User Tools

Site Tools


nemoone:حج:آیات_19_تا_24

[سوره الحج (22) : آیات 19 تا 24]

اشاره

هٰذٰانِ خَصْمٰانِ اِخْتَصَمُوا فِی رَبِّهِمْ فَالَّذِینَ کَفَرُوا قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِیٰابٌ مِنْ نٰارٍ یُصَبُّ مِنْ فَوْقِ رُؤُسِهِمُ اَلْحَمِیمُ (19) یُصْهَرُ بِهِ مٰا فِی بُطُونِهِمْ وَ اَلْجُلُودُ (20) وَ لَهُمْ مَقٰامِعُ مِنْ حَدِیدٍ (21) کُلَّمٰا أَرٰادُوا أَنْ یَخْرُجُوا مِنْهٰا مِنْ غَمٍّ أُعِیدُوا فِیهٰا وَ ذُوقُوا عَذٰابَ اَلْحَرِیقِ (22) إِنَّ اَللّٰهَ یُدْخِلُ اَلَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا اَلصّٰالِحٰاتِ جَنّٰاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا اَلْأَنْهٰارُ یُحَلَّوْنَ فِیهٰا مِنْ أَسٰاوِرَ مِنْ ذَهَبٍ وَ لُؤْلُؤاً وَ لِبٰاسُهُمْ فِیهٰا حَرِیرٌ (23) وَ هُدُوا إِلَی اَلطَّیِّبِ مِنَ اَلْقَوْلِ وَ هُدُوا إِلیٰ صِرٰاطِ اَلْحَمِیدِ (24)

ترجمه:

19-اینها دو گروهند که در باره پروردگارشان به مخاصمه و جدال پرداختند: کسانی که کافر شدند لباسهایی از آتش برای آنها بریده می شود، و مایع سوزان و جوشان بر سر آنها فرو می ریزند.

20-آن چنان که هم درونشان را آب می کند و هم برونشان را!

ص: 53

21-و برای آنها گرزهایی از آهن است.

22-هر گاه بخواهند از غم و اندوه های دوزخ خارج شوند آنها را به آن باز می گردانند و (به آنها گفته می شود) بچشید عذاب سوزان را! 23-خداوند کسانی را که ایمان آوردند و عمل صالح انجام داده اند در باغهایی از بهشت وارد می کند که از زیر درختانش نهرها جاری است، آنها با دستبندهایی از طلا و مروارید زینت می شوند و لباسهایشان در آنجا از حریر است.

24-آنها به سوی سخنان پاکیزه هدایت می شوند و به راه خداوند شایسته ستایش راهنمایی می گردند.

شان نزول:

جمعی از مفسران شیعه و اهل تسنن شان نزولی برای نخستین آیه از آیات فوق نقل کرده اند که فشرده اش این است: “روز جنگ بدر، سه نفر از مسلمانان (علی ع و حمزه، و عبیده بن حارث بن عبد المطلب) به میدان نبرد آمدند و به ترتیب “ولید بن عتبه”و”عتبه بن ربیعه“و”شیبه بن ربیعه“را از پای در آوردند، آیه فوق نازل شد و سرنوشت این مبارزان را بیان کرد.

و نیز نقل کرده اند که”ابو ذر“سوگند یاد می کرد که این آیه در باره مردان فوق نازل شده (1) .

(1)

ولی همان گونه که بارها گفته ایم وجودشان نزول خاص هرگز مانع عمومیت مفهوم آیه نمی شود.

* تفسیر: دو گروه متخاصم در برابر هم! در آیات گذشته به گروه مؤمنان و طوائف مختلفی از کفار اشاره شده بود، ص: 54 1- 1) این شان نزول را طبرسی در”مجمع البیان“و فخر رازی در”تفسیر کبیر“و آلوسی در”روح المعانی“و سیوطی در”اسباب النزول“و قرطبی در تفسیر خود آورده اند. و مخصوصا آنها را به صورت شش گروه بیان کرد، در اینجا می فرماید: “این دو دسته-مؤمنان و غیر مؤمنان-در باره پروردگارشان به مخاصمه و جدال پرداختند” (هٰذٰانِ خَصْمٰانِ اخْتَصَمُوا فِی رَبِّهِمْ) (1) . (1) طوائف پنجگانه کفار از یک سو و مؤمنان راستین از سوی دیگر، و اگر درست دقت کنیم می بینیم که اساس اختلافات همه ادیان به اختلاف در باره ذات و صفات خدا باز می گردد و نتیجه آن به مساله نبوت و معاد کشیده می شود، بنا بر این لزومی ندارد که ما در اینجا کلمه”دین“را در تقدیر بگیریم و بگوئیم مخاصمه آنها در دین پروردگارشان است بلکه واقعا ریشه اختلافات به اختلاف در توحید باز می گردد، و اصولا تمام ادیان تحریف یافته و باطل به نوعی از شرک گرفتارند که آثارش در همه عقائد آنها ظاهر می شود. سپس چهار نوع مجازات کافرانی را که دانسته و آگاهانه حق را انکار کردند بیان می کند: نخست از لباس آنها شروع کرده می گوید: “کسانی که کافر شدند لباسهایی از آتش برای آنها بریده می شود” (فَالَّذِینَ کَفَرُوا قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِیٰابٌ مِنْ نٰارٍ) . این جمله ممکن است اشاره به آن باشد که واقعا قطعاتی از آتش به صورت لباس برای آنها بریده و دوخته می شود!، و یا کنایه از این باشد که آتش دوزخ از هر سو آنها را مانند لباس احاطه می کند. دیگر اینکه مایع سوزان و جوشان”حمیم دوزخ“بر سر آنها ریخته می شود” (یُصَبُّ مِنْ فَوْقِ رُؤُسِهِمُ الْحَمِیمُ) (2) . (2) ص: 55 1- 1) کلمه“خصمان”تثنیه است در حالی که“اختصموا”که فعل آن است به صورت جمع آمده، این به خاطر آن است که این دو خصم، دو نفر نیستند، بلکه دو گروهند، بعلاوه این دو گروه در دو صف قرار ندارند بلکه در صفوف مختلف قرار گرفته و هر گروه به مبارزه با سایرین برمی خیزد. 2- 2) “حمیم”آب گرم و سوزان است. * اما این آب سوزان و جوشان در بدن آنها آن چنان نفوذ می کند که“هم درونشان را ذوب می نماید و هم برونشان را”! (یُصْهَرُ بِهِ مٰا فِی بُطُونِهِمْ وَ الْجُلُودُ) (1) .

(1)

* سوم اینکه“تازیانه ها یا گرزهایی از آهن سوزان برای آنها آماده است” (وَ لَهُمْ مَقٰامِعُ مِنْ حَدِیدٍ) (2) . (2) *“و هر گاه بخواهند از دوزخ و غم و اندوههای آن خارج شوند آنها را به آن باز می گردانند، و به آنان گفته می شود، بچشید عذاب سوزان را”! (کُلَّمٰا أَرٰادُوا أَنْ یَخْرُجُوا مِنْهٰا مِنْ غَمٍّ أُعِیدُوا فِیهٰا وَ ذُوقُوا عَذٰابَ الْحَرِیقِ) .

و این چهارمین مجازات آنها است.

* در آیات بعد با استفاده از“روش مقابله”حال مؤمنان صالح را بیان می کند تا از طریق مقایسه، وضع هر دو گروه کاملا مشخص شود، و در اینجا پنج نوع پاداش آنها را بازگو می کند: نخست می گوید: “خداوند کسانی را که ایمان آورده اند و عمل صالح انجام داده اند در باغهایی از بهشت وارد می کند که از زیر درختانش نهرها جاری است” ص: 56 1- 1) “یصهر”از ماده“صهر” (بر وزن قهر) به معنی آب کردن پیه است، و“صهر” (بر وزن فکر) به معنی داماد است. 2- 2) “مقامع”جمع“مقمع” (بر وزن منبر) به معنی تازیانه یا عمود آهنینی است که برای جلوگیری یا مجازات کسی بر او می کوبند. (إِنَّ اللّٰهَ یُدْخِلُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ جَنّٰاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهٰارُ) . گروه اول در شعله های آتش سوزان غوطه ورند و اینها در باغهای بهشت در کنار نهرهای جاری آرمیده اند. سپس به زینت و لباس آنها پرداخته، می گوید: “آنها با دستبندهایی از طلا و مروارید زینت می یابند و لباسشان در آنجا از حریر است” (یُحَلَّوْنَ فِیهٰا مِنْ أَسٰاوِرَ مِنْ ذَهَبٍ وَ لُؤْلُؤاً وَ لِبٰاسُهُمْ فِیهٰا حَرِیرٌ) (1) . (1) و این دو پاداش دیگر آنها است. به این ترتیب در بهشت، زیباترین لباسهایی را که در دنیا از آن محروم بودند در تن می کنند و دستبندهای جواهر نشان در دست دارند، اگر در این جهان از پوشیدن این گونه لباسها و زینتها ممنوع بودند به خاطر آن بود که مایه غرور و غفلت می شد و سبب محرومیت گروه دیگر می گشت، ولی در آنجا که این مسائل مطرح نیست این ممنوعیتها برداشته می شود و جبران می گردد. البته با توجه به اینکه الفبای زندگی در آن جهان با اینجا متفاوت است این الفاظ مفاهیمی برتر و بالاتر از آنچه ما در این جهان می اندیشیم خواهد داشت (دقت کنید) . * و بالآخره چهارمین و پنجمین موهبتی که خدا به آنها ارزانی می دارد و صرفا جنبه روحانی دارد این است که آنها“به سخنان پاکیزه هدایت می شوند”

ص: 57

1- 1) اساور جمع اسوره (بر وزن مشوره) و آن هم به نوبه خود جمع سوار (بر وزن کتاب) به معنی دستبند است و در اصل، فارسی بوده (دستوار) که بعدا در عربی به صورت فوق تغییر شکل یافته.

(وَ هُدُوا إِلَی الطَّیِّبِ مِنَ الْقَوْلِ) .

سخنانی روحپرور، و جمله ها و الفاظی نشاط آفرین و کلماتی پر از صفا و معنویت که روح را در مدارج کمال سیر می دهد و جان و دل انسان را می نوازد و پرورش می دهد.

و همچنین“به سوی راه خداوند حمید و شایسته ستایش هدایت می گردند” (وَ هُدُوا إِلیٰ صِرٰاطِ الْحَمِیدِ) (1) .

(1)

راه شناسایی خدا و نزدیک شدن معنوی و روحانی به قرب جوار او، راه عشق و عرفان.

آری خداوند مؤمنان را با هدایت کردن به سوی این معانی به آخرین درجه لذات روحانی سوق می دهد.

در حدیثی که“علی بن ابراهیم”مفسر معروف، در تفسیر خود آورده است چنین می خوانیم که منظور از“طیب من القول”توحید و اخلاص است و منظور از“صراط الحمید”ولایت و قبول رهبری رهبران الهی است (البته این یکی از مصادیق روشن آیه است) .

ضمنا از تعبیرات مختلفی که در آیات فوق و همچنین در شان نزول آنها وارد شده چنین بر می آید که آن عذابهای سخت و سنگین برای گروه خاصی از کافران

ص: 58

1- 1) واژه (حمید) به معنی“محمود”به کسی می گویند که درخور ستایش است و در اینجا منظور خدا است، بنا بر این“صراط الحمید”به معنی راه وصول به مقام قرب و خشنودی پروردگار است. بعضی نیز احتمال داده اند که“حمید”در اینجا معنی وصفی برای صراط دارد و از قبیل“اضافه بیانیه”است، بنا بر این معنی چنین می شود: آنها به سوی راهی هدایت می شوند که شایسته هر گونه ستایش است (آلوسی در روح البیان) ولی معنی اول صحیحتر به نظر می رسد.

است که به مخاصمه در باره پروردگار برمی خیزند و برای گمراهی دیگران کوشش دارند، آنها افرادی هستند از سردمداران کفر، همچون کسانی که در میدان جنگ بدر به مقاتله با علی ع و حمزه بن عبد المطلب و عبیده بن حارث برخاستند.

***

ص: 59

nemoone/حج/آیات_19_تا_24.txt · Last modified: 2024/12/07 17:08 by 127.0.0.1

Donate Powered by PHP Valid HTML5 Valid CSS Driven by DokuWiki