User Tools

Site Tools


nemoone:روم:آیات_1_تا_7

[سوره الروم (30) : آیات 1 تا 7]

اشاره

بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِlt;br/gt;الم (1) غُلِبَتِ اَلرُّومُ (2) فِی أَدْنَی اَلْأَرْضِ وَ هُمْ مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَیَغْلِبُونَ (3) فِی بِضْعِ سِنِینَ لِلّٰهِ اَلْأَمْرُ مِنْ قَبْلُ وَ مِنْ بَعْدُ وَ یَوْمَئِذٍ یَفْرَحُ اَلْمُؤْمِنُونَ (4) بِنَصْرِ اَللّٰهِ یَنْصُرُ مَنْ یَشٰاءُ وَ هُوَ اَلْعَزِیزُ اَلرَّحِیمُ (5) وَعْدَ اَللّٰهِ لاٰ یُخْلِفُ اَللّٰهُ وَعْدَهُ وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَ اَلنّٰاسِ لاٰ یَعْلَمُونَ (6) یَعْلَمُونَ ظٰاهِراً مِنَ اَلْحَیٰاهِ اَلدُّنْیٰا وَ هُمْ عَنِ اَلْآخِرَهِ هُمْ غٰافِلُونَ (7)

ص: 358

ترجمه:

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر 1-الم 2-رومیان مغلوب شدند.

3- (و این شکست) در سرزمین نزدیکی رخ داد، اما آنها بعد از مغلوبیت به زودی غلبه خواهند کرد.

4-در چند سال، همه کارها از آن خدا است، چه قبل و چه بعد (از این شکست و پیروزی) و در آن روز مؤمنان خوشحال خواهند شد.

5-به سبب یاری پروردگار، خداوند هر کس را بخواهد نصرت می دهد و او عزیز و حکیم است.

6-این چیزی است که خدا وعده کرده، و وعده الهی هرگز تخلف نمی پذیرد، ولی اکثر مردم نمی دانند.

7-آنها تنها ظاهری از زندگی دنیا را می دانند، و از آخرت (و پایان کار) بیخبرند.

شان نزول:

مفسران بزرگ همگی اتفاق دارند که آیات نخستین این سوره بدین سبب نازل شد که در آن هنگام که پیامبر ص در مکه بود، و مؤمنان در اقلیت قرار داشتند، جنگی میان ایرانیان و رومیان در گرفت، و در این نبرد ایرانیان پیروز شدند.

مشرکان مکه این را به فال نیک گرفتند و دلیل بر حقانیت شرک خود دانستند! و گفتند: ایرانیان مجوسی هستند و مشرک (دوگانه پرست) اما رومیان مسیحیند و اهل کتاب، همانگونه که“ایرانیان”بر“رومیان”غلبه کردند پیروزی نهایی از آن شرک است و طومار اسلام به زودی پیچیده خواهد شد و ما پیروز می شویم.

گرچه اینگونه نتیجه گیریها پایه و مایه ای نداشت اما در آن جو و محیط برای تبلیغ در میان مردم جاهل خالی از تاثیر نبود، لذا این امر بر مسلمانان

ص: 359

گران آمد.

آیات فوق نازل شد و قاطعانه گفت: گرچه ایرانیان در این نبرد پیروز شدند اما چیزی نمی گذرد که از رومیان شکست خواهند خورد و حتی حدود زمان این پیشگویی را نیز بیان داشت و گفت این امر فقط در طول چند سال به وقوع می پیوندد!.

این پیشگویی قاطع قرآن که از یک سو نشانه اعجاز این کتاب آسمانی و اتکاء آورنده آن به علم بی پایان پروردگار به عالم غیب است، و از سوی دیگر نقطه مقابل تفال مشرکان بود، مسلمانان را طوری دلگرم ساخت که حتی می گویند بعضی از آنان با مشرکان روی این مساله شرطبندی مهمی کردند! (آن روز هنوز حکم تحریم اینگونه شرطبندیها نازل نشده بود) (1) .

(1)

* تفسیر: یک پیشگویی عجیب! این سوره جزء 29 سوره ای است که با“حروف مقطعه”آغاز می شود (الم) . کرارا در تفسیر این حروف مقطعه (مخصوصا در آغاز سوره بقره، آل عمران و اعراف) بحث کرده ایم. تنها چیزی که در اینجا جلب توجه می کند این است که بر خلاف بسیاری از سوره هایی که با حروف مقطعه آغاز می شود و پشت سر آن سخن از عظمت قرآن است در اینجا بحثی از عظمت قرآن نمی یابیم، بلکه سخن از شکست رومیان و پیروزی مجدد آنها در آینده است، ولی با دقت روشن می شود که این بحث نیز ص: 360 1- 1) این شان نزول با تعبیرات مختلف در مجمع البیان، المیزان، نور الثقلین، ابو الفتوح رازی، تفسیر فخر رازی، تفسیر آلوسی و تفسیر فی ظلال و تفاسیر دیگر آمده است. بیان عظمت قرآن است، چرا که این خبر غیبی مربوط به آینده از نشانه های اعجاز و عظمت این کتاب آسمانی محسوب می شود. * بعد از ذکر حروف مقطعه می فرماید: “رومیان مغلوب شدند” (غُلِبَتِ الرُّومُ) . “و این شکست در سرزمین نزدیکی واقع شد” (فِی أَدْنَی الْأَرْضِ) .

نزدیک به شما مردم مکه، در شمال جزیره عرب، در اراضی شام، در منطقه ای میان“بصری”و“اذرعات”.

و از اینجا معلوم می شود که منظور از“روم”روم شرقی است نه روم غربی.

بعضی از مفسران مانند مرحوم شیخ طوسی در تبیان احتمال داده اند که منظور نقطه نزدیکی به سرزمین ایرانیان بوده است یعنی در محلی واقع شد که نزدیکترین نقطه میان ایران و روم بود (1) .

(1)

درست است که تفسیر اول با الف و لام عهد در کلمه“الارض”مناسبتر است ولی به طوری که خواهیم گفت از جهاتی تفسیر دوم صحیحتر به نظر می رسد.

در اینجا تفسیر سومی نیز وجود دارد که شاید تفاوت زیادی از نظر نتیجه با تفسیر دوم نداشته باشد، و آن اینکه منظور از این زمین، زمین روم است یعنی آنها در نزدیکترین سرحداتشان با ایران گرفتار شکست شدند. و این اشاره به اهمیت و عمق این شکست است چرا که شکست در نقطه های دور دست و مرزهای بعید، چندان مهم نیست، مهم آن است که کشوری در نزدیکترین مرزهایش به دشمن که از همه جا قویتر و نیرومندتر است گرفتار شکست شود.

بنا بر این ذکر جمله“ فِی أَدْنَی الْأَرْضِ “اشاره ای خواهد بود به اهمیت این شکست، و طبعا پیشگویی از پیروزی طرف مغلوب ظرف چند سال آینده

ص: 361

1- 1) تفسیر تبیان جلد 8 صفحه 206.

واجد اهمیت بیشتری خواهد بود که جز از طریق اعجاز قابل پیش بینی نیست! سپس اضافه می کند: “آنها (رومیان) بعد از مغلوبیت به زودی غلبه خواهند کرد” (وَ هُمْ مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَیَغْلِبُونَ) .

با اینکه جمله”سیغلبون” (به زودی غالب می شوند) برای بیان مقصود کافی بود، ولی مخصوصا تعبیر“ مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ ” (بعد از مغلوبیتشان) بر آن افزوده شده است، تا اهمیت این پیروزی آشکارتر گردد، چرا که غالب شدن یک جمعیت مغلوب آنهم در نزدیکترین و نیرومندترین مرزهایش، در یک مدت کوتاه غیر منتظره است و قرآن صریحا از این حادثه غیر منتظره خبر می دهد.

* سپس حدود سالهای آن را با این عبارت بیان می کند: “در چند سال”! (فِی بِضْعِ سِنِینَ) . و می دانیم مفهوم تعبیر“بضع”حد اقل سه و حد اکثر آن نه می باشد (1) . (1) و اگر می بینید خداوند از آینده خبر می دهد، به خاطر آن است که“همه چیز و همه کار به دست او است چه قبل از پیروزی و چه بعد از پیروزی این قوم شکست خورده” (لِلّٰهِ الْأَمْرُ مِنْ قَبْلُ وَ مِنْ بَعْدُ) . بدیهی است بودن همه چیز به دست خدا و به فرمان و اراده او، مانع از اختیار و آزادی اراده ما، و تلاش و کوشش و جهاد در مسیر اهداف مورد نظر نیست به تعبیر دیگر این عبارت نمی خواهد اختیار را از دیگران سلب کند، بلکه می خواهد این نکته را روشن سازد که قادر بالذات و مالک علی الاطلاق او است و هر کس هر چیزی دارد از او دارد. ص: 362 1- 1) در مورد معنی“بضع”احتمالات دیگری نیز ذکر شده است، از جمله اینکه حد اقل آن سه و حد اکثر آن ده، یا حد اقل آن یک و حد اکثر نه، یا حد اقل شش و حد اکثر نه، آنچه گفتیم مشهورتر است. سپس می افزاید اگر امروز که رومیان شکست خوردند مشرکان خوشحال شدند“در آن روز که رومیان غالب شدند مؤمنان خوشحال خواهند شد”! (وَ یَوْمَئِذٍ یَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ) . * آری“خوشحال می شوند به نصرت الهی” (بِنَصْرِ اللّٰهِ) .

“خداوند هر که را بخواهد یاری می کند، و او شکست ناپذیر و مهربان است” (یَنْصُرُ مَنْ یَشٰاءُ وَ هُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ) .

در اینکه منظور از خوشحالی مسلمانان در آن روز چیست؟ جمعی گفته اند منظور خوشحالی از پیروزی رومیان است هر چند آنها نیز در صف کفار بودند، اما چون دارای کتاب آسمانی بودند پیروزی آنها بر مجوسیان مشرک یک مرحله از پیروزی“توحید”بر“شرک”بود.

و بعضی افزوده اند: مؤمنان از این خوشحال شدند که این حادثه را به فال نیک گرفتند و دلیلی بر پیروزی آنها بر مشرکان.

یا اینکه شادی آنان از این بود که عظمت قرآن و صدق پیشگویی قاطع آن که خود یک پیروزی مهم معنوی برای مسلمین محسوب می شد در آن روز ظاهر گشت.

این احتمال نیز بعید به نظر نمی رسد که پیروزی رومیان مقارن بود با یکی از پیروزیهای مسلمین بر مشرکان بخصوص اینکه در بعضی از کلمات مفسران بزرگ آمده که این پیروزی مقارن پیروزی“بدر”، و یا مقارن“صلح حدیبیه”بود که آن نیز در نوع خود یک پیروزی بزرگ محسوب می شد. مخصوصا تعبیر بنصر اللّٰه نیز تناسب با این معنی دارد.

خلاصه، مسلمانان در آن روز از جهات مختلفی خوشحال شدند:

از پیروزی اهل کتاب بر مجوسیان که صحنه ای از غلبه خداپرستی بر شرک بود.

ص: 363

از پیروزی معنوی به خاطر ظهور اعجاز قرآن.

و از پیروزی مقارن آن که احتمالا“صلح حدیبیه”یا یکی دیگر از فتوحات مسلمین بود.

* باز هم برای تاکید بیشتر می فرماید: “این وعده ای است که خدا داده است” (وَعْدَ اللّٰهِ) (1) . (1) “و خداوند هرگز از وعده اش تخلف نخواهد کرد، هر چند اکثر مردم نمی دانند” (لاٰ یُخْلِفُ اللّٰهُ وَعْدَهُ وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَ النّٰاسِ لاٰ یَعْلَمُونَ) . و علت عدم آگاهی مردم عدم معرفتشان نسبت به خدا و علم و قدرت او است آنها خدا را به درستی نشناختند، و لذا از این حقیقت که او محال است از وعده اش تخلف کند درست آگاه نیستند، چرا که تخلف از وعده یا بخاطر جهل است که مطلبی مکتوم بوده سپس آشکار گردیده و مایه تغییر عقیده شده است، و یا به خاطر ضعف و ناتوانی است که وعده دهنده از عقیده خود باز نگشته ولی توانایی بر انجام وعده خود ندارد. اما خدایی که هم از عواقب امور آگاه است و هم قدرتش ما فوق همه قدرتها است هرگز از وعده اش تخلف نخواهد کرد. * سپس می افزاید“این مردم کوتاه بین تنها ظاهری از زندگی دنیا را می بینند و از آخرت و پایان کارها بیخبرند”! (یَعْلَمُونَ ظٰاهِراً مِنَ الْحَیٰاهِ الدُّنْیٰا وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَهِ هُمْ غٰافِلُونَ) .

ص: 364

1- 1) وعد اللّٰه منصوب است به عنوان“مفعول مطلق”و عامل آن محذوف است و از جمله قبل یعنی“سیغلبون”که مصداق وعده الهی است معلوم می شود، و در تقدیر چنین است: وعد اللّٰه ذلک وعدا.

آنها تنها از زندگی دنیا آگاهند، و تازه از این زندگی نیز به ظاهری قناعت کرده اند، مجموعه ای از سرگرمیها و لذات زودگذر و خوابها و خیالها برداشت آنها را از زندگی دنیا تشکیل می دهد، غرور و غفلتی که در این برداشت نهفته است بر کسی پوشیده نیست.

اگر آنها باطن و درون این زندگی دنیا را نیز می دانستند برای شناخت آخرت کافی بود، چرا که دقت کافی در این زندگی زودگذر نشان می دهد که حلقه ای است از یک سلسله طولانی، و مرحله ای است از یک مسیر بزرگ، همانگونه که دقت در زندگی دوران جنینی نشان می دهد که هدف نهایی خود این زندگی نیست، بلکه این یک مرحله مقدماتی برای زندگی گسترده ای است.

آری آنها تنها ظاهری از این زندگی را می بینند و از محتوا و مفاهیم و مکنون آن غافلند.

جالب اینکه با تکرار ضمیر“هم”به این حقیقت اشاره می کند که علت این غفلت و بیخبری خود آنها هستند، درست مثل اینکه کسی به ما بگوید: مرا از این امر تو غافل کردی، و در جواب بگوئیم: تو خودت غافل شدی، یعنی سبب غفلت خودت بودی.

* نکته ها: اشاره 1-اعجاز قرآن از دریچه علم غیب 1-یکی از طرق اثبات اعجاز قرآن خبرهای غیبی قرآن است که یک نمونه روشن آن در همین آیات مورد بحث آمده، در طی چند آیه با انواع تاکیدات از پیروزی بزرگ یک ارتش شکست خورده در چند سال بعد خبر می دهد، و آن را به عنوان یک وعده تخلف ناپذیر الهی معرفی می کند. از یک سو خبر از اصل پیروزی می دهد (وَ هُمْ مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَیَغْلِبُونَ) . ص: 365 از سوی دیگر خبر از پیروزی دیگری برای مسلمانان بر کفار مقارن همان زمان (وَ یَوْمَئِذٍ یَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ بِنَصْرِ اللّٰهِ) . و از سوی سوم تصریح می کند که این امر در چند سال آینده به وقوع خواهد پیوست (فِی بِضْعِ سِنِینَ) . و از سوی چهارم با دو بار تاکید، قطعی بودن این وعده الهی را مسجل می کند (وَعْدَ اللّٰهِ-لاٰ یُخْلِفُ اللّٰهُ وَعْدَهُ) . تاریخ به ما می گوید که هنوز نه سال نگذشته بود که این دو حادثه انجام یافت. رومیان در نبرد جدیدی بر ایرانیان پیروز شدند، و مقارن همان زمان مسلمانان با صلح حدیبیه (و طبق روایتی در جنگ بدر) پیروزی چشمگیری بر دشمنان پیدا کردند. اکنون این سؤال مطرح است که آیا یک انسان با علم عادی می تواند این چنین قاطعانه از حادثه ای به این مهمی خبر دهد؟ حتی فرضا اگر قابل پیش بینی سیاسی هم باشد-که نبود-باید با قید احتیاط و ذکر احتمال بگوید، نه این چنین با صراحت و قاطعیت که اگر تخلف آن ظاهر گردد بهترین سند برای ابطال دعوی نبوت به دست دشمنان خواهد افتاد. حقیقت این است که مسائلی از قبیل پیش بینی پیروزی یک کشور بزرگ همچون کشور روم با مساله مباهله به خوبی نشان می دهد که پیامبر اسلام ص بجای دیگری دل بسته بود، و پشت گرمی از جای دیگر داشت، و گرنه هیچکس در شرائط عادی توانایی و جرأت بر چنین اموری ندارد. بخصوص اینکه مطالعه در حال پیامبر اسلام نشان می دهد که او از کسانی نبود که بی گدار به آب بزند، بلکه کارهایش حساب شده بود، چنین ادعایی از چنین کسی نشان می دهد که او تکیه بر جهان ما ورای طبیعت، بر وحی الهی و علم بی پایان خداوند داشته است. ص: 366 در باره تطبیق تاریخی این پیشگویی قرآن به زودی بحث خواهیم کرد. *

2-ظاهر بینان!

اصولا بینش یک انسان مؤمن و الهی با یک فرد مادی یا مشرک تفاوت بسیار دارد.

اولی طبق عقیده توحیدی جهان را مخلوق خداوند حکیم و آگاهی می داند که تمام افعالش روی حساب و برنامه است و به همین دلیل معتقد است که جهان مجموعه ای است از اسرار و رموز دقیق، هیچ چیز در این عالم ساده نیست، همه کلمات این کتاب پر محتوا و پر معنی است.

این بینش توحیدی به او می گوید: از کنار هیچ حادثه و هیچ موضوعی ساده نگذر زیرا ممکن است ساده ترین مسائل پیچیده ترین آنها باشد.

او همیشه به عمق این جهان می نگرد و به ظواهر آن قانع نیست، او این درس را در مکتب توحید خوانده است، او برای عالم هدف بزرگی قائل است و همه چیز را در دائره آن هدف می بیند.

در حالی که یک فرد مادی و بی ایمان دنیا را مجموعه ای از حوادث کور و کر و بی هدف می شمرد، و جز به ظاهر آن نمی اندیشد. اصلا برای آن باطن و عمقی قائل نیست، مگر می توان برای کتابی که مجموعه خطوط آن همان چیزی است که کودکی با حرکات بی هدف دست خود به روی کاغذ به وجود آورده است اهمیت و عمقی قائل شد؟! حتی به گفته بعضی از دانشمندان بزرگ علوم طبیعی تمام اندیشمندان بشر از هر قشر و گروه که در باره نظام جهان به اندیشه برخاسته اند، از نوعی تفکر مذهبی برخوردار بوده اند (دقت کنید) .

“اینشتاین”دانشمند معروف معاصر می گوید: “به سختی می توان در

ص: 367

میان مغزهای متفکر جهان کسی را یافت که دارای یک نوع احساس مذهبی مخصوص به خود نباشد، این مذهب با مذهب یک شخص عامی فرق دارد… مذهب این دانشمند تحیری شعف آور از نظام عجیب و دقیق کائنات است که گهگاه پرده از روی اسراری برمی دارد که در مقایسه با آن تمام تلاشها و تفکرات منظم بشری انعکاسی ناقابل بیش نیست”! (1) .

(1)

در جای دیگر می گوید: “اصلا چیزی که سبب شد دانشمندان و متفکران و مکتشفان در تمام طول قرون و اعصار در گوشه تنهایی به مطالعه اسرار دقیق جهان هستی بپردازند همین اعتقاد مذهبی آنان بود” (2) .

(2)

از سوی دیگر چگونه ممکن است کسی که این دنیا را مرحله نهایی و هدف اصلی می شمرد با کسی که آن را یک“مزرعه”و“میدان آزمودگی”برای زندگی جاویدانی که دنبال آن است می داند یکسان ببیند؟ او از آن ظاهری بیش نمی بیند و این به اعماق ژرفش می اندیشد.

و این اختلاف دیدها در تمام زندگی آنها اثر می گذارد:

آن“ظاهربین”انفاق را سبب خسران و زیان می شمرد، در حالی که این “موحد”تجارتی پر سود می داند.

آن یکی رباخواری را مایه افزایش درآمد، و این یکی مایه وبال و بدبختی و زیان.

آن یکی جهاد را مایه دردسر و شهادت را به معنی نابودی و این یکی جهاد را رمز سربلندی و شهادت را حیات جاویدان می شمرد.

آری افراد بی ایمان تنها ظاهری از زندگی دنیا را می بینند و از آخرت غافلند (یَعْلَمُونَ ظٰاهِراً مِنَ الْحَیٰاهِ الدُّنْیٰا وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَهِ هُمْ غٰافِلُونَ) .

***

ص: 368

1- 1 و 2) نقل از کتاب“دنیایی که من می بینم”.

2-

3-تطبیق تاریخی

برای اینکه بدانیم شکست رومیان از ایرانیان و سپس پیروزی آنها در چه مقطع تاریخی واقع شده است کافی است بدانیم که در تواریخ امروز، در دوران خسروپرویز، به یک دوران جنگ طولانی میان ایرانیان و رومیان برخورد می کنیم که بیست و چهار سال دوام یافت، و از 604 میلادی تا 628 به طول انجامید.

در حدود سنه 616 میلادی دو سردار معروف ایرانی بنام“شهربراز” و“شاهین”به قلمرو روم شرقی حمله کردند، آنها را شکست سختی دادند، و منطقه شامات و مصر و آسیای صغیر را مورد تاخت و تاز قرار دادند، دولت روم شرقی که گرفتار شکست سختی شده بود تا آستانه انقراض پیش رفت و دولت ایران تمام متصرفات آسیایی او را با مصر تسخیر کرد.

و این در حدود سال هفتم بعثت پیامبر ص بود.

ولی پادشاه روم“هرقل”از سال 622 میلادی تهاجم خود را به ایران شروع کرد و شکست های پی در پی به سپاه خسروپرویز وارد ساخت، و تا سال 628 میلادی این جنگهایی که به نفع رومیان بود ادامه یافت، “خسروپرویز”شکست سختی خورد و مردم ایران او را از سلطنت خلع کرده و پسرش“شیرویه”را بجای او نشاندند.

با توجه به اینکه میلاد پیامبر ص در سال 571 و بعثت پیامبر ص در سال 610 میلادی واقع شد شکست رومیان منطبق بر سال هفتم بعثت و پایان پیروزی رومیان و شکست خسروپرویز بر سال پنجم تا ششم هجرت منطبق می شود، و می دانیم در سال پنجم فتح خندق اتفاق افتاد و در سال ششم صلح حدیبیه اتفاق افتاد، البته انتقال اخبار جنگ ایران و روم به منطقه حجاز و مکه نیز معمولا مقداری از زمان را اشغال می کرده است و به این ترتیب تطبیق تاریخی این خبر قرآنی روشن می شود (دقت کنید) .

ص: 369

nemoone/روم/آیات_1_تا_7.txt · Last modified: 2024/12/07 17:08 by 127.0.0.1

Donate Powered by PHP Valid HTML5 Valid CSS Driven by DokuWiki