User Tools

Site Tools


nemoone:قلم:آیات_42_تا_45

[سوره القلم (68) : آیات 42 تا 45]

اشاره

یَوْمَ یُکْشَفُ عَنْ سٰاقٍ وَ یُدْعَوْنَ إِلَی اَلسُّجُودِ فَلاٰ یَسْتَطِیعُونَ (42) خٰاشِعَهً أَبْصٰارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّهٌ وَ قَدْ کٰانُوا یُدْعَوْنَ إِلَی اَلسُّجُودِ وَ هُمْ سٰالِمُونَ (43) فَذَرْنِی وَ مَنْ یُکَذِّبُ بِهٰذَا اَلْحَدِیثِ سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَیْثُ لاٰ یَعْلَمُونَ (44) وَ أُمْلِی لَهُمْ إِنَّ کَیْدِی مَتِینٌ (45)

ترجمه:

42-به خاطر بیاورید روزی را که ساق پاها از وحشت برهنه می گردد و دعوت به سجود می شوند اما قادر بر آن نیستند! 43-این در حالی است که چشمهای آنها (از شدت ندامت و شرمساری) به زیر افتاده و ذلت و خواری وجود آنها را فرا گرفته، آنها پیش از این دعوت به سجود می شدند در حالی که سالم بودند (ولی امروز دیگر توانایی آن را ندارند) 44-اکنون مرا با آنها که این سخن را تکذیب می کنند رها کن و ما آنها را از آنجا که نمی دانند تدریجا به سوی عذاب پیش می بریم.

45-و به آنها مهلت می دهم، چرا که نقشه های من محکم و دقیق است.

ص: 412

تفسیر:

آن روز می خواهند سجده کنند اما قادر نیستند

در تعقیب آیات گذشته که مشرکان و مجرمان را در برابر یک بازپرسی کوبنده قرار می داد، در آیات مورد بحث گوشه ای از سرنوشت آنها را در قیامت نشان می دهد تا روشن شود این گروه خودخواه و پر ادعا در آن روز چقدر ذلیل و خوارند؟ می فرماید: “به خاطر بیاورید روزی را که از شدت ترس و وحشت ساقها برهنه می شود، و آنها را دعوت به سجده می کنند اما قادر بر آن نیستند” (یَوْمَ یُکْشَفُ عَنْ سٰاقٍ وَ یُدْعَوْنَ إِلَی السُّجُودِ فَلاٰ یَسْتَطِیعُونَ) (1) .

(1)

جمله“ یُکْشَفُ عَنْ سٰاقٍ ” (ساقها برهنه می شود) به گفته جمعی از مفسرین کنایه از شدت هول و وحشت و وخامت کار است، زیرا در میان عرب معمول بوده هنگامی که در برابر کار مشکلی قرار می گرفت دامن را به کمر می زد و ساق پاها برهنه می کرد، لذا می خوانیم هنگامی که از“ابن عباس”مفسر معروف از تفسیر این آیه سؤال کردند گفت: هر گاه چیزی از قرآن بر شما مخفی شد به تعبیرات عرب در اشعار مراجعه کنید، آیا نشنیده اید که شاعر می گوید:

و قامت الحرب بنا علی ساق: “جنگ ما را بر ساق پا نگهداشت”کنایه از شدت بحران جنگ است.

بعضی نیز گفته اند“ساق”به معنی اصل و اساس چیزی است، مانند ساقه درخت، بنا بر این“ یُکْشَفُ عَنْ سٰاقٍ “یعنی در آن روز ریشه های هر چیز

ص: 413

1- 1) “یوم”ظرف است و متعلق به محذوفی است، و در تقدیر اذکروا یوم… می باشد، بعضی نیز احتمال داده اند که متعلق به”فلیاتوا”در آیه قبل باشد، ولی این معنی بعید به نظر می رسد.

آشکار می شود، ولی معنی اول مناسبتر به نظر می رسد.

آری در آن روز همگان به سجده و خضوع در برابر پروردگار دعوت می شوند، مؤمنان به سجده می افتند، ولی مجرمان قدرت سجده را ندارند! زیرا روحیات زشتی که در دنیا در وجود آنها راسخ شده بود و در آن روز به روز می کند و مانع می شود که در برابر ذات پاک خدا کمر خم کنند.

در اینجا سؤالی پیش می آید که روز قیامت روز تکلیف نیست، پس دعوت به سجود برای چیست؟ پاسخ این سؤال را می توان از تعبیری که در احادیث آمده است به دست آورد، در حدیثی می خوانیم: “در قیامت حجابی از نور الهی برداشته می شود، و مؤمنان به خاطر عظمت آن به سجده می افتند، ولی پشت منافقان آن چنان خشک می شود که قدرت بر سجده را ندارند”! (1) و به تعبیر دیگر: در آن روز عظمت خدا آشکار می گردد این عظمت مؤمنان را به سجده دعوت می کند و آنها به سجده می افتند ولی کافران از این سعادت محرومند.

(1)

* آیه بعد می گوید“این در حالی است که چشمهای آنها از شدت ندامت و شرمساری به زیر افتاده و ذلت و خواری تمام وجود آنها را دربرگرفته است” (خٰاشِعَهً أَبْصٰارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّهٌ) (2) . (2) افراد مجرم هنگامی که در دادگاه محکوم می شوند معمولا سر خود را به زیر می افکنند، و ذلت تمام وجودشان را فرا می گیرد. ص: 414 1- 1) “نور الثقلین”جلد 5 صفحه 395 حدیث 49. 2- 2) “ترهقهم”از ماده“رهق” (بر وزن شفق) به معنی پوشانیدن و فرا گرفتن است. سپس می افزاید: “آنها پیش از این در دار دنیا دعوت به سجود می شدند در حالی که سالم بودند”، (وَ قَدْ کٰانُوا یُدْعَوْنَ إِلَی السُّجُودِ وَ هُمْ سٰالِمُونَ) . ولی آنها هرگز سجده نکردند، و روح استکبار و تمرد و سرپیچی را با خود به صحنه قیامت آوردند با اینحال چگونه قدرت بر سجده دارند. روشن است دعوت به سجود در دنیا هم از طریق پیام مؤذنین در موقع نماز و هم اجتماعات نماز جماعت، و هم از سوی آیات قرآن و احادیث پیامبر ص و پیشوایان معصوم ع صورت می گرفت، این دعوت مفهوم وسیع و گسترده ای دارد که همه اینها را شامل می شود. * سپس روی سخن را به پیامبر ص کرده می گوید: “مرا با تکذیب کنندگان این سخن (یعنی قرآن) رها کن تا حساب همه آنها را برسم”! (فَذَرْنِی وَ مَنْ یُکَذِّبُ بِهٰذَا الْحَدِیثِ) .

این تهدیدی است شدید از ناحیه خداوند قادر قهار که به پیامبر ص می گوید: نمی خواهد تو دخالت کنی، مرا با این تکذیب کنندگان لجوج و سرکش رها کن، تا آنچه مستحقند به آنها بدهم! فراموش نکنیم این را خداوندی می گوید که بر همه چیز توانا است، این تعبیر ضمنا مایه دلداری و قوت قلب پیامبر ص و مؤمنان در مقابل کارشکنیها و توطئه های دشمنان است، سپس می افزاید: “ما آنها را به زودی از آنجا که نمی دانند تدریجا به سوی عذاب پیش می بریم (سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَیْثُ لاٰ یَعْلَمُونَ) .

***

ص: 415

“و به آنها مهلت می دهم، و در عذابشان عجله نخواهم کرد، چرا که نقشه های من محکم و دقیق و عذاب من شدید است” (وَ أُمْلِی لَهُمْ إِنَّ کَیْدِی مَتِینٌ) .

در حدیثی از امام صادق ع می خوانیم: (

اذا احدث العبد ذنبا جدد له نعمه، فیدع الاستغفار فهو الاستدراج) : “گاه هنگامی که بندگان سرکش گناه می کنند خداوند به آنها نعمتی می دهد، آنها از گناه خود غافل می شوند، و توبه را فراموش می کنند، این همان استدراج و بلا و عذاب تدریجی است” (1) .

(1)

از این حدیث و احادیث دیگری که در این زمینه وارد شده استفاده می شود که گاه خداوند برای مجازات بندگان معاند و لجوج، در مقابل گناهانی که انجام می دهند نعمت می بخشد، آنها تصور می کنند این لطف الهی است که به خاطر شایستگی، شامل حالشان شده!و لذا در غرور و غفلت فرو می روند، اما ناگهان خداوند آنها را می گیرد و از میان ناز و نعمت به کام عذاب و بلا فرو می فرستد و این دردناکترین شکل عذاب است.

البته این در باره کسانی است که طغیان و سرکشی را به حد اعلی رسانده ولی افرادی که هنوز تا این حد پیش نرفته اند خداوند در برابر گناهانشان آنها را گوشمالی می دهد، و همان سبب بیداری و توبه آنها می گردد، و این لطف خدا در حق آنها است.

به تعبیر دیگر: هنگامی که انسان گناه می کند از سه حال بیرون نیست:

یا خودش متوجه می شود و باز می گردد، و یا خداوند تازیانه”بلا“بر او می نوازد تا بیدار شود، و یا شایستگی هیچیک از این دو را ندارد، خدا به جای بلا نعمت به او می بخشد و این همان”عذاب استدراج“است که در آیات قرآن یا

ص: 416

1- 1) “مجمع البیان”جلد 10 صفحه 340.

به همین تعبیر، و یا به تعبیرات دیگر به آن اشاره شده است.

لذا انسان باید به هنگام روی آوردن نعمتهای الهی مراقب باشد نکند این امر که ظاهرا نعمت است”عذاب استدراج“گردد، به همین دلیل مسلمانان بیدار در اینگونه مواقع در فکر فرو می رفتند، و به بازنگری اعمال خود می پرداختند، چنان که در حدیثی آمده است که یکی از یاران امام صادق ع عرض کرد: من از خداوند مالی طلب کردم به من روزی فرمود، فرزندی خواستم به من بخشید، خانه ای طلب کردم به من مرحمت کرد، من از این می ترسم نکند این”استدراج“باشد!امام فرمود: “اگر اینها توأم با حمد و شکر الهی است استدراج نیست” (نعمت است) (1) .

(1)

تعبیر به” أُمْلِی لَهُمْ “ (آنها را مهلت می دهم) اشاره به این است که خداوند در مجازات ظالمان هرگز عجله نمی کند، کسی عجله می کند که می ترسد فرصتها از دست او برود، اما خداوند قادر متعال که هر لحظه هر چه اراده کند صورت می گیرد از دست رفتن فرصت برای او مفهوم ندارد، و به هر حال این هشداری است به همه ظالمان و گردنکشان که سلامت و نعمت و امنیت هرگز آنها را مغرور نکند و هر لحظه در انتظار کیفر شدید خداوند باشند (2) .

(2)

ص: 417

1- 1) “اصول کافی”طبق نقل”نور الثقلین“جلد 5 صفحه 397.

2- 2) در مورد مجازات”استدراج“شرح بیشتری در جلد 7 صفحه 32 به بعد (ذیل آیه 182 سوره اعراف) داشتیم، همچنین در جلد 3 صفحه 182 ذیل آیه 178 سوره آل عمران.

nemoone/قلم/آیات_42_تا_45.txt · Last modified: 2024/12/07 17:08 by 127.0.0.1

Donate Powered by PHP Valid HTML5 Valid CSS Driven by DokuWiki