User Tools

Site Tools


nemoone:ص:آیات_17_تا_20

[سوره ص (38) : آیات 17 تا 20]

اشاره

اِصْبِرْ عَلیٰ مٰا یَقُولُونَ وَ اُذْکُرْ عَبْدَنٰا دٰاوُدَ ذَا اَلْأَیْدِ إِنَّهُ أَوّٰابٌ (17) إِنّٰا سَخَّرْنَا اَلْجِبٰالَ مَعَهُ یُسَبِّحْنَ بِالْعَشِیِّ وَ اَلْإِشْرٰاقِ (18) وَ اَلطَّیْرَ مَحْشُورَهً کُلٌّ لَهُ أَوّٰابٌ (19) وَ شَدَدْنٰا مُلْکَهُ وَ آتَیْنٰاهُ اَلْحِکْمَهَ وَ فَصْلَ اَلْخِطٰابِ (20)

ترجمه:

17-در برابر آنچه می گویند شکیبا باش، و به خاطر بیاور بنده ما داود صاحب قدرت و توبه کار را.

18-ما کوه ها را مسخر او ساختیم که هر شامگاه و صبحگاه با او تسبیح می گفتند.

19-پرندگان را نیز دستجمعی مسخر او کردیم (تا همراه او تسبیح خدا گویند) و همه اینها بازگشت کننده به سوی او بودند.

20-و حکومت او را استحکام بخشیدیم، هم دانش به او دادیم و هم داوری عادلانه

تفسیر:

از زندگی داود درس بیاموز

“داود”یکی از پیامبران بزرگ بنی اسرائیل بود، که حکومتی عظیم داشت، و در آیات متعددی از قرآن مجید مقام والای او ستوده شده، به دنبال بحثهایی که در آیات گذشته پیرامون کارشکنیهای مشرکان و بت پرستان، و نسبت های ناروای آنان به پیامبر اسلام ص آمده بود، قرآن در اینجا برای دلداری پیامبر ص و مؤمنان اندک آن روز داستان داود را مطرح می کند، داودی که خداوند آن

ص: 236

همه قدرت به او داد، و حتی کوه ها و پرندگان را مسخر او ساخت، تا نشان دهد هنگامی که لطف او شامل حال کسی باشد کاری از انبوه دشمنان ساخته نیست.

ولی این پیغمبر بزرگ نیز با آن همه قدرت ظاهری از زخم زبان مردم در امان نماند، تا تسلی خاطری برای پیامبر ص باشد که این مساله منحصر به او نبوده و بزرگان جهان در این امر شرکت داشته اند.

نخست می گوید: “در برابر آنچه آنها می گویند شکیبا باش، و به خاطر بیاور بنده ما را داود صاحب قدرت بود و بسیار توبه کار” (اِصْبِرْ عَلیٰ مٰا یَقُولُونَ وَ اذْکُرْ عَبْدَنٰا دٰاوُدَ ذَا الْأَیْدِ إِنَّهُ أَوّٰابٌ) .

“اید”هم به معنی“قدرت”آمده و هم به معنی“نعمت”.

و داود به هر دو معنی“ذا الاید”بود، نیروی جسمانیش در حدی بود که در میدان جنگ بنی اسرائیل با جالوت جبار ستمگر با یک ضربه نیرومند به وسیله سنگی که از فلاخن رها کرد جالوت را از بالای مرکب به روی خاک افکند، و در خون خود غلطید.

بعضی نوشته اند سنگ سینه او را شکافت و از آن طرف بیرون آمد! و از نظر قدرت سیاسی، حکومتی نیرومند داشت که با قدرت تمام در برابر دشمنان می ایستاد، حتی گفته اند در اطراف محراب عبادت او هزاران نفر شب تا به صبح به حال آماده باش بودند!.

و از نظر قدرت معنوی و اخلاقی و نیروی عبادت چنان بود که بسیاری از شب را بیدار بود و به عبادت پروردگار مشغول، و نیمی از روزهای سال را روزه می گرفت.

از نظر نعمتها خداوند انواع نعم ظاهری و باطنی را به او ارزانی داشته بود، خلاصه اینکه داود مردی بود نیرومند در جنگها، در عبادت، در علم و دانش

ص: 237

و در حکومت، و هم صاحب نعمت فراوان (1) .

(1)

“اواب”از ماده“اوب” (بر وزن قول) به معنی بازگشت اختیاری به سوی چیزی است، و از آنجا که“اواب”صیغه مبالغه می باشد اشاره به این است که او بسیار به سوی پروردگارش بازگشت می کرد، و از کوچکترین غفلت و ترک اولی توبه می نمود.

* سپس طبق روش اجمال و تفصیل که در قرآن مجید به هنگام ذکر مسائل مختلف معمول است، بعد از بیان اجمالی نعمتهای خداوند بر داود، به شرح قسمتی از آن پرداخته، چنین می گوید: “ما کوه ها را مسخر او ساختیم به گونه ای که هر شامگاه و صبحگاه با او خدا را تسبیح می گفتند”! (إِنّٰا سَخَّرْنَا الْجِبٰالَ مَعَهُ یُسَبِّحْنَ بِالْعَشِیِّ وَ الْإِشْرٰاقِ) (2) . (2) * نه تنها کوه ها که“پرندگان را نیز دسته جمعی مسخر او کردیم، تا همراه او تسبیح خدا گویند” (وَ الطَّیْرَ مَحْشُورَهً) .

همه این پرندگان و کوه ها مطیع فرمان داود و همصدا با او و“بازگشت کننده به سوی او بودند” (کُلٌّ لَهُ أَوّٰابٌ) .

ضمیر“له”ممکن است به“داود”باز گردد، بنا بر این مفهوم جمله همان

ص: 238

1- 1) “اید”جمع“ید”به معنی“دست”می باشد، سپس به مناسبت این که دست مظهر قدرت و بخشیدن نعمت و سلطه و مالکیت است، در همه این معانی به کار رفته است.

2- 2) “معه”ممکن است متعلق به“یسبحن”باشد، بنا بر این همصدا شدن کوه ها را با داود بیان می کند شبیه آنچه در آیه 10 سوره سبا آمده یٰا جِبٰالُ أَوِّبِی مَعَهُ و ممکن است متعلق به“سخرنا”بوده باشد، و در این صورت مفهوم جمله این است که“ما کوه ها را مسخر او ساختیم”اما تعبیر به“معه”بجای“له”برای بیان این نکته است که این تسخیر در زمینه هماوازی در تسبیح بود.

خواهد بود که در بالا گفتیم، این احتمال نیز داده شده که به ذات پاک خداوند برگردد یعنی همه ذرات عالم به سوی او باز می گردند و سر بر فرمان او دارند.

در اینکه همصدا شدن کوه ها و پرندگان با داود چگونه بوده؟ در میان مفسران گفتگو است:

1-گاه احتمال داده اند که این صدای گیرا و جذاب و پر طنین داود بود که در کوه ها منعکس می شد و پرندگان را به سوی خود جذب می کرد (البته این فضیلت مهمی محسوب نمی شود که قرآن از آن با آن همه عظمت یاد کند) .

2-گاه گفته اند که این تسبیح توأم با صدای ظاهری و همراه با نوعی درک و شعور بوده که در باطن ذرات عالم است، طبق این نظر تمامی موجودات جهان از یک نوع عقل و شعور برخوردارند، و هنگامی که صدای دل انگیز این پیامبر بزرگ را به وقت مناجات می شنیدند با او همصدا می شدند، و غلغله تسبیح آنها درهم می آمیخت.

3-بعضی نیز احتمال داده اند که این همان تسبیح تکوینی است که همه موجودات با زبان حال دارند، و نظام خلقت آنها به خوبی حکایت می کند که خداوند از هر عیب و نقص پاک و منزه است و دارای علم و قدرت و هر گونه صفات کمال.

ولی این معنی اختصاص به“داود”ندارد که از ویژگیهای او شمرده شود بنا بر این از همه مناسبتر تفسیر دوم است، و این از قدرت خدا بعید نیست، این زمزمه ای بود که در درون این موجودات جهان و در مکنون باطن آنها همیشه جریان داشت، اما خداوند به نیروی اعجاز آن را برای داود ظاهر می ساخت، همانگونه که در مورد تسبیح سنگریزه در کف پیغمبر اسلام ص نیز مشهور است.

* آیه بعد هم چنان به ذکر نعمتهای خداوند بر داود ادامه داده، می فرماید: ص: 239 “ما نظام حکومت او را استحکام بخشیدیم” (وَ شَدَدْنٰا مُلْکَهُ) . آن چنان که همه سرکشان و طاغیان و دشمنان از او حساب می بردند. علاوه بر این“به او حکمت و علم و دانش دادیم” (وَ آتَیْنٰاهُ الْحِکْمَهَ) . همان حکمتی که قرآن در باره آن می گوید: وَ مَنْ یُؤْتَ الْحِکْمَهَ فَقَدْ أُوتِیَ خَیْراً کَثِیراً: “هر کس حکمت به او اعطا شده خیر فراوان نصیب او شده است”. “حکمت”در اینجا به معنی علم و دانش و نیروی تدبیر امور کشور یا مقام نبوت و یا همه اینها است. “حکمت”گاه جنبه علمی دارد که از آن تعبیر به“معارف عالیه”می شود، و گاه جنبه عملی که از آن تعبیر به“اخلاق و عمل صالح”می گردد، و داود از همه اینها بهره وافر داشت. آخرین نعمت بزرگ خدا بر داود این بود که می فرماید: “ما به او علم قضا و داوری صحیح و عادلانه دادیم” (وَ فَصْلَ الْخِطٰابِ) . تعبیر از داوری به“فصل الخطاب”به خاطر آن است که“خطاب”همان گفتگوهای طرفین نزاع است، و“فصل”به معنی قطع و جدایی است. و می دانیم گفتگوهای صاحبان نزاع هنگامی قطع خواهد شد که داوری صحیحی بین آنها بشود، لذا این تعبیر به معنی قضاوت عادلانه آمده است. این احتمال در تفسیر این جمله نیز وجود دارد که خداوند منطق نیرومندی که از فکر بلند، و عمق اندیشه، حکایت می کرد در اختیار داود گذارد، نه تنها در مقام داوری که در همه جا سخن آخر و آخرین سخن را بیان می کرد. به راستی با وجود خداوندی که قدرت دارد به انسان شایسته ای اینهمه نیرو و توان بخشد جای این نیست که احدی از لطف او مایوس گردد، و این نه تنها مایه تسلی خاطر پیامبر ص و مؤمنان مکه در آن روز بود که سخت در فشار ص: 240 بودند، بلکه مایه تسلی همه مؤمنان در بند در همه اعصار و قرون است. *

نکته:

ده صفت برجسته داود (ع)

بعضی از مفسران از چند آیه فوق ده موهبت بزرگ الهی برای داود استفاده کرده اند که هم مقام والای این پیامبر را روشن می کند و هم ویژگیهای یک انسان کامل را:

1-به پیامبر اسلام ص با آن عظمت مقام دستور می دهد که در صبر و شکیبایی به داود اقتدا کند و از تاریخ او کمک گیرد (اِصْبِرْ عَلیٰ مٰا یَقُولُونَ وَ اذْکُرْ) .

2-او را به مقام عبودیت و بندگی توصیف می کند و در حقیقت نخستین ویژگی او را همین مقام عبودیتش می شمرد (عَبْدَنٰا دٰاوُدَ) نظیر همین معنی را در مورد پیامبر اسلام ص در مساله معراج می خوانیم آنجا که می گوید: سُبْحٰانَ الَّذِی أَسْریٰ بِعَبْدِهِ… “منزه است خداوندی که بنده خود را شبانه حرکت داد… ” (اسراء-1) .

3-او دارای قوت و قدرت (بر اطاعت پروردگار و پرهیز از گناه و تدبیر امور مملکت) بود (ذَا الْأَیْدِ) همانگونه که در مورد پیغمبر اسلام نیز می خوانیم هُوَ الَّذِی أَیَّدَکَ بِنَصْرِهِ وَ بِالْمُؤْمِنِینَ: او کسی است که تو را با یاری خود تقویت کرد، همچنین به وسیله مؤمنان (انفال-62) .

4-او را به اواب بودن که مفهومش بازگشت مکرر و رجوع پی در پی به ساحت قدس خداوند است توصیف می کند (إِنَّهُ أَوّٰابٌ) .

5-تسخیر کوه ها را با او در تسبیح صبحگاهان و شامگاهان، از افتخاراتش می شمرد (إِنّٰا سَخَّرْنَا الْجِبٰالَ مَعَهُ یُسَبِّحْنَ بِالْعَشِیِّ وَ الْإِشْرٰاقِ) .

ص: 241

6-هماوازی پرندگان را با او در نیایش و تسبیح خدا یکی از مواهب خدادادی او می شمرد (وَ الطَّیْرَ مَحْشُورَهً) .

7-نه تنها در آغاز با او همصدا بودند که هر بار او به تسبیح خدا باز می گشت با او هم آواز می شدند (کُلٌّ لَهُ أَوّٰابٌ) .

8-خداوند ملک و حکومتی به او داد که پایه های آن را محکم ساخته بود، و وسائل مادی و معنوی برای نیل به این مقصود را در اختیارش گذارده بود (وَ شَدَدْنٰا مُلْکَهُ) .

9-سرمایه مهم دیگر خدادادیش علم و دانش فوق العاده بود، همان علم و دانشی که هر جا باشد منبع خیر کثیر و سرچشمه هر نیکی و برکت است (وَ آتَیْنٰاهُ الْحِکْمَهَ) .

10-و بالآخره منطقی نیرومند و گفتاری مؤثر و نافذ و قدرت بر داوری قاطع و عادلانه به او ارزانی شده بود (وَ فَصْلَ الْخِطٰابِ) (1) .

(1)

و به راستی پایه های هیچ حکومتی بدون این صفات: علم، قدرت منطق، تقوای الهی، توانایی بر ضبط نفس، و نیل به مقام عبودیت پروردگار محکم نمی شود.

* *

ص: 242

1- 1) تفسیر کبیر فخر رازی ذیل آیات مورد بحث جلد 26 صفحه 183.

nemoone/ص/آیات_17_تا_20.txt · Last modified: 2024/12/07 17:08 by 127.0.0.1

Donate Powered by PHP Valid HTML5 Valid CSS Driven by DokuWiki