User Tools

Site Tools


nemoone:ذاریات:آیات_20_تا_23

[سوره الذاریات (51) : آیات 20 تا 23]

اشاره

وَ فِی اَلْأَرْضِ آیٰاتٌ لِلْمُوقِنِینَ (20) وَ فِی أَنْفُسِکُمْ أَ فَلاٰ تُبْصِرُونَ (21) وَ فِی اَلسَّمٰاءِ رِزْقُکُمْ وَ مٰا تُوعَدُونَ (22) فَوَ رَبِّ اَلسَّمٰاءِ وَ اَلْأَرْضِ إِنَّهُ لَحَقٌّ مِثْلَ مٰا أَنَّکُمْ تَنْطِقُونَ (23)

ترجمه:

20-و در زمین آیاتی برای طالبان یقین است.

21-و در وجود خود شما (نیز آیاتی است) آیا نمی بینید؟! 22-روزی شما در آسمان است و آنچه به شما وعده داده می شود.

23-سوگند به پروردگار آسمان و زمین که این مطلب حق است همانگونه که شما سخن می گوئید!

تفسیر:

نشانه های خدا در وجود شما است آیا نمی بینید؟

در تعقیب آیات پیشین که پیرامون مساله معاد و صفات دوزخیان و بهشتیان سخن می گفت در آیات مورد بحث، سخن از نشانه های خدا در زمین و در وجود خود انسان است، تا از یک سو به مساله توحید و شناخت خدا و صفات او که مبدء حرکت به سوی همه خیرات است آشنا شوند، و از سوی دیگر به قدرت او

ص: 329

بر مساله معاد و زندگی پس از مرگ، چرا که خالق حیات در روی زمین و اینهمه عجائب و شگفتیها قادر بر تجدید حیات نیز می باشد.

نخست می فرماید: “در زمین نشانه های مهمی است برای آنها که اهل یقینند و طالب حقند” (وَ فِی الْأَرْضِ آیٰاتٌ لِلْمُوقِنِینَ) .

به راستی نشانه های حق و قدرت بی پایان و علم و حکمت نامحدود خدا در همین کره خاکی آن قدر فراوان است که عمر هیچ انسانی کافی برای شناخت همه آنها نیست.

حجم زمین، فاصله آن با خورشید، حرکت آن به دور خود، و حرکت آن به دور آفتاب، و نیروی جاذبه و دافعه ای که از آن حجم، و این حرکت به وجود می آید، و کاملا متعادل و معادل یکدیگر است و هماهنگی تمام اینها با هم تا شرایط حیات را بر صفحه زمین فراهم سازد، همه از آیات بزرگ خدا است.

در حالی که اگر یکی از این حرکات و رابطه ها و ویژگیها کمترین تغییری پیدا کند شرائط حیات و زندگی بر صفحه زمین بر هم می خورد، و موازنه ها به هم می ریزد.

موادی که زمین را تشکیل داده، و منابع مختلفی که در سطح و زیر زمین برای حیات و زندگی آماده شده، هر یک نشانه ای از نشانه های او است.

کوه ها و دشتها، دره و جنگلها، رودها و چشمه ها که هر کدام نقش مؤثری در ادامه حیات و هماهنگ ساختن شرائط آن دارد نشانه های دیگری است.

صدها هزار نوع از گیاهان و حشرات و حیوانات (آری صدها هزار نوع) هر کدام با ویژگیها و عجائبش که به هنگام مطالعه کتابهای زمین شناسی و گیاهشناسی و حیوان شناسی انسان را در حیرت فرو می برد آیات دیگری است.

در گوشه و کنار این کره خاکی اسرار جالبی است که شاید کمتر کسی به آن توجه می کند ولی نظر کنجکاو دانشمندان از آن پرده برداشته و عظمت

ص: 330

آفریدگار را آشکار ساخته است.

بد نیست در اینجا به گوشه ای از سخنان یکی از دانشمندان معروف جهان که در این زمینه مطالعات زیادی دارد گوش فرا دهیم:

“کرسی موریسین”می گوید: “در تنظیم عوامل طبیعی منتهای دقت و ریزه کاری به کار رفته است، مثلا اگر قشر خارجی کره زمین ده پا ضخیم تر از آنچه هست می بود اکسیژن-یعنی ماده اصلی حیات-وجود پیدا نمی کرد، یا هر گاه عمق دریاها چند پا بیشتر از عمق فعلی بود آن وقت کلیه اکسیژن و کربن زمین جذب می شد و دیگر امکان هیچگونه زندگی نباتی و یا حیوانی در سطح خاک باقی نمی ماند”.

در جای دیگر در باره قشر هوایی که اطراف زمین را فرا گرفته می گوید:

“اگر هوای اطراف زمین اندکی از آنچه هست رقیقتر می بود، شهابهای ثاقب که هر روز به مقدار چند میلیون عدد به سوی زمین جذب می شوند و در همان فضای خارج زمین (بر اثر برخورد به قشر هوا) منفجر و نابود می شوند دائما به سطح زمین می رسیدند و هر گوشه ای از آن را مورد اصابت قرار می دادند! و یا اگر سرعت حرکت شهابها از آنچه هست کمتر می بود (هرگز بر اثر برخورد با هوا منفجر نمی شدند) همه آنها به سطح زمین می ریختند و نتیجه خرابکاری آنها معلوم بود”.

و در جای دیگر می گوید: “تنها بیست و یک درصد از هوای اطراف زمین اکسیژن است… اگر مقدار اکسیژن موجود در هوا به جای بیست و یک درصد پنجاه درصد، بود تمام مواد سوختنی این عالم محترق می شد، و اگر جرقه ای به درختی در جنگلی می رسید، تمام جنگل به طور کامل می سوخت”! غلظت هوای محیط زمین به اندازه ای است که اشعه کیهانی را تا میزانی که برای رشد و نمو نباتات لازم است به طرف زمین عبور می دهد، و کلیه میکربهای

ص: 331

مضر را در همان فضا معدوم می سازد، و ویتامین های مفید را ایجاد می نماید.

یا وجود بخارهای مختلفی که در طی قرون متمادی از اعماق زمین برآمده و در هوا منتشر شده است و غالب آنها هم گازهای سمی هستند، معهذا هوای محیط زمین آلودگی پیدا نکرده، و همیشه به همان حالت متعادل که برای ادامه حیات انسانی مناسب باشد باقی مانده است.

دستگاه عظیمی که این موازنه عجیب را ایجاد می نماید و تعادل را حفظ می کند همان دریا و اقیانوس است که مواد حیاتی و غذایی و باران و اعتدال هوا و نباتات، و بالآخره وجود خود انسان از منبع فیض آن سرچشمه می گیرد.

هر کس که درک معانی می کند باید در مقابل عظمت دریا سر تعظیم فرود آورد و سپاسگزار موهبت های آن (و آفریدگار دریا) باشد (1) .

(1)

* در آیه بعد می افزاید: “در وجود خود شما نیز نشانه های خدا فراوان است” (وَ فِی أَنْفُسِکُمْ) . “آیا چشم باز نمی کنید و اینهمه آیات و نشانه های بارز حق را نمی بینید”؟! (أَ فَلاٰ تُبْصِرُونَ) . بدون شک انسان اعجوبه عالم هستی است و آنچه در عالم کبیر است در این عالم صغیر نیز وجود دارد، بلکه عجائبی در آن است که در هیچ جای جهان نیست. عجب اینکه این انسان با آن هوش و عقل و علم و اینهمه خلاقیت و ابتکارات و صنایع شگرف، روز نخست به صورت نطفه کوچک و بی ارزشی بوده، اما همین ص: 332 1- 1) “راز آفرینش انسان”نوشته“کرسی موریس”ترجمه“محمد سعیدی”از صفحه 33 تا صفحه 36. که در عالم رحم قرار می گیرد با سرعت عجیبی رو به تکامل می رود، روز به روز شکل عوض می کند، و لحظه به لحظه دگرگون می شود، و آن نطفه ناچیز در مدت کوتاهی به انسان کاملی تبدیل می گردد. یک سلول که کوچکترین اجزای بدن او است ساختمان تو بر تو و شگفت- آوری دارد که به گفته دانشمندان معادل یک شهر صنعتی تشکیلات در آن است!. یکی از علمای زیست شناس می گوید: “این شهر عظیم با هزاران در و دروازه جالب، و هزاران کارخانه و انبار و شبکه لوله کشی، و مرکز فرماندهی با تاسیسات فراوان (آنها) و ارتباطات زیاد، و کارهای مختلف حیاتی، آنهم در محدوده کوچک یک سلول، از پیچیده ترین و شگفت انگیزترین شهرها است که اگر ما بخواهیم تاسیساتی بسازیم که همان اعمال را انجام دهد-و هرگز قادر نیستیم-باید دهها هزار هکتار زمین را زیر تاسیسات و ساختمانهای مختلف و ماشین آلات پیچیده ببریم تا برای انجام چنان برنامه ای آماده گردد، ولی جالب اینکه دستگاه آفرینش همه اینها را در مساحتی معادل”پانزده میلیونیم میلیمتر“ قرار داده”! (1) . (1) دستگاه هایی که در بدن انسان است مانند قلب و کلیه و ریه و مخصوصا دهها هزار کیلومتر!رگهای درشت و باریک و حتی مویرگهایی که با چشم دیده نمی شود، و مسئول آبرسانی و تغذیه و تهویه“ده میلیون میلیارد”سلول تن انسان هستند، و حواس مختلفی مانند بینایی و شنوایی و حواس دیگر هر کدام آیتی عظیم از آیات او است. و از همه مهمتر معمای“حیات”که اسرار آن هم چنان ناشناخته مانده، ص: 333 1- 1) “سفری به اعماق وجود انسان” (بخش سلولها) . و ساختمان روح و عقل انسان است که عقول همه انسانها از درک آن عاجز است، و اینجا است که انسان بی اختیار لب به تسبیح و حمد و ثنای خدا می گشاید و در پیشگاه عظمتش سر تعظیم فرود می آورد، و به این اشعار مترنم می شود: فیک یا اعجوبه الکون غدا الفکر کلیلا انت حیرت ذوی اللب و بلبلت العقولا کلما قدم فکری فیک شبرا فر میلا ناکصا یخبط فی عمیاء لا یهدی سبیلا “در تو ای اعجوبه عالم هستی (ای خدای بزرگ) فکر خسته و وامانده شد”! “تو صاحبان اندیشه و مغز را حیران ساخته ای، و عقول را بهم ریخته ای”! “هر زمان فکر من یک وجب به تو نزدیک می شود یک میل فرار می کند” (و از عظمت ذاتت در وحشتی بزرگ فرو می رود) . “آری به عقب برمی گردد و در تاریکیها غرق می شود، و راهی به جلو پیدا نمی کند”! در حدیث آمده است که پیغمبر گرامی اسلام ص فرمود: من عرف نفسه فقد عرف ربه: “کسی که خویش را بشناسد خدای خویش را شناخته است” (1) . (1) آری“خودشناسی”در تمام مراحل راه“خداشناسی”است. تعبیر به“ أَ فَلاٰ تُبْصِرُونَ ” (آیا نمی بینید) تعبیر لطیفی است، یعنی این آیات الهی در گرداگرد شما در درون جان شما، در سراسر پیکر شما، گسترده است، اگر اندکی چشم باز کنید می بینید، و روح شما از درک عظمتش سیراب می گردد. *

ص: 334

1- 1) “سفینه البحار”جلد 2 صفحه 603 ماده“نفس”.

در سومین آیه مورد بحث به سومین بخش از نشانه های عظمت پروردگار و قدرت او بر معاد اشاره کرده می فرماید: “روزی شما در آسمان است، و آنچه به شما وعده داده می شود” (وَ فِی السَّمٰاءِ رِزْقُکُمْ وَ مٰا تُوعَدُونَ) .

گرچه در بعضی از روایات اسلامی“رزق”در این آیه به دانه های حیاتبخش باران تفسیر شده که منبع هر خیر و برکت در زمین است، و آیه 5 سوره جاثیه نیز موافق آن است: وَ مٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ مِنَ السَّمٰاءِ مِنْ رِزْقٍ فَأَحْیٰا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهٰا: “آنچه خدا از آسمان از رزق نازل کرده و به وسیله آن زمینهای مرده را احیاء فرموده است”ولی این معنی می تواند یکی از مصداقهای روشن آیه باشد در حالی که گستردگی مفهوم رزق هم باران را شامل می شود، هم نور آفتاب را که از آسمان به سوی ما می آید و نقش آن در حیات و زندگی فوق العاده حساس است، و همچنین هوا را که مایه حیات همه موجودات زنده است.

اینها همه در صورتی است که“سماء”را به معنی همین آسمان ظاهری تفسیر کنیم، ولی بعضی از مفسران“سماء”را به معنی عالم غیب و ما وراء طبیعت و لوح محفوظ گرفته اند که تقدیر ارزاق انسانها از آنجا می شود.

البته جمع میان هر دو معنی ممکن است، هر چند تفسیر اول روشنتر به نظر می رسد.

و اما جمله“ مٰا تُوعَدُونَ ” (آنچه به شما وعده داده می شود) می تواند تاکیدی بر مساله رزق و وعده الهی در این زمینه بوده باشد، و یا به معنی بهشت موعود چرا که در آیه 15“ وَ النَّجْمِ “می خوانیم: عِنْدَهٰا جَنَّهُ الْمَأْویٰ: “بهشت موعود نزد سدره المنتهی در آسمانها است”و یا اشاره به هر گونه خیر و برکت یا عذابی است که از آسمان نازل می گردد، و یا ناظر به همه این مفاهیم است، چرا که جمله” مٰا تُوعَدُونَ “مفهومش وسیع و گسترده است.

به هر حال این سه آیه ترتیب لطیفی دارد: آیه نخست از عوامل وجود

ص: 335

انسان در کره زمین سخن می گوید، و آیه دوم از خود وجود انسان، و آیه سوم از عوامل دوام و بقاء او.

این نکته نیز قابل توجه است: چیزی که مانع بصیرت آدمی می شود، و او را از مطالعه اسرار آفرینش، اسرار زمین و شگفتیهای وجود خودش باز می دارد همان حرص برای روزی است، خداوند در آیه اخیر به انسان اطمینان می دهد که روزی او تضمین شده است، تا بتواند با خیال راحت به شگفتیهای جهان هستی بنگرد، و جمله” أَ فَلاٰ تُبْصِرُونَ “در مورد او تحقق یابد.

* لذا برای تاکید این مطلب در آخرین آیه مورد بحث سوگند یاد کرده می گوید: “به خدای آسمان و زمین سوگند که این مطلب حق است، درست همانگونه که شما سخن می گوئید” (فَوَ رَبِّ السَّمٰاءِ وَ الْأَرْضِ إِنَّهُ لَحَقٌّ مِثْلَ مٰا أَنَّکُمْ تَنْطِقُونَ) . کار بجایی رسیده است که خداوند با آن عظمت و قدرتش برای اطمینان دادن به بندگان شکاک و دیر باور و ضعیف النفس و حریص سوگند یاد می کند که آنچه به شما در زمینه رزق و روزی و وعده های ثواب و عقاب قیامت وعده داده شده همه حق است، و هیچ شک و تردیدی در آن نیست (1) . (1) تعبیر به” مِثْلَ مٰا أَنَّکُمْ تَنْطِقُونَ ” (همانگونه که سخن می گوئید) تعبیر لطیف و حساب شده ای است که از محسوسترین اشیاء سخن می گوید، چرا که گاهی خطا در باصره یا سامعه انسان واقع می شود، اما در سخن گفتن چنین ص: 336 1- 1) در اینکه مرجع ضمیر“انه”چیست؟ در میان مفسران گفتگو است، بعضی گفته اند: به“رزق”بازمی گردد، و بعضی به“ مٰا تُوعَدُونَ “و بعضی آن را به پیامبر (ص) و قرآن بازگردانده اند ولی تفسیر اول از همه مناسبتر است. خطایی راه ندارد که انسان احساس کند سخن گفته در حالی که سخن نگفته باشد، لذا قرآن می گوید: همان اندازه که سخن گفتن شما برایتان محسوس است و واقعیت دارد رزق و وعده های الهی نیز همین گونه است! از این گذشته مساله سخن گفتن خود یکی از بزرگترین روزیها و مواهب پروردگار است که هیچ موجود زنده ای جز انسان از آن برخوردار نشده است، و نقش سخن گفتن در زندگی اجتماعی انسانها و تعلیم و تربیت و انتقال علوم و دانشها و حل مشکلات زندگی بر کسی پوشیده نیست. *

نکته ها:

اشاره

1-داستان تکان دهنده اصمعی

“زمخشری”در تفسیر”کشاف”از“اصمعی” (1) نقل می کند از مسجد بصره بیرون آمدم، ناگاه چشمم به یک عرب بیابانی افتاد که بر مرکبش سوار بود، با من روبرو شد و گفت: از کدام قبیله ای؟ گفتم از“بنی اصمع”گفت:

(1)

از کجا می آیی؟ گفتم از آنجا که کلام خداوند رحمان را می خوانند، گفت برای من هم بخوان! من آیاتی از سوره و الذاریات را برای او خواندم، تا به آیه“و فِی السَّمٰاءِ رِزْقُکُمْ “رسیدم، گفت کافی است، برخاست و شتری را که با خود داشت نحر کرد، و گوشت آن را در میان نیازمندانی که می آمدند و می رفتند تقسیم نمود، شمشیر و کمانش را نیز شکست و کنار انداخت و پشت کرد و رفت. این داستان گذشت.

ص: 337

1- 1) نام او”عبد الملک ابن قریب”بوده، در ایام هارون الرشید می زیست، حافظه وی عجیب و اطلاعاتی گسترده از تاریخ و ادبیات و اشعار عرب داشت، و در سال 216 در بصره وفات کرد (الکنی و الالقاب ج 2 صفحه 37) .

هنگامی که با“هارون الرشید”به زیارت خانه خدا رفتم مشغول طواف بودم ناگهان دیدم کسی با صدای آهسته مرا صدا می زند نگاه کردم دیدم همان مرد عرب است، لاغر شده، و رنگ صورتش زرد گشته است (پیدا بود که عشقی آتشین بر او چیره گشته و او را بیقرار ساخته است) به من سلام کرد و خواهش نمود بار دیگر همان سوره“ذاریات”را برای او بخوانم، وقتی به همان آیه رسیدم فریادی کشید و گفت ما وعده خداوند خود را به خوبی یافتیم، سپس افزود آیا بعد از اینهم آیه ای هست من آیه بعد را خواندم: فَوَ رَبِّ السَّمٰاءِ وَ الْأَرْضِ إِنَّهُ لَحَقٌّ بار دیگر صیحه زد و گفت: یا سبحان اللّٰه من ذا الذی اغضب الجلیل حتی حلف یصدقوه بقوله حتی ألجئوه الی الیمین؟!: “براستی عجیب است، چه کسی خداوند جلیل را به خشم آورده که این چنین سوگند یاد می کند آیا سخن او را باور نکرده اند که ناچار از سوگند شده”؟!این جمله را سه بار تکرار کرد و بر زمین افتاد و مرغ روحش به آسمان پرواز کرد (1) .

(1)

* 2-بهشت کجاست؟ چنان که در تفسیر آیات گفتیم بعضی جمله“ وَ مٰا تُوعَدُونَ “را به معنی بهشت تفسیر کرده اند، و گفته اند از این آیه استفاده می شود که بهشت در آسمانها است، ولی این سخن با آنچه در آیه 133 سوره آل عمران آمده است که می گوید “بهشت به وسعت آسمانها و زمین است”سازگار به نظر نمی رسد. و چنان که گفتیم این تفسیر برای جمله”ما توعدون”مسلم نیست، بلکه ممکن است اشاره به وعده رزق یا عذابهای آسمانی باشد. و اگر در آیه 15 سوره نجم آمده است که“جنه الماوی”در آسمان در ص: 338 1- 1) “تفسیر کشاف”جلد 4 صفحه 400. کنار“سدره المنتهی”است، دلیلی بر این معنی نخواهد بود، زیرا“جنه الماوی” بخشی از باغهای بهشت است نه تمام بهشت (دقت کنید) . *

3-بهره گیری از نشانه های حق آمادگی لازم دارد

هنگامی که آیات قرآن سخن از اسرار آفرینش و نشانه های خدا در عالم هستی می گوید گاه می فرماید: اینها نشانه هایی است برای کسانی که می شنوند (لِقَوْمٍ یَسْمَعُونَ) (یونس 67) .

و گاه می گوید: برای آنهایی که تفکر می کنند (لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ) (رعد 3) .

گاه می فرماید: برای کسانی که تعقل می کنند (لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ) (رعد 4) .

گاه می گوید: برای کسانی که بسیار شکیبا و شکرگزارند (لِکُلِّ صَبّٰارٍ شَکُورٍ) (ابراهیم 5) .

گاه می فرماید: برای کسانی که ایمان دارند (لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ) (نحل 79) .

گاه می گوید: برای همه صاحبان مغز (لَآیٰاتٍ لِأُولِی النُّهیٰ) (طه 54) .

گاه می فرماید: برای آنها که هوش سرشار دارند (لَآیٰاتٍ لِلْمُتَوَسِّمِینَ) (حجر 75) .

و بالآخره گاهی می گوید: برای دانشمندان (لَآیٰاتٍ لِلْعٰالِمِینَ) (روم 22) .

و در آیات مورد بحث می گوید: “آیا نمی بینید”؟ یعنی آیات خدا در زمین و در درون وجود شما برای کسانی که چشم بینا دارند روشن است.

این تعبیرات به خوبی نشان می دهد که برای استفاده و بهره گیری از آیات بی شمار و نشانه های بسیار که برای وجود پاک او در سراسر عالم آفرینش وجود

ص: 339

دارد زمینه آماده ای لازم است، چشمی بینا، گوشی شنوا، فکری بیدار، و دلی هشیار و روحی آماده پذیرش و تشنه حقایق لازم است، و گرنه ممکن است انسان سالها در لابلای این آیات زندگی کند اما همچون حیوانات جز اصطبل و علف نشناسد.

* 4-رزق حق است از جمله اموری که نظام دقیقی بر آن حاکم است همین مساله روزی است که در آیات مورد بحث اشارات واضحی به آن شده است، درست است که تلاش و کوشش شرط بهره گیری از مواهب زندگی است، و تنبلی و سستی مایه محرومیت و درماندگی می باشد، ولی اینهم اشتباه است که گمان کنیم با حرص و ولع و کارهای بی رویه روزی انسان افزون می شود، و با عفت و متانت و خویشتن داری روزی کم خواهد شد. در احادیث اسلامی تعبیرات جالبی در این زمینه دیده می شود. در حدیثی از رسول خدا ص می خوانیم: ان الرزق لا یجره حرص حریص، و لا یصرفه کره کاره: “روزی از سوی خداوند مقدر شده، نه حرص حریص آن را جلب می کند، و نه اکراه افراد آن را منع می نماید” (1) . (1) در حدیث دیگری از امام صادق ع آمده است که در پاسخ کسی که تقاضای موعظه کرده بود فرمود: “ و ان کان الرزق مقسوما فالحرص لما ذا؟ . .. ” هر گاه رزق قسمت شده است حرص برای چیست (2) … “؟ . (2) هدف از این بیانات این نیست که جلو تلاش را بگیرد بلکه افراد حریص را با توجه به مقدر بودن رزق از حرصشان بازمی دارد. این نکته نیز قابل توجه است که در احادیث اسلامی امور زیادی به عنوان ص: 340 1- 1 و 2) “نور الثقلین”جلد 5 صفحه 126. 2- وسیله جلب روزی یا موانع آن معرفی شده که هر یک به نوبه خود سازنده است. در حدیثی از امام صادق ع می خوانیم: و الذی بعث جدی بالحق نبیا ان اللّٰه تبارک و تعالی یرزق العبد علی قدر المروه، و ان المعونه تنزل علی قدر شده البلاء: “سوگند به کسی که جدم را به حق به نبوت مبعوث کرده است که خداوند متعال انسان را به قدر مروت و شخصیتش روزی می دهد، و کمک پروردگار متناسب با شدت بلا و حادثه است” (1) . (1) در حدیث دیگری از همان حضرت آمده است: کف الاذی و قله الصخب یزیدان فی الرزق: “ترک آزار مردم و جار و جنجال، روزی را افزایش می دهد. (2) ” از پیامبر اسلام ص نیز نقل شده است که فرمود: (2) التوحید نصف الدین و استنزل الرزق بالصدقه: “توحید نیمی از دین است، و روزی را از طریق انفاق در راه خدا بر خود نازل کن”! (3) . (3) و همچنین امور دیگری مانند تمیز کردن اطراف خانه، و شستشو و تمیز کردن ظروف از اسباب افزایش روزی معرفی شده است. *

ص: 341

1- 1) نور الثقلین جلد 5 صفحه 125 (حدیث 31) .

2- 2 و 3) همان مدرک صفحه 126 (حدیث 35 و 37) .

3-

nemoone/ذاریات/آیات_20_تا_23.txt · Last modified: 2024/12/07 17:08 by 127.0.0.1

Donate Powered by PHP Valid HTML5 Valid CSS Driven by DokuWiki