[سوره الحدید (57) : آیات 7 تا 11]
اشاره
آمِنُوا بِاللّٰهِ وَ رَسُولِهِ وَ أَنْفِقُوا مِمّٰا جَعَلَکُمْ مُسْتَخْلَفِینَ فِیهِ فَالَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ أَنْفَقُوا لَهُمْ أَجْرٌ کَبِیرٌ (7) وَ مٰا لَکُمْ لاٰ تُؤْمِنُونَ بِاللّٰهِ وَ اَلرَّسُولُ یَدْعُوکُمْ لِتُؤْمِنُوا بِرَبِّکُمْ وَ قَدْ أَخَذَ مِیثٰاقَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ (8) هُوَ اَلَّذِی یُنَزِّلُ عَلیٰ عَبْدِهِ آیٰاتٍ بَیِّنٰاتٍ لِیُخْرِجَکُمْ مِنَ اَلظُّلُمٰاتِ إِلَی اَلنُّورِ وَ إِنَّ اَللّٰهَ بِکُمْ لَرَؤُفٌ رَحِیمٌ (9) وَ مٰا لَکُمْ أَلاّٰ تُنْفِقُوا فِی سَبِیلِ اَللّٰهِ وَ لِلّٰهِ مِیرٰاثُ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ لاٰ یَسْتَوِی مِنْکُمْ مَنْ أَنْفَقَ مِنْ قَبْلِ اَلْفَتْحِ وَ قٰاتَلَ أُولٰئِکَ أَعْظَمُ دَرَجَهً مِنَ اَلَّذِینَ أَنْفَقُوا مِنْ بَعْدُ وَ قٰاتَلُوا وَ کُلاًّ وَعَدَ اَللّٰهُ اَلْحُسْنیٰ وَ اَللّٰهُ بِمٰا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ (10) مَنْ ذَا اَلَّذِی یُقْرِضُ اَللّٰهَ قَرْضاً حَسَناً فَیُضٰاعِفَهُ لَهُ وَ لَهُ أَجْرٌ کَرِیمٌ (11)
ص: 312
1- 1) “تفسیر در المنثور”جلد 6 صفحه 171.
ترجمه:
7-به خدا و رسولش ایمان بیاورید و از آنچه شما را نماینده (خود) در آن قرار داده انفاق کنید (زیرا) کسانی که از شما ایمان بیاورند و انفاق کنند اجر بزرگی دارند.
8-چرا ایمان نیاورید در حالی که رسول (خدا) شما را می خواند که به پروردگارتان ایمان بیاورید و از شما پیمان گرفته است (پیمانی از طریق فطرت و خرد) اگر آماده ایمان هستید.
9-او کسی است که آیات بینات بر بنده اش (محمد) نازل می کند تا شما را از تاریکیها به نور بیرون برد، و خداوند نسبت به شما مهربان و رحیم است.
10-چرا در راه خدا انفاق نکنید در حالی که میراث آسمانها و زمین همه از آن خدا است (و کسی چیزی را با خود نمی برد) کسانی که قبل از پیروزی انفاق کردند و (سپس)
ص: 313
پیکار نمودند (با کسانی که بعد از پیروزی انفاق کردند) یکسان نیستند آنها بلند مقام ترند از کسانی که بعد از فتح انفاق نمودند و جهاد کردند، و خداوند به هر دو وعده نیک داده است، و خدا به آنچه انجام می دهید آگاه است.
11-کیست که به خدا وام نیکو دهد (و از اموالی که به او ارزانی داشته انفاق کند) تا خداوند آن را برای او چندین برابر کند، و برای او اجر فراوان پر ارزشی است.
تفسیر:
ایمان و انفاق دو سرمایه بزرگ نجات و خوشبختی
بعد از بیان قسمتی از دلائل عظمت خداوند در عالم هستی و اوصاف جمال و جلال او، اوصافی که انگیزه حرکت به سوی اللّٰه است، در آیات از آنها نتیجه گیری کرده و همگان را دعوت به ایمان و عمل می نماید.
نخست می فرماید: “به خداوند و رسولش ایمان بیاورید” (آمِنُوا بِاللّٰهِ وَ رَسُولِهِ) .
این دعوت یک دعوت عام است که شامل همه انسانها می شود، مؤمنان را به ایمانی کاملتر و راسختر، و غیر مؤمنان را به اصل ایمان دعوت می کند، دعوتی که توأم با دلیل است و دلائلش در آیات توحیدی قبل گذشت.
سپس به یکی از آثار مهم ایمان که“انفاق فی سبیل اللّٰه”است دعوت کرده می گوید: “از آنچه خداوند شما را در آن جانشین دیگران ساخته انفاق کنید” (وَ أَنْفِقُوا مِمّٰا جَعَلَکُمْ مُسْتَخْلَفِینَ فِیهِ) .
دعوت به ایثار و فداکاری و گذشت از مواهبی که انسان در اختیار دارد، منتها این دعوت را مقرون به این نکته می کند که فراموش نکنید“در حقیقت مالک اصلی خدا است”و این اموال و سرمایه ها چند روزی به عنوان امانت نزد شما سپرده شده، همانگونه که قبلا در اختیار اقوام پیشین بود.
ص: 314
و به راستی نیز چنین است زیرا در آیات گذشته خواندیم که مالک حقیقی کل جهان خداوند است ایمان به این واقعیت بیانگر همین است که ما امانت دار او هستیم، چگونه ممکن است امانت دار فرمان صاحب امانت را نادیده بگیرد؟! ایمان به این حقیقت به انسان روح سخاوت و ایثار می بخشد، و دست و دل او را در انفاق باز می کند.
تعبیر به“مستخلفین” (جانشینان) ممکن است اشاره به نمایندگی انسان از سوی خداوند در زمین و مواهب آن باشد، و یا جانشینی از اقوام پیشین، و یا هر دو.
و تعبیر به“مما” (از چیزهایی که…) تعبیر عامی است که نه تنها اموال بلکه تمام سرمایه ها و مواهب الهی را شامل می شود و همانگونه که قبلا نیز گفته ایم انفاق مفهوم وسیعی دارد که منحصر به مال نیست، بلکه علم و هدایت و آبروی اجتماعی و سرمایه های معنوی و مادی دیگر را نیز شامل می شود.
سپس برای تشویق بیشتر می افزاید: “آنهایی که از شما ایمان بیاورند و انفاق کنند اجر بزرگی دارند” (فَالَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ أَنْفَقُوا لَهُمْ أَجْرٌ کَبِیرٌ) .
توصیف اجر به بزرگی، اشاره ای به عظمت الطاف و مواهب الهی، و ابدیت و خلوص و دوام آن است، نه تنها در آخرت که در دنیا نیز قسمتی از این اجر کبیر عائد آنها می شود.
* بعد از امر به“ایمان”و“انفاق”در باره هر یک از این دو به بیانی می پردازد که به منزله استدلال و برهان است. نخست به صورت یک استفهام توبیخی علت عدم پذیرش دعوت پیامبر ص را در مورد ایمان به خدا جویا شده، می فرماید: “چه چیز سبب می شود که ص: 315 ایمان به خدا نیاورید در حالی که رسول او شما را دعوت برای ایمان به پروردگارتان می کند، و در حالی که از شما پیمان گرفته است اگر آماده ایمان هستید” (وَ مٰا لَکُمْ لاٰ تُؤْمِنُونَ بِاللّٰهِ وَ الرَّسُولُ یَدْعُوکُمْ لِتُؤْمِنُوا بِرَبِّکُمْ وَ قَدْ أَخَذَ مِیثٰاقَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ) . یعنی اگر به راستی شما آمادگی برای پذیرش حق دارید دلائلش روشن است، هم از طریق فطرت و عقل، و هم از طریق دلیل نقل. از یک سو پیامبر خدا ص با دلائل روشن و آیات و معجزات باهرات به سراغ شما آمده، و از سوی دیگر خداوند با نشان دادن آثارش در جهان آفرینش و در درون وجودتان یک نوع پیمان تکوینی از شما گرفته به او ایمان بیاورید، اما شما نه اعتنایی به فطرت و عقل خود دارید، و نه توجهی به مساله وحی، معلوم می شود اصلا شما حاضر به ایمان نیستید، و جهل و تعصب و تقلید کورکورانه بر فکر شما چیره شده است. از آنچه گفتیم روشن شد که منظور از جمله“ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ “این است که”اگر شما حاضر به ایمان آوردن به چیزی و پذیرش دلیلی باشید اینجا جای آن است”چرا که دلائلش از هر نظر آشکار است. نکته اینجا است که آنها شخص پیامبر ص را می دیدند، و دعوت او را بدون هیچ واسطه می شنیدند، و معجزاتش را با چشم مشاهده می کردند، دیگر چه عذری می توانست مانع گردد؟ لذا در حدیثی می خوانیم: روزی رسول خدا ص به اصحابش فرمود: ای المؤمنین اعجب الیکم ایمانا؟ قالوا: الملائکه!قال: و ما لهم لا یؤمنون و هم عند ربهم؟ قالوا: فالانبیاء!قال فما لهم لا یؤمنون و الوحی ینزل علیهم؟ قالوا: فنحن!قال: و ما لکم لا تؤمنون و انا بین اظهرکم!و لکن اعجب المؤمنین ایمانا قوم یجیئون بعدکم یجدون صحفا یؤمنون بما فیها: ص: 316 “کدامیک از مؤمنان ایمانشان شگفت انگیزتر است؟ گفتند: فرشتگان، فرمود: چه جای تعجب که آنها ایمان بیاورند؟ آنها در جوار قرب خداوندند گفتند: پس انبیاء، فرمود: با اینکه وحی بر آنها نازل می شود چگونه ایمان نیاورند؟ گفتند: پس خود ما!فرمود: چه جای تعجب که شما ایمان بیاورید در حالی که من در میان شما هستم؟ (اینجا بود که همه ساکت ماندند و پیامبر فرمود:) ولی از همه اعجاب انگیزتر قومی هستند که بعد از شما می آیند و تنها اوراقی را در برابر خود می بینند و به آنچه در آن است ایمان می آورند” (1) . (1) و این یک واقعیت است که افرادی که سالیان دراز بعد از رحلت پیامبر ص قدم به عرصه هستی می گذارند و فقط آثار رسول اللّٰه را در کتب می بینند و به حقانیت دعوتش پی می برند امتیاز عظیمی بر دیگران دارند. تعبیر به“میثاق” (پیمان مؤکد) می تواند اشاره به فطرت توحیدی باشد و یا دلائل عقلی که با مشاهده نظام آفرینش بر انسان ظاهر می گردد، و تعبیر “بربکم” (پروردگارتان) که اشاره ای به تدبیر الهی در عالم خلقت است شاهد بر این معنا است. بعضی“میثاق”را در اینجا اشاره به پیمان“عالم ذر”دانسته اند، ولی این معنی بعید به نظر می رسد جز به همان تفسیری که ما برای عالم ذر قبلا ذکر کرده ایم (2) . (2) * آیه بعد برای تاکید و توضیح بیشتر پیرامون همین معنی می افزاید: “او
ص: 317
1- 1) “صحیح بخاری”طبق نقل”تفسیر مراغی“و”تفسیر فی ظلال القرآن“ ذیل آیات مورد بحث.
2- 2) به تفسیر نمونه جلد 7 ذیل آیه 172 سوره اعراف صفحه 4 مراجعه کنید.
کسی است که آیات روشن بر بنده خود نازل کرده است، تا شما را از ظلمتهای شرک و جهل و نادانی، به ایمان و توحید و علم، رهنمون گردد، و خداوند نسبت به شما رءوف و مهربان است” (هُوَ الَّذِی یُنَزِّلُ عَلیٰ عَبْدِهِ آیٰاتٍ بَیِّنٰاتٍ لِیُخْرِجَکُمْ مِنَ الظُّلُمٰاتِ إِلَی النُّورِ وَ إِنَّ اللّٰهَ بِکُمْ لَرَؤُفٌ رَحِیمٌ) .
جمعی“آیات بینات”را در اینجا به همه“معجزات”تفسیر کرده اند، و گروهی به قرآن، ولی مفهوم آیه گسترده است و همه اینها را شامل می شود، هر چند تعبیر به“نازل کردن”مناسب قرآن است، همان قرآنی که پرده های ظلمت کفر و ضلالت و نادانی را می درد، و آفتاب ایمان و آگاهی را در درون جان انسان طالع می کند.
تعبیر به“رءوف رحیم”اشاره لطیفی به این حقیقت است که این دعوت مؤکد و پرشور الهی به سوی ایمان و انفاق مظهری از مظاهر رحمت الهیه است که به سراغ همه شما آمده، و تمام برکاتش در این جهان و جهان دیگر عائد خودتان می شود.
در اینکه آیا میان“رءوف”و“رحیم”تفاوتی هست یا نه؟ و این تفاوت چگونه است؟ در میان مفسران گفتگو است، و مناسبتر از همه این است که “رءوف”اشاره به محبت و لطف خاصش نسبت به مطیعان است در حالی که “رحیم”اشاره به رحمت او در مورد عاصیان است.
بعضی نیز گفته اند“رأفت”در مورد رحمت قبل از ظهور آن گفته می شود اما“رحمت”تعبیری است که بعد از ظهور بر آن اطلاق می گردد.
* سپس به استدلالی برای مساله انفاق پرداخته می فرماید: “چرا در راه خدا انفاق نکنید در حالی که میراث آسمانها و زمین از آن او است”؟ (وَ مٰا لَکُمْ أَلاّٰ تُنْفِقُوا فِی سَبِیلِ اللّٰهِ وَ لِلّٰهِ مِیرٰاثُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ) . ص: 318 یعنی سرانجام همه شما چشم از جهان و مواهبش می پوشید، و همه را می گذارید و می روید، پس اکنون که در اختیار شما است چرا بهره خود را نمی گیرید؟! “میراث”در اصل-چنان که راغب در مفردات می گوید به معنی مالی است بدون قرارداد و مانند آن به انسان منتقل می شود، و آنچه از میت به بازماندگان منتقل می شود یکی از مصداقهای آن است که بر اثر کثرت استعمال هنگام ذکر این کلمه همین معنی تداعی می شود. تعبیر“ لِلّٰهِ مِیرٰاثُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ “از این نظر است که نه تنها اموال و ثروتهای روی زمین بلکه آنچه در تمام آسمان و زمین وجود دارد به ذات پاک او بر می گردد، همه خلایق می میرند و خداوند وارث همه آنها است. و از آنجا که انفاق در شرائط و احوال مختلف ارزشهای متفاوتی دارد در جمله بعد می افزاید: آنهایی که قبل از”پیروزی”انفاق کردند و پیکار نمودند با کسانی که بعد از فتح این کار را انجام دادند مساوی نیستند“ (لاٰ یَسْتَوِی مِنْکُمْ مَنْ أَنْفَقَ مِنْ قَبْلِ الْفَتْحِ وَ قٰاتَلَ) (1) . (1) در اینکه منظور از این”فتح“کدام فتح است میان مفسران گفتگو است، بعضی آن را اشاره به”فتح مکه“در سال هشتم هجرت می دانند، و بعضی آن را اشاره به”فتح حدیبیه“در سال ششم. البته نظر به اینکه کلمه”فتح“در سوره إِنّٰا فَتَحْنٰا لَکَ فَتْحاً مُبِیناً به”فتح حدیبیه تفسیر شده است مناسب این است که در اینجا نیز فتح حدیبیه باشد، ولی تعبیر به“قاتل” (پیکار کند) مناسب با فتح مکه است زیرا در حدیبیه پیکاری رخ نداد، اما در فتح مکه پیکاری سریع و کوتاه که با مقاومت چندانی روبرو نشد صورت ص: 319 1- 1) این آیه محذوفی دارد که از مذکور استفاده می شود، و در تقدیر چنین است “لا یستوی من انفق من قبل الفتح و قاتل و الذین انفقوا بعد الفتح و قاتلوا”. گرفت. این احتمال نیز وجود دارد که مراد از“الفتح”در این آیه جنس فتح و هر گونه پیروزی مسلمین در جنگهای اسلامی باشد، یعنی: آنها که در مواقع بحرانی از بذل مال و جان ابا داشتند از آنها که بعد از فرونشستن طوفانها به یاری اسلام شتافتند برترند. لذا برای تاکید بیشتر می افزاید: “این گروه مقامشان برتر و بالاتر از کسانی است که بعد از فتح انفاق کردند و جهاد نمودند” (أُولٰئِکَ أَعْظَمُ دَرَجَهً مِنَ الَّذِینَ أَنْفَقُوا مِنْ بَعْدُ وَ قٰاتَلُوا) . عجب اینکه جمعی از مفسران که آیه را ناظر به فتح مکه یا حدیبیه می دانند مصداق انفاق کننده را در این آیه ابو بکر دانسته اند، در حالی که بدون شک از زمان هجرت تا آن زمان که 6 تا 8 سال طول کشید و غزوات زیادی رخ داد هزاران نفر در راه اسلام انفاق کردند و پیکار نمودند، چرا که در فتح مکه طبق تواریخ ده هزار نفر شرکت کردند و مسلما از این گروه عده زیادی به برنامه های جنگی کمک مالی نمودند و انفاق فی سبیل اللّٰه کردند، و مسلم است که تعبیر به“قبل”به معنی انفاق در آستانه این فتح است نه در آغاز اسلام و بیست و یک سال قبل! این نکته نیز لازم به یادآوری است که بعضی از مفسران اصرار دارند که انفاق برتر از جهاد است تا با پیشداوریهای آنها هماهنگ شود و شاید ذکر انفاق را در آیه فوق قبل از جهاد گواه بر این مطلب بدانند، در حالی که روشن است مقدم داشتن انفاق مالی به خاطر این است که وسائل و مقدمات و ابزار جنگ به وسیله آن فراهم می گردد، و گرنه بدون شک بذل جان و آمادگی برای شهادت از انفاق مالی برتر و بالاتر است. به هر حال از آنجا که هر دو گروه با تفاوت درجه مشمول عنایات حقند ص: 320 در پایان آیه می افزاید: “خداوند به هر دو گروه وعده نیک داده است” (وَ کُلاًّ وَعَدَ اللّٰهُ الْحُسْنیٰ) . این یک قدردانی برای عموم کسانی است که در این مسیر گام برداشتند و“حسنی”در اینجا مفهوم وسیعی دارد که هر گونه ثواب و پاداش نیک دنیا و آخرت را در برمی گیرد. و از آنجا که ارزش عمل به خلوص آن است، در پایان آیه می افزاید: “خداوند به آنچه انجام می دهید آگاه است” (وَ اللّٰهُ بِمٰا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ) . هم از کمیت و کیفیت اعمال شما با خبر است و هم از نیات و میزان خلوص شما. * و در آخرین آیه مورد بحث باز هم برای تشویق در مورد“انفاق فی سبیل اللّٰه” از تعبیر جالب دیگری استفاده کرده، می گوید: “کیست که به خدا قرض نیکویی دهد و از اموالی که به او بخشیده است انفاق نماید، تا آن را برای او چندین برابر کند؟ و برای او پاداش فراوان و پر ارزشی است” (مَنْ ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللّٰهَ قَرْضاً حَسَناً فَیُضٰاعِفَهُ لَهُ وَ لَهُ أَجْرٌ کَرِیمٌ) .
راستی تعبیر عجیبی است خدایی که بخشنده تمام نعمتها است، و همه ذرات وجود ما لحظه به لحظه از دریای بی پایان فیض او بهره می گیرد و مملوک او است، ما را صاحبان اموال شمرده، و در مقام گرفتن وام از ما برآمده، و بر خلاف وامهای معمولی عین همان مقدار باز پس می دهند، او چندین برابر، گاه صدها و گاه هزار برابر، بر آن اضافه می کند و علاوه بر اینها وعده“اجر کریم”که پاداشی است عظیم که جز خدا نمی داند نیز می دهد.
* ص: 321 نکته ها: اشاره 1-انگیزه های انفاق قابل توجه اینکه در آیات گذشته برای تشویق به انفاق-اعم از کمک به موضوع جهاد یا انفاقهای دیگر به نیازمندان-تعبیرات مختلفی دیده می شود که هر یک می تواند عاملی برای حرکت به سوی این هدف باشد. در آیه هفتم اشاره به مساله استخلاف و جانشینی مردم از یکدیگر، یا از خداوند در این ثروتها است که مالکیت حقیقی را مخصوص خدا می شمرد، و همه را نماینده او در این اموال این بینش می تواند دست و دل انسان را در انفاق باز کند و عاملی برای حرکت در این زمینه باشد. در آیه دهم تعبیر دیگری آمده که از ناپایداری اموال و سرمایه ها و بازماندن آن بعد از همه انسانها حکایت می کند، و آن تعبیر به“میراث”است می گوید، میراث آسمانها و زمین از آن خدا است. و در آیه یازدهم تعبیر از همه حساستر است: خدا را وام گیرنده، و انسانها را وام دهنده می شمرد، وامی که مساله تحریم ربا در آن راه ندارد و چندین برابر تا هزاران برابر در مقابل آن پرداخته می شود، اضافه بر پاداش عظیمی که در هیچ اندیشه ای نمی گنجد! اینها همه برای این است که بینشهای انحرافی و انگیزه های حرص و آز و حسد و خودخواهی و طول امل را که مانع از انفاق است از میان ببرد، و جامعه ای بر اساس پیوندهای عاطفی و روح اجتماعی و تعاون عمیق بسازد. *
2-شرایط انفاق در راه خدا
تعبیر به“قرضا حسنا”در آیه فوق اشاره ای به این حقیقت است که
ص: 322
وام دادن خود انواع و اقسامی دارد که بعضی را“وام نیکو”و بعضی را وام کم ارزش و یا حتی بی ارزش می توان شمرد.
قرآن مجید شرائط وام نیکو را در برابر خداوند یا به تعبیر دیگر “انفاق ارزشمند”را در آیات مختلف بیان کرده است، و بعضی از مفسران از جمع آوری آن ده شرط استفاده کرده اند.
1-از بهترین قسمت مال انتخاب شود نه از اموال کم ارزش یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِنْ طَیِّبٰاتِ مٰا کَسَبْتُمْ وَ مِمّٰا أَخْرَجْنٰا لَکُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ لاٰ تَیَمَّمُوا الْخَبِیثَ مِنْهُ تُنْفِقُونَ وَ لَسْتُمْ بِآخِذِیهِ إِلاّٰ أَنْ تُغْمِضُوا فِیهِ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللّٰهَ غَنِیٌّ حَمِیدٌ: “ای کسانی که ایمان آورده اید از اموال پاکیزه ای که به دست آورده اید، یا از زمین برای شما خارج ساخته ایم انفاق کنید، و به سراغ قسمتهای ناپاک برای انفاق نروید در حالی که خودتان حاضر نیستید آنها را بپذیرید مگر از روی اغماض، و بدانید خداوند بی نیاز و شایسته ستایش است” (بقره-267) .
2-از اموالی که مورد نیاز انسان است باشد، چنان که می فرماید وَ یُؤْثِرُونَ عَلیٰ أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ کٰانَ بِهِمْ خَصٰاصَهٌ: “آنها دیگران را بر خود مقدم می دارند هر چند شخصا شدیدا نیازمند باشند”. (حشر-9) .
3-به کسانی انفاق کند که سخت به آن نیازمندند و اولویتها را در نظر گیرد لِلْفُقَرٰاءِ الَّذِینَ أُحْصِرُوا فِی سَبِیلِ اللّٰهِ: “انفاق شما (مخصوصا) برای نیازمندانی باشد که در راه خدا در محاصره قرار گرفته اند” (بقره 273) .
4-انفاق اگر مکتوم باشد بهتر است: وَ إِنْ تُخْفُوهٰا وَ تُؤْتُوهَا الْفُقَرٰاءَ فَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ: “هر گاه آنها را مخفی ساخته و به نیازمندان بدهید برای شما بهتر است” (بقره 271) .
5-هرگز منت و آزاری با آن همراه نباشد یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تُبْطِلُوا صَدَقٰاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذیٰ: “ای کسانی که ایمان آورده اید انفاقهای خود
ص: 323
را با منت و آزار باطل نکنید” (بقره 264) .
6-انفاق باید توأم با اخلاص و خلوص نیت باشد یُنْفِقُونَ أَمْوٰالَهُمُ ابْتِغٰاءَ مَرْضٰاتِ اللّٰهِ: “کسانی که اموالشان را برای جلب خشنودی خداوند انفاق می کنند” (بقره 265) .
7-آنچه را انفاق می کند کوچک و کم اهمیت بشمرد هر چند ظاهرا بزرگ باشد: وَ لاٰ تَمْنُنْ تَسْتَکْثِرُ: “به هنگام انفاق منت مگذار و آن را بزرگ مشمر” (مدثر 6) (1) .
(1)
8-از اموالی باشد که به آن دل بسته است و مورد علاقه او است لَنْ تَنٰالُوا الْبِرَّ حَتّٰی تُنْفِقُوا مِمّٰا تُحِبُّونَ: “هرگز به حقیقت نیکوکاری نمی رسید مگر اینکه از آنچه دوست دارید انفاق کنید” (آل عمران-92) .
9-هرگز خود را مالک حقیقی تصور نکند، بلکه خود را واسطه ای میان خالق و خلق بداند: وَ أَنْفِقُوا مِمّٰا جَعَلَکُمْ مُسْتَخْلَفِینَ فِیهِ: “انفاق کنید از آنچه خداوند شما را نماینده خود در آن قرار داده است” (حدید 7) .
10-و قبل از هر چیز باید انفاق از اموال حلال باشد، چرا که خداوند فقط آن را می پذیرد: إِنَّمٰا یَتَقَبَّلُ اللّٰهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ “خداوند تنها از پرهیزگاران قبول می کند” (مائده 27) .
و در حدیث آمده که پیامبر ص فرمود:
لا یقبل اللّٰه صدقه من غلول “خداوند هیچگاه انفاقی را که از طریق خیانت است نمی پذیرد” (2) .
(2)
ص: 324
1- 1) این آیه تفسیرهای متعددی دارد که یکی از آنها همان است که در بالا گفته شد، شرح بیشتر را به خواست خدا در تفسیر سوره مدثر مطالعه خواهید کرد.
2- 2) این اوصاف دهگانه را مرحوم“طبرسی”در“مجمع البیان”و“فخر رازی” در“تفسیر کبیر”و“آلوسی”در“روح المعانی”آورده و ما با مختصر تغییر و تکمیل در بالا ذکر کردیم.
آنچه گفته شد در واقع قسمت مهمی از اوصاف و شرائط لازم است، ولی منحصر به اینها نیست، و با دقت و تامل در آیات و روایات اسلامی به شرایط دیگری نیز می توان دست یافت.
ضمنا آنچه گفته شد بعضی از شرائط“واجب”محسوب می شود (مانند عدم منت و آزار و تظاهر) و بعضی از شرائط کمال است (مانند ایثار به نفس در موقع حاجت خویشتن) که عدم وجود آن ارزش انفاق را از میان نمی برد هر چند در سطح اعلا قرار ندارد.
و نیز آنچه گفته شد گرچه در مورد انفاق (وام به خداوند) بود، ولی بسیاری از آنها در مورد وامهای معمولی نیز صادق است، و به اصطلاح از شرائط لازم، یا شرط کمال“قرض الحسنه”می باشد.
در باره اهمیت“انفاق در راه خدا”شرح مبسوطی ذیل آیه 261 تا 267 سوره بقره آورده ایم (جلد 2 تفسیر نمونه صفحه 232 تا 257) .
* 3-پیشگامان در ایمان و جهاد و انفاق بدون شک کسانی که در ایمان و اعمال خیر بر دیگران مقدم می شوند هم شجاعت و آگاهی بیشتری دارند، و هم ایثار و فداکاری فزونتر، و به همین دلیل در پیشگاه خدا یکسان نیستند، و لذا در آیات فوق روی همین مساله تکیه شده بود که کسانی که قبل از فتح (فتح مکه یا حدیبیه، و یا مطلق فتوحات اسلامی) انفاق کردند و جهاد نمودند در پیشگاه خدا با دیگران یکسان نیستند. در حدیثی از“ابو سعید خدری”نقل شده که می گوید: در سال “حدیبیه” (سال ششم هجرت) ما با رسول خدا بودیم، هنگامی که به“عسفان” (مکانی نزدیک مکه) رسیدیم فرمود: ممکن است در آینده قومی بیایند که اعمال شما را در مقایسه با اعمال خود کوچک بشمرند! ص: 325 گفتیم:آنها کیانند ای رسول خدا!آیا منظور قریش است؟ فرمود نه!آنها اهل یمن هستند که دلهایی رقیقتر و نرمتر از شما دارند (و اعمالی فزونتر) . گفتیم: آیا آنها از ما بهترند، ای رسول خدا؟! فرمود: اگر برای یکی از آنها کوهی از طلا باشد و در راه خدا انفاق کند به اندازه یک مد (1) یا نصف آن که شما انفاق می کنید پاداش ندارد، بدانید این تفاوتی است میان ما و مردم و شاهد آن، این سخن خدا است: لاٰ یَسْتَوِی مِنْکُمْ مَنْ أَنْفَقَ مِنْ قَبْلِ الْفَتْحِ وَ قٰاتَلَ … (2) . (1) (2) این نکته نیز قابل توجه است که منظور از قرض دادن به پروردگار هر گونه انفاق در راه او است که یکی از مصادیق مهم آن کمک کردن به پیامبر ص و امام مسلمین می باشد تا در مصارف لازم برای اداره حکومت اسلامی به کار گیرد. لذا در روایتی در کافی از امام صادق ع نقل شده است که فرمود ان اللّٰه لم یسئل خلقه مما فی ایدیهم قرضا من حاجه به الی ذلک، و ما کان للّٰه من حق فانما هو لولیه “خداوند از بندگانش وامی مطالبه نکرده است به خاطر احتیاج او، آنچه از حقوق برای خدا است برای ولی و نماینده او است” (3) و در حدیث دیگری از امام کاظم ع ذیل آیه مورد بحث (مَنْ ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللّٰهَ …) آمده است که“ (3) نزلت فی صله الامام ”: “این آیه در مورد هدیه و کمک به امام نازل شده است” (4) . (4) *
ص: 326
1- 1) ظاهرا منظور یک مد طعام است (کمتر از یک کیلو) .
2- 2) “در المنثور”جلد 6 صفحه 172.
3- 3) تفسیر صافی صفحه 522.
4- 4) تفسیر صافی صفحه 522.
