[سوره الحاقه (69) : آیات 18 تا 24]
اشاره
یَوْمَئِذٍ تُعْرَضُونَ لاٰ تَخْفیٰ مِنْکُمْ خٰافِیَهٌ (18) فَأَمّٰا مَنْ أُوتِیَ کِتٰابَهُ بِیَمِینِهِ فَیَقُولُ هٰاؤُمُ اِقْرَؤُا کِتٰابِیَهْ (19) إِنِّی ظَنَنْتُ أَنِّی مُلاٰقٍ حِسٰابِیَهْ (20) فَهُوَ فِی عِیشَهٍ رٰاضِیَهٍ (21) فِی جَنَّهٍ عٰالِیَهٍ (22) قُطُوفُهٰا دٰانِیَهٌ (23) کُلُوا وَ اِشْرَبُوا هَنِیئاً بِمٰا أَسْلَفْتُمْ فِی اَلْأَیّٰامِ اَلْخٰالِیَهِ (24)
ترجمه:
18-در آن روز همگی به پیشگاه خدا عرضه می شوید، و چیزی از کارهای شما مخفی نمی ماند.
19-اما کسی که نامه اعمالش به دست راست او است (از فرط خوشحالی و مباهات) فریاد می زند که (ای اهل محشر!) نامه اعمال مرا بگیرید و بخوانید.
20-من یقین داشتم که (قیامتی در کار است و) من به حساب اعمالم می رسم.
21-او در یک زندگی کاملا رضایتبخش قرار خواهد داشت.
22-در بهشتی عالی،
ص: 454
23-که میوه هایش در دسترس است.
24- (و به آنها گفته می شود) بخورید و بیاشامید گوارا در برابر اعمالی که در ایام گذشته انجام دادید.
تفسیر ای اهل محشر!نامه اعمال مرا بخوانید
در تفسیر آیات گذشته گفته شد که“نفخ صور”دو بار رخ می دهد در مرتبه اول همه زندگان می میرند، و نظام هستی متلاشی می شود، و در مرتبه دوم جهان نوینی برپا می گردد. و انسانها و فرشتگان حیات نوینی پیدا می کنند، و چنان که گفتیم آغاز آیات از نفخه اول خبر می دهد، و پایان آن از نفخه دوم در ادامه همین مطلب در آیات مورد بحث می فرماید: “در آن روز همگی به پیشگاه خدا عرضه می شوید و چیزی از کارهای شما پنهان نمی ماند” (یَوْمَئِذٍ تُعْرَضُونَ لاٰ تَخْفیٰ مِنْکُمْ خٰافِیَهٌ) .
“تعرضون”از ماده“عرض”به معنی نشان دادن و عرضه داشتن چیزی است، خواه در مورد کالا به هنگام معامله باشد، و یا غیر آن، البته، انسانها و غیر انسانها در این دنیا نیز دائما در محضر خدا هستند، ولی این مطلب در قیامت ظهور و بروز بیشتری دارد فی المثل حاکمیت خداوند بر عالم هستی دائمی است ولی این حاکمیت در این روز از هر زمان آشکارتر است.
جمله“ تَخْفیٰ مِنْکُمْ خٰافِیَهٌ “ممکن است اشاره به این باشد که در آن روز غیب و سر اشخاص تبدیل به شهود و ظهور می شود، چنان که قرآن در باره قیامت می گوید: یَوْمَ تُبْلَی السَّرٰائِرُ: “آن روز روزی است که صفات نهانی ظاهر می شود” (طارق-9)
ص: 455
نه تنها اعمال مخفیانه انسانها که صفات و روحیات و خلقیات و نیتها همه برملا می گردد، و این حادثه ای است عظیم، و به گفته بعضی از مفسران: عظیمتر از متلاشی شدن کوه ها و شکافتن کرات آسمان!روز رسوایی بزرگ بدکاران و سربلندی بی نظیر مؤمنان، روزی است که انسان عریان از نظر اعمال و اسرار درون در آن صحنه ظاهر می شود آری آن روز هیچ چیز از وجود ما پنهان نمی ماند.
و نیز ممکن است اشاره به احاطه علمی خداوند بر همه چیز در آن روز باشد، ولی تفسیر اول مناسبتر است.
* و لذا به دنبال آن می گوید: “اما کسی که نامه اعمالش به دست راست او داده شده از فرط خوشحالی فریاد می زند که بیائید و بگیرید نامه اعمال مرا و بخوانید” (فَأَمّٰا مَنْ أُوتِیَ کِتٰابَهُ بِیَمِینِهِ فَیَقُولُ هٰاؤُمُ اقْرَؤُا کِتٰابِیَهْ) (1) . (1) گویی از خوشحالی در پوست نمی گنجد و از اینهمه نعمت و توفیق و هدایتی که خدا به او داده تمام ذرات وجودش شاکر است و فریاد” اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ ” سرمی دهد. * سپس بزرگترین افتخار خود را در این کلمه خلاصه کرده، می گوید:
ص: 456
1- 1) “هاؤم”به گفته ارباب لغت به معنی“بگیرید”می باشد، اگر مخاطب جمع مردان باشد“هاؤم”گفته می شود، و اگر جمع زنان“هاؤن”و اگر مفرد مذکر باشد“هاء” (به فتح“و اگر مفرد مؤنث باشد”هاء“ (به کسر) و برای تثنیه”هاؤما“ گفته می شود، راغب در مفردات می گوید: “هاء”در معنی گرفتن به کار می رود، و”هات“ در معنی دادن.
“من یقین داشتم که رستاخیزی در کار است، و من به حساب اعمالم می رسم” (إِنِّی ظَنَنْتُ أَنِّی مُلاٰقٍ حِسٰابِیَهْ) (1) .
(1)
“ظن”در اینگونه موارد به معنی”یقین“است، او می خواهد بگوید:
آنچه نصیب من شده به خاطر ایمان به چنین روزی است، و راستی هم همین است ایمان به حساب و کتاب به انسان روح تقوی و پرهیزگاری می بخشد و تعهد و احساس مسئولیت در او ایجاد می کند، و مهمترین عامل تربیت انسان است.
* در آیات بعد گوشه ای از پاداشهای چنین کسانی را بیان کرده، می فرماید: “او در یک زندگی کاملا رضایت بخش قرار خواهد داشت” (فَهُوَ فِی عِیشَهٍ رٰاضِیَهٍ) (2) . (2) * گرچه با همین یک جمله همه گفتنی ها را گفته است، ولی برای توضیح بیشتر می افزاید: “او در بهشتی بلند مرتبه قرار دارد” (فِی جَنَّهٍ عٰالِیَهٍ) .
بهشتی که آن قدر رفیع و والا است که هیچکس مانند آن را ندیده و نشنیده و حتی تصور نکرده است.
* ص: 457 1- 1) “ها”در”حسابیه““هاء استراحت”یا”هاء سکت است“و معنی خاصی ندارد همانگونه که در”کتابیه“نیز چنین است. 2- 2) با اینکه”رضایت و خشنودی“صفتی است برای صاحبان این زندگی، ولی در آیه فوق آن را صفتی برای خود زندگی قرار داده، و این نهایت تاکید را افاده می کند، یعنی نوعی از زندگی است که سراسر رضایت و خشنودی می باشد. “بهشتی که میوه هایش در دسترس است” (قُطُوفُهٰا دٰانِیَهٌ) . نه زحمتی برای چیدن میوه ها در کار است، و نه مشکلی برای نزدیک شدن به درختان پربارش، و اصولا تمام نعمتهایش بدون استثنا در دسترس است (1) . (1) * و در آخرین آیه مورد بحث خطاب محبت آمیز خداوند را به این بهشتیان چنین بیان کرده”بخورید و بیاشامید گوارا، در برابر اعمالی که در ایام گذشته انجام داده اید“ (کُلُوا وَ اشْرَبُوا هَنِیئاً بِمٰا أَسْلَفْتُمْ فِی الْأَیّٰامِ الْخٰالِیَهِ) .
آری این نعمتهای بزرگ بی حساب نیست، اینها پاداش اعمال شما است که در دنیا برای امروز ذخیره کردید و از پیش فرستادید، البته این اعمال ناچیز هنگامی که در افق فضل و رحمت الهی قرار گرفته به چنین ثمراتی منتهی شده است.
* نکته ها: اشاره 1-تفسیر دیگری برای کلمه”عرش“ 1-در حدیثی از امام صادق ع می خوانیم که فرمود: حمله العرش- و العرش العلم-ثمانیه اربعه منا، و اربعه ممن شاء اللّٰه. “حاملان عرش-منظور از عرش علم خدا است-هشت نفرند، چهار نفر از ما و چهار نفر از کسانی که خدا خواسته” (2) . (2) ص: 458 1- 1) “قطوف”جمع”قطف“ (بر وزن حزب) به معنی میوه چیده شده است، و گاه به معنی میوه ای که آماده چیدن است نیز آمده. 2- 2) “نور الثقلین”جلد 5 صفحه 406 (حدیث 28) . در حدیث دیگری از امیر مؤمنان علی ع آمده است: فالذین یحملون العرش، هم العلماء، الذین حملهم اللّٰه علمه: “حاملان عرش، علما و دانشمندانی هستند که خداوند علم خود را به آنها تعلیم فرمود”! (1) . (1) و در حدیث دیگری از امام علی بن موسی الرضا ع می خوانیم: العرش لیس هو اللّٰه و العرش اسم علم و قدره: “عرش خدا نیست، بلکه نام علم و قدرت او است” (2) . (2) از این احادیث به خوبی استفاده می شود که عرش علاوه بر تفسیری که سابقا گفتیم تفسیر دیگری نیز دارد و آن”صفات خدا“صفاتی همچون “علم” و”قدرت“است، و بنا بر این حاملان عرش الهی حاملان علم اویند، و هر قدر انسان یا فرشتگان علم بیشتری داشته باشند سهم بیشتری در حمل این عرش عظیم دارند!. و به این ترتیب این حقیقت روشنتر می شود که عرش به معنی یک تخت جسمانی شبیه تختهای سلطنتی نیست، بلکه هر گاه در مورد خداوند به کار می رود معانی کنایی مختلفی دارد. 2-مقام علی (ع) و شیعیان او در روایات متعددی آمده که آیه فَأَمّٰا مَنْ أُوتِیَ کِتٰابَهُ بِیَمِینِهِ… در باره علی ع است یا در باره علی ع و شیعیان او (3) . (3) این در واقع از قبیل ذکر مصادیق روشن است، بی آنکه مفهوم آیه را محدود کند. *
ص: 459
1- 1) “نور الثقلین”جلد 5 صفحه 405 (حدیث 26) .
2- 2) همان مدرک حدیث 27.
3- 3) “تفسیر المیزان”جلد 20 صفحه 66.
3-پاسخ به یک سؤال
در اینجا ممکن است سؤالی مطرح شود و آن اینکه آیا مؤمنانی که طبق آیات فوق صدا می زنند: “ای اهل محشر!بیایید و نامه اعمال ما را بخوانید، مگر گناهی در تمام نامه اعمالشان نیست؟ پاسخ این سؤال را می توان از بعضی از احادیث استفاده کرد از جمله در حدیثی از پیغمبر گرامی اسلام ص می خوانیم که خداوند در قیامت نخست از بندگان خود اقرار بر گناهانشان می گیرد، سپس می فرماید من این گناهان را در دنیا برای شما مستور ساختم، و امروز هم آن را می بخشم سپس (فقط) نامه حسناتش را به دست راست او می دهند (1) .
(1)
بعضی نیز گفته اند که در آن روز خداوند”سیئات”مؤمنان را به“حسنات” تبدیل می کند، و اینجاست که در مجموع نامه اعمالشان نقطه ضعفی وجود ندارد! ***
ص: 460
1- 1) “فی ظلال القرآن”جلد 8 صفحه 256.
