User Tools

Site Tools


nemoone:رعد:آیه_7

[سوره الرعد (13) : آیه 7]

اشاره

وَ یَقُولُ اَلَّذِینَ کَفَرُوا لَوْ لاٰ أُنْزِلَ عَلَیْهِ آیَهٌ مِنْ رَبِّهِ إِنَّمٰا أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِکُلِّ قَوْمٍ هٰادٍ (7)

ترجمه:

7-و آنها که کافر شدند می گویند چرا آیت (و اعجازی) از پروردگارش بر او نازل نشده؟ تو تنها بیم دهنده ای، و برای هر گروهی هدایت کننده ای است (و اینها همه بهانه است نه جستجوی حقیقت) .

تفسیر:

اشاره

باز هم بهانه جویی!.

پس از آنکه در آیات گذشته اشاراتی به مساله“توحید”، و اشاره ای به مساله“معاد”شد، در آیه مورد بحث به یکی از ایرادات مشرکان لجوج در زمینه“نبوت”می پردازد، و می گوید: “کافران می گویند: چرا معجزه و نشانه ای از پروردگارش بر او نازل نشده است” (وَ یَقُولُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَوْ لاٰ أُنْزِلَ عَلَیْهِ آیَهٌ مِنْ رَبِّهِ) .

واضح است که یکی از وظائف پیامبر ص، ارائه معجزات به عنوان سند حقانیت و پیوندش با وحی الهی است، و مردم حقیقت جو به هنگام شک و تردید در دعوت نبوت این حق را دارند که مطالبه اعجاز کنند، مگر اینکه دلائل نبوت از طریق دیگر آشکار باشد.

ولی باید به یک نکته دقیقا توجه داشت که مخالفان انبیاء، همواره دارای حسن نیت نبودند، یعنی معجزات را برای یافتن حق نمی خواستند، بلکه به عنوان لجاجت و عدم تسلیم در برابر حق هر زمان پیشنهاد معجزه و خارق عادت عجیب و

ص: 128

غریبی می کردند.

این گونه معجزات که معجزات اقتراحی نامیده می شود هرگز برای کشف حقیقت نبوده، و به همین دلیل پیامبران هرگز در برابر آن تسلیم نمی شدند، در حقیقت این دسته از کافران لجوج فکر می کردند که پیامبر ص ادعا می کند من قادر بر انجام همه چیزم و خارق العاده گر می باشم!و در اینجا نشسته ام که هر کس پیشنهاد هر امر خارق العاده ای کند برای او انجام دهم!.

ولی پیامبران با ذکر این حقیقت که معجزات بدست خدا است و به فرمان او انجام می گیرد و ما وظیفه تعلیم و تربیت مردم را داریم، دست رد بر سینه این گونه افراد می زدند.

لذا در آیه مورد بحث می خوانیم که به دنبال این سخن می فرماید: ای پیامبر“تو فقط بیم دهنده ای و برای هر قوم و ملتی هادی و رهنمایی است” (إِنَّمٰا أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِکُلِّ قَوْمٍ هٰادٍ) .

* در اینجا دو سؤال پیش می آید: اشاره 1-جمله“ إِنَّمٰا أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِکُلِّ قَوْمٍ هٰادٍ “چگونه می تواند پاسخ کافران نسبت به تقاضای معجزه بوده باشد. جواب این سؤال با توجه به آنچه در بالا گفتیم روشن است زیرا پیامبر، یک خارق العاده گر نیست که به درخواست هر کس و برای هر مقصد و هر منظور دست به اعجاز بزند، وظیفه او در درجه اول انذار یعنی بیم دادن به آنها که در بیراهه می روند و دعوت به صراط مستقیم است البته هر گاه برای تکمیل این انذار و آوردن گمراهان به صراط مستقیم نیاز به اعجازی باشد، مسلما پیامبر کوتاهی نخواهد کرد، ولی در برابر لجوجانی که در این مسیر نیستند هرگز چنین وظیفه ای ندارد. ص: 129 در واقع قرآن می گوید: این کافران وظیفه اصلی پیامبر را فراموش کرده اند که مساله انذار و دعوت به سوی خدا است و چنین پنداشته اند که وظیفه اصلی او اعجازگری است. 2-منظور از جمله” لِکُلِّ قَوْمٍ هٰادٍ “چیست؟ جمعی از مفسران گفته اند که این هر دو صفت”منذر”و“هادی”به پیامبر بر می گردد و در واقع جمله چنین بوده است انت منذر و هاد لکل قوم: “تو بیم دهنده و هدایت کننده برای هر جمعیتی هستی”. ولی این تفسیر خلاف ظاهر آیه فوق است، چرا که“واو”جمله“ لِکُلِّ قَوْمٍ هٰادٍ “را از” إِنَّمٰا أَنْتَ مُنْذِرٌ “جدا کرده است، آری اگر کلمه”هاد”، قبل از “ لِکُلِّ قَوْمٍ “بود این معنی کاملا قابل قبول بود ولی چنین نیست. دیگر اینکه هدف این بوده است که دو قسم دعوت کننده به سوی حق را بیان کند: اول دعوت کننده ای که کارش انذار است، و دیگر دعوت کننده ای که کارش هدایت است. حتما سؤال خواهید کرد که میان”انذار”و“هدایت”چه تفاوت است؟ . در پاسخ می گوئیم که انذار برای آن است که گمراهان از بیراهه به راه آیند، و در متن صراط مستقیم جای گیرند ولی هدایت برای این است که مردم را پس از آمدن به راه به پیش ببرد. در حقیقت“منذر”همچون“علت محدثه”و ایجاد کننده است، و هادی به منزله“علت مبقیه”و نگهدارنده و پیش برنده، و این همان چیزی است که ما از آن تعبیر به“رسول”و“امام”می کنیم، رسول، تاسیس شریعت می کند و امام حافظ و نگهبان شریعت است (شک نیست که هدایت کننده بر شخص پیامبر در موارد دیگر اطلاق شده اما به قرینه ذکر منذر در آیه فوق می فهمیم که منظور از هدایت کننده کسی است که راه پیامبر را ادامه می دهد و حافظ و نگهبان ص: 130 شریعت او است) . * روایات متعددی که از پیامبر ص در کتب شیعه و اهل تسنن نقل شده که فرمود: “من منذرم و علی هادی است”این تفسیر را کاملا تایید می کند به عنوان نمونه به چند روایت از آنها اشاره می کنیم:

1-“فخر رازی”در ذیل همین آیه در تفسیر این جمله از“ابن عباس”چنین نقل می کند:

وضع رسول اللّٰه یده علی صدره فقال انا المنذر، ثم اوما الی منکب علی (ع) و قال انت الهادی بک یهتدی المهتدون من بعدی: “پیامبر دستش را بر سینه خود گذاشت و فرمود: منم منذر!سپس به شانه علی اشاره کرد و فرمود تویی هادی!و بوسیله تو بعد از من هدایت یافتگان هدایت می شوند” (1) .

(1)

این روایت را دانشمند معروف اهل تسنن علامه ابن کثیر در تفسیر خود، و همچنین علامه ابن صباغ مالکی در“فصول المهمه”و گنجی شافعی در “کفایه الطالب”و طبری در تفسیر خود و ابو حیان اندلسی در کتاب تفسیرش به نام“بحر المحیط”و همچنین علامه نیشابوری در تفسیر خویش و گروه دیگری نقل کرده اند.

2-حموینی که از علمای معروف اهل تسنن است در کتاب“فرائد السمطین” از ابو هریره اسلمی چنین نقل می کند: ان المراد بالهادی علی (ع) .

3-میرغیاث الدین نویسنده کتاب“حبیب السیر”در جلد دوم کتاب خود صفحه 12 چنین می نویسد، قد ثبت بطرق متعدده انه لما نزل قوله تعالی إِنَّمٰا أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِکُلِّ قَوْمٍ هٰادٍ قال لعلی انا المنذر و انت الهادی بک یا علی یهتدی المهتدون من بعدی“به طرق متعددی نقل شده هنگامی که آیه”

ص: 131

1- 1) تفسیر کبیر فخر رازی جلد 19 صفحه 14.

إِنَّمٰا أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِکُلِّ قَوْمٍ هٰادٍ

“نازل شد پیامبر ص به علی ع فرمود من منذرم و تو هادی ای علی!بوسیله تو هدایت یافته گان هدایت می شوند”.

آلوسی در“روح المعانی”و شبلنجی در“نور الأبصار”و شیخ سلیمان قندوزی در“ینابیع الموده”نیز این حدیث را به همان عبارت یا نزدیک به آن نقل کرده اند.

گر چه راوی این حدیث در غالب طرق آن ابن عباس است، ولی منحصر به ابن عباس نیست، بلکه از ابو هریره (طبق نقل حموینی) و از خود علی ع (طبق نقل ثعلبی) نیز روایت شده است، آنجا که فرمود

المنذر النبی و الهادی رجل من بنی هاشم یعنی نفسه: “منذر پیامبر است و هدایت کننده مردی از بنی هاشم است که منظور حضرت خود او بود” (1) .

(1)

گر چه در این احادیث تصریح به مساله ولایت و خلافت بلافصل نشده است ولی با توجه به اینکه هدایت به معنی وسیع کلمه منحصر به علی ع نبود بلکه همه علمای راستین و یاران خاص پیامبر ص این برنامه را انجام می دادند، معلوم می شود معرفی علی ع به عنوان هادی به خاطر امتیاز و خصوصیتی است که او داشته است، او برترین مصداق هادی بوده و چنین مطلبی جدا از ولایت و خلافت پیامبر ص نخواهد بود.

ص: 132

1- 1) برای توضیح بیشتر به کتاب نفیس احقاق الحق جلد 3 صفحه 87 به بعد و کتب مختلف تفسیر اهل تسنن و شیعه مراجعه شود.

nemoone/رعد/آیه_7.txt · Last modified: 2024/12/07 17:08 by 127.0.0.1

Donate Powered by PHP Valid HTML5 Valid CSS Driven by DokuWiki