User Tools

Site Tools


nemoone:شعراء:آیات_83_تا_87

[سوره الشعراء (26) : آیات 83 تا 87]

اشاره

رَبِّ هَبْ لِی حُکْماً وَ أَلْحِقْنِی بِالصّٰالِحِینَ (83) وَ اِجْعَلْ لِی لِسٰانَ صِدْقٍ فِی اَلْآخِرِینَ (84) وَ اِجْعَلْنِی مِنْ وَرَثَهِ جَنَّهِ اَلنَّعِیمِ (85) وَ اِغْفِرْ لِأَبِی إِنَّهُ کٰانَ مِنَ اَلضّٰالِّینَ (86) وَ لاٰ تُخْزِنِی یَوْمَ یُبْعَثُونَ (87)

ترجمه:

83-پروردگارا!به من علم و دانش مرحمت فرما، و مرا به صالحان ملحق کن.

84-و برای من در میان امت های آینده زبان صدق (و ذکر خیر) قرار ده.

85-و مرا از وارثان بهشت پر نعمت گردان.

86-و پدرم (عمویم) را بیامرز که او از گمراهان بود.

87-و مرا در روزی که مردم مبعوث می شوند، شرمنده و رسوا مکن

تفسیر:

دعاهای پر بار ابراهیم (ع)

در اینجا دعاهای ابراهیم و تقاضاهای او از پیشگاه خدا شروع می شود، گویی پس از دعوت آن قوم گمراه به سوی پروردگار، و بیان جلوه های ربوبیت او در عالم هستی یکباره از آنها بریده و رو بدرگاه خدا می آورد و هر چه می خواهد از او می خواهد تا به قوم بت پرست نشان دهد هر چه برای دنیا و آخرت می خواهید باید از او بطلبید ضمنا تاکید دیگری است بر ربوبیت مطلقه خداوند.

نخستین تقاضایی که از پیشگاهش می کند این است: “پروردگارا!به من علم و دانش و حق بینی مرحمت فرما و مرا به صالحان ملحق کن” (رَبِّ هَبْ لِی حُکْماً وَ أَلْحِقْنِی بِالصّٰالِحِینَ) .

ص: 260

در اینجا نخست مقام“حکم”می خواهد، و سپس“ملحق شدن به صالحان”.

“حکم”و“حکمت”از یک ریشه است، و حکمت همانگونه که راغب در مفردات گفته رسیدن به حق از طریق علم و آگاهی است و شناخت موجودات و افعال نیک، و به تعبیر دیگر معرفت ارزشها و معیارهایی که انسان به وسیله آن بتواند، حق را هر کجا هست بشناسد، و باطل را در هر لباس تشخیص دهد، این همان چیزی است که بعضی از فلاسفه از آن به عنوان“کمال قوه نظریه”تعبیر کرده اند.

این همان حقیقتی است که“لقمان”از ناحیه خدا دریافت داشته بود: وَ لَقَدْ آتَیْنٰا لُقْمٰانَ الْحِکْمَهَ (لقمان-12) و به عنوان“خیر کثیر”در آیه 269 سوره بقره از آن یاد شده است: وَ مَنْ یُؤْتَ الْحِکْمَهَ فَقَدْ أُوتِیَ خَیْراً کَثِیراً و به نظر می رسد که“حکم”مفهومی برتر از“حکمت”داشته باشد، یعنی آگاهی توأم با آمادگی برای اجرا، و به تعبیر دیگر قدرت بر داوری صحیح که خالی از هوا- پرستی و خطا باشد.

آری ابراهیم ع قبل از هر چیز از خدا“شناخت عمیق و صحیح”توأم با حاکمیت تقاضا می کند، چرا که هیچ برنامه عملی بدون چنین زیر بنائی امکان پذیر نیست.

و به دنبال آن ملحق شدن به صالحین را از خدا تقاضا می کند که اشاره به جنبه های عملی و به اصطلاح“حکمت عملی”است، در مقابل تقاضای قبل که ناظر به“حکمت نظری”بود.

بدون شک ابراهیم ع هم دارای مقام“حکم”بود و هم در زمره“صالحان” پس چرا چنین تقاضایی از خدا می کند؟ پاسخ این است که نه حکمت دارای حد معینی است و نه صالح بودن، او تقاضا می کند روز به روز به مراتب بالاتر و والاتر از علم و عمل برسد، حتی به موقعیت

ص: 261

یک پیامبر اولوا العزم در این جنبه ها قانع نیست! بعلاوه او می داند همه اینها از ناحیه خدا است و هر لحظه امکان لغزش و سلب این مواهب وجود دارد، لذا ادامه آن را علاوه بر تکامل از خدا می طلبد، همانگونه که ما-با اینکه انشاء اللّٰه در صراط مستقیم ایمان گام برمی داریم-همه روز از خدا هدایت به“صراط مستقیم”را در نمازهایمان می طلبیم، و تقاضای ادامه این راه و تکامل داریم.

* بعد از این دو تقاضا، درخواست مهم دیگری با این عبارت می کند: “خداوندا برای من در میان امتهای آینده لسان صدق و ذکر خیر قرار ده” (وَ اجْعَلْ لِی لِسٰانَ صِدْقٍ فِی الْآخِرِینَ) . آن چنان کن که یاد من در خاطره ها بماند و خط و برنامه من در میان آیندگان ادامه یابد، “اسوه”و الگویی باشم که به من اقتدا کنند، و پایه گذار مکتبی باشم که بوسیله آن راه تو را بیاموزند، و در خط تو حرکت کنند. خداوند این دعای ابراهیم را نیز به اجابت رساند همانگونه که قرآن می گوید: وَ جَعَلْنٰا لَهُمْ لِسٰانَ صِدْقٍ عَلِیًّا: “ما برای ابراهیم و اسحاق و یعقوب ذکر خیر و لسان صدق برجسته و والایی قرار دادیم” (مریم-50) . بعید نیست که این تقاضا شامل همان چیزی باشد که ابراهیم بعد از بنای خانه کعبه از خدا خواست و عرض کرد: رَبَّنٰا وَ ابْعَثْ فِیهِمْ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیٰاتِکَ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتٰابَ وَ الْحِکْمَهَ وَ یُزَکِّیهِمْ: “پروردگارا در میان فرزندان ما (من و اسماعیل) پیامبری مبعوث کن که آیات تو را بر آنها بخواند و به آنان کتاب و حکمت بیاموزد و آنها را پاکیزه کند و رشد دهد” (بقره-129) . و می دانیم این تقاضا با ظهور پیامبر اسلام ص تحقق یافت و ذکر خیر ابراهیم از این طریق در این امت بزرگ تداوم گرفت. ص: 262 * سپس افق دید خود را از این دنیا برگرفته و متوجه سرای جاودانه آخرت می کند و به دعای چهارمی پرداخته چنین می گوید: “خداوندا مرا از وارثان بهشت پر نعمت قرار ده” (وَ اجْعَلْنِی مِنْ وَرَثَهِ جَنَّهِ النَّعِیمِ) .

بهشتی که نعمتهای معنوی و مادی در آن موج می زند، نعمتهایی که نه زوالی دارد، و نه ملالی، نعمتهایی که برای ما زندانیان جهان دنیا حتی قابل درک نیست نه از مغزهایمان گذشته و نه چشمهایمان دیده و نه گوشهایمان شنیده است!.

سابقا گفته ایم تعبیر به“ارث”در مورد بهشت یا به خاطر آنست که ارث به معنی دستیابی به نعمتی است بی رنج و تعب و مسلما آن همه نعمتهای بهشتی در برابر طاعات ناچیز ما موهبتی بی رنج و تعب است، و یا به خاطر آنست که طبق روایات هر انسانی خانه ای در بهشت و خانه ای در دوزخ دارد هنگامی که دوزخی شود خانه بهشتیش به دیگران می رسد.

* در پنجمین دعا نظرش را متوجه عموی گمراهش کرده و طبق وعده ای که به او قبلا داده بود که من برای تو استغفار می کنم چنین می گوید: “خداوندا! پدرم (عمویم) را بیامرز که او از گمراهان بود” (وَ اغْفِرْ لِأَبِی إِنَّهُ کٰانَ مِنَ الضّٰالِّینَ) . این وعده را ابراهیم طبق صریح آیه 114 سوره توبه“ وَ مٰا کٰانَ اسْتِغْفٰارُ إِبْرٰاهِیمَ لِأَبِیهِ إِلاّٰ عَنْ مَوْعِدَهٍ وَعَدَهٰا إِیّٰاهُ “قبلا به او داده بود و هدفش این بود که از این طریق بتواند در قلب او نفوذ کند، و او را به سوی ایمان بکشاند، لذا به او چنین قولی داد و به این قول نیز عمل کرد، و طبق روایتی از ابن عباس نقل شده کرارا برای”آزر”استغفار نمود، اما هنگامی که“آزر”در حال کفر از دنیا رفت و دشمنی او در برابر آئین حق مسلم شد ابراهیم استغفار را قطع کرد ص: 263 چنان که در ذیل همان آیه فوق می خوانیم فَلَمّٰا تَبَیَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلّٰهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ: “هنگامی که آشکار شد که او دشمن خدا است از او بیزاری جست” (1) . (1) * سرانجام ششمین و آخرین دعای خود را که آن هم پیرامون روز بازپسین است این چنین به پیشگاه خدا عرضه می دارد: “خداوندا مرا در روزی که مردم برانگیخته می شوند رسوا مکن” (وَ لاٰ تُخْزِنِی یَوْمَ یُبْعَثُونَ) .

“لا تخزنی”از ماده“خزی” (بر وزن حزب) به طوری که راغب در مفردات گوید به معنی“شکست روحی” (و شرمساری) است که یا از ناحیه خود انسان است که به صورت حیاء مفرط جلوه گر می شود، و یا از ناحیه دیگری است که بر انسان تحمیل می کند.

این تعبیر از ناحیه ابراهیم ع، علاوه بر اینکه درس و سرمشقی است برای دیگران، نشانه نهایت احساس مسئولیت و اعتماد بر لطف پروردگار است.

***

ص: 264

1- 1) برای توضیح بیشتر به جلد 8 تفسیر نمونه صفحه 160 ذیل آیه 114 سوره توبه مراجعه فرمائید.

nemoone/شعراء/آیات_83_تا_87.txt · Last modified: 2024/12/07 17:08 by 127.0.0.1

Donate Powered by PHP Valid HTML5 Valid CSS Driven by DokuWiki