User Tools

Site Tools


nemoone:قریش:آیات_1_تا_4

[سوره قریش (106) : آیات 1 تا 4]

اشاره

بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِlt;br/gt;لِإِیلاٰفِ قُرَیْشٍ (1) إِیلاٰفِهِمْ رِحْلَهَ اَلشِّتٰاءِ وَ اَلصَّیْفِ (2) فَلْیَعْبُدُوا رَبَّ هٰذَا اَلْبَیْتِ (3) اَلَّذِی أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ (4)

ترجمه:

بنام خداوند بخشنده مهربان 1- (مجازات اصحاب الفیل) به خاطر این بود که قریش (به این سرزمین مقدس) الفت گیرند (و مقدمات ظهور پیامبر فراهم شود) .

2-الفت آنها در سفرهای زمستانه و تابستانه است.

3-پس (به شکرانه این نعمت بزرگ) باید پروردگار این خانه را عبادت کنند.

4-همان کس که آنها را از گرسنگی نجات داد و از ناأمنی رهایی بخشید.

ص: 348

تفسیر:

پروردگار این خانه را باید عبادت کرد

از آنجا که در سوره گذشته (سوره فیل) شرح نابودی اصحاب الفیل و و لشکریان“ابرهه”که به قصد نابود کردن خانه کعبه و متلاشی ساختن این کانون مقدس الهی آمده بودند آمد، در اولین آیه این سوره که در واقع“تکمله”ای است برای سوره“فیل”می فرماید: ما لشکر فیل را نابود کردیم، و آنها را همچون کاه درهم کوبیده شده متلاشی ساختیم“تا قریش به این سرزمین مقدس الفت گیرند”و مقدمات ظهور پیامبر اسلام ص فراهم گردد (لِإِیلاٰفِ قُرَیْشٍ) (1) .

(1)

“ایلاف”مصدر است و به معنی الفت بخشیدن، و“الفت”به معنی اجتماع توأم با انسجام و انس و التیام است، و اینکه بعضی“ایلاف”را به“مؤالفت و عهد و پیمان”تفسیر کرده اند، نه تناسبی با این واژه دارد که مصدر باب افعال است، و نه به محتوای آیات این سوره.

به هر حال منظور ایجاد الفت میان قریش و سرزمین مقدس مکه، و خانه کعبه است، زیرا آنها و تمام اهل مکه به خاطر مرکزیت و امنیت این سرزمین در آنجا سکنی گزیده بودند، بسیاری از مردم حجاز هر سال به آنجا می آمدند، مراسم حج را بجا می آوردند، و مبادلات اقتصادی و ادبی داشتند، و از

ص: 349

1- 1) “لام”در“لایلاف”به معنی علت است، و“جار و مجرور”متعلق است به “جعل”در سوره گذشته در آیه“ فَجَعَلَهُمْ کَعَصْفٍ مَأْکُولٍ “و یا یکی دیگر از افعالی که در آن سوره بود، بعضی نیز این جار و مجرور را متعلق به جمله فَلْیَعْبُدُوا که در آیات بعد آمده است می دانند، ولی این احتمال با مفهوم آیات چندان سازگار نیست و معنی اول بهتر است.

برکات مختلف این سرزمین استفاده می نمودند.

همه اینها در سایه امنیت ویژه آن بود، اگر با لشکرکشی ابرهه و امثال او این امنیت خدشه دار می شد یا خانه کعبه ویران می گشت دیگر کسی با این سرزمین الفتی پیدا نمی کرد.

واژه”قریش”به طوری که بسیاری از مفسران و ارباب لغت گفته اند در اصل به معنی نوعی از حیوانات بزرگ دریایی است که هر حیوانی را به آسانی می خورد!این عبارت از“ابن عباس”معروف است که وقتی از او سؤال کردند: چرا قریش را“قریش”می نامند؟ در پاسخ چنین گفت:

لدابه تکون فی البحر من اعظم دوابه یقال لها القریش، لا تمر بشیء من الغث و السمین الا اکلته!: “این به خاطر آن است که در اصل نام حیوانی از بزرگترین حیوانات دریا است که به هیچ حیوان لاغر و چاقی نمی گذرد مگر اینکه آن را می بلعد”! سپس از اشعار عرب برای سخن خود شاهد می آورد.

بنا بر این انتخاب این نام برای قبیله فوق به خاطر قدرت و قوت این قبیله، و سوء استفاده هایشان از این قدرت بوده است.

ولی بعضی آن را از ماده“قرش” (بر وزن فرش) به معنی“اکتساب”دانسته اند چرا که این قبیله غالبا به تجارت و کسب مشغول بودند.

بعضی نیز این ماده را به معنی“بازرسی و تفتیش”می دانند، و از آنجا که قریش از حال حجاج خبر می گرفتند، و گاه به کمک آنها می شتافتند، این واژه برای آنها انتخاب شده.

“قرش”در لغت به معنی اجتماع نیز آمده است، و چون این قبیله از اجتماع و انسجام خاصی برخوردار بودند این نام برای آنها انتخاب شده.

ص: 350

ولی به هر حال نام قریش امروز هرگز مفهوم جالبی را تداعی نمی کند، و با اینکه آنها قبیله پیغمبر اکرم ص بودند، از سر سخت ترین دشمنان اسلام محسوب می شدند، که از هیچ کارشکنی و عداوت و دشمنی فروگذار نکردند، حتی آن روز که قدرت آنها با پیروزی اسلام درهم شکست به توطئه های پنهانی ادامه دادند، و بعد از رحلت پیغمبر اکرم ص نیز حوادث دردناکی آفریدند که تاریخ اسلام هرگز آن را فراموش نخواهد کرد، می دانیم“بنی امیه”و “بنی عباس”که بارزترین نمونه های حکومت جبار و طاغوتی بودند از قریش برخاستند.

قرائن نیز نشان می دهد که در جاهلیت عرب نیز سعی و تلاش در استثمار و استعمار مردم داشتند، و به همین دلیل هنگامی که اسلام آزادی بخش طلوع کرد و منافع نامشروع آنها به خطر افتاد با تمام قدرت به مبارزه برخاستند، اما قدرت عظیم اسلام سرانجام آنها را درهم کوبید.

* در آیه بعد می افزاید: “هدف این بود که خداوند قریش را در سفرهای زمستانه و تابستانه الفت بخشد” (إِیلاٰفِهِمْ رِحْلَهَ الشِّتٰاءِ وَ الصَّیْفِ) (1) (2) (1) (2) ص: 351 1- 1) “ إِیلاٰفِهِمْ “بدل از”ایلاف”در آیه قبل است، و ضمیر“هم”مفعول اول، و“ رِحْلَهَ الشِّتٰاءِ “مفعول ثانی و به عقیده بعضی معنی ظرفیت دارد، و ممکن است”منصوب بنزع خافض”باشد، و در تقدیر چنین است“ایلافهم من رحله الشتاء و الصیف” (معنی دوم و سوم مناسبتر به نظر می رسد) . 2- 2) “رحله”در اصل از“رحل” (بر وزن شهر) به معنی پوششی است که برای سوار شدن می نهند سپس به همین مناسبت آن را به خود شتر و یا مسافرتهایی که با آن یا وسیله دیگری انجام داده می شود اطلاق کرده اند. ممکن است منظور الفت بخشیدن قریش به این سرزمین مقدس باشد که آنها در طول سفر تابستانه و زمستانه خود عشق و علاقه به این کانون مقدس را از دل نبرند، و به خاطر امنیتش به سوی آن بازگردند، نکند تحت تاثیر مزایای زندگی سرزمین یمن و شام واقع شوند و“مکه”را خالی کنند. و یا اینکه منظور ایجاد الفت میان قریش و سایر مردم در طول این دو سفر بزرگ است، چرا که بعد از داستان ابرهه مردم با دیده دیگری به آنها می نگریستند، و برای کاروان قریش احترام و اهمیت و امنیت قائل بودند. قریش هم نیاز به این امنیت در طول راه داشت، و هم نیاز به آن در سرزمین مکه، و خداوند در سایه شکست لشکر ابرهه هر دو امنیت را به آنها بخشید. می دانیم زمین“مکه”باغ و زراعتی نداشت، دامداری آن نیز محدود بود، بیشترین درآمد از طریق همین کاروانهای تجاری تامین می شد، در فصل زمستان به سوی جنوب یعنی سرزمین یمن که هوای آن نسبه گرم بود روی می آوردند، و در فصل تابستان به سوی شمال و سرزمین شام که هوای ملایم و مطلوبی داشت، و اتفاقا هم سرزمین یمن و هم سرزمین شام از کانونهای مهم تجارت در آن روز بودند، و مکه و مدینه حلقه اتصالی در میان آن دو محسوب می شد. البته قریش با کارهای خلافی که انجام می دادند مستحق اینهمه لطف و محبت الهی نبودند، اما چون مقدر بود از میان قبیله، و از آن سرزمین مقدس، اسلام و پیغمبر اکرم ص طلوع کند، خداوند این لطف را در حق آنها انجام داد. * در آیه بعد چنین نتیجه می گیرد که قریش با اینهمه نعمت الهی که به برکت

ص: 352

کعبه پیدا کرده اند“باید پروردگار این خانه را عبادت کنند”نه بتها را (فَلْیَعْبُدُوا رَبَّ هٰذَا الْبَیْتِ) .

* “همان خداوندی که آنها را از گرسنگی نجات داد و اطعام کرد، و از ناأمنی رهایی بخشید و امنیت داد” (اَلَّذِی أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ) (1) . (1) از یک سو به آنها رونق تجارت عطا فرمود، و جلب منفعت نمود، و از سوی دیگر ناأمنی را از آنها دور کرد و دفع ضرر فرمود، و اینها همه با شکست لشگر “ابرهه”فراهم گشت، و در حقیقت استجابت دعای ابراهیم بنیانگذار کعبه بود، ولی آنها قدر اینهمه نعمت را ندانستند، و این خانه مقدس را به بتخانه ای تبدیل کردند، و عبادت بتان را بر پرستش خدای خانه مقدم داشتند، و سرانجام ثمره شوم اینهمه ناسپاسی را دیدند. *خداوندا!ما را توفیق عبادت و بندگی و سپاسگزاری نعمتها، و پاسداری این بیت عظیم، مرحمت فرما.

پروردگارا!این مرکز بزرگ اسلامی را روز به روز پر شکوهتر، و حلقه اتصال مسلمین جهان قرار ده.

بار الها!دست همه دشمنان خونخوار و آنها که از این مرکز بزرگ سوء استفاده می کنند از آن قطع کن! آمین یا رب العالمین پایان سوره قریش

ص: 353

1- 1) بعضی از مفسران این آیه را دو آیه دانسته و مجموع آیات این سوره را پنج آیه حساب کرده اند، ولی مشهور و معروف آن است که یک آیه است و مجموع آیات سوره چهار آیه می باشد.

ص: 354

nemoone/قریش/آیات_1_تا_4.txt · Last modified: 2024/12/07 17:08 by 127.0.0.1

Donate Powered by PHP Valid HTML5 Valid CSS Driven by DokuWiki