User Tools

Site Tools


nemoone:زلزله:آیات_1_تا_8

[سوره الزلزله (99) : آیات 1 تا 8]

اشاره

بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِlt;br/gt;إِذٰا زُلْزِلَتِ اَلْأَرْضُ زِلْزٰالَهٰا (1) وَ أَخْرَجَتِ اَلْأَرْضُ أَثْقٰالَهٰا (2) وَ قٰالَ اَلْإِنْسٰانُ مٰا لَهٰا (3) یَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبٰارَهٰا (4) بِأَنَّ رَبَّکَ أَوْحیٰ لَهٰا (5) یَوْمَئِذٍ یَصْدُرُ اَلنّٰاسُ أَشْتٰاتاً لِیُرَوْا أَعْمٰالَهُمْ (6) فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقٰالَ ذَرَّهٍ خَیْراً یَرَهُ (7) وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقٰالَ ذَرَّهٍ شَرًّا یَرَهُ (8)

ص: 220

ترجمه:

بنام خداوند بخشنده مهربان 1-هنگامی که زمین شدیدا به لرزه در آید.

2-و زمین بارهای سنگینش را خارج سازد! 3-و انسان می گوید زمین را چه می شود (که اینگونه می لرزد) ؟ 4-در آن روز زمین تمام خبرهای خود را بازگو می کند.

5-چرا که پروردگارت به او وحی کرده است.

6-در آن روز مردم به صورت گروه های مختلف از قبرها خارج می شوند تا اعمالشان به آنها نشان داده شود.

7-پس هر کس به اندازه سنگینی ذره ای کار خیر انجام داده آن را می بیند.

8-و هر کس به اندازه ذره ای کار بد کرده آن را می بیند.

تفسیر:

آن روز که انسان تمام اعمالش را می بیند!

همانگونه که در بیان محتوای سوره اشاره شد آغاز این سوره همراه است با بیان بعضی از حوادث هول انگیز و وحشتناک پایان این جهان و شروع رستاخیز.

نخست می فرماید: “هنگامی که زمین شدیدا به لرزه در آید” (إِذٰا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزٰالَهٰا) (1) .

(1)

* ص: 221 1- 1) “اذا”در اینجا شرطیه است، و در اینکه جزای شرط چیست؟ احتمالات متعددی داده اند، بعضی جزای آن را“ یَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبٰارَهٰا “می دانند، بعضی یَوْمَئِذٍ یَصْدُرُ النّٰاسُ أَشْتٰاتاً و بعضی جزا را محذوف دانسته اند، به این ترتیب که مردم سؤال می کردند متی الساعه (قیامت کی واقع می شود؟) در جواب فرمود: هنگامی که آن زلزله عظیم واقع شود یعنی در آن زمان قیامت رخ می دهد. و چنان زیر و رو شود که”بارهای سنگینی را که در درون دارد خارج سازد” (وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقٰالَهٰا) . تعبیر به“زلزالها” (زلزله اش) یا اشاره به این است که در آن روز تمام کره زمین به لرزه در می آید (بر خلاف زلزله های معمولی که همه آنها موضعی و مقطعی است) و یا اشاره به زلزله معهود یعنی زلزله رستاخیز است (1) و (2) . (1) (2) در اینکه منظور از“اثقال” (بارهای سنگین) چیست؟ مفسران تفسیرهای متعددی ذکر کرده اند: بعضی گفته اند منظور انسانها هستند که با زلزله رستاخیز از درون قبرها به خارج پرتاب می شوند، نظیر آنچه در سوره انشقاق آیه 4 آمده است“ وَ أَلْقَتْ مٰا فِیهٰا وَ تَخَلَّتْ ”. و بعضی گفته اند: گنجهای درون خود را بیرون می ریزد، و مایه حسرت دنیاپرستان بیخبر می گردد (3) . (3) این احتمال نیز وجود دارد که منظور بیرون فرستادن مواد سنگین و مذاب درون زمین است که معمولا کمی از آن به هنگام آتشفشانها و زلزله ها بیرون می ریزد، در پایان جهان آنچه در درون زمین است به دنبال آن زلزله عظیم به بیرون پرتاب می شود. ص: 222 1- 1) در صورت اول“اضافه”معنی عموم می رساند، و در صورت دوم معنی عهد را. 2- 2) “زلزال”به کسر“زا”معنی مصدری دارد، و زلزال (به فتح زای) معنی اسم مصدری دارد، و این وضع معمولا در افعالی می آید که به صورت مضاعف به کار می رود مانند“صلصال”و“وسواس”. 3- 3) “اثقال”جمع“ثقل” (بر وزن فکر) به معنی“بار”است، و بعضی آن را جمع“ثقل” (بر وزن عمل) به معنی وسائل خانه یا وسائل مسافر دانسته اند، ولی معنی اول مناسبتر به نظر می رسد. تفسیر اول مناسبتر به نظر می رسد هر چند جمع میان این تفاسیر نیز بعید نیست. * به هر حال، در آن روز انسان از دیدن این صحنه بی سابقه، سخت متوحش می شود، و می گوید: “چه می شود که زمین اینگونه به لرزه در آمده است، و آنچه در درون داشته بیرون ریخته”؟ (وَ قٰالَ الْإِنْسٰانُ مٰا لَهٰا) .

گر چه بعضی“انسان”را در اینجا به خصوص انسانهای کافر تفسیر کرده اند که در مساله معاد و رستاخیز شک و تردید داشته اند، ولی ظاهر این است که انسان در اینجا معنی گسترده ای دارد که همگان را شامل می شود، زیرا تعجب از اوضاع و احوال زمین در آن روز مخصوص به کافران نیست.

آیا این تعجب، و سؤال ناشی از آن، مربوط به“نفخه اولی”است یا “دوم”؟ .

ظاهر این است که همان نفخه اولی است که نفخه پایان جهان است، زیرا زلزله عظیم در پایان جهان رخ می دهد.

این احتمال نیز داده شده است که منظور نفخه رستاخیز و زنده شدن مردگان، و بیرون ریختن آنها از درون زمین می باشد، زیرا آیات بعد نیز همه مربوط به نفخه دوم است.

ولی از آنجا که در آیات قرآن کرارا حوادث این دو نفخه با هم ذکر شده، تفسیر اول با توجه به بیان زلزله وحشتناک پایان جهان مناسبتر به نظر می رسد، و در این صورت منظور از“اثقال”زمین معادن و گنجها و مواد مذاب درون آن است.

* ص: 223 و از آن مهمتر اینکه: “زمین در آن روز تمام خبر خود را باز می گوید” (یَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبٰارَهٰا) . آنچه از خوبیها و بدیها، و اعمال خیر و شر، بر صفحه زمین واقع شده است، همه را برملا می سازد، و یکی از مهمترین شهود اعمال انسان در آن روز همین زمینی است که ما اعمال خود را بر آن انجام می دهیم، و شاهد و ناظر ما است. در حدیثی از پیغمبر اکرم ص می خوانیم که فرمود، “ا تدرون ما اخبارها”؟ : “آیا می دانید منظور از اخبار زمین در اینجا چیست”؟ قالوا: اللّٰه و رسوله اعلم: “گفتند: خدا و پیغمبرش آگاهتر است”فرمود: اخبارها ان تشهد علی کل عبد و امه بما عملوا علی ظهرها، تقول عمل کذا و کذا، یوم کذا، فهذا اخبارها: “منظور از خبر دادن زمین این است که اعمال هر مرد و زنی را که بر روی زمین انجام داده اند خبر می دهد، می گوید: فلان شخص در فلان روز فلان کار را انجام داد، این است خبر دادن زمین”! (1) . (1) در حدیث دیگری از پیغمبر اکرم ص می خوانیم: حافظوا علی الوضوء و خیر اعمالکم الصلاه، فتحفظوا من الارض فانها امکم، و لیس فیها احد یعمل خیرا او شرا الا و هی مخبره به!: “مواظبت بر وضو کنید، و بهترین اعمال شما نماز است، و مراقب زمین باشید که مادر شما است، هیچ انسانی کار خیر یا شری بجا نمی آورد مگر اینکه زمین از آن خبر می دهد”! (2) . (2) از“ابو سعید خدری”نقل شده که می گفت: هر گاه در بیابان هستی صدایت را به اذان بلند کن، چرا که از رسول خدا ص شنیدم که می فرمود: لا یسمعه جن و لا انس و لا حجر الا یشهد له: “هیچ جن و انس و قطعه سنگی آن را نمی شنود مگر اینکه برای او (در قیامت) گواهی می دهد” (3) . (3) ص: 224 1- 1) “نور الثقلین”جلد 5 صفحه 649. 2- 2) “مجمع البیان”جلد 10 صفحه 526. 3- 3) “همان مدرک” آیا راستی زمین به فرمان خدا زبان می گشاید و تکلم می کند؟ یا اینکه منظور ظاهر شدن آثار اعمال انسان بر صفحه زمین است؟ زیرا می دانیم هر عملی که انسان انجام دهد، خواه ناخواه در اطراف او آثاری بجا می گذارد، هر چند امروز برای ما محسوس نباشد، درست همانند آثاری که از خطوط انگشتان یک دوست یا دشمن بر روی دستگیره درمی ماند، و در آن روز همه این آثار ظاهر می شود، و سخن گفتن زمین چیزی جز این ظهور بزرگ نیست، همانگونه که گاه به یک شخص خواب آلود می گوئیم چشمان تو می گوید که دیشب نخوابیده ای، یعنی آثار بیخوابی در آن نمایان است. به هر حال این موضوع عجیبی نیست، چرا که هم امروز با پیشرفت علم و دانش بشر ابزار و وسائلی اختراع شده که در همه جا، و هر لحظه، می تواند صدای انسان را ضبط کند، یا از انسان و اعمالش عکسبرداری نماید، و به عنوان یک سند مسلم در دادگاه مطرح شود، به گونه ای که قابل هیچگونه انکار نباشد. اگر در گذشته بعضی از شهادت زمین تعجب می کردند امروز یک نوار نازک یا یک دستگاه ضبط که به صورت یک دکمه به لباس دوخته می شود می تواند مسائل بسیاری بازگو کند. جالب اینکه در حدیثی از علی ع می خوانیم که فرمود: صلوا المساجد فی بقاع مختلفه، فان کل بقعه تشهد للمصلی علیها یوم القیامه: “در قسمتهای مختلف مساجد نماز بخوانید، زیرا هر قطعه زمینی در قیامت برای کسی که روی آن نماز خوانده گواهی می دهد” (1) . (1) و در حدیث دیگری آمده است که امیر مؤمنان علی ع هنگامی که بیت- المال را تقسیم می کرد و خالی می شد، دو رکعت نماز بجا می آورد و می فرمود: ص: 225 1- 1) “لئالی الاخبار”جلد 5 صفحه 79 (چاپ جدید) . اشهدی انی ملأتک بحق، و فرغتک بحق: (روز قیامت) “گواهی ده که من تو را به حق پر کردم و به حق خالی کردم”! (1) . (1) * در آیه بعد می افزاید: “این به خاطر آن است که پروردگار تو به زمین وحی کرده” (بِأَنَّ رَبَّکَ أَوْحیٰ لَهٰا) (2) .

(2)

و زمین در اجرای این فرمان کوتاهی نمی کند، تعبیر“اوحی”در اینجا به خاطر آن است که چنین سخن گفتن اسرارآمیز بر خلاف طبیعت زمین است و این جز از طریق یک وحی الهی ممکن نیست.

بعضی گفته اند: منظور این است که به زمین وحی می کند آنچه در درون دارد بیرون بریزد.

ولی تفسیر اول صحیحتر و مناسبتر به نظر می رسد.

* سپس می فرماید: “در آن روز مردم به صورت گروه های مختلف از قبرها خارج شده، در عرصه محشر وارد می شوند، تا اعمالشان به آنها نشان داده شود”! (یَوْمَئِذٍ یَصْدُرُ النّٰاسُ أَشْتٰاتاً لِیُرَوْا أَعْمٰالَهُمْ) . “اشتات”جمع“شت” (بر وزن شط) به معنی متفرق و پراکنده است، این اختلاف و پراکندگی ممکن است به خاطر این باشد که اهل هر مذهبی جداگانه وارد عرصه محشر می شوند، یا اهل هر نقطه ای از مناطق زمین جدا وارد می شوند، و یا اینکه گروهی با صورتهای زیبا و شاد و خندان، و گروهی ص: 226 1- 1) “لئالی الاخبار”جلد 5 صفحه 79 (چاپ جدید) . 2- 2) “باء”در“بان”برای“سببیت”است و“لام”در لها به معنی“الی”است همانگونه که در آیه 68 سوره“نحل”آمده است“ وَ أَوْحیٰ رَبُّکَ إِلَی النَّحْلِ ”. با چهره های عبوس و تیره و تاریک در محشر گام می نهند. یا هر امتی همراه امام و رهبر و پیشوایشان هستند، همانگونه که در آیه 71 سوره اسراء آمده: یَوْمَ نَدْعُوا کُلَّ أُنٰاسٍ بِإِمٰامِهِمْ: “روزی که هر گروهی را با پیشوایشان فرا می خوانیم”. و یا اینکه مؤمنان با مؤمنان و کافران با کافران محشور می شوند. جمع میان این تفسیرها کاملا ممکن است زیرا مفهوم آیه گسترده است. “یصدر”از ماده“صدر” (بر وزن صبر) به معنی خارج شدن شتران از آبگاه است که به صورت انبوه و هیجان زده بیرون می آیند به عکس“ورود”که به معنی داخل شدن آنها در آبگاه است و در اینجا کنایه از خروج اقوام مختلف از قبرها و آمدنشان در محشر برای حسابرسی است. این احتمال نیز داده شده که منظور خروجشان از محشر، و حرکت به سوی جایگاهشان در بهشت و دوزخ است. معنی اول با آیات گذشته تناسب بیشتری دارد. منظور از جمله لیروا اعمالهم: “تا اعمالشان را به آنها نشان دهند” مشاهده جزای اعمال است. یا مشاهده نامه اعمال که هر نیک و بدی در آن ثبت است. یا مشاهده باطنی به معنی معرفت و شناخت چگونگی اعمالشان است. و یا به معنی“تجسم اعمال”و مشاهده خود اعمال است. تفسیر اخیر با ظاهر آیه از همه موافقتر است، و این آیه یکی از روشنترین آیات بر مساله تجسم اعمال محسوب می شود که در آن روز اعمال آدمی به صورتهای مناسبی تجسم می یابد و در برابر او حضور پیدا می کند، و همنشینی با آن مایه نشاط یا رنج و بلا است. *

ص: 227

سپس به سرانجام کار هر یک از این دو گروه مؤمن و کافر، نیکوکار و بدکار، اشاره کرده می فرماید: “پس کسی که به اندازه سنگینی ذره ای کار خیر انجام داده آن را می بیند” (فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقٰالَ ذَرَّهٍ خَیْراً یَرَهُ) .

* “و هر کس به اندازه سنگینی ذره ای کار بد کرده آن را می بیند”! (وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقٰالَ ذَرَّهٍ شَرًّا یَرَهُ) . باز در اینجا تفسیرهای مختلفی ذکر شده که آیا جزای اعمال را می بیند و یا نامه اعمال را مشاهده می کند و یا خود عمل را. ظاهر این آیات نیز تاکید مجددی است بر مساله“تجسم اعمال”و مشاهده خود عمل، اعم از نیک و بد در روز قیامت که حتی اگر سر سوزنی کار نیک یا بد باشد در برابر صاحب آن مجسم می شود و آن را مشاهده می کند. “مثقال”در لغت هم به معنی ثقل و سنگینی آمده، و هم ترازویی که با آن سنگینی اشیاء را می سنجند، و در اینجا به همان معنی اول است. برای“ذره”نیز در لغت و کلمات مفسران تفسیرهای گوناگونی ذکر شده است: گاه به معنی مورچه کوچک، و گاه گرد و غباری که وقتی دست را بر زمین بگذاریم و برداریم به آن می چسبد، و گاه به معنی ذرات بسیار کوچک غبار که در فضا معلق است و به هنگامی که آفتاب از روزنه ای به اطاق تاریک می تابد آشکار می گردد تفسیر شده است. می دانیم امروز کلمه“ذره”را به“اتم”نیز اطلاق می کنند و بمب اتمی را“القنبله الذریه”می گویند، “اتم”به قدری کوچک است که نه با چشم عادی، و نه با دقیقترین میکروسکوپها قابل مشاهده نیست، و تنها آثار آن را مشاهده می کنند، و حجم و وزن آن با محاسبات علمی قابل سنجش است، و به قدری کوچک است که چند میلیون روی نوک سوزنی جای می گیرد! ص: 228 مفهوم ذره هر چه باشد منظور در اینجا کوچکترین وزنها است. به هر حال این آیه از آیاتی است که پشت را می لرزاند و نشان می دهد که حسابرسی خداوند در آن روز فوق العاده دقیق و حساس است، و ترازوهای سنجش عمل در قیامت آن قدر ظریف است که حتی کوچکترین اعمال انسانی را وزن می کنند و به حساب می آورند. *

نکته ها:

اشاره

1-دقت و سختگیری در حسابرسی قیامت

نه تنها از آیات اخیر این سوره که از آیات مختلف قرآن به خوبی استفاده می شود که در حسابرسی اعمال در قیامت فوق العاده دقت و موشکافی می شود، در آیه 16 سوره لقمان می خوانیم: یٰا بُنَیَّ إِنَّهٰا إِنْ تَکُ مِثْقٰالَ حَبَّهٍ مِنْ خَرْدَلٍ فَتَکُنْ فِی صَخْرَهٍ أَوْ فِی السَّمٰاوٰاتِ أَوْ فِی الْأَرْضِ یَأْتِ بِهَا اللّٰهُ إِنَّ اللّٰهَ لَطِیفٌ خَبِیرٌ: “پسرم!اگر به اندازه سنگینی دانه خردلی (عمل نیک یا بد) باشد و در دل سنگی یا در گوشه ای از آسمانها یا زمین پنهان گردد، خداوند آن را (در قیامت) برای حسابرسی می آورد، خداوند دقیق و آگاه است”.

“خردل”دانه بسیار کوچکی از گیاه معروفی است که ضرب المثل در کوچکی می باشد.

این تعبیرات نشان می دهد که در آن حسابرسی بزرگ کوچکترین کارها محاسبه می شود، ضمنا این آیات هشدار می دهد که نه گناهان کوچک را کم اهمیت بشمرند، و نه اعمال خیر کوچک را، چیزی که مورد محاسبه الهی قرار می گیرد هر چه باشد کم اهمیت نیست.

لذا بعضی از مفسران گفته اند این آیات زمانی نازل شد که بعضی از یاران

ص: 229

پیغمبر اکرم ص نسبت به انفاق اموال کم بی اعتنا بودند، و می گفتند: اجر و پاداش بر چیزهایی داده می شود که ما آن را دوست داریم، و اشیاء کوچک چیزی نیست که مورد علاقه ما باشد، و همچنین نسبت به گناهان کوچک بی اعتنا بودند، آیات نازل شد و آنها را به خیرات کوچک ترغیب کرد، و از گناهان کوچک بر حذر داشت.

* 2-پاسخ به یک سؤال در اینجا سؤالی مطرح است و آن اینکه مطابق این آیات انسان همه اعمال خود را در قیامت اعم از نیک و بد کوچک و بزرگ می بیند، این معنی چگونه با آیات“احباط”و“تکفیر”و“عفو”و“توبه”سازگار است؟ زیرا آیات“احباط” می گوید: بعضی از اعمال مانند“کفر”تمام“حسنات”انسان را از بین می برد لَئِنْ أَشْرَکْتَ لَیَحْبَطَنَّ عَمَلُکَ (زمر-65) و طبق آیات“تکفیر”گاهی “حسنات”“سیئات”را از بین می برد إِنَّ الْحَسَنٰاتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئٰاتِ (هود-114) . و آیات“عفو”و“توبه”می گوید: در سایه عفو الهی یا توبه کردن، گناهان محو می شوند، این مفاهیم چگونه با مساله مشاهده تمام اعمال نیک و بد تطبیق می کند؟ در پاسخ این سؤال باید به یک نکته توجه کرد و آن اینکه: دو اصلی که در آیات فوق آمده است که می گوید انسان هر ذره ای از کار نیک و بد را می بیند به صورت یک قانون کلی است، و می دانیم هر قانون ممکن است استثناهایی داشته باشد، آیات“عفو”و“توبه”و“احباط”و“تکفیر”در حقیقت به منزله استثناء است در این قانون کلی. پاسخ دیگر اینکه: در مورد“احباط”و“تکفیر”در حقیقت موازنه و کسر ص: 230 و انکساری رخ می دهد، و درست مانند“مطالبات”و“بدهیها”است که از یکدیگر کسر می شود، هنگامی که انسان نتیجه این موازنه را می بیند در حقیقت تمام اعمال نیک و بد خود را دیده است، همین سخن در مورد“عفو”و“توبه”نیز جاری است، چرا که عفو بدون لیاقت و شایستگی صورت نمی گیرد، و توبه خود نیز یکی از اعمال نیک است. بعضی در اینجا جواب دیگری گفته اند که صحیح به نظر نمی رسد و آن اینکه افراد کافر نتیجه اعمال خوب خود را در این دنیا می بینند، همانگونه که افراد مؤمن کیفر اعمال بد خود را در این جهان می بینند. ولی ظاهر این است که آیات مورد بحث مربوط به قیامت است نه دنیا بعلاوه این کلیت ندارد که هر مؤمن و کافری نتیجه اعمالش را در دنیا ببیند. *

3-جامعترین آیات قرآن

از“عبد اللّٰه بن مسعود”نقل شده است که محکمترین آیات قرآن مجید همین آیات“ فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقٰالَ ذَرَّهٍ خَیْراً یَرَهُ وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقٰالَ ذَرَّهٍ شَرًّا یَرَهُ ” می باشد و از آن تعبیر به“جامعه”می کرد و به راستی ایمان عمیق به محتوای آن کافی است که انسان را در مسیر حق وادارد، و از هر گونه شر و فساد بازدارد، لذا در حدیثی آمده است که مردی خدمت پیغمبر اکرم ص آمد عرض کرد: علمنی مما علمک اللّٰه: “از آنچه خداوند به تو تعلیم داده به من بیاموز”.

پیغمبر اکرم ص او را به مردی از یارانش سپرد، تا قرآن به او تعلیم کند، و او سوره“ إِذٰا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ “را تا به آخر به او تعلیم داد، آن مرد از جا برخاست و گفت: همین مرا کافی است (و در روایت دیگری آمده تکفینی هذه الایه: “همین یک آیه مرا کفایت می کند”) !

ص: 231

پیغمبر اکرم ص فرمود: او را به حال خود بگذار که مرد فقیهی شد! (و طبق روایتی فرمود رجع فقیها: او فقیه شد و بازگشت!) دلیل آن هم روشن است زیرا کسی که می داند که اعمال ما حتی به اندازه یک”ذره”یا یک دانه“خردل” مورد محاسبه قرار می گیرد امروز به حساب خود مشغول می شود، و این بزرگترین اثر تربیتی روی او دارد (1) .

(1)

با این حال در روایت دیگری از“ابو سعید خدری”آمده است که وقتی آیه “ فَمَنْ یَعْمَلْ … “نازل شد عرض کردم ای رسول خدا آیا من همه اعمالم را می بینم؟ فرمود: آری. گفتم: آن کارهای بزرگ را؟ فرمود: بله، گفتم: کارهای کوچک کوچک را؟ فرمود: بله، عرض کردم: “ای وای بر من!مادرم بنشیند و برای من عزاداری کند”! فرمود: “بشارت باد بر تو ای ابو سعید!چرا که”حسنات”به ده برابر حساب می شود، تا هفتصد برابر، و خدا برای هر کس بخواهد آن را هم مضاعف می کند، و اما هر گناه به اندازه یک گناه مجازات دارد، یا خداوند عفو می کند و بدان احدی با عملش نجات نخواهد یافت! (جز اینکه کرم خدا شامل او گردد) عرض کردم حتی تو هم ای رسول خدا؟!فرمود: حتی من، مگر اینکه خداوند مرا مشمول رحمتش سازد”! (2) .

(2)

***خداوندا!جایی که پیامبرت با آن عظمت تنها به عفو تو دل بسته است تکلیف ما روشن است.

ص: 232

1- 1) “تفسیر روح البیان”جلد 10 صفحه 495 همین مضمون در“نور الثقلین”جلد 5 صفحه 650 آمده است.

2- 2) “در المنثور جلد”6 صفحه 381.

پروردگارا!اگر اعمال ما معیار نجات ما باشد وای به حال ما، و اگر کرم تو یار ما باشد خوشا بحال ما؟! بارالها!آن روز که تمام اعمال کوچک و بزرگ در برابر ما مجسم می شود ما تنها به لطف عمیم تو چشم دوخته ایم.

آمین یا رب العالمین پایان سوره زلزله

ص: 233

ص: 234

nemoone/زلزله/آیات_1_تا_8.txt · Last modified: 2024/12/07 17:08 by 127.0.0.1

Donate Powered by PHP Valid HTML5 Valid CSS Driven by DokuWiki