[سوره الصافات (37) : آیات 139 تا 148]
اشاره
وَ إِنَّ یُونُسَ لَمِنَ اَلْمُرْسَلِینَ (139) إِذْ أَبَقَ إِلَی اَلْفُلْکِ اَلْمَشْحُونِ (140) فَسٰاهَمَ فَکٰانَ مِنَ اَلْمُدْحَضِینَ (141) فَالْتَقَمَهُ اَلْحُوتُ وَ هُوَ مُلِیمٌ (142) فَلَوْ لاٰ أَنَّهُ کٰانَ مِنَ اَلْمُسَبِّحِینَ (143) لَلَبِثَ فِی بَطْنِهِ إِلیٰ یَوْمِ یُبْعَثُونَ (144) فَنَبَذْنٰاهُ بِالْعَرٰاءِ وَ هُوَ سَقِیمٌ (145) وَ أَنْبَتْنٰا عَلَیْهِ شَجَرَهً مِنْ یَقْطِینٍ (146) وَ أَرْسَلْنٰاهُ إِلیٰ مِائَهِ أَلْفٍ أَوْ یَزِیدُونَ (147) فَآمَنُوا فَمَتَّعْنٰاهُمْ إِلیٰ حِینٍ (148)
ص: 151
ترجمه:
139-و یونس از رسولان ما بود.
140-به خاطر بیاور زمانی را که به سوی کشتی مملو (از جمعیت و بار) فرار کرد.
141-و با آنها قرعه افکند (و قرعه بنام او اصابت کرد و) مغلوب شد.
142- (او را به دریا افکندند) و ماهی عظیمی او را بلعید، در حالی که مستحق ملامت بود! 143-و اگر او از تسبیح کنندگان نبود…
144-تا روز قیامت در شکم ماهی می ماند.
145- (به هر حال ما او را رهایی بخشیدیم و) او را در یک سرزمین خشک خالی از گیاه افکندیم در حالی که بیمار بود.
146-و کدوبنی بر او رویاندیم (تا در سایه برگهای پهن و مرطوبش آرامش یابد) .
147-و او را به سوی جمعیت یکصد هزار نفری، یا بیشتر، فرستادیم.
148-آنها ایمان آوردند و تا مدت معلومی آنان را از مواهب زندگی بهره مند ساختیم.
تفسیر:
یونس در بوته امتحان
این ششمین و آخرین سرگذشت انبیاء و اقوام پیشین است که در این سوره آمده سرگذشت“یونس”و قوم توبه کارش، و جالب اینکه در پنج سرگذشت پیشین که از قوم“نوح”و“ابراهیم”و“موسی”و“هارون”و“الیاس”و“لوط” سخن می گفت همه به اینجا منتهی می شد که این اقوام هرگز بیدار نشدند و به عذاب الهی گرفتار شدند، و خدا این پیامبران بزرگ را از میان آنها نجات داد.
اما در این داستان پایان قضیه به عکس آنها است، قوم کافر یونس با مشاهده نشانه ای از عذاب الهی بیدار شدند و توبه کردند، و خدا آنها را مشمول الطاف خویش قرار داد، و از برکات مادی و معنوی بهره مند نمود، حتی یونس را به خاطر ترک اولایی که به خاطر تعجیل در مهاجرت از میان این قوم انجام داد، گرفتار مشکلات و ناراحتی کرد، و حتی در مورد او به“ابق”که معمولا در باره بندگان
ص: 152
فراری ذکر می شود تعبیر نمود! اشاره به اینکه شما مشرکان عرب، و شما انسانها در طول تاریخ، آیا می خواهید همانند آن اقوام پنجگانه باشید یا همانند قوم یونس؟ آیا آن عاقبت شوم و دردناک را طلب می کنید، یا این پایان خیر و سعادت؟ بسته به تصمیم خود شما است! به هر حال در سوره های متعددی از قرآن مجید (از جمله سوره انبیاء و یونس و سوره قلم و همین سوره صافات) از این پیامبر بزرگ و داستانش سخن به میان آمده و در هر کدام بخشی از حالات او منعکس است، و در سوره صافات بیشترین تکیه روی مساله فرار یونس و گرفتاری و نجات او است.
نخست همچون داستانهای گذشته سخن از مقام رسالت او به میان آورده، می گوید: “یونس از رسولان خداوند بود” (وَ إِنَّ یُونُسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ) .
یونس ع همانند سایر انبیاء دعوت خود را از توحید و مبارزه با بت پرستی شروع کرد، و سپس با مفاسدی که در محیط رائج بود به مبارزه پرداخت.
اما آن قوم متعصب که چشم و گوش بسته از نیاکان خود تقلید می کردند در برابر دعوت او تسلیم نشدند.
یونس ع هم چنان از روی دلسوزی و خیرخواهی مانند پدری مهربان آن قوم گمراه را اندرز می داد، ولی در برابر این منطق حکیمانه چیزی جز مغالطه و سفسطه از دشمنان نمی شنید.
تنها گروه اندکی که شاید از دو نفر تجاوز کردند (“عابد”و“عالمی”!) به او ایمان آوردند.
یونس آن قدر تبلیغ کرد که تقریبا از آنها مایوس شد، در بعضی از روایات آمده است که به پیشنهاد مرد عابد (و با ملاحظه اوضاع و احوال قوم گمراه)
ص: 153
تصمیم گرفت به آنها نفرین کند (1) .
(1)
این برنامه تحقق یافت و یونس به آنها نفرین کرد، به او وحی آمد که در فلان زمان عذاب الهی نازل می شود، هنگامی که موعد عذاب نزدیک شد یونس همراه مرد عابد از میان آنها بیرون رفت در حالی که خشمگین بود، تا به ساحل دریا رسید در آنجا یک کشتی پر از جمعیت و بار را مشاهده کرد، و از آنها خواهش نمود که او را نیز همراه خود ببرند.
* این همان است که قرآن در آیه بعد به آن اشاره کرده، می گوید: “به خاطر بیاور هنگامی را که به سوی کشتی مملو از بار و جمعیت فرار کرد” (إِذْ أَبَقَ إِلَی الْفُلْکِ الْمَشْحُونِ) . تعبیر به“ابق”از ماده“اباق”به معنی فرار کردن بنده از مولای خود، در اینجا تعبیر عجیبی است، و نشان می دهد که ترک اولای بسیار کوچک تا چه حد در مورد پیامبران عالیمقام از سوی خداوند مورد سخت گیری و عتاب واقع می شود تا آنجا که پیامبرش را بنده فراری می نامد! بدون شک یونس پیامبر معصوم بود و هرگز مرتکب گناهی نشد، ولی بهتر این بود که باز هم تحمل به خرج می داد و تا آخرین لحظات قبل از نزول عذاب در میان قوم می ماند شاید بیدار می شدند. درست است که طبق بعضی از روایات چهل سال تبلیغ کرد، ولی باز بهتر بود چند روز یا چند ساعتی هم بر آن می افزود، چون چنین نکرد تشبیه به بنده فراری شد. *
ص: 154
1- 1) تفسیر“برهان”جلد 4 صفحه 35.
به هر حال یونس سوار بر کشتی شد، طبق روایات ماهی عظیمی سر راه را بر کشتی گرفت، دهان باز کرد گویی غذایی می طلبد، سرنشینان کشتی گفتند به نظر می رسد گناهکاری در میان ما است! (که باید طعمه این ماهی شود، و چاره ای جز استفاده از قرعه نیست) در اینجا قرعه افکندند قرعه به نام یونس درآمد! طبق روایتی قرعه را سه بار تکرار کردند، و هر بار به نام یونس در آمد، ناچار یونس را گرفتند در دهان ماهی عظیم پرتاب کردند! قرآن در آیات مورد بحث با یک جمله کوتاه به این ماجرا اشاره کرده می گوید: “یونس با آنها قرعه افکند و مغلوب شد”! (فَسٰاهَمَ فَکٰانَ مِنَ الْمُدْحَضِینَ) .
“ساهم”از ماده“سهم”در اصل به معنی تیر و“ساهمه”به معنی قرعه کشی آمده است، زیرا به هنگام قرعه کشی نامها را بر چوبه های تیر می نوشتند، و با هم مخلوط می کردند، سپس یک چوبه تیر از آن بیرون می آوردند و به نام هر کس اصابت می کرد مشمول قرعه می شد.
“مدحض”از ماده“ادحاض”به معنی باطل کردن و زائل نمودن و مغلوب کردن است، و در اینجا منظور این است که قرعه به نام او اصابت کرد.
این تفسیر نیز گفته شده که دریا طوفانی شد، و بار کشتی سنگین بود و هر لحظه خطر غرق شدن سرنشینان کشتی را تهدید می کرد و چاره ای جز این نبود که برای سبک شدن کشتی بعضی از افراد را به دریا بیفکنند، و قرعه به نام یونس درآمد، او را به دریا انداختند، و درست در همین هنگام نهنگی فرا رسید و او را در کام خود فرو برد.
* به هر حال قرآن می گوید: “ماهی عظیم او را بلعید در حالی که مستحق ملامت بود”! (فَالْتَقَمَهُ الْحُوتُ وَ هُوَ مُلِیمٌ) . ص: 155 “التقمه”از ماده“التقام”به معنی“بلعیدن”است. “ملیم”در اصل از ماده“لوم”به معنی ملامت است (و هنگامی که به باب افعال می رود معنی استحقاق ملامت را می دهد) . مسلم است این ملامت و سرزنش به خاطر ارتکاب گناه کبیره یا صغیره ای نبود، بلکه علت آن تنها ترک اولایی بود که از او سر زد، و آن عجله در ترک قوم خویش و هجرت از آنان بود. اما خدایی که آتش را در دل آب، و شیشه را در کنار سنگ سالم نگه می دارد، به این حیوان عظیم فرمان تکوینی داد که کمترین آزاری به بنده اش “یونس”نرساند، او باید یک دوران زندان بی سابقه را طی کند و متوجه ترک اولای خود شود و در مقام جبران بر آید. در روایتی آمده است اوحی اللّٰه الی الحوت لا تکسر منه عظما و لا تقطع له وصلا: “خداوند به آن ماهی وحی فرستاد که هیچ استخوانی را از او مشکن، و هیچ پیوندی را از او قطع مکن”! (1) . (1) * یونس خیلی زود متوجه ماجرا شد، و با تمام وجودش رو به درگاه خدا آورد، و از ترک اولی خویش استغفار کرد، و از پیشگاه مقدسش تقاضای عفو نمود.
در اینجا ذکر معروف و پرمحتوایی از قول یونس نقل شده که در آیه 87 سوره انبیاء آمده، و در میان اهل عرفان به ذکر“یونسیه”معروف است: فَنٰادیٰ فِی الظُّلُمٰاتِ أَنْ لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ أَنْتَ سُبْحٰانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظّٰالِمِینَ:
“او در میان ظلمتهای متراکم فریاد زد که معبودی جز تو نیست، منزهی تو، من از ظالمان و ستمکاران بودم”!
ص: 156
1- 1) تفسیر“فخر رازی”جلد 26 صفحه 165-همین معنی با تفاوت مختصری در تفسیر“برهان”جلد 4 صفحه 37 نیز آمده است.
بر خویشتن ستم کردم و از درگاهت دور افتادم، و به عتاب و سرزنش تو که جهنم آتش سوزانی برای من است گرفتار شدم.
این اعتراف خالصانه و این تسبیح توأم با ندامت کار خود را کرد و همانگونه که در آیه 88 سوره انبیاء آمده فَاسْتَجَبْنٰا لَهُ وَ نَجَّیْنٰاهُ مِنَ الْغَمِّ وَ کَذٰلِکَ نُنْجِی الْمُؤْمِنِینَ:
“ما دعای او را اجابت کردیم و از غم و اندوه نجاتش دادیم و اینگونه مؤمنان را نجات می دهیم”.
اکنون ببینیم آیات مورد بحث در این زمینه چه می گوید؟ در یک جمله کوتاه می گوید: “اگر او از تسبیح کنندگان نبود… ” (فَلَوْ لاٰ أَنَّهُ کٰانَ مِنَ الْمُسَبِّحِینَ) .
* “مسلما تا روز قیامت در شکم ماهی باقی می ماند”! (لَلَبِثَ فِی بَطْنِهِ إِلیٰ یَوْمِ یُبْعَثُونَ) . و این زندان موقت تبدیل به یک زندان دائم می شد، و آن زندان دائم مبدل به گورستان او می گشت! در اینکه آیا ماندن یونس در شکم ماهی تا روز رستاخیز (به فرض ترک تسبیح و توبه به درگاه الهی) به صورت زنده یا مرده بوده است بعضی از مفسران احتمالاتی ذکر کرده اند: “نخست”اینکه هر دو زنده می ماندند و یونس به صورت یک زندانی تا روز قیامت در شکم ماهی محبوس بود. “دوم”اینکه یونس از دنیا می رفت و ماهی به صورت قبرستان سیار او زنده می ماند! “سوم”اینکه یونس و ماهی هر دو می مردند و شکم ماهی قبر یونس می شد، و زمین قبر ماهی، او در دل ماهی و ماهی در دل زمین تا روز رستاخیز دفن می شدند. ص: 157 آیه مورد بحث دلیل بر هیچیک از این اقوال نمی تواند باشد، ولی آیات متعددی که می گوید در پایان دنیا همه می میرند نشان می دهد که زنده ماندن “یونس”یا زنده ماندن ماهی تا روز قیامت ممکن نیست، لذا از میان این تفسیرهای سه گانه تفسیر سوم نزدیکتر به نظر می رسد (1) . (1) این احتمال نیز وجود دارد که این تعبیر کنایه از مدت طولانی باشد یعنی تا مدتی طولانی در این زندان باقی می ماند، چنان که این تعبیر را در موارد مشابه آن نیز می گویند که تا قیامت باید در انتظار فلان مطلب بمانی. ولی فراموش نکنیم که اینها همه در صورتی تحقق می یافت که او تسبیح و توبه را ترک می گفت، ولی چنین نشد او در سایه تسبیح پروردگار مشمول عفو خاصش شد. * سپس همانگونه که قرآن می گوید: “ما او را در یک سرزمین خشک و خالی از درخت و گیاه افکندیم، در حالی که بیمار بود” (فَنَبَذْنٰاهُ بِالْعَرٰاءِ وَ هُوَ سَقِیمٌ) .
ماهی عظیم در کنار ساحل خشک و بی گیاهی آمد، و به فرمان خدا لقمه ای را که از او زیاد بود بیرون افکند، اما پیدا است این زندان عجیب سلامت جسم یونس را بر هم زده بود، بیمار و ناتوان از این زندان آزاد شد.
درست نمی دانیم یونس چه مدت در شکم ماهی بود، ولی مسلم است هر چه بود نمی توانست از عوارض آن بر کنار ماند، درست است که فرمان الهی صادر شده بود که یونس هضم و جذب بدن ماهی نشود، اما این بدان معنی نبود که آثاری از این زندان را به همراه نیاورد، لذا جمعی از مفسران نوشته اند که او به صورت
ص: 158
1- 1) قابل توجه اینکه مفسر بزرگ مرحوم“طبرسی”که معمولا اقوال مختلف را ذیل آیات جمع می کند در اینجا تنها به همین یک احتمال قناعت می کند و می گوید: لصار بطن الحوت قبرا له الی یوم القیامه: “شکم ماهی تا روز قیامت قبر او می شد”.
جوجه نوزاد و ضعیف و بی بال و پر از شکم ماهی بیرون آمد، به طوری که توان حرکت نداشت.
* باز در اینجا لطف الهی به سراغ او آمد، چرا که بدنش بیمار و آزرده، و اندامش خسته و ناتوان بود، آفتاب ساحل او را آزار می داد، پوششی لطیف لازم بود تا بدنش در زیر آن بیارامد، قرآن در اینجا می گوید: “ما کدوبنی بر او رویانیدیم”تا در سایه برگهای پهن و مرطوب بیارامد (وَ أَنْبَتْنٰا عَلَیْهِ شَجَرَهً مِنْ یَقْطِینٍ) . “یقطین”به طوری که بسیاری از ارباب لغت و مفسران گفته اند: هر گیاهی است که ساقه ندارد، و دارای برگهای پهن است، مانند بوته خربزه و کدو و خیار و هندوانه و امثال آن، ولی بسیاری از مفسران و روات حدیث در اینجا تصریح کرده اند که منظور خصوص کدوبن است (باید توجه داشت که“شجره” در لغت عرب هم به نباتاتی گفته می شود که دارای ساقه و شاخه است و هم بدون ساقه و شاخه، و به تعبیر دیگر اعم از درخت و گیاه است حتی در اینجا حدیثی از پیامبر گرامی اسلام ص نقل کرده اند که شخصی به آن حضرت عرض کرد: “انک تحب القرع”؟ “شما کدو را دوست دارید”فرمود اجل هی شجره اخی یونس: “آری آن گیاه برادرم یونس است” (1) . (1) می گویند: کدوبن علاوه بر اینکه برگهای پهن و پرآبی دارد و می توان از آن سایبان خوبی تهیه کرد مگس نیز بر برگهای آن نمی نشیند، و یونس به خاطر توقف در شکم ماهی پوست تنش آن قدر نازک و حساس شده بود که از نشستن حشرات بر آن رنج می برد، او اندام خود را با این کدوبن پوشانید تا هم از سوزش آفتاب در امان باشد و هم از حشرات. ص: 159 1- 1) روح البیان جلد 7-صفحه 489. شاید خداوند می خواهد درسی را که به یونس در شکم ماهی داده است، در این مرحله تکمیل کند، او باید تابش آفتاب و حرارتش را بر پوست نازک تنش احساس کند، تا در آینده در مقام رهبری برای نجات امتش از آتش سوزان جهنم تلاش و کوشش بیشتری به خرج دهد، همین مضمون در بعضی از روایات اسلامی وارد شده است (1) . (1) * “یونس”را در اینجا رها می کنیم و به سراغ قومش می رویم.
هنگامی که یونس با حالت خشم و غضب قوم را رها کرد، و مقدمات خشم الهی نیز بر آنها ظاهر شد، تکان سختی خوردند و به خود آمدند، اطراف عالم و دانشمندی را که در میان آنها بود گرفتند، و با رهبری او در مقام توبه بر آمدند.
در بعضی از روایات آمده است که آنها دستجمعی به سوی بیابان حرکت کردند، و بین زنان و فرزندان، و حیوانات و بچه های آنها، جدایی افکندند، سپس گریه را سر دادند، و صدای ناله خود را بلند کردند و مخلصانه از گناهان خویش و تقصیراتی که در باره پیامبر خدا یونس داشتند توبه کردند.
در اینجا پرده های عذاب کنار رفت و حادثه بر کوه ها ریخت، و جمعیت مؤمن توبه کار به لطف الهی نجات یافتند (2) .
(2)
یونس بعد از این ماجرا به سراغ قومش آمد تا ببیند عذاب بر سر آنها چه آورده است؟ هنگامی که آمد در تعجب فرو رفت که چگونه آنها در روز هجرتش همه بت پرست بودند ولی اکنون همه موحد خداپرست شده اند؟ * ص: 160 1- 1) تفسیر نور الثقلین جلد 4 صفحه 436 حدیث 116. 2- 2) در تفسیر برهان جلد 4 صفحه 35 این حدیث از امام صادق علیه السلام نقل شده است. قرآن در اینجا می گوید: “ما او را به سوی جمعیت یکصد هزار نفری یا بیشتر فرستادیم” (وَ أَرْسَلْنٰاهُ إِلیٰ مِائَهِ أَلْفٍ أَوْ یَزِیدُونَ) . * “آنها ایمان آوردند و ما تا مدت معینی آنان را از مواهب حیات و زندگی دنیا بهره مند ساختیم (فَآمَنُوا فَمَتَّعْنٰاهُمْ إِلیٰ حِینٍ) .
البته ایمان اجمالی و توبه آنها قبلا بود، ولی ایمان آنها بطور تفصیل به خدا و پیامبرش یونس و تعلیمات و دستورات او هنگامی صورت گرفت که”یونس“به میان آنها بازگشت.
قابل توجه اینکه از آیات قرآن استفاده می شود که این ماموریت مجدد به سوی همان قوم پیشین بوده است، و اینکه بعضی آن را ماموریت جدیدی به سوی قوم تازه ای دانسته اند با ظاهر آیات سازگار نیست.
زیرا از یک سو در اینجا خواندیم: فَآمَنُوا فَمَتَّعْنٰاهُمْ إِلیٰ حِینٍ: یعنی این قومی که یونس ماموریت هدایت آنها را پیدا کرد ایمان آوردند و ما آنها را تا زمان معینی بهره مند ساختیم.
و از سوی دیگر همین تعبیر در سوره یونس در باره همان قوم سابق آمده است: فَلَوْ لاٰ کٰانَتْ قَرْیَهٌ آمَنَتْ فَنَفَعَهٰا إِیمٰانُهٰا إِلاّٰ قَوْمَ یُونُسَ لَمّٰا آمَنُوا کَشَفْنٰا عَنْهُمْ عَذٰابَ الْخِزْیِ فِی الْحَیٰاهِ الدُّنْیٰا وَ مَتَّعْنٰاهُمْ إِلیٰ حِینٍ: “چرا هیچیک از اقوام به موقع ایمان نیاوردند تا مفید به حالشان باشد، جز قوم یونس که وقتی ایمان آوردند عذاب خوارکننده را در زندگی دنیا از آنها برطرف ساختیم، و تا مدت معینی آنها را بهره مند نمودیم” (یونس-98) .
ضمنا از اینجا روشن می شود که مراد از”الی حین“ (تا مدت معینی) همان پایان زندگی و اجل طبیعی آنها است.
در اینکه چرا در آیات فوق می فرماید: “صد هزار نفر، یا بیشتر”و مراد
ص: 161
از بیشتر چه اندازه است مفسران تفسیرهای گوناگونی ذکر کرده اند.
ولی ظاهر این است که این گونه تعبیرات برای تاکید و عظمت چیزی است نه بخاطر تردید و شک گوینده (1) .
(1)
* نکته ها: اشاره 1-تاریخچه کوتاهی از زندگی یونس (ع) “یونس”فرزند”متی“که لقب او”ذو النون“ (صاحب ماهی) است و این لقب به خاطر آن است که سرگذشت او با داستان ماهی چنان که گفتیم گره خورده شده است، از پیامبران معروفی است که ظاهرا بعد از موسی و هارون قدم به عرصه وجود گذاشت. بعضی او را از اولاد”هود“و ماموریت او را هدایت باقیمانده قوم ثمود دانسته اند. سرزمین ظهور او منطقه ای از عراق بنام”نینوا“بود (2) . (2) بعضی ظهور او را در حدود 825 سال قبل از میلاد حضرت مسیح ع نوشته اند، و هم اکنون در نزدیکی کوفه در کنار شط قبر معروفی است بنام”یونس“. در بعضی از کتب آمده او پیغمبری از بنی اسرائیل بود که بعد از سلیمان به سوی اهل نینوا مبعوث شد. ص: 162 1- 1) بنا بر این”او“در اینجا به معنی بل می باشد. 2- 2) “نینوا”نام چند نقطه است، نخست شهری نزدیک موصل (یا قصبه موصل) و دیگر ناحیه ای در اطراف کوفه در سمت کربلا، و شهری در آسیای صغیر، پایتخت مملکت “آشور”واقع در کنار دجله (دائره المعارف دهخدا) بعضی دیگر نوشته اند”نینوا“بزرگترین شهرهای کشور آشور است که در کرانه شرقی دجله روبروی موصل بنا شده بود (فرهنگ قصص قرآن) . در کتاب”یوناه“از کتب عهد عتیق (تورات) بحثهای مشروحی در باره یونس تحت نام”یوناه ابن متی“آمده است. طبق این نقل او ماموریت داشت که به شهر بزرگ نینوا رود، و در برابر شرارت مردم قیام کند، سپس حوادث دیگری ذکر می کند که شباهت زیادی دارد با آنچه در قرآن آمده است، با این تفاوت که طبق روایات اسلامی یونس به دعوت قوم خود برخاست و وظیفه خود را در این زمینه انجام داد، و بعد از آنکه قوم دعوت او را رد کردند به آنها نفرین کرد، و از میان آنها خارج شد و ماجرای کشتی و ماهی برای او پیش آمد، ولی تورات عبارت زننده ای دارد و تصریح می کند که او قبل از انجام ماموریت می خواست استعفا کند!لذا برخاست و فرار کرد و ماجرای کشتی و ماهی پیش آمد. و عجبتر اینکه”تورات“می گوید هنگامی که خداوند عذاب را از قوم او به خاطر توبه آنها برداشت یونس، بسیار ناراحت شد و خشمش افروخته شد! (1) . (1) از فصول تورات استفاده می شود که یونس دو بار ماموریت پیدا کرد، در ماموریت اول خودداری نمود و به آن سرنوشت دردناک مبتلا شد، بار دوم به او ماموریت داده شد که به همان شهر”نینوا“برود مردم نینوا بیدار شدند، به خدا ایمان آوردند، و به توبه از گناهان خود پرداختند، و مشمول عفو الهی شدند و این همان عفوی بود که یونس را خوش آمد نبود! از مقایسه آنچه در قرآن و روایات اسلامی آمده با آنچه در تورات کنونی آمده است روشن می شود که تا چه حد”تورات تحریف یافته“مقام این پیامبر بزرگ را پائین آورده است، گاه نسبت عدم قبول ماموریت رسالت را به او می دهد و گاه خشمناک شدن از شمول عفو و رحمت پروردگار نسبت به یک قوم توبه کار، و اینها است که نشان می دهد تورات کنونی به هیچ وجه کتاب قابل اعتمادی نیست. به هر ص: 163 1- 1) تورات کتاب یوناه پیغمبر فصل اول و دوم و سوم و چهارم. حال او از پیامبران بزرگی است که قرآن از او به عظمت یاد کرده است. *
2-چگونه یونس در شکم ماهی زنده ماند؟
گفتیم دلیل روشنی در دست نیست که یونس چه مدتی در شکم ماهی ماند؟ چند ساعت، یا چند روز، و یا چند هفته، در بعضی از روایات نه ساعت، و بعضی سه روز، و بعضی بیشتر، و حتی تا چهل روز گفته اند، ولی مدرک مسلمی بر هیچیک از این اقوال وجود ندارد، تنها در تفسیر علی بن ابراهیم در حدیثی از امیر مؤمنان علی ع توقف یونس در شکم ماهی 9 ساعت ذکر شده است (1) .
(1)
بعضی از مفسران اهل سنت مدت آن را یک ساعت هم ذکر کرده اند (2) .
(2)
ولی هر چه باشد بدون شک این توقف یک امر عادی نیست، انسان نمی تواند بیش از چند دقیقه در محیطی که هوا وجود ندارد زنده بماند، و اگر می بینیم جنین در شکم مادر ماهها زنده می ماند به خاطر این است که هنوز دستگاه تنفس او به کار نیفتاده و اکسیژن لازم را تنها از طریق خون مادر دریافت می کند.
بنا بر این ماجرای یونس بدون شک یک اعجاز است، و این نخستین اعجازی نیست که در قرآن با آن روبرو می شویم، همان خدایی که ابراهیم ع را در دل آتش سالم نگهداشت، و موسی و بنی اسرائیل را با ایجاد جاده های خشک در وسط دریا از غرقاب نجات داد، و نوح ع را به وسیله کشتی ساده ای از آن طوفان عظیم و گسترده رهایی بخشید، و سالم به زمین فرود آورد، همان خداوند قدرت دارد که بنده ای از بندگان خاصش را مدتی در شکم ماهی عظیمی سالم نگهدارد.
البته وجود چنین ماهیهای بزرگ در گذشته و امروز مطلب عجیبی نیست، هم اکنون، ماهیهای عظیمی به نام”بالن“موجود است که بیش از 30 متر طول
ص: 164
1- 1) تفسیر علی بن ابراهیم طبق نقل نور الثقلین جلد 4 صفحه 436.
2- 2) تفسیر قرطبی جلد 8 صفحه 5567.
دارد و بزرگترین حیوان روی زمین است و جگر او بالغ بر یک تن می شود! در همین سوره داستانهای انبیای پیشین را خواندیم که به طرز اعجازآمیزی از چنگال بلاها رهایی یافتند و یونس آخرین آنها در این سلسله است.
* 3-درسهایی بزرگ در داستانی کوچک! می دانیم طرح این سرگذشتها در قرآن مجید همه برای هدفهای تربیتی است چرا که قرآن کتاب داستان نیست کتاب انسانسازی و تربیت است. از این سرگذشت عجیب پندهای بزرگی می توان گرفت: الف: تخلف حتی به صورت یک”ترک اولی“از یک پیامبر بزرگ در پیشگاه خداوند مهم است و کیفر دارد. البته چون مقام پیامبران بسیار والا است یک غفلت کوچک در مورد آنها گاه معادل یک گناه کبیره ای که از دیگران سر بزند می باشد، به همین دلیل دیدیم که در این داستان خداوند او را بنده فراری نامید، و در روایات آمده بود که سرنشینان کشتی گفتند: یک فرد عاصی در میان ما است!و سرانجام خداوند او را در زندان وحشتناکی گرفتار کرد، و بعد از توبه و بازگشت به سوی خدا از آن زندان با تنی آزرده و بیمار آزاد شد. تا همگان بدانند تخلف از هیچکس پذیرفته نیست، عظمت مقام پیامبران و اولیای خدا نیز به آن است که بنده مطیع فرمان او هستند و گرنه کسی با خدا رابطه خویشاوندی ندارد، البته این نشانه عظمت مقام این پیامبر بزرگ است که خداوند در باره او چنین سختگیری می کند. ب: در همین داستان (در آن قسمتی که در سوره انبیاء آیه 87 آمده است) راه نجات مؤمنان را از غم و اندوه و گرفتاری و مشکلات همان راهی معرفی می کند که”یونس“ ع پیمود، و آن اعتراف به خطا در پیشگاه حق، و تسبیح و تنزیه ص: 165 و توبه و بازگشت به سوی او است. ج: این ماجرا نشان می دهد که چگونه یک قوم گنهکار و مستحق عذاب می توانند در آخرین لحظات مسیر تاریخ خود را عوض کنند، و به آغوش پر مهر و رحمت الهی بازگردند و نجات یابند، مشروط بر اینکه پیش از آنکه فرصت از دست رود متوجه شوند و اگر بتوانند”عالمی“را به رهبری خود برگزینند. د: این ماجرا نشان می دهد که ایمان به خدا و توبه از گناه علاوه بر آثار و برکات معنوی مواهب ظاهری دنیا را نیز متوجه انسان می سازد، عمران و آبادی می آفریند، و مایه طول عمر و بهره گیری از مواهب حیات می شود، نظیر این معنی در داستان نوح ع نیز آمده است که شرح آن را به خواست خدا در تفسیر سوره”نوح“خواهیم خواند. ه: قدرت خداوند آن قدر وسیع و گسترده است که چیزی در برابر آن مشکل نیست، تا آن حد که می تواند انسانی را در دهان و شکم جانور عظیم و وحشتناکی سالم نگهدارد، و سالم بیرون فرستد. اینها نشان می دهد که همه اسباب این عالم ابزار اراده او هستند و همه سر بر فرمان او دارند. *
4-پاسخ به یک سؤال
در اینجا سؤالی مطرح می شود و آن اینکه: در بیان سرگذشتهای اقوام دیگر در آیات قرآن آمده است که به هنگام نزول عذاب (عذاب استیصال که برای نابودی اقوام سرکش نازل می شده) توبه و انابه بی اثر بوده است، چگونه این مساله در مورد قوم یونس استثنا پذیرفت؟ در برابر این سؤال دو پاسخ می توان گفت:
“نخست”اینکه عذاب هنوز نازل نشده بود تنها علائم مختصری که از قبیل هشدارها است به چشم می خورد که آنها به موقع از این هشدارها استفاده کردند
ص: 166
و پیش از نزول عذاب توبه نمودند و ایمان آوردند.
“دیگر”اینکه این عذاب”عذاب استیصال“نبوده، و از قبیل گوشمالی هایی بوده که قبل از نزول عذاب بنیان کن به اقوام مختلف می داده تا قبل از فوت فرصت بیدار شوند و راه تقوا پیش گیرند، مانند مجازاتهای مختلف قوم فرعون قبل از غرقاب.
* 5-“قرعه”و مشروعیت آن در اسلام در روایات مربوط به قرعه و مشروعیت آن می خوانیم که امام صادق ع فرمود: ای قضیه اعدل من القرعه اذا فوض الامر الی اللّٰه عز و جل، یقول: فَسٰاهَمَ فَکٰانَ مِنَ الْمُدْحَضِینَ: “کدام داوری از قرعه عادلانه تر است (هنگامی که کارها به بن بست رسد) و موضوع به خدا واگذار شود، مگر خداوند (در قرآن مجید در باره یونس) نمی گوید: فَسٰاهَمَ فَکٰانَ مِنَ الْمُدْحَضِینَ: “یونس با سرنشینان کشتی قرعه افکند، و قرعه به نام او درآمد و محکوم شد”! (1) . (1) اشاره به اینکه قرعه به هنگامی که کار مشکل شود و راه حل دیگری نباشد و کار را به خدا واگذار کنند به راستی راه گشا است، چنان که در داستان یونس درست منطبق بر واقعیت شد. این معنی در حدیث دیگری با صراحت بیشتر از پیغمبر گرامی اسلام ص نقل شده که فرمود: لیس من قوم تنازعوا (تقارعوا) ثم فوضوا امرهم الی اللّٰه الا خرج سهم المحق: “هیچ قومی اقدام به قرعه (به هنگام بن بست کامل) نکردند در حالی که کار خود را به خدا واگذار کرده باشند مگر اینکه قرعه به واقعیت ص: 167 1- 1) تفسیر”برهان”جلد 4 صفحه 37 (حدیث 6) . اصابت می کند و حق آشکار می شود (1) . (1) شرح بیشتر پیرامون این مساله را در کتاب”القواعد الفقهیه“آورده ایم. * ***
ص: 168
1- 1) “وسایل”کتاب القضاء جلد 18 باب الحکم بالقرعه فی القضایا المشکله از ابواب کیفیت الحکم و احکام الدعوی (باب 13) حدیث 5.
