[سوره المائده (5) : آیات 49 تا 50]
اشاره
وَ أَنِ اُحْکُمْ بَیْنَهُمْ بِمٰا أَنْزَلَ اَللّٰهُ وَ لاٰ تَتَّبِعْ أَهْوٰاءَهُمْ وَ اِحْذَرْهُمْ أَنْ یَفْتِنُوکَ عَنْ بَعْضِ مٰا أَنْزَلَ اَللّٰهُ إِلَیْکَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَاعْلَمْ أَنَّمٰا یُرِیدُ اَللّٰهُ أَنْ یُصِیبَهُمْ بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ وَ إِنَّ کَثِیراً مِنَ اَلنّٰاسِ لَفٰاسِقُونَ (49) أَ فَحُکْمَ اَلْجٰاهِلِیَّهِ یَبْغُونَ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اَللّٰهِ حُکْماً لِقَوْمٍ یُوقِنُونَ (50)
ترجمه:
49-و باید در میان آنها (اهل کتاب) طبق آنچه خداوند نازل کرده حکم کنی و از هوسهای آنان پیروی مکن و بر حذر باش که مبادا تو را از بعض احکامی که خدا بر تو نازل کرده منحرف سازند، و اگر آنها (از حکم و داوری تو) روی گردانند بدان خداوند می خواهد آنها را بخاطر پاره ای از گناهانشان مجازات کند و بسیاری از مردم فاسقند.
50-آیا آنها حکم جاهلیت را (از تو) می خواهند، و چه کسی برای افراد با ایمان بهتر از خدا حکم می کند؟
ص: 403
شان نزول
بعضی از مفسران در شان نزول این آیه از ابن عباس چنین نقل کرده اند:
جمعی از بزرگان یهود توطئه کردند و گفتند نزد محمد ص می رویم شاید بتوانیم او را از آئین خود منحرف سازیم، پس از این تبانی، نزد پیامبر ص آمدند و گفتند: ما دانشمندان و اشراف یهودیم و اگر ما از تو پیروی کنیم مطمئنا سایر یهودیان به ما اقتدا میکنند ولی در میان ما و جمعیتی، نزاعی است (در مورد یک قتل یا چیز دیگر) اگر در این نزاع به نفع ما داوری کنی ما به تو ایمان خواهیم آورد، پیامبر ص از چنین قضاوتی (که عادلانه نبود) خود داری کرد و آیه فوق نازل شد (1) .
(1)
تفسیر:
اشاره
در این آیه بار دیگر خداوند به پیامبر خود تاکید می کند که در میان اهل کتاب بر طبق حکم خداوند داوری کند و تسلیم هوا و هوسهای آنها نشود.
(وَ أَنِ احْکُمْ بَیْنَهُمْ بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ وَ لاٰ تَتَّبِعْ أَهْوٰاءَهُمْ) .
تکرار این دستور یا به خاطر مطالبی است که در ذیل آیه آمده، یا به خاطر آن است که موضوع این داوری با موضوع داوری آیات گذشته تفاوت داشته است، در آیات پیش، موضوع“زنای محصنه”بود و در اینجا موضوع، “قتل یا نزاع دیگر”بوده است.
سپس به پیامبر ص هشدار میدهد که“اینها تبانی کرده اند تو را از آئین حق و عدالت منحرف سازند مراقب آنها باش”.
ص: 404
1- 1) تفسیر المنار جلد 6 صفحه 421.
(وَ احْذَرْهُمْ أَنْ یَفْتِنُوکَ عَنْ بَعْضِ مٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ إِلَیْکَ) .
“و اگر اهل کتاب در برابر داوری عادلانه تو تسلیم نشوند، بدان این نشانه آن است که گناهان آنها دامانشان را گرفته است و توفیق را از آنها سلب کرده و خدا میخواهد آنها را به خاطر بعضی از گناهانشان مجازات کند”.
(فَإِنْ تَوَلَّوْا فَاعْلَمْ أَنَّمٰا یُرِیدُ اللّٰهُ أَنْ یُصِیبَهُمْ بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ) .
ذکر بعض گناهان (نه همه آنها) ممکن است به خاطر آن باشد که مجازات همه گناهان در زندگی دنیا انجام نمی شود و تنها قسمتی از آن دامن انسان را میگیرد و بقیه به جهان دیگر موکول میشود.
در اینکه کدام“کیفر”دامن آنها را گرفت، در آیه صریحا ذکری از آن به میان نیامده، ولی احتمال دارد اشاره به همان سرنوشتی باشد که دامان یهود مدینه را گرفت و به خاطر خیانتهای پی در پی مجبور شدند، خانه های خود را رها کرده و از مدینه بیرون روند و یا اینکه عدم توفیق آنها خود یک نوع مجازات برای گناهان پیشین آنها بود، زیرا سلب موفقیت خود یک نوع مجازات محسوب میشود، به عبارت دیگر گناهان پی در پی و لجاجت، کیفرش محروم ماندن از احکام عادلانه و سرگردان شدن در بیراهه های زندگی است.
و در پایان آیه میفرماید: “اگر آنها در راه باطل اینهمه پافشاری میکنند، نگران مباش زیرا بسیاری از مردم فاسقند”.
(وَ إِنَّ کَثِیراً مِنَ النّٰاسِ لَفٰاسِقُونَ) .
سؤال:
ممکن است ایراد شود که آیه فوق دلیل بر این است که امکان انحراف از حق در باره پیامبر ص تصور میشود و لذا خداوند به او هشدار میدهد، آیا این تعبیر با مقام معصوم بودن پیامبران سازگار است؟
ص: 405
پاسخ:
معصوم بودن هرگز به این معنی نیست که گناه برای پیامبر ص و امام محال میگردد، و گرنه فضیلتی برای آنها محسوب نمیشود بلکه منظور این است که آنها با توانایی بر گناه مرتکب گناه نمیشوند، هر چند این عدم ارتکاب به خاطر تذکرات الهی بوده باشد و به عبارت دیگر یاد آوریهای خداوند جزئی از عامل مصونیت پیغمبر ص از گناه میباشد.
توضیح بیشتر در باره مقام عصمت پیامبران و امامان به خواست خدا در ذیل آیه تطهیر (آیه 33 احزاب) خواهد آمد. در آیه بعد به عنوان استفهام انکاری میفرماید“آیا اینها که مدعی پیروی از کتب آسمانی هستند انتظار دارند با احکام جاهلی و قضاوتهای آمیخته انواع تبعیضات در میان آنها داوری کنی”.
(أَ فَحُکْمَ الْجٰاهِلِیَّهِ یَبْغُونَ) .
در حالی که هیچ داوری برای افراد با ایمان بالاتر و بهتر از حکم خدا نیست.
(وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّٰهِ حُکْماً لِقَوْمٍ یُوقِنُونَ) .
همانطور که در ذیل آیات سابق گفتیم در میان طوائف یهود نیز تبعیضات عجیبی بود مثلا اگر کسی از طایفه“بنی قریظه”فردی از طایفه“بنی نضیر”را به قتل میرساند قصاص می شد، و در صورت عکس، قصاص نمیکردند، و یا به هنگام گرفتن دیه دو برابر دیه میگرفتند، قرآن میگوید این گونه تبعیضات نشانه احکام جاهلیت است، و در میان احکام الهی هیچگونه تبعیض در میان بندگان خدا نیست.
در کتاب کافی از امیر مؤمنان علی ع نقل شده که فرمود:
ص: 406
(الحکم حکمان حکم اللّٰه و حکم الجاهلیه فمن اخطا حکم اللّٰه حکم بحکم الجاهلیه:
“حکم دو گونه بیشتر نیست یا حکم خدا است یا حکم جاهلیت و هر کس حکم خدا را رها کند به حکم جاهلیت تن در داده است” (1) .
(1)
و از اینجا روشن میشود، مسلمانانی که با داشتن احکام آسمانی به دنبال قوانین ساختگی ملل دیگری افتاده اند، در حقیقت در مسیر جاهلیت گام نهاده اند.
ص: 407
1- 1) نور الثقلین جلد اول صفحه 640.
