User Tools

Site Tools


nemoone:غاشیه:آیات_17_تا_26

[سوره الغاشیه (88) : آیات 17 تا 26]

اشاره

أَ فَلاٰ یَنْظُرُونَ إِلَی اَلْإِبِلِ کَیْفَ خُلِقَتْ (17) وَ إِلَی اَلسَّمٰاءِ کَیْفَ رُفِعَتْ (18) وَ إِلَی اَلْجِبٰالِ کَیْفَ نُصِبَتْ (19) وَ إِلَی اَلْأَرْضِ کَیْفَ سُطِحَتْ (20) فَذَکِّرْ إِنَّمٰا أَنْتَ مُذَکِّرٌ (21) لَسْتَ عَلَیْهِمْ بِمُصَیْطِرٍ (22) إِلاّٰ مَنْ تَوَلّٰی وَ کَفَرَ (23) فَیُعَذِّبُهُ اَللّٰهُ اَلْعَذٰابَ اَلْأَکْبَرَ (24) إِنَّ إِلَیْنٰا إِیٰابَهُمْ (25) ثُمَّ إِنَّ عَلَیْنٰا حِسٰابَهُمْ (26)

ترجمه:

17-آیا آنها به شتر نمی نگرند چگونه آفریده شده؟ 18-و به آسمان نگاه نمی کنند که چگونه بر پا شده؟ 19-و به کوه ها که چگونه در جای خود نصب گردیده؟

ص: 426

20-و به زمین که چگونه مسطح گشته؟ 21-پس تذکر ده تو فقط تذکر دهنده ای.

22-تو مسلط بر آنها نیستی که مجبورشان (بر ایمان) کنی.

23-مگر کسی که پشت کند و کافر شود.

24-که خداوند او را به عذاب بزرگ مجازات می کند.

25-مسلما بازگشت آنها به سوی ما است.

26-و مسلما حساب آنها با ما است.

تفسیر:

به شتر نگاه کن که خود آیتی است!

در آیات گذشته بحثهای فراوانی پیرامون بهشت و نعمتهایش آمده بود، اما در آیات مورد بحث سخن از کلید اصلی وصول آن همه نعمتها که“معرفه اللّٰه” است به میان آمده، و با ذکر چهار نمونه از مظاهر قدرت خداوند، از خلقت بدیع خدا، و دعوت انسان به مطالعه در باره آنها راه ورود به بهشت را نشان می دهد، در ضمن اشاره ای است به قدرت بی پایان خدا که کلید حل مساله“معاد” است.

نخست می فرماید: “آیا آنها به شتر نمی نگرند چگونه آفریده شده”؟! (أَ فَلاٰ یَنْظُرُونَ إِلَی الْإِبِلِ کَیْفَ خُلِقَتْ) .

در اینکه چرا در اینجا قبل از هر چیز بر مساله آفرینش“شتر”تکیه شده است مفسران سخنان بسیار دارند، ولی پیدا است که روی سخن در مرحله اول به اعراب مکه بود که“شتر”همه چیز زندگی آنها را تشکیل می داد، و شب و روز با آن سر و کار داشتند.

از این گذشته این حیوان ویژگیهای عجیبی دارد که او را از حیوانات دیگر ممتاز می کند، و به حق آیتی است از آیات خدا، از جمله اینکه:

ص: 427

1-بعضی از چهارپایان تنها از گوشتشان استفاده می شود، و بعضی دیگر غالبا از شیرشان، بعضی دیگر تنها به درد سواری می خورند، و بعضی برای باربری، اما شتر حیوانی است که تمام این جهات در آن جمع است، هم گوشتش قابل استفاده است، و هم شیرش، هم از آن برای سواری و هم باربری استفاده می شود.

2-شتر نیرومندترین و با مقاومت ترین حیوانات اهلی است، بار زیادی با خود می برد، و عجب اینکه به هنگامی که خوابیده است بار سنگینی را بر او حمل می کنند، و او با یک حرکت برمی خیزد و روی پا می ایستد، در حالی که چهارپایان دیگر قدرت بر چنین کاری ندارند.

3-شتر می تواند روزهای متوالی (حدود یک هفته الی ده روز) تشنه بماند، و در مقابل گرسنگی نیز تحمل بسیار دارد.

4-شتر می تواند هر روز مسافتی طولانی راه را طی کند، و از زمینهای صعب العبور، و شنزارهایی که هیچ حیوانی قادر بر عبور از آن نیست بگذرد، و به همین دلیل عربها آن را“کشتی بیابانها”!می نامند.

5-او از نظر تغذیه بسیار کم خرج است و هر گونه خار و خاشاکی را می خورد.

6-او در شرائط نامناسب جوی در میان طوفانهای بیابان که چشم و گوش را کور و کر می کند با وسائل خاصی که خداوند در پلکها و گوشها و بینی او آفریده مقاومت می کند، و به راه خود ادامه می دهد! 7-شتر با تمام قدرتی که دارد از رام ترین حیوانات است به طوری که یک کودک خردسال می تواند مهار یک قطار شتر را در دست گرفته و هر جا که خاطر خواه او است ببرد.

خلاصه اینکه ویژگیهای این حیوان چنان است که دقت در آفرینش او

ص: 428

انسان را متوجه خالق بزرگی می کند که آفریننده چنین موجودی است، آری قرآن می گوید آیا این گمشدگان وادی غفلت، به اسرار شگفت انگیز این موجود اندیشه نمی کنند، تا راهی به حق یافته و از بیراهه بازگردند.

ناگفته پیدا است منظور از“نظر”در جمله“ أَ فَلاٰ یَنْظُرُونَ “نگاه کردن عادی نیست، بلکه نگاهی است توأم با تفکر و اندیشه و دقت.

* و بعد از آن به آسمان می پردازد، و می فرماید: “آیا به آسمان نگاه نمی کنند که چگونه بر پا شده”؟! (وَ إِلَی السَّمٰاءِ کَیْفَ رُفِعَتْ) . آسمان با آن عظمتش، و با آن همه شگفتیهایش، ستاره ها و کهکشانها و آن همه جمال و زیبایی و شکوه که آدمی را غرق در حیرت می کند، و خود را در مقابل آفریننده این جهان عظیم و مملو از نظم و حساب کوچک و ناچیز، بلکه همچون”صفر”در مقابل“بی نهایت”می بیند. چگونه این کرات عظیم هر یک در مدار خود میخکوب شده اند؟ و بدون ستونی در جای خود قرار گرفته اند؟ میلیونها سال بر کرات منظومه شمسی می گذرد و محورهای اصلی حرکت این کرات تغییر نمی یابد. آفرینش آسمان گرچه همیشه عجیب بوده، ولی در پرتو اکتشافات علمی امروز شگفتیهایش به مراتب بیشتر و عظمتش جلوه گرتر شده است. آیا نباید در باره خالق و مدبر این جهان بزرگ اندیشید و به اهداف بزرگ و والای او نزدیک شد؟! * سپس از آسمان به“زمین”آمده، می افزاید: آیا“به کوه ها نگاه نمی کنند چگونه در جای خود نصب شده است”؟! (وَ إِلَی الْجِبٰالِ کَیْفَ نُصِبَتْ) .

ص: 429

کوه هایی که ریشه های آن به یکدیگر متصل است، و همچون حلقه های زره گرداگرد زمین را فرا گرفته، و لرزشهای ناشی از مواد مذاب درونی، و جزر و مد ناشی از جاذبه های ماه و خورشید را به حد اقل می رساند.

کوه هایی که پناهگاه مطمئن است و سپری است در مقابل طوفانها که اگر نبودند کره زمین تبدیل به بیابانی می شد غیر قابل زندگی.

و بالآخره کوه هایی که آب ها را در خود حفظ می کند و تدریجا به سوی سرزمینهای تشنه روان می سازد، و در دامنه های خود نشاط حیات و سرسبزی و خرمی و طراوت می آفریند و شاید به خاطر همین جهات است که در آیات دیگر قرآن کوه ها به عنوان میخها و اوتاد زمین معرفی شده.

اصولا کوه ها مظهر ابهت و عظمت و صلابت، و همه جا مایه خیر و برکت است، و شاید به همین دلیل انسان در دل کوه ها اندیشه بیدارتری می یابد، و بی جهت نیست که پیغمبر اکرم ص قبل از بعثتش مدتها به عبادت در“جبل النور”و“غار حرا”مشغول بود.

“نصبت”از ماده“نصب”به معنی ثابت قرار دادن است، و ممکن است این تعبیر ضمنا اشاره ای به کیفیت خلقت کوه ها در آغاز آفرینش نیز بوده باشد، همان چیزی که علم امروز پرده از آن برداشته، و پیدایش کوه ها را به عوامل متعددی نسبت می دهد، و انواع و اقسامی برای آن قائل است:

کوه هایی که بر اثر چین خوردگی زمین پیدا شده.

کوه هایی که از آتشفشانها به وجود آمده.

کوه هایی که نتیجه آبرفتهای ناشی از باران است.

و کوه هایی که در دل دریاها تکوین می یابد و مجموعه ای است از رسوبات دریا و باقی مانده حیوانات آن (مانند کوه ها و جزائر مرجانی) .

آری هر کدام از این کوه ها، تکوین آنها، و آثار و برکات آنها درخور

ص: 430

دقت و اهمیت است، و برای انسانهای بیدار نشانه های زنده ای است از قدرت پروردگار.

* سپس به زمین می پردازد، و می گوید: “آیا به زمین نگاه نمی کنند چگونه مسطح شده”؟! (وَ إِلَی الْأَرْضِ کَیْفَ سُطِحَتْ) . چگونه بارانهای مداوم کوه ها را شسته، و ذرات خاک را به وجود آورده، سپس در گودالها پهن کرده و زمینهای صافی که هم آماده کشاورزی است و هم قابل هر گونه ساختمان، در اختیار انسان قرار داده است؟ اگر به راستی کره زمین تماما کوه و دره بود زندگی کردن بر آن چقدر مشکل و طاقت فرسا بود؟ چه کسی آن را پیش از تولد ما مسطح و قابل استفاده ساخت؟ اینها همه اموری است که قرآن ما را به اندیشه کردن در آن دعوت می کند. در اینجا این سؤال مطرح است که چه ارتباط و پیوندی میان این امور چهارگانه وجود دارد: شتر، آسمان، کوه ها و زمین؟ فخر رازی در تفسیر خود می گوید: “این به خاطر آن است که قرآن به لغت عرب نازل شده، و آنها غالبا اقدام به مسافرت می کردند چون بلادشان خالی از زراعت و فرآورده های کشاورزی بود، از طرفی بیشتر سفرهای آنها با شتر صورت می گرفت، و هنگامی که در این بیابانهای هولناک و دور از اجتماع سفر می کردند اندیشه و فکر در آنان زنده می شد، کسی نبود که با آنها سخن گوید، و چیزی نبود که چشم و گوش آنها را به خود مشغول دارد، در این حال هنگامی که فکر می کردند قبل از هر چیز چشمشان به شتری می افتاد که بر آن سوار بودند، منظره عجیب آن را می دیدند و در فکر فرو می رفتند، و هنگامی که نگاه بالای سرشان می کردند چیزی جز آسمان مشاهده نمی نمودند، و هنگامی که به چپ و راست خود نظر می افکندند، جز کوه ها چیزی مشاهده نمی شد، و هنگامی که ص: 431 به زیر پای خود نظر می افکندند چیزی جز زمین وجود نداشت، گویی خداوند می خواهد به آنها دستور اندیشه کردن دهد، اندیشه ای به هنگام تنهایی که طبعا بر محور این چهار چیز دور می زند” (1) . (1) ولی اگر بخواهیم نظر را از محیط زندگی محدود عرب برداریم و در جوی وسیعتر به اندیشه پردازیم، می توان گفت: امور چهارگانه ای که در آیات فوق آمده زیر بنای زندگی انسان را تشکیل می دهد: آسمان کانون نور است و باران و هوا، و زمین مرکز پرورش انواع مواد غذایی کوه ها رمز آرامش و ذخیره آب و مواد معدنی، و شتر نمونه روشنی از چهارپایان اهلی که در اختیار بشر قرار دارد. به این ترتیب هم مسائل کشاورزی، هم دامداری و هم صنعتی در این امور چهارگانه نهفته شده است، و اندیشه در این نعمتهای گوناگون، خواه ناخواه انسان را به شکر منعم وامی دارد، و شکر منعم او را به معرفت اللّٰه و شناخت خالق نعمت دعوت می کند. * و به دنبال این بحث توحیدی روی سخن را به پیامبر کرده می گوید:

“اکنون که چنین است آنها را یادآوری کن، تو فقط یادآوری کننده ای” (فَذَکِّرْ إِنَّمٰا أَنْتَ مُذَکِّرٌ) .

* تو هرگز مسلط بر آنان نیستی که مجبورشان به ایمان سازی“ (لَسْتَ عَلَیْهِمْ بِمُصَیْطِرٍ) . آری آفرینش آسمان و زمین و کوه ها و حیوانات نشان می دهد که این عالم بی حساب نیست، و آفرینش انسان نیز هدفی داشته، اکنون که چنین است آنها ص: 432 1- 1) “تفسیر فخر رازی”جلد 31 صفحه 158. را با تذکرات خویش به اهداف خلقت و آفرینش آشنا ساز، و راه قرب خدا را به آنها نشان ده، و در مسیر تکامل رهبر و راهنمایشان باش. البته راه کمال در صورتی پیموده می شود که با میل و اراده و اختیار همراه باشد، و گرنه تکامل اجباری سخنی بی مفهوم است، تو هرگز نمی توانی آنها را مجبور سازی، و اگر هم می توانستی فایده ای نداشت. بعضی تصور کرده اند که این دستور قبل از نزول فرمان”جهاد“بوده، و با نزول حکم جهاد نسخ شد. چه اشتباه بزرگی؟ مساله تذکر و تبلیغ پیامبر ص از نخستین روز شروع شد، و تا آخرین دقیقه حیات آن حضرت ادامه داشت، و بعد از او نیز به وسیله جانشینان معصوم و علمای دین تداوم داشته و خواهد داشت این مطلبی نسخ شدنی نیست، همچنین عدم اجبار مردم بر ایمان نیز یک اصل ثابت است، و هدف جهاد عمده مبارزه با طغیانگران و برداشتن موانع از راه مردم حق طلب است. این مطلب شبیه چیزی است که در آیه 80 سوره نساء آمده است که می گوید: وَ مَنْ تَوَلّٰی فَمٰا أَرْسَلْنٰاکَ عَلَیْهِمْ حَفِیظاً: “هر کس روی گردان شود ما تو را مسئول آنها قرار ندادیم”و آیه 107 انعام، و 48 شوری که همین معنی را بازگو می کند. “مصیطر”از ماده”سطر“به معنی همان سطور کتاب است و”مسیطر“ کسی است که سطربندی می کند، و سطور کتاب را تنظیم می نماید، سپس به عنوان هر شخصی که بر چیزی مسلط باشد، و خطوط آن را تنظیم کند، یا او را به اجبار وادار بر انجام کاری نماید اطلاق شده است. * در آیه بعد به صورت یک استثناء می فرماید: “مگر کسی که پشت کند

ص: 433

و کافر شود” (إِلاّٰ مَنْ تَوَلّٰی وَ کَفَرَ) .

* “که خداوند او را به عذاب بزرگ مجازات می کند” (فَیُعَذِّبُهُ اللّٰهُ الْعَذٰابَ الْأَکْبَرَ) . در اینکه این استثناء از کدام جمله است؟ تفسیرهای مختلفی وجود دارد: نخست اینکه استثناء از مفعول جمله”فذکر“است، یعنی لزومی ندارد افراد معاندی را که از حق روی گردانند و اندرزناپذیرند تذکر دهی، و در حقیقت شبیه چیزی است که در آیه 83 سوره زخرف آمده است: فَذَرْهُمْ یَخُوضُوا وَ یَلْعَبُوا حَتّٰی یُلاٰقُوا یَوْمَهُمُ الَّذِی یُوعَدُونَ: “آنها را به حال خود واگذار تا در باطل خود غوطه ور باشند و بازی کنند، تا روزی را که وعده داده شده ملاقات نمایند”! دوم اینکه از جمله محذوفی است، و در معنی چنین است: “تذکر ده که تذکر برای همه نافع است، مگر آنها که با حق دشمنی دارند”شبیه چیزی که در آیه 9 سوره اعلی آمده: فَذَکِّرْ إِنْ نَفَعَتِ الذِّکْریٰ (بنا بر اینکه آیه معنی شرطی داشته باشد) . سوم اینکه استثناء از ضمیر”علیهم“در آیه قبل است، یعنی: “تو سلطه ای بر آنها نداری مگر کسانی که رویگردان شوند، و از در لجاج و عناد درآیند که موظفی با آنها به مقابله برخیزی” (1) . (1) اینها همه در صورتی است که استثناء به اصطلاح”متصل“باشد، ولی ص: 434 1- 1) از حدیثی که در”در المنثور“از پیغمبر اکرم (ص) نقل شده استفاده می شود که پیغمبر (ص) موظف بود در برابر بت پرستان مبارزه کند و در غیر این صورت تنها وظیفه تذکر داشت. این احتمال نیز وجود دارد که استثنای”منقطع“باشد که تقریبا مفهوم”بلکه“ دارد، و معنی جمله چنین می شود، بلکه کسانی که رویگردان شوند و کافر گردند خداوند بر آنها مسلط است، یا خداوند آنها را به عذاب اکبر مجازات می کند. از میان این تفاسیر دو تفسیر مناسبتر است نخست اینکه استثنا متصل باشد و به جمله” لَسْتَ عَلَیْهِمْ بِمُصَیْطِرٍ “بازگردد، و اشاره به توسل به زور در مقابل زورگویان باشد، و یا منفصل و به معنی مشمول عذاب الهی نسبت به کافران لجوج باشد. منظور از عذاب اکبر”عذاب آخرت“است در برابر”عذاب دنیا“که عذاب کوچک و کم اهمیت نسبت به آن است، همانگونه که در آیه 26 سوره”زمر“می خوانیم: فَأَذٰاقَهُمُ اللّٰهُ الْخِزْیَ فِی الْحَیٰاهِ الدُّنْیٰا وَ لَعَذٰابُ الْآخِرَهِ أَکْبَرُ: “خداوند خواری را در زندگی این دنیا به آنها چشانید، و عذاب آخرت اکبر است اگر می دانستند”. این احتمال نیز وجود دارد که مراد از”عذاب اکبر“قسمت شدیدتری از عذاب قیامت و دوزخ باشد، زیرا عذاب همه مجرمان در دوزخ یکسان نیست. * و در پایان این سوره با لحنی تهدید آمیز می گوید: “مسلما بازگشت آنها به سوی ما است” (إِنَّ إِلَیْنٰا إِیٰابَهُمْ) .

* و بعد می افزاید: “سپس مسلما حساب آنها بر ما است” (ثُمَّ إِنَّ عَلَیْنٰا حِسٰابَهُمْ) . و این در حقیقت نوعی دلداری و تسلی خاطر به پیامبر ص است که در ص: 435 مقابل لجاجت آنها ناراحت و دلسرد نشود، و به کار خود ادامه دهد، و در ضمن تهدیدی است نسبت به همه این کافران لجوج که بدانند حسابشان با کیست. به این ترتیب سوره غاشیه که از مساله قیامت آغاز شد به مساله قیامت نیز پایان می یابد، و در اثناء آن به توحید و نبوت که پایه های معاد را تشکیل می دهد اشاره شده است، و در ضمن آیات آغاز این سوره بخشی از مجازاتهای سنگین مجرمان، و سپس قسمت مهمی از پاداشهای روحپرور مؤمنان آمده است، ضمنا اختیار انتخاب طریق به مردم واگذار شده در عین حال هشدار داده است که بازگشت همگی به سوی خدا و حسابشان با او است. در ضمن روشن می سازد که پیامبر ص مامور ابلاغ رسالت است، و در برابر کفر و خطا و گناه مردم مسئول نیست، و اینگونه است وظیفه همه مبلغان راه حق. *خداوندا!در آن روز که بازگشت همه خلایق به سوی تو است و حساب همگی بر تو، ما را مشمول لطف و رحمت گردان.

پروردگارا!ما را با رحمت کبرایت از عذاب اکبرت رهایی بخش.

بار الها!نعمتهای بهشتیت که گوشه ای از آن را در این سوره بازگو کرده ای بسیار پر بها و شوق انگیز است، اگر به اعمالمان مستحق آنها نیستیم با فضلت آنها را به ما مرحمت کن.

آمین یا رب العالمین پایان سوره غاشیه 3 رمضان المبارک 1407

ص: 436

nemoone/غاشیه/آیات_17_تا_26.txt · Last modified: 2024/12/07 17:08 by 127.0.0.1

Donate Powered by PHP Valid HTML5 Valid CSS Driven by DokuWiki