User Tools

Site Tools


nemoone:قلم:آیات_17_تا_25

[سوره القلم (68) : آیات 17 تا 25]

اشاره

إِنّٰا بَلَوْنٰاهُمْ کَمٰا بَلَوْنٰا أَصْحٰابَ اَلْجَنَّهِ إِذْ أَقْسَمُوا لَیَصْرِمُنَّهٰا مُصْبِحِینَ (17) وَ لاٰ یَسْتَثْنُونَ (18) فَطٰافَ عَلَیْهٰا طٰائِفٌ مِنْ رَبِّکَ وَ هُمْ نٰائِمُونَ (19) فَأَصْبَحَتْ کَالصَّرِیمِ (20) فَتَنٰادَوْا مُصْبِحِینَ (21) أَنِ اُغْدُوا عَلیٰ حَرْثِکُمْ إِنْ کُنْتُمْ صٰارِمِینَ (22) فَانْطَلَقُوا وَ هُمْ یَتَخٰافَتُونَ (23) أَنْ لاٰ یَدْخُلَنَّهَا اَلْیَوْمَ عَلَیْکُمْ مِسْکِینٌ (24) وَ غَدَوْا عَلیٰ حَرْدٍ قٰادِرِینَ (25)

ترجمه:

17-ما آنها را آزمودیم همانگونه که صاحبان باغ را آزمایش کردیم، هنگامی که

ص: 392

سوگند یاد کردند که میوه های باغ را صبحگاهان (دور از انظار مستمندان) بچینند.

18-و هیچ از آن استثنا نکنند.

19-اما عذابی فراگیر (شبانه) بر تمام باغ آنها فرود آمد در حالی که همه در خواب بودند.

20-و آن باغ سرسبز همچون شب سیاه و ظلمانی شد.

21-صبحگاهان یکدیگر را صدا زدند.

22-که به سوی کشتزار و باغ خود حرکت کنید اگر قصد چیدن میوه ها را دارید.

23-آنها حرکت کردند در حالی که آهسته با هم می گفتند.

24-مواظب باشید امروز حتی یک فقیر وارد بر شما نشود! 25-آنها صبحگاهان تصمیم داشتند که با قدرت از مستمندان جلوگیری کنند.

تفسیر:

داستان عبرت انگیز“ أَصْحٰابَ الْجَنَّهِ ”

به تناسب بحثی که در آیات گذشته پیرامون ثروتمندان خودخواه و مغرور بود که بر اثر فزونی مال و فرزندان پشت پا به همه چیز می زنند، در این آیات داستانی را در باره عده ای از ثروتمندان پیشین که دارای باغ خرم و سرسبزی بودند، و سرانجام بر اثر خیره سری نابود شدند ذکر می کند، داستانی به نظر می رسد در آن عصر در میان مردم معروف بوده، و به همین دلیل به آن استشهاد شده است.

نخست می فرماید: “ما آنها را آزمودیم همانگونه که صاحبان باغ را آزمایش کردیم” (إِنّٰا بَلَوْنٰاهُمْ کَمٰا بَلَوْنٰا أَصْحٰابَ الْجَنَّهِ) .

در اینکه باغ کجا بوده؟ در سرزمین یمن در نزدیکی شهر بزرگ صنعاء؟ یا در سرزمین حبشه؟ یا در میان بنی اسرائیل در سرزمین شام؟ و یا طائف؟ گفتگو

ص: 393

است ولی مشهور همان یمن است.

ماجرا چنین بود که این باغ در اختیار پیر مرد مؤمن قرار داشت، او به قدر نیاز از آن برمی گرفت، و بقیه را به مستحقان و نیازمندان می داد، اما هنگامی که چشم از دنیا پوشید، فرزندانش گفتند: ما خود به محصول این باغ سزاوارتریم، چرا که عیال و فرزندان ما بسیارند، و ما نمی توانیم مانند پدرمان عمل کنیم!و به این ترتیب تصمیم گرفتند تمام مستمندان را که هر ساله از آن بهره می گرفتند محروم سازند، و سرنوشت آنها همان شد که در این آیات می خوانیم:

می گوید: “ما آنها را آزمودیم، آن زمان که سوگند یاد کردند که میوه های باغ را صبحگاهان و دور از انظار مستمندان بچینند” (إِذْ أَقْسَمُوا لَیَصْرِمُنَّهٰا مُصْبِحِینَ) (1) .

(1)

* “و هیچ از آن استثنا نکنند”و برای مستمندان چیزی فرو نگذارند (وَ لاٰ یَسْتَثْنُونَ) . این تصمیم آنها نشان می دهد که این کار ناشی از نیاز نبود، بلکه ناشی از بخل و ضعف ایمان آنها بود، زیرا انسان هر قدر هم نیازمند باشد می تواند کمی از محصول یک باغ پردرآمد را به نیازمندان اختصاص دهد، بعضی گفته اند منظور از عدم استثناء این است که آنها“ إِلاّٰ أَنْ یَشٰاءَ اللّٰهُ “نگفتند، یعنی آن قدر مغرور بودند که گفتند می رویم و این کار را می کنیم حتی خود را از گفتن ” إِنْ شٰاءَ اللّٰهُ “بی نیاز دیدند. ص: 394 1- 1) “یصرمن”از ماده”صرم” (بر وزن شرم) به معنی چیدن میوه است، و به معنی قطع کردن به طور مطلق، و همچنین محکم کردن کار نیز آمده است. ولی تفسیر اول صحیحتر است (1) . (1) * سپس در ادامه این سخن می افزاید: “به هنگام شب، در آن موقع که همه آنها در خواب بودند عذاب و بلائی فراگیر از ناحیه پروردگارت بر تمام باغ فرود آمد در حالی که همه در خواب بودند” (فَطٰافَ عَلَیْهٰا طٰائِفٌ مِنْ رَبِّکَ وَ هُمْ نٰائِمُونَ) .

* آتشی سوزان و صاعقه ای مرگبار چنان بر آن مسلط شد که“آن باغ خرم و سرسبز همچون شب سیاه و ظلمانی گردید”و جز مشتی خاکستر از آن باقی نماند (فَأَصْبَحَتْ کَالصَّرِیمِ) . “طائف”از ماده“طواف”در اصل به معنی کسی است که بر گرد چیزی می گردد، ولی گاه کنایه از بلا و مصیبتی است که در شب روی می دهد، و منظور در اینجا همین است. “صریم”از ماده“صرم”به معنی“قطع”است و در اینجا به معنی “شب ظلمانی”، یا“درخت بدون میوه”یا“خاکستر سیاه”است: زیرا شب با فرا رسیدن روز قطع می شود همانگونه که روز با فرارسیدن شب، و لذا گاهی به شب و روز“صریمان”می گویند، به هر حال منظور این است که آن چنان این بلای آسمانی که ظاهرا صاعقه عظیمی بوده است در این باغستان فرود آمد که تمام آن را یک جا آتش زد، و چیزی جز مشتی زغال و خاکستر سیاه از آن باقی نماند، و صاعقه ها هر گاه به چیزی بزنند همین گونه خواهد بود. *

ص: 395

1- 1) زیرا علاوه بر تناسب خاصی که معنی اول با اصل ماجرا دارد، اگر معنی دوم منظور بود باید به جای“ وَ لاٰ یَسْتَثْنُونَ ”“و لم تستثنوا”گفته شود (دقت کنید) .

به هر حال صاحبان باغ به گمان اینکه درختهای پربارشان آماده برای چیدن میوه است“در آغاز صبح یکدیگر را صدا زدند” (فَتَنٰادَوْا مُصْبِحِینَ) (1) .

(1)

* و گفتند: “به سوی کشتزار و باغستان خود حرکت کنید، اگر می خواهید میوه های خود را بچینید”! (أَنِ اغْدُوا عَلیٰ حَرْثِکُمْ إِنْ کُنْتُمْ صٰارِمِینَ) : “اغدوا”از ماده“غدوه”به معنی اول روز است، و لذا به غذایی که در آغاز روز خورده می شود (صبحانه) “غداء”می گویند (هر چند در تعبیرات عربی روزمره کنونی“غداء”به ناهار گفته می شود) . * به این ترتیب“آنها به سوی باغشان حرکت کردند در حالی که آهسته با هم سخن می گفتند” (فَانْطَلَقُوا وَ هُمْ یَتَخٰافَتُونَ) .

* “که مواظب باشید امروز حتی یک فقیر وارد بر شما نشود”! (أَنْ لاٰ یَدْخُلَنَّهَا الْیَوْمَ عَلَیْکُمْ مِسْکِینٌ) . و چنان آهسته سخن می گفتند که صدای آنها به گوش کسی نرسد، مبادا مسکینی خبردار شود، و برای خوشه چینی، یا گرفتن مختصری میوه برای سیر کردن شکم خود، به سراغ آنها برود! چنین به نظر می رسد که به خاطر سابقه اعمال نیک پدر، جمعی از فقرا همه سال در انتظار چنین ایامی بودند که میوه چینی باغ شروع شود و بهره ای ص: 396 1- 1) “تنادوا”“راغب”در“مفردات”می گوید: اصل“نداء”از“ندی” (بر وزن عنا) به معنی رطوبت گرفته شده، زیرا معروف است کسانی که دهانشان رطوبت کافی دارد به راحتی سخن می گویند، و کلامی فصیح (و صدایی رسا) دارند. عائد آنها گردد، و لذا این فرزندان بخیل و ناخلف چنان مخفیانه حرکت کردند که هیچکس احتمال ندهد چنان روزی فرا رسیده، و هنگامی فقرا با خبر شوند که کار از کار گذشته باشد. * و به این ترتیب“آنها صبحگاهان به قصد باغ و کشتزار خود با قدرت تمام بر منع مستمندان حرکت کردند” (وَ غَدَوْا عَلیٰ حَرْدٍ قٰادِرِینَ) .

“حرد” (بر وزن سرد) به معنی ممانعت توأم با شدت و غضب است، آری آنها از تمنا و انتظار مستمندان عصبانی بودند، و تصمیم داشتند با کمال قدرت از آنها جلوگیری کنند (و لذا این تعبیر در مورد سالهایی که باران قطع می شود، یا شتری که شیر آن نیز قطع شده بکار می رود) .

اکنون ببینیم سرانجام کار آنها به کجا انجامید:

ص: 397

nemoone/قلم/آیات_17_تا_25.txt · Last modified: 2024/12/07 17:08 by 127.0.0.1

Donate Powered by PHP Valid HTML5 Valid CSS Driven by DokuWiki