت: چرا به خودت نمی رسی، و زینت نمی کنی؟! در پاسخ گفت: برای چه کسی زینت کنم؟ همسرم مدتی است که مرا ترک گفته و رهبانیت پیش گرفته است، این سخن به گوش پیامبر ص رسید، فرمان داد همه مسلمانان به مسجد آیند، هنگامی که مردم در مسجد اجتماع کردند، بالای منبر قرار گرفت، پس از حمد و ثنای پروردگار گفت: چرا بعضی از شما چیزهای پاکیزه را بر خود حرام کرده اید؟ من سنت خود را برای شما بازگو می کنم هر کس از آن روی گرداند از من نیست، من قسمتی از شب را می خوابم و با همسرانم آمیزش دارم و همه روزها را روزه نمی گیرم.
ص: 60
آگاه باشید من هرگز به شما دستور نمی دهم که مانند کشیشان مسیحی و رهبانها ترک دنیا گوئید زیرا این گونه مسائل و همچنین دیرنشینی در آئین من نیست، رهبانیت امت من در جهاد است (اگر می خواهید ترک دنیا گوئید چه بهتر که در راه سازنده ای همچون جهاد باشد…) بر خود سخت نگیرید زیرا جمعی از پیشینیان شما بر اثر سخت گرفتن بر خود هلاک شدند.
آنها که سوگند یاد کرده بودند این امور را ترک کنند، برخاستند و گفتند: ای پیامبر!ما در این راه سوگند یاد کرده ایم وظیفه ما در برابر سوگندمان چیست؟ آیات فوق نازل شد و به آنها پاسخ گفت (1) .
(1)
لازم به تذکر است که بعضی سوگندهای فوق مانند سوگندی که از عثمان بن مظعون نقل شده چون منافات با حق همسرش داشته است مشروع نبوده، ولی در مورد سوگند علی ع درباره بیدار ماندن شب و اشتغال به عبادت، امر مباح و مجازی بوده است اگر چه از آیات استفاده می شود که اولی و بهتر این بود که چنین کاری به طور مستمر ادامه پیدا نکند و این موضوع هیچگونه منافاتی با مقام عصمت علی ع ندارد چنان که نظیر آن را در باره پیامبر ص نیز در سوره تحریم آیه یک می خوانیم یٰا أَیُّهَا النَّبِیُّ لِمَ تُحَرِّمُ مٰا أَحَلَّ اللّٰهُ لَکَ تَبْتَغِی مَرْضٰاتَ أَزْوٰاجِکَ:
“ای پیغمبر!چرا پاره ای از اموری که بر تو حلال است به خاطر رضایت همسرانت بر خود حرام می کنی؟ ”
تفسیر:
سوگند و کفاره سوگند
در این آیه و آیات بعد یک سلسله احکام مهم اسلامی مطرح شده است، بعضی برای نخستین بار، و قسمت مهمی نیز به عنوان تاکید و توضیح احکامی که قبلا در.
ص: 61
1- 1) شان نزول فوق قسمتی از تفسیر علی بن ابراهیم و قسمتی از تفسیر مجمع البیان و سایر تفاسیر گرفته شده است
آیات دیگر قرآن بیان شده است، زیرا همانطور که گفتیم این سوره در اواخر عمر پیامبر ص نازل گردید و می بایست در آن در باره احکام مختلف اسلامی تاکید بیشتری بشود.
در آیه نخست، اشاره به تحریم قسمتی از مواهب الهی وسیله بعضی از مسلمین شده، و آنها را از تکرار این کار نهی می کند، و می گوید: “ای کسانی که ایمان آورده اید”طیبات“و امور پاکیزه ای را که خداوند برای شما حلال کرده بر خود حرام مکنید، (یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تُحَرِّمُوا طَیِّبٰاتِ مٰا أَحَلَّ اللّٰهُ لَکُمْ) (1) ذکر این حکم علاوه بر ملاحظه شان نزول ممکن است اشاره به این باشد که اگر در آیات گذشته مدح و تمجیدی از جمعی از دانشمندان و رهبانان مسیحی شد به خاطر انعطاف و تسلیم آنها در برابر حق بود، نه به خاطر برنامه ترک دنیا و تحریم طیبات، و مسلمانان نمی توانند در این قسمت از آنها اقتباس کنند با بیان این حکم، اسلام صریحا بیگانگی خود را از مساله رهبانیت و ترک دنیا آن چنان که مسیحیان و مرتاضان دارند اعلام داشته است، شرح بیشتر درباره این موضوع را در ذیل آیه 27 سوره حدید وَ رَهْبٰانِیَّهً ابْتَدَعُوهٰا مطالعه خواهید فرمود.
(1)
سپس برای تاکید این موضوع می گوید: از حد و مرزها فراتر نروید، زیرا خداوند تجاوز کنندگان را دوست ندارد (وَ لاٰ تَعْتَدُوا إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ) . در آیه بعد مجددا روی مطلب تاکید کرده، منتها در آیه گذشته نهی از تحریم بود و در این آیه امر به بهره گرفتن مشروع از مواهب الهی کرده می فرماید:
“از آنچه خداوند به شما روزی داده است حلال و پاکیزه بخورید” (وَ کُلُوا مِمّٰا رَزَقَکُمُ اللّٰهُ حَلاٰلاً طَیِّباً) .
تنها شرط آن این است که رعایت اعتدال و تقوا و پرهیزگاری در بهره گیری.
ص: 62
1- 1) درباره معنی”حلال“و”طیب“در جلد اول تفسیر نمونه صفحه 417 بحث شد
از این مواهب را فراموش نکنید، لذا می گوید: (وَ اتَّقُوا اللّٰهَ الَّذِی أَنْتُمْ بِهِ مُؤْمِنُونَ) یعنی ایمان شما به خدا ایجاب می کند که همه دستورات او را محترم بشمرید، هم بهره گرفتن و هم رعایت اعتدال و تقوی.
در تفسیر این جمله احتمال دیگری نیز هست، که منظور از امر به تقوا این است که تحریم مباحات و طیبات با درجه عالی و کامل تقوا متناسب نیست، تقوا ایجاب می کند که انسان از حد اعتدال در هیچ طرف خارج نشود. در آیه بعد درباره سوگندهایی که در زمینه تحریم حلال و غیر آن خورده می شود، به طور کلی بحث کرده و قسم ها را به دو قسمت تقسیم می کند:
نخست می گوید: “خداوند شما را در برابر”قسمهای لغو”مؤاخذه و مجازات نمی کند“ (لاٰ یُؤٰاخِذُکُمُ اللّٰهُ بِاللَّغْوِ فِی أَیْمٰانِکُمْ) .
همانطور که در تفسیر آیه 225 سوره بقره که در آن نیز پیرامون عدم مجازات در مقابل قسم های لغو بحث شده بود گفتیم: منظور از سوگند لغو چنان که مفسران و فقهاء گفته اند، سوگندهایی است که دارای هدف مشخص نیست و از روی اراده و تصمیم سر نمی زند، بلکه بدون توجه به عنوان تکیه سخن و اللّٰه و باللّٰه یا اینکه لا و اللّٰه و بلی و اللّٰه می گویند و یا در حال شدت هیجان یا غضب بدون اراده و تصمیم گفته می شود.
بعضی گفته اند اگر انسان به چیزی یقین داشته باشد و بر اساس آن سوگند یاد کند سپس معلوم شود که اشتباه کرده است، آن نیز جزء قسم لغو است، مثل اینکه کسی بر اثر سعایت افراد سخن چنین یقین به انحراف همسر خود پیدا کند و سوگند به طلاق او یاد نماید، بعدا معلوم شود دروغ بوده است، این سوگند اعتبار ندارد. این را نیز می دانیم که علاوه بر لزوم قصد و اراده و تصمیم در سوگندهای جدی لازم است که محتوای قسم نیز کار نامشروع و یا مکروهی نباشد، بنا بر این اگر انسان در حال اختیار از روی اراده و تصمیم سوگند یاد کند که عمل حرام یا مکروهی
ص: 63
را انجام دهد آن قسم نیز بی ارزش است، و وفای به آن لازم نیست-احتمال دارد که مفهوم لغو در آیه فوق مفهوم وسیعی باشد و حتی این گونه قسم را نیز شامل شود- قسم دوم از سوگندها، سوگندهایی است که از روی اراده و تصمیم و به طور جدی یاد می شود، در باره این نوع قسمها، قرآن در آیه فوق چنین می گوید:
“خداوند شما را در برابر چنین سوگندهایی که گره آن را محکم کرده اید مؤاخذه می کند و شما را موظف به عمل کردن به آن می سازد” (وَ لٰکِنْ یُؤٰاخِذُکُمْ بِمٰا عَقَّدْتُمُ الْأَیْمٰانَ) کلمه”عقد“همانطور که در آغاز سوره مائده گفتیم در اصل به معنی جمع کردن اطراف یک چیز محکم است و به همین جهت گره زدن دو سر طناب را”عقد“می گویند، و گاهی به همین مناسبت در امور معنوی نیز بکار می رود و هر گونه پیمان محکمی را عقد نیز می گویند، در آیه فوق منظور از عقد ایمان (بستن سوگندها) همان تصمیم جدی بر کاری است که بر طبق سوگند انجام می گیرد.
البته جدی بودن سوگند بتنهایی برای صحت آن کافی نیست بلکه همانطور که در بالا اشاره شد باید محتوای سوگند لا اقل یک امر مباح بوده باشد و باید دانست که سوگند جز بنام خدا معتبر نیست.
بنا بر این اگر کسی بنام خدا سوگند یاد کند که عمل نیک یا لا اقل عمل مباحی را انجام دهد، واجب است به سوگند خود عمل کند و اگر آن را شکست کفاره دارد.
و کفاره قسم همان است که در ذیل آیه مورد بحث بیان شده:
“کفاره چنین سوگندی یکی از سه چیز است:
نخست اطعام ده نفر مسکین (فَکَفّٰارَتُهُ إِطْعٰامُ عَشَرَهِ مَسٰاکِینَ) منتها برای اینکه بعضی از اطلاق این حکم چنین استفاده نکنند که می توان از هر نوع غذای
ص: 64
پست و کم ارزشی برای کفاره استفاده کرد، تصریح می کند که این غذا باید لا اقل یک غذای حد وسط بوده باشد که معمولا در خانواده خود از آن تغذیه می کنید (مِنْ أَوْسَطِ مٰا تُطْعِمُونَ أَهْلِیکُمْ) .
البته ظاهر این تعبیر، حد متوسط از نظر کیفیت است ولی ممکن است هم اشاره به کیفیت و هم مقدار و کمیت بوده باشد، چنان که در روایتی از امام صادق ع حد وسط در کیفیت و در روایتی از امام باقر ع حد وسط در کمیت نقل شده که مفهوم آنها بازگشت به حد وسط در هر دو قسمت می کند (1) .
(1)
ناگفته پیدا است که مساله حد وسط در دو قسمت به اختلاف شهرها و آبادیها و زمانها متفاوت خواهد بود.
این احتمال نیز در تفسیر آیه داده شده است که اوسط به معنی خوب و عالی است، زیرا یکی از معانی اوسط عالی است، چنان که در آیه 28 سوره قلم می خوانیم: قٰالَ أَوْسَطُهُمْ أَ لَمْ أَقُلْ لَکُمْ لَوْ لاٰ تُسَبِّحُونَ (بهترین آنها چنین گفت: آیا به شما نگفتم چرا تسبیح خدا نمی گوئید) دوم-پوشاندن لباس بر ده نفر نیازمند (أَوْ کِسْوَتُهُمْ) البته ظاهر آیه این است که لباسی بوده باشد که بطور معمول تن را بپوشاند و لذا در بعضی از روایات می خوانیم که امام صادق ع فرمود منظور از”کسوه” در آیه فوق دو قطعه لباس است (پیراهن و شلوار) و اگر در بعضی از روایات مانند روایتی که از امام باقر ع نقل شده می خوانیم که به یک جامه نیز می توان قناعت کرد، شاید بخاطر آن باشد که پیراهنهای بلند عربی بتنهایی می تواند همه بدن را بپوشاند-البته در مورد زنان تنها یک پیراهن هر چند بلند باشد کافی نیست بلکه روسری برای پوشاندن سر و گردن نیز لازم است، زیرا حد اقل لباس مورد نیاز یک زن کمتر از این نیست-و با این حال بعید نیست که لباسی که به عنوان.
ص: 65
1- 1) نور الثقلین جلد اول صفحه 666 و تفسیر برهان جلد اول صفحه 496
کفاره داده می شود بر حسب فصول (1) و مکانها و زمانها تفاوت پیدا کند.
(1)
در اینکه آیا از نظر کیفیت حد اقل کافی است و یا در اینجا نیز باید حد وسط مراعات شود در میان مفسران دو نظر وجود دارد: نخست اینکه به مقتضای اطلاق آیه هر گونه لباس کافی است و دیگر اینکه با توجه به قیدی که در اطعام بود در اینجا نیز باید رعایت حد وسط گردد، ولی البته احتمال اول باطلاق آیه سازگارتر است.
سوم-آزاد کردن یک برده (أَوْ تَحْرِیرُ رَقَبَهٍ) .
در اینکه آیا برده ای که آزاد می شود باید ایمان و اسلام داشته باشد یا آزاد کردن هر گونه برده کافی است در میان فقهاء گفتگو است و توضیح آن را باید در کتب فقهی خواند، اگر چه ظاهر آیه مطلق است.
و این خود می رساند که اسلام برای آزاد ساختن بردگان از وسائل گوناگون استفاده کرده است، و در عصر و زمانی همچون زمان ما که ظاهرا برده ای وجود ندارد، باید یکی از دو کفاره دیگر را انتخاب نمود.
شک نیست که این سه موضوع از نظر قیمت بسیار متفاوت است، و شاید این تفاوت بخاطر آن است که هر کس آزاد باشد و بتواند به اندازه توانایی خود یکی را انتخاب کند.
اما ممکن است کسانی باشند که قدرت بر هیچیک از اینها نداشته باشند و لذا بعد از بیان این دستور می فرماید: آنهایی که دسترسی به هیچیک ندارند باید سه روز روزه بگیرند (فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیٰامُ ثَلاٰثَهِ أَیّٰامٍ) .
بنا بر این گرفتن سه روز روزه منحصرا مربوط به کسانی است که قدرت بر انجام یکی از سه موضوع فوق را نداشته باشند.
ص: 66
1- 1) در این زمینه حدیثی نیز از امام باقر یا امام صادق ع نقل شده است (تفسیر برهان جلد اول صفحه 496)
سپس برای تاکید می گوید: کفاره سوگندهای شما این است که گفته شد“ (ذٰلِکَ کَفّٰارَهُ أَیْمٰانِکُمْ إِذٰا حَلَفْتُمْ) .
ولی برای اینکه کسی تصور نکند با دادن کفاره، شکستن سوگندهای صحیح حرام نیست می گوید: “سوگندهای خود را حفظ کنید” (وَ احْفَظُوا أَیْمٰانَکُمْ) .
و به تعبیر دیگر عمل به سوگند وجوب تکلیفی دارد و شکستن آن حرام است، اما پس از شکستن باید کفاره داد.
و در پایان آیه می فرماید: “این چنین خداوند آیاتش را برای شما بیان می کند، تا شکر او را بگزارید و در برابر این احکام و دستوراتی که ضامن سعادت و سلامت فرد و اجتماع است، او را سپاس گوئید” (کَذٰلِکَ یُبَیِّنُ اللّٰهُ لَکُمْ آیٰاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ) .
ص: 67
