User Tools

Site Tools


nemoone:قصص:آیات_51_تا_55

[سوره القصص (28) : آیات 51 تا 55]

اشاره

وَ لَقَدْ وَصَّلْنٰا لَهُمُ اَلْقَوْلَ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ (51) اَلَّذِینَ آتَیْنٰاهُمُ اَلْکِتٰابَ مِنْ قَبْلِهِ هُمْ بِهِ یُؤْمِنُونَ (52) وَ إِذٰا یُتْلیٰ عَلَیْهِمْ قٰالُوا آمَنّٰا بِهِ إِنَّهُ اَلْحَقُّ مِنْ رَبِّنٰا إِنّٰا کُنّٰا مِنْ قَبْلِهِ مُسْلِمِینَ (53) أُولٰئِکَ یُؤْتَوْنَ أَجْرَهُمْ مَرَّتَیْنِ بِمٰا صَبَرُوا وَ یَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَهِ اَلسَّیِّئَهَ وَ مِمّٰا رَزَقْنٰاهُمْ یُنْفِقُونَ (54) وَ إِذٰا سَمِعُوا اَللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ وَ قٰالُوا لَنٰا أَعْمٰالُنٰا وَ لَکُمْ أَعْمٰالُکُمْ سَلاٰمٌ عَلَیْکُمْ لاٰ نَبْتَغِی اَلْجٰاهِلِینَ (55)

ترجمه:

51-ما آیات قرآن را یکی بعد از دیگری برای آنها آوردیم شاید متذکر شوند.

52-کسانی که قبلا کتاب آسمانی به آنها داده ایم به آن (قرآن) ایمان می آورند.

53-و هنگامی که بر آنها خوانده می شود می گویند: به آن ایمان آوردیم، اینها همه حق است، و از سوی پروردگار ماست، ما قبل از این هم مسلمان بودیم.

54-آنها کسانی هستند که اجر و پاداششان را به خاطر شکیباییشان دو بار دریافت می دارند آنها به وسیله نیکیها بدیها را دفع می کنند، و از آنچه به آنان روزی داده ایم انفاق می نمایند.

55-هر گاه سخن لغو و بیهوده ای بشنوند از آن روی می گردانند و می گویند اعمال ما از آن ماست، و اعمال شما از آن خودتان، سلام بر شما (سلام وداع) ما طالب جاهلان نیستیم!

ص: 106

شان نزول:

در مورد شان نزول آیات فوق مفسران و راویان خبر، روایات گوناگونی نقل کرده اند که قدر مشترک همه آنها یک چیز است و آن ایمان آوردن گروهی از علمای یهود و نصاری و افراد پاکدل به آیات قرآن و پیامبر اسلام ص است.

از“سعید بن جبیر”نقل شده که این آیات در باره هفتاد نفر از کشیشهای مسیحی نازل شده است که“نجاشی”آنها را برای تحقیق از“حبشه”به“مکه” فرستاد، هنگامی که پیامبر اسلام ص سوره یس را برای آنها تلاوت کرد اشک شوق ریختند و اسلام آوردند (1) .

(1)

بعضی دیگر گفته اند این آیات در باره جمعی از نصارای نجران (شهری است در شمال یمن) نازل شده که نزد پیامبر اسلام ص آمدند و آیات قرآن را شنیدند و ایمان آوردند (2) .

(2)

بعضی دیگر آن را در مورد“نجاشی”و یارانش می دانند (3) .

(3)

و بعضی نزول آن را در باره“سلمان فارسی”و جمعی از علمای یهود، مانند “عبد اللّٰه بن سلام”و“تمیم الداری”و“جارود عبدی”دانسته اند (4) .

(4)

و بالآخره بعضی نیز آن را اشاره به چهل نفر از علما و روشن ضمیران مسیحی می دانند که سی و دو نفرشان از حبشه با جعفر بن ابی طالب به مدینه آمدند و هشت نفر از شام که در میان آنها“بحیرا”راهب معروف شامی بود (5) .

(5)

البته روایات سه گانه نخست متناسب با نزول این آیات در مکه است، و گفتار کسانی را که معتقدند تمام این سوره مکی است تایید می کند، ولی روایت چهارم و پنجم دلیل بر این است که این چند آیه استثناء در مدینه نازل شده و گواهی است

ص: 107

1- 1 و 2 و 3) تفسیر فی ظلال القرآن ج 6 صفحه 357 و 358.

2- 4 و 5) مجمع البیان ج 7 صفحه 258.

3-

4-

5-

بر قول کسانی که آنها را“مدنی”می دانند.

به هر حال این آیات شاهد گویایی است بر اینکه گروهی از دانشمندان اهل کتاب با شنیدن آیات قرآن، اسلام را پذیرا شدند، زیرا ممکن نبود پیامبر ص چنین چیزی را بگوید در حالی که کسی از اهل کتاب به او ایمان نیاورده باشد چرا که مشرکان فورا به نفی و انکار برمی خاستند و جار و جنجال به راه می انداختند.

تفسیر:

حق طلبان اهل کتاب به قرآن تو ایمان می آورند از آنجا که در آیات گذشته سخن از بهانه هایی بود که مشرکان برای عدم تسلیم در مقابل حقایق قرآن مطرح می کردند، آیات مورد بحث از دلهای آماده ای سخن می گوید که با شنیدن این آیات، حق را پیدا کرده و به آن سخت وفادار ماندند، و از جان و دل تسلیم آن شدند، در حالی که قلبهای تاریک جاهلان متعصب کمترین اثری از خود نشان نداد! می فرماید: “ما آیات قرآن را یکی بعد از دیگری برای آنها آوردیم شاید متذکر شوند” (وَ لَقَدْ وَصَّلْنٰا لَهُمُ الْقَوْلَ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ) (1) .

(1)

این آیات همچون قطرات باران پیوسته به یکدیگر بر آنها نازل شد، در شکلهای متنوع، و کیفیات متفاوت، گاهی وعده پاداش، گاهی وعید دوزخ، گاه نصیحت و اندرز، گاه تهدید و انذار، گاه استدلالات عقلی، و گاه تاریخ عبرت انگیز و پر بار گذشتگان خلاصه مجموعه ای کامل و بسیار متجانسی که هر قلبی مختصر آمادگی داشته باشد او را به خود جذب می کند، اما کوردلان نپذیرفتند.

* ولی“کسانی که قبلا کتاب آسمانی به آنها داده ایم (از یهود و نصاری) به ص: 108 1- 1) “وصلنا”از ماده”وصل“به معنی ارتباط دادن و متصل کردن است و چون به باب”تفعیل“رفته معنی کثرت و تاکید نیز از آن استفاده می شود. قرآن ایمان می آورند” (اَلَّذِینَ آتَیْنٰاهُمُ الْکِتٰابَ مِنْ قَبْلِهِ هُمْ بِهِ یُؤْمِنُونَ) . چرا که آن را هماهنگ با نشانه هایی می بینند که در کتب آسمانی خود یافته اند. جالب اینکه اینها فقط گروهی بودند از اهل کتاب، اما آیه فوق از آنها به عنوان“اهل کتاب”بدون هیچ قیدی یاد می کند شاید اشاره به اینکه اهل کتاب واقعی اینها بودند و دیگران هیچ! * سپس می افزاید: “هنگامی که این آیات بر آنها خوانده می شود می گویند:

به آن ایمان آوردیم، اینها مسلما حق است، و از سوی پروردگار ما است” (وَ إِذٰا یُتْلیٰ عَلَیْهِمْ قٰالُوا آمَنّٰا بِهِ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّنٰا) .

آری تلاوت این آیات بر آنها کافی بود که“آمنا”بگویند و تصدیق کنند.

سپس اضافه می کند:

نه تنها امروز تسلیم سخنان پروردگاریم که“قبل از این هم مسلمان بودیم” (إِنّٰا کُنّٰا مِنْ قَبْلِهِ مُسْلِمِینَ) .

ما نشانه های این پیامبر را در کتب آسمانی خود یافته بودیم، و به او دل بسته بودیم و با بی صبری انتظار او را می کشیدیم، و در اولین فرصت که گمشده خود را یافتیم آن را گرفتیم و با جان و دل پذیرفتیم.

* سپس قرآن به پاداش عظیم این گروه تقلیدشکن و حق طلب پرداخته چنین می گوید: “آنها کسانی هستند که اجر و پاداششان را به خاطر صبر و شکیباییشان دو بار دریافت می دارند”! (أُولٰئِکَ یُؤْتَوْنَ أَجْرَهُمْ مَرَّتَیْنِ بِمٰا صَبَرُوا) . یک بار به خاطر ایمانشان به کتاب آسمانی خودشان که به راستی نسبت به آن وفادار و پایبند بودند، و یک بار هم به خاطر ایمان آوردن به پیامبر اسلام، پیامبر ص: 109 موعودی که کتب پیشین از او خبر داده بود. این احتمال نیز وجود دارد که دو بار پاداش گرفتن آنها به خاطر آنست که هم به پیامبر اسلام قبل از ظهورش ایمان داشتند و هم بعد از ظهورش ایمان آوردند چنان که از آیات گذشته این معنی استفاده می شود. و آنها برای انجام وظیفه در هر دو مرحله، صبر و استقامت فراوان به خرج دادند، نه منحرفان یهود و نصاری، عمل آنها را می پسندیدند، و نه تقلید از نیاکان و جو اجتماعی به آنها اجازه رها کردن دین سابق می داد، اما آنها ایستادند و پا بر سر منافع خویش و هوای نفس گذاردند و پاداش عظیم الهی را دو چندان کسب کردند. سپس به یک رشته از اعمال صالح آنها که هر یک از دیگری ارزنده تر است اشاره می کند این اعمال عبارتند از“دفع سیئات بوسیله حسنات”“انفاق از نعمتهای الهی”و“برخورد بزرگوارانه با جاهلان”که به انضمام“صبر و شکیبایی”که در جمله قبل آمد، چهار صفت ممتاز می شود. نخست می گوید: “آنها بوسیله نیکیها، بدیها را دفع می کنند” (وَ یَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَهِ السَّیِّئَهَ) . با گفتار نیکو، سخنان زشت را، و با معروف، منکر را، و با حلم، جهل جاهلان را، و با محبت عداوت و کینه توزی را، و با پیوند دوستی و صله رحم، قطع پیوند را، خلاصه آنها سعی می کنند بجای اینکه بدی را با بدی پاسخ گویند با نیکی دفع کنند! این یک روش بسیار مؤثری است در مبارزه با مفاسد، مخصوصا در برابر گروهی از لجوجان و قرآن کرارا روی آن تکیه کرده است (شرح مبسوطی در این زمینه در جلد دهم صفحه 190 ذیل آیه 22 رعد و جلد چهاردهم سوره مؤمنون ذیل آیه 96 داده ایم) . ص: 110 دیگر اینکه“از آنچه به آنان روزی داده ایم انفاق می کنند” (وَ مِمّٰا رَزَقْنٰاهُمْ یُنْفِقُونَ) . نه تنها از اموال و ثروتشان که از علم و دانش و نیروی فکری و جسمی و وجاهت اجتماعیشان که همه مواهب و روزیهای الهی است در راه نیازمندان می بخشند. * و بالآخره آخرین امتیاز عملی آنان این است که“هر گاه سخن لغو و بیهوده ای بشنوند از آن روی می گردانند” (وَ إِذٰا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ) .

هرگز“لغو”را با“لغو”پاسخ نمی گویند، و جهل را با جهل جواب نمی دهند، بلکه به بیهوده گویان“می گویند اعمال ما از آن ما است و اعمال شما از آن خودتان”! (وَ قٰالُوا لَنٰا أَعْمٰالُنٰا وَ لَکُمْ أَعْمٰالُکُمْ) .

نه شما را به جرم اعمال ما می گیرند و نه ما را به جرم اعمال شما، اما به زودی خواهید دانست که عمل هر یک از ما چه محصولی به بار آورده است.

سپس می افزاید آنها با جاهلان بیهوده گو و کسانی که با سخنان موذیانه سعی می کنند اعصاب افراد با ایمان و نیکوکار را درهم بریزند، وداع می گویند و گفتارشان این است: “سلام بر شما ما طالب جاهلان نیستیم”! (سَلاٰمٌ عَلَیْکُمْ لاٰ نَبْتَغِی الْجٰاهِلِینَ) .

ما نه اهل زشتگویی و جهل و فسادیم، و نه خواهان آن، ما خواهان دانشمندان روشن ضمیر و علمای عامل و مؤمنان راستین هستیم.

و به این ترتیب آنها بجای اینکه نیروهایشان را در مقابله با جاهلان کوردل و زشتگویان بیخبر به هدر دهند با بزرگواری از کنار آنها گذشته به هدفها و برنامه های اساسی خود می پردازند.

قابل توجه اینکه آنها با این گونه افراد که روبرو می شوند سلام تحیت

ص: 111

نمی گویند بلکه سلامشان سلام وداع است! * نکته: دلهای آماده ایمان در آیات فوق، ترسیم بسیار گویا و زیبایی از قلوبی که بذر ایمان را در خود جای داده و پرورش می دهند آمده است. آنها از قماش افراد بی شخصیتی که مخزنی از جهل و تعصب، بدزبانی و بیهوده گویی، بخل و کینه توزی هستند نمی باشند. آنها بزرگمردان و پاک زنانی هستند که قبل از هر چیز زنجیرهای اسارت تقلید کورکورانه را درهم شکسته اند، سپس با دقت به ندای منادی توحید گوش فرا داده به محض اینکه دلائل حق را به قدر کافی یافتند، به آن دل می بندند. بدون شک باید غرامت زیادی برای این تقلیدشکنی و جدا شدن از انحراف محیطشان بپردازند، و محرومیتها و ناراحتیهای فراوانی را متحمل شوند، ولی آنها آن قدر صبر و شکیبایی دارند که به خاطر هدف بزرگشان از عهده این مشکلات بر می آیند. آنها نه کینه توزند که هر بدی را با بدتر پاسخ گویند و نه بخیل و خسیسند که مواهب الهی را تنها به خودشان تخصیص دهند. آنها بزرگوارانی هستند که علاوه بر همه اینها از دروغ و سرگرمی ناسالم و جر و بحثهای بیهوده و سخنان بی معنی و شوخی های رکیک و مانند آن برکنارند زبانی پاک و قلبی پاکتر دارند، و هرگز نیروهای فعال و سازنده خود را با درگیری جاهلان تباه نمی کنند، و حتی در بسیاری از موارد سکوت را که بهترین پاسخ این نابخردان است بر سخن گفتن ترجیح می دهند. ص: 112 آنها در فکر اعمال و مسئولیات خویشند، آنها چون تشنه کامانی که به سراغ چشمه آب می روند، تشنه علم و دانش و خواهان حضور در جلسات علماء و دانشمندانند. آری این بزرگوارانند که می توانند رسالت ایمان را در خود پذیرا شوند و اجر خود را نه یک بار که دو بار از پیشگاه خدا دریافت دارند. اینها سلمانها، بحیراها، نجاشیها و حقجویانی همسنگر و هم خط آنها هستند که در برابر انواع ناملایمات برای رسیدن به سر منزل ایمان مقاومت به خرج می دهند. جالب اینکه در حدیثی از امام صادق ع می خوانیم که فرمود: نحن صبراء و شیعتنا اصبر منا و ذلک انا صبرنا علی ما نعلم و صبروا علی ما لا یعلمون: “ما شکیبایانیم و پیروان ما از ما شکیباترند!، چرا که ما از اسرار امور آگاهیم و شکیبایی می کنیم (و طبعا این کار آسانتر است) ولی آنها بی آنکه اسرار را بدانند صبر و شکیبایی را از دست نمی دهند”. فکر کنید دو نفر جانباز راه خدا قدم به میدان جهاد می گذارند یکی از پایان کار با خبر است و می داند نتیجه این جهاد پیروزی است، اما دومی با خبر نیست، آیا از یک نظر صبر دومی بیشتر از صبر اولی نمی باشد؟ یا فی المثل قرائن نشان می دهد که هر دو شربت شهادت می نوشند، اما یکی می داند که در شهادتش چه اسراری نهفته است و چه موجی در آینده در اعصار و قرون متمادی ایجاد می کند و چه الگویی برای آزادگان می شود، اما دیگری از اسرار آینده آگاه نیست بدون شک دومی از این نظر صبر بیشتری به خرج می دهد. در حدیث دیگری در تفسیر علی بن ابراهیم آمده که منظور از“لغو”در ص: 113 آیه فوق“کذب”و“لهو”و“غنا”است، و پرهیزکنندگان امامانند. پیدا است که هر دو قسمت حدیث از قبیل بیان مصداق روشن است و گرنه لغو مفهوم گسترده ای دارد که غیر اینها را نیز شامل می شود، و اعراض کنندگان از لغو نیز همه مؤمنان راستین هستند، هر چند امامان در صف مقدم جای دارند. *

ص: 114

nemoone/قصص/آیات_51_تا_55.txt · Last modified: 2024/12/07 17:08 by 127.0.0.1

Donate Powered by PHP Valid HTML5 Valid CSS Driven by DokuWiki