User Tools

Site Tools


nemoone:ق:آیات_1_تا_5

[سوره ق (50) : آیات 1 تا 5]

اشاره

بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِlt;br/gt;ق وَ اَلْقُرْآنِ اَلْمَجِیدِ (1) بَلْ عَجِبُوا أَنْ جٰاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ فَقٰالَ اَلْکٰافِرُونَ هٰذٰا شَیْءٌ عَجِیبٌ (2) أَ إِذٰا مِتْنٰا وَ کُنّٰا تُرٰاباً ذٰلِکَ رَجْعٌ بَعِیدٌ (3) قَدْ عَلِمْنٰا مٰا تَنْقُصُ اَلْأَرْضُ مِنْهُمْ وَ عِنْدَنٰا کِتٰابٌ حَفِیظٌ (4) بَلْ کَذَّبُوا بِالْحَقِّ لَمّٰا جٰاءَهُمْ فَهُمْ فِی أَمْرٍ مَرِیجٍ (5)

ترجمه:

بنام خداوند بخشنده بخشایشگر 1-ق-سوگند به قرآن مجید.

2-آنها تعجب کردند که پیامبری انذارگر از میان خودشان آمده، و کافران گفتند:

این چیز عجیبی است!

ص: 225

3-آیا هنگامی که ما مردیم و خاک شدیم دو باره به زندگی باز می گردیم؟ این بازگشتی است بعید! 4-ولی ما می دانیم آنچه را زمین از بدن آنها می کاهد، و نزد ما کتابی است که همه چیز در آن محفوظ است.

5-آنها حق را هنگامی که به سراغشان آمد تکذیب کردند لذا پیوسته در کار پراکنده خود متحیرند!

تفسیر:

منکران لجوج در کار خود سرگردانند!

در این جا بار دیگر در آغاز این سوره به بعضی از“حروف مقطعه” بر خورد می کنیم و آن حرف“ق”است، و چنان که قبلا نیز گفته ایم یکی از تفسیرهای قابل توجه“حروف مقطعه”این است که“قرآن”با آن همه عظمت از ماده ساده ای همچون حروف“الفبا”تشکیل یافته، و این نشان می دهد که ابداع گر و نازل کننده قرآن مجید علم و قدرت بی پایان داشته که از چنین ابزار ساده ای چنان ترکیب عالی آفریده است.

البته تفسیرهای دیگری برای“حروف مقطعه”نیز وجود دارد که می توانید در آغاز سوره های“بقره”، “آل عمران”، “اعراف”و سوره های “حم”مطالعه فرمائید.

برخی از مفسران نیز“ق”را اشاره به بعضی از اسماء اللّٰه (مانند“قادر” و“قیوم”) دانسته اند.

در بسیاری از تفاسیر نیز آمده که“ق”نام کوهی است عظیم که محیط به کره زمین است، در اینکه این کدام کوه است که بر کره زمین یا مجموعه جهان احاطه دارد؟ و منظور از آن چیست؟ اینجا جای بحث آن نیست، آنچه لازم

ص: 226

می دانیم در اینجا اشاره کنیم این است که بسیار بعید به نظر می رسد که“ق” در این سوره اشاره به“کوه قاف”باشد، چرا که نه تنها تناسبی با بحثهای سوره ندارد، حرف“ق”در اینجا همانند سائر حروف مقطعه ای است که در آغاز سوره های قرآن آمده، بعلاوه اگر منظور از آن“کوه قاف”بود می بایست با“واو” قسم همراه باشد مانند“ وَ الطُّورِ “و امثال آن، و ذکر یک کلمه بدون مبتدا و خبر یا واو قسم مفهومی ندارد.

از همه اینها گذشته”رسم الخط”تمام قرآنها این است که“ق”به صورت “مفرد”نوشته، در حالی که“کوه قاف”را به صورت“قاف”می نویسند.

از جمله اموری که گواهی می دهد ذکر این حرف از حروف مقطعه برای بیان عظمت قرآن است اینکه بلافاصله بعد از آن سوگند به قرآن مجید یاد کرده، می فرماید: “قسم به قرآن مجید” (وَ الْقُرْآنِ الْمَجِیدِ) .

“مجید”از ماده“مجد”به معنی“شرافت گسترده”است، و از آنجا که قرآن عظمت و شرافتی بی پایان دارد کلمه“مجید”از هر نظر سزاوار آن است، ظاهرش زیبا، محتوایش عظیم، دستوراتش عالی، و برنامه هایش آموزنده و حیاتبخش است.

در اینکه این قسم به چه منظور ذکر شده، و به اصطلاح“مقسم له” چیست؟ مفسران احتمالات زیادی داده اند، ولی با توجه به آیات بعد به نظر می رسد که جواب قسم همان مساله“نبوت”پیامبر اسلام ص یا “رستاخیز” انسانها بعد از مرگ است (1) .

(1)

* ص: 227 1- 1) و در تقدیر چنین است: و القرآن المجید انک رسول اللّٰه-یا-ان البعث حق. سپس به بیان پاره ای از ایرادهای بی اساس کفار و مشرکان عرب پرداخته، از میان آنها به دو ایراد اشاره می کند: نخست می گوید: “بلکه آنها تعجب کردند که پیامبری انذارگر، از خود آنها آمده، و کافران گفتند: این چیز عجیبی است”؟! (بَلْ عَجِبُوا أَنْ جٰاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ فَقٰالَ الْکٰافِرُونَ هٰذٰا شَیْءٌ عَجِیبٌ) . این ایرادی است که قرآن بارها به آن و پاسخ آن اشاره کرده، و تکرار آن نشان می دهد که از ایرادهای اصلی کفار بوده که همواره آن را تکرار می کردند. نه تنها به پیامبر اسلام ص که به سایر پیامبران نیز همین ایراد را می گرفتند، گاه می گفتند: إِنْ أَنْتُمْ إِلاّٰ بَشَرٌ مِثْلُنٰا تُرِیدُونَ أَنْ تَصُدُّونٰا عَمّٰا کٰانَ یَعْبُدُ آبٰاؤُنٰا: “شما تنها انسانهایی مثل ما هستید که می خواهید ما را از آنچه نیاکانمان می پرستیدند باز دارید”! (ابراهیم-10) . و گاه می گفتند: مٰا هٰذٰا إِلاّٰ بَشَرٌ مِثْلُکُمْ یَأْکُلُ مِمّٰا تَأْکُلُونَ مِنْهُ وَ یَشْرَبُ مِمّٰا تَشْرَبُونَ: “این انسانی همانند شما است، از آنچه می خورید، می خورد و از آنچه شما می نوشید می نوشد”! (مؤمنون-33) . و گاه می افزودند: لَوْ لاٰ أُنْزِلَ إِلَیْهِ مَلَکٌ فَیَکُونَ مَعَهُ نَذِیراً: “چرا فرشته ای همراه او نازل نشده تا همراه او انذار کند”؟! (فرقان-7) . ولی همه اینها بهانه هایی بود برای عدم تسلیم در برابر حق. قرآن در آیات مورد بحث پاسخی از این ایراد نمی گوید، چرا که بارها به آن پاسخ گفته است، که اگر فرضا فرشته ای می فرستادیم آن را به صورت بشر قرار می دادیم، یعنی رهبر و راهنمای انسان تنها می تواند انسان باشد، تا از تمام دردها، نیازها، تمایلات، خواستها و مسائل زندگی او با خبر باشد، و از سوی دیگر بتواند در جنبه های عملی الگویی برای آنها گردد، ص: 228 و نگویند اگر او هم از جنس ما بود، هرگز پاک و پاکیزه نمی ماند چرا که: قاضی ار با ما نشیند برفشاند دست را محتسب گر می خورد معذور دارد مست را! بنا بر این برنامه هایش تنها به درد خودش می خورد نه به درد بشر!. * بعد از این ایراد به رسالت پیامبر ص و اینکه چگونه از جنس بشر است؟ ایراد دیگری به محتوای دعوت او داشتند و انگشت روی مساله ای می گذارند که برای آنها از هر نظر عجیب و غریب بود، آنها می گفتند: “آیا هنگامی که ما مردیم و خاک شدیم دو باره به زندگی باز می گردیم، آن چنان که او می گوید؟ این بازگشتی است بعید”! (أَ إِذٰا مِتْنٰا وَ کُنّٰا تُرٰاباً ذٰلِکَ رَجْعٌ بَعِیدٌ) (1) .

(1)

به هر حال آنها بازگشت مجدد به زندگی را مساله ای دور از عقل می پنداشتند، بلکه گاه آن را محال دانسته، و ادعای آن را دلیل بر جنون گوینده اش می گرفتند!چنان که در آیه 7 و 8 سبا می خوانیم: قٰالَ الَّذِینَ کَفَرُوا هَلْ نَدُلُّکُمْ عَلیٰ رَجُلٍ یُنَبِّئُکُمْ إِذٰا مُزِّقْتُمْ کُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّکُمْ لَفِی خَلْقٍ جَدِیدٍ أَفْتَریٰ عَلَی اللّٰهِ کَذِباً أَمْ بِهِ جِنَّهٌ: “کافران گفتند: آیا مردی را به شما نشان دهیم که خبر می دهد هنگامی که کاملا از هم متلاشی شدید بار دیگر به خلقت تازه ای بر می گردید، آیا افترا بر خدا بسته؟ یا جنون دارد”؟! * تنها در اینجا نیست که این ایراد را به پیامبر اسلام ص کردند، بارها ص: 229 1- 1) جواب“اذا”محذوف است، و از جمله بعد فهمیده می شود، و در تقدیر چنین است: ا إذا متنا و کنا ترابا نرجع و نرد حیا ذلک رجع بعید“. گفتند، و بارها پاسخ شنیدند و باز هم از روی لجاجت تکرار کردند. به هر حال قرآن مجید در اینجا از چند راه به آنها پاسخ می گوید: نخست: به علم بی پایان خدا اشاره کرده، می فرماید: “ما می دانیم آنچه را زمین از بدن آنها می کاهد و کم می کند؟ و نزد ما کتابی است که همه چیز در آن محفوظ است” (قَدْ عَلِمْنٰا مٰا تَنْقُصُ الْأَرْضُ مِنْهُمْ وَ عِنْدَنٰا کِتٰابٌ حَفِیظٌ) . اگر اشکال و ایراد شما به خاطر این است که استخوانهای آدمی می پوسد، و گوشت او خاک می شود، و جزء زمین می گردد و ذراتی از آن نیز تبدیل به بخار و گازهای پراکنده در هوا می گردد، چه کسی می تواند آنها را جمع آوری کند؟ و اصلا چه کسی از آنها با خبر است؟ پاسخش معلوم است: خداوندی که علم او به تمام اشیاء احاطه دارد تمام این ذرات را می شناسد، و به هنگام لزوم همه را جمع آوری می کند، همانگونه که ذرات پراکنده آهن را در میان تلی از غبار با یک قطعه آهنربا می توان جمع- آوری کرد، جمع آوری ذرات پراکنده هر انسان برای خدا از اینهم آسان تر است. و اگر ایراد آنها این است که حساب اعمال انسان را چه کسی برای معاد و رستاخیز نگهمیدارد؟ پاسخش این است که همه اینها در لوح محفوظ ثبت است، و اصولا چیزی در این عالم گم نمی شود، حتی اعمال شما باقی می ماند، هر چند تغییر شکل می دهد. ” کِتٰابٌ حَفِیظٌ “به معنی کتابی است که حافظ اعمال تمام انسانها و غیر آن است، و اشاره به”لوح محفوظ“است که شرح آن را ذیل آیه 39 سوره رعد داده ایم (جلد دهم صفحه 241) . * سپس به پاسخ دیگری می پردازد که بیشتر جنبه روانی دارد، می گوید:

ص: 230

“ولی آنها حق را هنگامی که به سراغشان آمد تکذیب کردند” (بَلْ کَذَّبُوا بِالْحَقِّ لَمّٰا جٰاءَهُمْ) .

یعنی آنها آگاهانه منکر حق شده اند، و گرنه گرد و غباری بر چهره حق نیست، و چنان که در آیات بعد می آید آنها صحنه معاد را با چشم خود مکرر در این دنیا می بینند و جای شک و تردید ندارد.

لذا در پایان آیه می افزاید: “چون آنها در مقام تکذیب بر آمده اند پیوسته ضد و نقیض می گویند، در کار خود متحیرند و در امور مختلط گرفتارند” (فَهُمْ فِی أَمْرٍ مَرِیجٍ) .

گاه پیامبر ص را مجنون می خوانند، گاه کاهن، و گاه شاعر.

گاه می گویند: سخنان او”اساطیر الاولین“است.

گاه می گویند: “بشری به او تعلیم می دهد”! گاه نفوذ کلماتش را نوعی”سحر“می دانند.

و گاه مدعی می شوند ما هم مثل آن می توانیم بیاوریم! این پراکنده گوئیها نشان می دهد که حق را دریافته اند، و به دنبال بهانه جویی هستند و لذا هرگز روی یک حرف نمی ایستند.

“مریج”از ماده”مرج“ (بر وزن حرج) به معنی امر”مختلط و مشوش و مشتبه“است، و لذا به زمینی که گیاهان مختلف و فراوان در آن روئیده”مرج“ (مرتع) گفته می شود.

***

ص: 231

nemoone/ق/آیات_1_تا_5.txt · Last modified: 2024/12/07 17:08 by 127.0.0.1

Donate Powered by PHP Valid HTML5 Valid CSS Driven by DokuWiki