[سوره الزخرف (43) : آیات 46 تا 50]
اشاره
وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ فَقٰالَ إِنِّی رَسُولُ رَبِّ اَلْعٰالَمِینَ (46) فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ بِآیٰاتِنٰا إِذٰا هُمْ مِنْهٰا یَضْحَکُونَ (47) وَ مٰا نُرِیهِمْ مِنْ آیَهٍ إِلاّٰ هِیَ أَکْبَرُ مِنْ أُخْتِهٰا وَ أَخَذْنٰاهُمْ بِالْعَذٰابِ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ (48) وَ قٰالُوا یٰا أَیُّهَا اَلسّٰاحِرُ اُدْعُ لَنٰا رَبَّکَ بِمٰا عَهِدَ عِنْدَکَ إِنَّنٰا لَمُهْتَدُونَ (49) فَلَمّٰا کَشَفْنٰا عَنْهُمُ اَلْعَذٰابَ إِذٰا هُمْ یَنْکُثُونَ (50)
ترجمه:
46-ما موسی را با آیات خود به سوی فرعون و درباریان او فرستادیم (به آنها) گفت:
من فرستاده پروردگار عالمیانم.
47-ولی هنگامی که او آیات ما را برای آنها آورد از آن می خندیدند.
48-ما هیچ آیه (و معجزه ای) به آنها نشان نمی دادیم مگر اینکه از دیگری بزرگتر (و مهمتر) بود، و آنها را با مجازات هشدار دادیم شاید بازگردند.
49- (هنگامی که گرفتار بلا شدند) گفتند: ای ساحر!پروردگارت را به عهدی که با تو
ص: 77
کرده بخوان (تا ما را از این درد و رنج برهاند) که ما هدایت خواهیم یافت.
50-اما موقعی که عذاب را از آنها بر طرف می ساختیم پیمان خود را می شکستند!
تفسیر:
فرعونیان مغرور و پیمان شکن
در این آیات به گوشه ای از ماجرای پیغمبر خدا“موسی بن عمران” و برخورد او با“فرعون”اشاره شده، تا پاسخی باشد به گفتار بی اساس مشرکان که“اگر خدا می خواست پیامبری بفرستد چرا مردی را از ثروتمندان مکه و طائف برای این ماموریت بزرگ انتخاب نکرد”؟ زیرا“فرعون”نیز همین ایراد را به موسی داشت، و منطق او عینا همین منطق بود، فرعون او را به خاطر لباس پشمینه اش و نداشتن زیورآلات طلا مورد ملامت و سرزنش قرار داد.
در آیه نخست می فرماید: “ما موسی را با آیات و نشانه های خود به سوی فرعون و اطرافیان و درباریان او فرستادیم” (وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ) .
“موسی به آنها گفت من فرستاده پروردگار جهانیانم” (فَقٰالَ إِنِّی رَسُولُ رَبِّ الْعٰالَمِینَ) .
منظور از“آیات”معجزاتی است که موسی در دست داشت، و حقانیت خود را به وسیله آن اثبات می کرد که مهمترین آنها معجزه“عصا”و“ید بیضا”بود.
و“ملاء” (بر وزن خلاء) چنان که قبلا هم گفته ایم از ماده“ملا” (بر وزن خلع) به معنی گروهی است که هدف مشترکی را تعقیب می کنند و ظاهر آنها چشم پر کن است، این کلمه در قرآن مجید معمولا به اشراف و ثروتمندان یا درباریان گفته می شود.
تکیه بر عنوان“رب العالمین”در حقیقت از قبیل بیان مدعا توأم با دلیل
ص: 78
است، زیرا تنها کسی که پروردگار جهانیان است و مالک و مربی آنها است شایسته عبودیت است، نه مخلوقات محتاج و نیازمندی همچون فراعنه و بتها! * اکنون ببینیم اولین برخورد فرعون و فرعونیان با دلائل منطقی و معجزات روشن موسی چه بود؟ قرآن در آیه بعد می گوید: “هنگامی که موسی با آیات ما به سراغ آنها آمد همگی از آن می خندیدند” (فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ بِآیٰاتِنٰا إِذٰا هُمْ مِنْهٰا یَضْحَکُونَ) . این نخستین برخورد همه طاغوتها و جاهلان مستکبر در برابر رهبران راستین است، جدی نگرفتن دعوت و دلائل آنها، و همه را به سخریه و مضحکه پاسخ گفتن، تا به دیگران بفهمانند که اصلا دعوت آنها قابل بررسی و مطالعه و جوابگویی نیست، و ارزش یک برخورد جدی را ندارد. * اما ما برای اتمام حجت آیات خود را یکی بعد از دیگری فرستادیم“و هیچ آیه ای و معجزه ای به آنها نشان نمی دادیم مگر اینکه از دیگری بزرگتر و مهمتر بود” (وَ مٰا نُرِیهِمْ مِنْ آیَهٍ إِلاّٰ هِیَ أَکْبَرُ مِنْ أُخْتِهٰا) (1) .
(1)
خلاصه نشانه های خود را که هر یک از دیگر مهمتر و گویاتر و کوبنده تر بود به آنها ارائه دادیم، تا هیچ بهانه ای برای آنها باقی نماند، و از مرکب غرور و نخوت و خودخواهی پیاده شوند.
و به این ترتیب بعد از معجزه“عصا”و“ید بیضا”معجزات“طوفان” و“جراد”و“قمل”و“ضفادع” و غیر اینها (2) را به آنها نشان دادیم.
(2)
ص: 79
1- 1) تعبیر به“اخت” (خواهر) در لغت عرب به معنی همردیف و همسنخ است، مانند دو خواهر نسبت به یک دیگر.
2- 2) شرح معجزات نهگانه موسی بن عمران در ذیل آیه 101 سوره اسراء (جلد 12 صفحه 309) آمده است.
سپس می افزاید: آنها را به عذابها و مجازاتهای هشدار دهنده گرفتار نمودیم شاید بیدار شوند و به راه حق بازگردند“ (وَ أَخَذْنٰاهُمْ بِالْعَذٰابِ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ) .
خشکسالی و قحطی و کمبود میوه ها چنان که در آیه 130 سوره اعراف آمده، وَ لَقَدْ أَخَذْنٰا آلَ فِرْعَوْنَ بِالسِّنِینَ وَ نَقْصٍ مِنَ الثَّمَرٰاتِ به سراغ آنها آمد.
گاه رنگ آب نیل به”رنگ خون“درآمد که نه برای شرب قابل استفاده بود، و نه برای کشاورزی، و گاه آفات نباتی غلات آنها را نابود کرد.
این حوادث تلخ و دردناک گر چه موقتا آنها را بیدار می کرد و دست به دامن موسی می زدند هنگامی که طوفان حادثه فرو می نشست همه چیز را به دست فراموشی می سپردند و موسی را آماج انواع تیرهای تهمت قرار می دادند.
* چنان که در آیه بعد می خوانیم: “آنها گفتند ای ساحر!پروردگارت را به عهدی که با تو کرده است بخوان، تا ما را از این درد و رنج و بلا و مصیبت رهایی بخشد، و مطمئن باش که ما راه هدایت را پیش خواهیم گرفت”! (وَ قٰالُوا یٰا أَیُّهَا السّٰاحِرُ ادْعُ لَنٰا رَبَّکَ بِمٰا عَهِدَ عِنْدَکَ إِنَّنٰا لَمُهْتَدُونَ) . چه تعبیر عجیبی؟ از یک سو ساحرش می خوانند، و از سوی دیگر برای رفع بلا دست به دامنش می زنند!و از سوی سوم به او وعده قبول هدایت می دهند! و عدم تناسب این امور سه گانه در ظاهر با یکدیگر، سبب تفسیرهای گوناگونی شده است: بعضی گفته اند”ساحر“در اینجا به معنی”عالم“است، چرا که در آن زمان و مخصوصا در محیط مصر ساحران را محترم می شمردند، و به عنوان دانشمندانی به آنها می نگریستند. بعضی احتمال داده اند سحر در اینجا به معنی انجام یک کار مهم است، ص: 80 همانگونه که در تعبیرات روزمره می گوئیم: فلان کس در کار خود آن قدر ماهر است گویی سحر می کند!. و گاه گفته اند منظور ساحر در افکار گروهی از مردم است. و امثال این تفسیرها. اما کسانی که با طرز فکر و سخن گفتن جاهلان از خود راضی، و مستکبران مغرور و طاغوتهای مستبد آشنا باشند، می دانند آنها از اینگونه تعبیرات ضد و نقیض فراوان دارند، و تعجب نیست که در آغاز ساحرش بخوانند، سپس دست به دامنش بزنند، و در پایان وعده قبول هدایت می دهند. بنا بر این ظاهر تعبیرات آیه را باید حفظ کرد و نیازی به توجیه و تفسیرهای دیگر به نظر نمی رسد. و به هر حال از لحن آنها پیدا بوده که در عین احساس نیاز به موسی ع وعده دروغین به او می دادند، و حتی به هنگام بیچارگی و عرض حاجت باز از مرکب غرور پیاده نمی شدند، به همین جهت تعبیر به”ربک“ (پروردگارت) و “بما عهد عندک” (به عهدی که با تو کرده) کردند، و هرگز نگفتند پروردگار ما، و وعده ای که به ما فرموده، با اینکه موسی ع به آنها صریحا گفته بود من فرستاده پروردگار عالمیانم، نه پروردگار خودم. آری سبک مغزان مغرور هنگامی که بر اریکه قدرت می نشینند چنین است منطقشان و راه و رسمشان. * ولی به هر حال موسی به خاطر این تعبیرات نیش دار و موهن هرگز دست از هدایت آنها برنداشت، و از خیره سری آنها مایوس و خسته نشد، هم چنان به کار خود ادامه داد بارها دعا کرد تا طوفان بلاها فرونشیند و فرو نشست، اما چنان که آیه بعد می گوید: “هنگامی که عذاب را از آنها بر طرف می ساختیم آنها پیمانهای خود
ص: 81
را می شکستند و به لجاجت و انکار خود ادامه می دادند” (فَلَمّٰا کَشَفْنٰا عَنْهُمُ الْعَذٰابَ إِذٰا هُمْ یَنْکُثُونَ) .
اینها همه درسهایی است زنده و گویا برای مسلمانان و تسلیت خاطری است برای شخص پیامبر ص که از لجاجت و سرسختی مخالفان هرگز خسته نشوند، و گرد غبار یاس و نومیدی بر روح و جانشان ننشیند و بدانند: “رگ رگ است این آب شیرین و آب شور”و با استقامت و پایمردی هر چه بیشتر به راه خود ادامه دهند، همانگونه که موسی ع و بنی اسرائیل ادامه دادند و سرانجام بر فرعونیان پیروز گشتند.
و نیز هشداری است به دشمنان لجوج و سرسخت که آنها هرگز از فرعون و فرعونیان قویتر و قدرتمندتر نیستند، سرانجام کار آنها را ببینند و در عاقبت کار خویش بیندیشند.
ص: 82
