[سوره الشعراء (26) : آیات 116 تا 122]
اشاره
قٰالُوا لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ یٰا نُوحُ لَتَکُونَنَّ مِنَ اَلْمَرْجُومِینَ (116) قٰالَ رَبِّ إِنَّ قَوْمِی کَذَّبُونِ (117) فَافْتَحْ بَیْنِی وَ بَیْنَهُمْ فَتْحاً وَ نَجِّنِی وَ مَنْ مَعِیَ مِنَ اَلْمُؤْمِنِینَ (118) فَأَنْجَیْنٰاهُ وَ مَنْ مَعَهُ فِی اَلْفُلْکِ اَلْمَشْحُونِ (119) ثُمَّ أَغْرَقْنٰا بَعْدُ اَلْبٰاقِینَ (120) إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیَهً وَ مٰا کٰانَ أَکْثَرُهُمْ مُؤْمِنِینَ (121) وَ إِنَّ رَبَّکَ لَهُوَ اَلْعَزِیزُ اَلرَّحِیمُ (122)
ترجمه:
116-گفتند: ای نوح اگر خودداری نکنی، سنگباران خواهی شد.
117-گفت: پروردگارا: قوم من، مرا تکذیب کردند.
118-اکنون میان من و اینها جدایی بیفکن (و داوری کن) .
119-ما، او و کسانی را که با او بودند در کشتی که مملو (از انسان و انواع حیوانات) بود رهایی بخشیدیم.
120-سپس بقیه را غرق کردیم.
121-در این ماجرا نشانه روشنی است، اما اکثر آنها ایمان نیاوردند.
122-و پروردگار تو عزیز و رحیم است.
ص: 285
تفسیر:
نجات نوح و غرق مشرکان خودخواه
عکس العمل این قوم گمراه و لجوج در برابر نوح همان بود که همه زورگویان در طول تاریخ داشتند، و آن تکیه بر قدرت و زور و تهدید به نابودی بود“گفتند:
ای نوح بس است اگر از این سخنان خودداری نکنی و فضای جامعه ما را با گفتگوهایت تلخ و تاریک سازی به طور قطع سنگسار خواهی شد”! (قٰالُوا لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ یٰا نُوحُ لَتَکُونَنَّ مِنَ الْمَرْجُومِینَ) .
تعبیر“ مِنَ الْمَرْجُومِینَ “نشان می دهد که سنگسار کردن در میان آنها در مورد مخالفین سابقه داشته، در حقیقت به نوح می گویند: اگر به این گفتگوها و دعوت به سوی توحید و آئینت ادامه دهی بر سر تو همان خواهد آمد که بر سر سایر مخالفین ما آمد، و آن سنگسار کردن است که یکی از بدترین انواع قتل می باشد (1) .
(1)
* “نوح”که می بیند این دعوت مستمر و طولانی با این منطق روشن و با آن همه صبر و شکیبایی جز در عده قلیلی تاثیر نگذارده، سرانجام شکایت به درگاه خدا می برد و ضمن شرح حال خود تقاضای جدایی و نجات از چنگال این ستمگران بی منطق می کند. “عرض کرد پروردگارا قوم من مرا تکذیب کردند” (قٰالَ رَبِّ إِنَّ قَوْمِی کَذَّبُونِ) . ص: 286 1- 1) “رجم”در اصل از”رجام” (بر وزن کتاب) جمع“رجمه” (بر وزن لقمه) به معنی قطعه سنگی است که روی قبر می گذارند و یا بت پرستان گرد آن می گردند و نیز رجم به معنی زدن با سنگ تا سر حد قتل است و گاه نیز به معنی قتل به هر شکل و هر نوع باشد آمده است، زیرا کشتارشان با سنگ بوده. درست است که خداوند از همه چیز آگاه است ولی به هنگام طرح شکایت و به عنوان مقدمه برای تقاضای بعدی، این سخن را مطرح می کند. قابل توجه اینکه نوح از مصائبی که بر شخص او گذشته اظهار ناراحتی نمی کند بلکه تنها از این ناراحت است که او را تکذیب کرده اند و پیام الهی را نپذیرفته اند. * سپس عرض می کند: اکنون که هیچ راهی برای هدایت این گروه باقی نماند“میان من و اینها جدایی بیفکن”و میان ما خودت داوری کن (فَافْتَحْ بَیْنِی وَ بَیْنَهُمْ فَتْحاً) .
“فتح”در اصل-همانگونه که ارباب لغت گفته اند-به معنی گشودن و از بین بردن بستگی است، و آن دو گونه است، گاهی جنبه حسی دارد، مانند فتح الباب (گشودن در) و گاه جنبه معنوی دارد مانند فتح الهم (گشودن غم و از بین بردن اندوه) و فتح المستغلق من العلوم به معنی گشودن رازهای دانش و فتح القضیه به معنی داوری کردن و پایان دادن به نزاع و دعوا است.
سپس اضافه می کند: “و من و مؤمنانی را که با من هستند نجات ده” (وَ نَجِّنِی وَ مَنْ مَعِیَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ) .
* در اینجا رحمت الهی به یاری نوح آمد و مجازات دردناکش به سراغ تکذیب کنندگان، چنان که می فرماید: “ما او و تمام کسانی را که با او همراه بودند در کشتی که مملو از انسان و انواع حیوانات بود رهایی بخشیدیم” (فَأَنْجَیْنٰاهُ وَ مَنْ مَعَهُ فِی الْفُلْکِ الْمَشْحُونِ) . * “سپس بقیه را غرق و نابود کردیم” (ثُمَّ أَغْرَقْنٰا بَعْدُ الْبٰاقِینَ) .
ص: 287
“مشحون”از ماده“شحن” (بر وزن صحن) به معنی پر کردن است، و گاه به معنی مجهز ساختن نیز آمده است، و“شحناء”به عداوتی گفته می شود که تمام وجود انسان را پر کند، و منظور در اینجا این است که آن کشتی مملو از نفرات و همه وسائل بود، و کمبودی نداشت، یعنی خداوند بعد از آنکه کشتی از هر نظر مهیا و آماده حرکت شد، طوفان را فرستاد تا نوح و سایر سرنشینانش گرفتار ناراحتی نشوند، و این خود یکی از نعمتهای الهی بر آنها بود.
* و در پایان این سخن همان می گوید که در پایان ماجرای موسی ع و ابراهیم ع بیان کرد، می فرماید: “در ماجرای نوح و دعوت پیگیر و مستمر او صبر و شکیباییش، و سرانجام غرق و نابودی مخالفانش، آیت و نشانه ای است برای همگان (إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیَهً) . “هر چند اکثر آنها ایمان نیاوردند” (وَ مٰا کٰانَ أَکْثَرُهُمْ مُؤْمِنِینَ) . بنا بر این تو ای پیامبر از اعراض و سرسختی مشرکان قومت نگران مباش، ایستادگی به خرج ده که سرنوشت تو و یارانت سرنوشت نوح و یاران او است، و سرانجام گمراهان همان سرانجام شوم غرق شدگان است. * و بدان”پروردگار تو شکست ناپذیر و رحیم است“ (وَ إِنَّ رَبَّکَ لَهُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ) .
رحمتش ایجاب می کند که به آنها فرصت کافی و مهلت دهد و اتمام حجت کند، و عزتش سبب می شود که سرانجام تو را پیروز و آنها را مواجه با شکست نماید.
***
ص: 288
