[سوره الضحی (93) : آیات 1 تا 5]
اشاره
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِlt;br/gt;وَ اَلضُّحیٰ (1) وَ اَللَّیْلِ إِذٰا سَجیٰ (2) مٰا وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَ مٰا قَلیٰ (3) وَ لَلْآخِرَهُ خَیْرٌ لَکَ مِنَ اَلْأُولیٰ (4) وَ لَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضیٰ (5)
ترجمه:
بنام خداوند بخشنده بخشایشگر 1-قسم به روز در آن هنگام که آفتاب بر آید (و همه جا را فرا گیرد) .
2-و سوگند به شب در آن هنگام که آرام گیرد.
3-که خداوند هرگز تو را وانگذاشته، و مورد خشم قرار نداده است.
4-و مسلما آخرت برای تو از دنیا بهتر است.
5-و به زودی پروردگارت آن قدر به تو عطا می کند که خشنود شوی.
ص: 94
شان نزول:
در باره شان نزول این سوره روایات زیادی نقل شده که از همه روشنتر روایت زیر است.
“ابن عباس”می گوید: پانزده روز گذشت، و وحی بر پیامبر ص نازل نشد، مشرکان گفتند: پروردگار محمد، او را رها کرده، و دشمن داشته، اگر راست می گوید ماموریت او از سوی خدا است، باید وحی به طور مرتب بر او نازل می شد، در اینجا سوره فوق نازل گشت (و به سخنان آنها پاسخ گفت) .
قابل توجه اینکه طبق حدیثی وقتی این سوره نازل شد پیامبر ص به جبرئیل فرمود: دیر کردی در حالی که سخت به تو مشتاق بودم، جبرئیل گفت و انا کنت اشد الیک شوقا: “من به تو مشتاق تر بودم، ولی من بنده مامورم و جز به فرمان پروردگار نازل نمی شوم”! در حدیث دیگری آمده است که جماعتی از یهود خدمت رسول اللّٰه ص رسیدند، و از داستان“ذی القرنین”و“اصحاب کهف”و آفرینش“روح” سؤال کردند، پیامبر ص فرمود فردا به شما خبر خواهم داد، و ان شاء اللّٰه نگفت، و همین سبب شد که وحی الهی ایامی از او قطع شود و زبان دشمنان به شماتت باز گشت، و از این جهت پیامبر ص غمگین شد سوره نازل شد تا مایه تسلی خاطر پیامبر ص گردد (ولی این شان نزول بعید به نظر می رسد چرا که تماس یهود با پیغمبر اکرم ص و اینگونه سؤالات معمولا در مدینه بود نه در مکه) .
در بعضی از روایات نیز آمده است جمعی از مسلمانان عرض کردند:
ای رسول خدا!چرا وحی بر شما نازل نمی شود؟ فرمود:
و کیف ینزل علی
ص: 95
الوحی و انتم لا تنقون براجمکم و لا تقلمون اظفارکم: “چگونه وحی بر من نازل شود در حالی که شما مفاصل انگشتان خود را پاکیزه نمی کنید، و ناخنهای خود را نمی گیرید!؟ (1) .
(1)
در اینکه مدت انقطاع وحی چقدر بود؟ روایات مختلف است، بعضی دوازده روز، بعضی پانزده، بعضی نوزده، بعضی بیست و پنج، و حتی بعضی چهل روز نقل کرده اند.
و در روایتی نیز فقط دو سه شبانه روز نقل شده است.
* تفسیر: آن قدر به تو می بخشد که خشنود شوی! در آغاز این سوره نیز با دو سوگند روبرو می شویم: سوگند به”نور“ و سوگند به”ظلمت“می فرماید: “قسم به روز در آن هنگام که آفتاب بر آید و همه جا را فرا گیرد” (وَ الضُّحیٰ) . * “و سوگند به شب در آن زمان که آرام گیرد و همه جا را در آرامش فرو برد” (وَ اللَّیْلِ إِذٰا سَجیٰ) .
“ضحی”به معنی اوائل روز است آن موقعی که خورشید در آسمان بالا بیاید و نور آن بر همه جا مسلط شود، و این در حقیقت بهترین موقع روز است، و به تعبیر بعضی در حکم فصل جوانی است، در تابستان هوا هنوز گرم نشده، و در
ص: 96
1- 1) “مجمع البیان”جلد 10 صفحه 504 (با کمی تلخیص و اقتباس) .
زمستان سرمای هوا شکسته شده است، و روح و جان انسان در این موقع آماده هر گونه فعالیت است.
“سجی”از ماده”سجو“ (بر وزن سرد، و بر وزن غلو) در اصل به معنی “سکون و آرامش”است، و به معنی”پوشاندن“و”تاریک شدن“نیز آمده است و لذا هنگامی که”میت“در کفن می پیچند”مسجی“به او گفته می شود، ولی در اینجا همان معنی اصلی را می بخشد که سکون و آرامش است، به همین جهت شبهایی که باد نمی وزد لیله ساجیه (شب آرام) می گویند و به دریای خالی از طوفان و امواج خروشان”بحر ساج“ (دریای آرام) گفته می شود.
در هر حال آنچه در شب مهم است همان آرامشی است که بر آن حکمفرما است، و طبعا اعصاب و روح انسان را در آرامش فرو می برد، و برای تلاش و کوشش فردا و فرداها آماده می سازد، و از این نظر نعمت بسیار مهمی است که شایسته است سوگند به آن یاد شود.
میان این دو قسم و محتوای آیه شباهت و رابطه نزدیکی وجود دارد، روز همچون نزول نور وحی بر قلب پاک پیامبر ص است و شب همچون انقطاع موقت وحی که آن نیز در بعضی از مقاطع لازم است.
* و به دنبال این دو سوگند بزرگ به نتیجه و جواب قسم پرداخته می فرماید: “پروردگارت هرگز تو را ترک نگفته، و هرگز مورد خشم قرار نداده است” (مٰا وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَ مٰا قَلیٰ) . “ودع”از ماده”تودیع“به معنی ترک گفتن و وداع کردن است. “قلی”از ماده”قلا“ (بر وزن صدا) به معنی شدت بغض و عداوت است و از ماده”قلو“ (بر وزن سرو) به معنی پرتاب کردن نیز آمده است. راغب معتقد است که این هر دو به یک معنی باز می گردد، زیرا کسی ص: 97 که مورد عداوت انسان است گویی قلب او را پرت می کند و نمی پذیرد (1) . (1) به هر حال این تعبیر دلداری و تسلی خاطری است برای شخص پیامبر ص که بداند اگر گاهی در نزول وحی تاخیر افتد روی مصالحی است که خدا می داند، و هرگز دلیل بر آن نیست که طبق گفته دشمنان خداوند نسبت به او خشمگین شده باشد یا بخواهد او را ترک گوید، او همیشه مشمول لطف و عنایات خاصه خدا است، و همواره در کنف حمایت ویژه او است. * سپس اضافه می کند: “بی شک جهان آخرت برای تو از این دنیا بهتر است” (وَ لَلْآخِرَهُ خَیْرٌ لَکَ مِنَ الْأُولیٰ) .
تو در این جهان مشمول الطاف او هستی، و در آخرت بیشتر و بهتر، نه در کوتاه مدت مورد غضب پروردگار خواهی بود، و نه در دراز مدت، کوتاه سخن اینکه تو در دنیا و آخرت عزیزی، در دنیا عزیز و در آخرت عزیزتر.
بعضی از مفسران”آخرت“و”اولی“را اشاره به آغاز و پایان عمر پیغمبر ص دانسته اند و گفته اند منظور این است که تو در آینده عمرت موفق تر و پیروزتر خواهی بود، و این اشاره به گسترش اسلام و پیروزیهای مکرر مسلمین بر دشمنان، و فتوحات آنها در غزوات، و بارور شدن نهال توحید، و برچیده شدن آثار شرک و بت پرستی است.
جمع میان این دو تفسیر نیز بی مانع است.
* ص: 98 1- 1) این ماده هم به صورت”ناقص یائی“آمده و هم”ناقص واوی“در صورت اول به معنی بغض و عداوت است، و در صورت دوم، به معنی پرتاب نمودن و طرد کردن، و همانگونه که در بالا گفته شده هر دو معنی به یک ریشه بازمی گردد. و در آخرین آیه مورد بحث برترین نوید را به او داده می افزاید: “به زودی پروردگارت آن قدر به تو عطا می کند که خشنود شوی” (وَ لَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضیٰ) . این بالاترین اکرام و احترام پروردگار نسبت به بنده خاصش محمد ص است که می فرماید: آن قدر به تو می بخشیم که راضی شوی، در دنیا بر دشمنان پیروز خواهی شد و آئین تو جهان گیر خواهد گشت، و در آخرت نیز مشمول بزرگترین مواهب خواهی بود. بدون شک پیغمبر اکرم ص به عنوان خاتم انبیاء و رهبر عالم بشریت خشنودیش تنها در نجات خویش نیست، بلکه آن زمان راضی و خشنود می شود که شفاعتش در باره امتش نیز پذیرفته شود، به همین دلیل در روایات آمده است که این آیه امیدبخش ترین آیات قرآن مجید و دلیل بر پذیرش شفاعت آن حضرت است. در حدیثی از امام باقر ع از پدرش زین العابدین ع از عمویش”محمد بن حنفیه“از پدرش امیر مؤمنان ع می خوانیم: رسول اللّٰه فرمود: روز قیامت من در موقف شفاعت می ایستم، و آن قدر گنهکاران را شفاعت کنم که خداوند گوید: ا رضیت یا محمد؟!: “آیا راضی شدی ای محمد”؟!من می گویم: رضیت، رضیت: “راضی شدم، راضی شدم”! سپس امیر مؤمنان ع رو به جمعی از اهل کوفه کرده و افزود شما معتقدید امیدبخش ترین آیات قرآن آیه” قُلْ یٰا عِبٰادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلیٰ أَنْفُسِهِمْ لاٰ تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَهِ اللّٰهِ “است (ای کسانی که نسبت به خود زیاده روی کرده اید از رحمت خدا نومید نشوید) . گفتند: آری ما چنین می گوئیم. فرمود: “ولی ما اهل بیت می گوئیم امیدبخش ترین آیات قرآن آیه ص: 99 ” وَ لَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضیٰ “است (1) . (1) ناگفته پیدا است که شفاعت پیامبر ص شرائطی دارد، نه او برای هر کس شفاعت می کند، و نه هر گنهکاری می تواند چنین انتظاری را داشته باشد (مشروح این بحث را در جلد اول ذیل آیه 48 سوره بقره مطالعه فرمائید) . در حدیث دیگری از امام صادق ع می خوانیم: “رسول خدا وارد خانه فاطمه ع شد در حالی که لباس خشنی از پشم شتر در تن دخترش بود، با یک دست آسیا می کرد، و با دست دیگر فرزندش را شیر می داد، اشک در چشمان پیامبر ص ظاهر شد، فرمود دخترم!تلخی دنیا را در برابر شیرینی آخرت تحمل کن، چرا که خداوند بر من نازل کرده است که آن قدر پروردگارت به تو می بخشد که راضی شوی” (وَ لَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضیٰ) (2) . (2) نکته: فلسفه انقطاع وحی از مجموع آیات فوق به خوبی روشن می شود که پیامبر ص هر چه دارد از ناحیه خدا است حتی در نزول وحی از خود اختیاری ندارد، هر زمان خدا بخواهد وحی قطع می شود، و هر زمان بخواهد برقرار می گردد، و شاید انقطاع وحی نیز به همین منظور بود تا پاسخی باشد به آنها که از پیغمبر اکرم ص تقاضای معجزات اقتراحی و بر طبق میل خود داشتند، یا به او پیشنهاد می کردند که فلان حکم یا فلان آیه را تغییر ده، و او می فرمود من در این امور اختیاری از خود ندارم (همان گونه که در آیه 15 سوره یونس آمده است) . *
ص: 100
1- 1) “ابو الفتوح رازی”جلد 12 صفحه 110.
2- 2) “مجمع البیان”جلد 10 صفحه 505.
