[سوره الحاقه (69) : آیات 13 تا 17]
اشاره
فَإِذٰا نُفِخَ فِی اَلصُّورِ نَفْخَهٌ وٰاحِدَهٌ (13) وَ حُمِلَتِ اَلْأَرْضُ وَ اَلْجِبٰالُ فَدُکَّتٰا دَکَّهً وٰاحِدَهً (14) فَیَوْمَئِذٍ وَقَعَتِ اَلْوٰاقِعَهُ (15) وَ اِنْشَقَّتِ اَلسَّمٰاءُ فَهِیَ یَوْمَئِذٍ وٰاهِیَهٌ (16) وَ اَلْمَلَکُ عَلیٰ أَرْجٰائِهٰا وَ یَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّکَ فَوْقَهُمْ یَوْمَئِذٍ ثَمٰانِیَهٌ (17)
ترجمه:
13-به محض اینکه یک بار در صور دمیده شود، 14-و زمین و کوه ها از جا برداشته شوند و یکباره درهم کوبیده و متلاشی گردند، 15-در آن روز“واقعه عظیم”روی می دهد! 16-آسمانها از هم می شکافند و سست می گردند و فرو می ریزند.
17-فرشتگان در جوانب و کناره های آسمان قرار می گیرند. (و برای انجام ماموریتها آماده می شوند) و آن روز عرش پروردگارت را هشت فرشته بر فراز همه آنها حمل می کنند.
ص: 447
تفسیر:
روزی که آن واقعه بزرگ رخ می دهد
در ادامه آیات آغاز این سوره که ناظر به مساله رستاخیز و قیامت بود آیات مورد بحث بحثهایی از حوادث این رستاخیز عظیم را مطرح می کند، با تعبیراتی تکان دهنده و بیدارگر که انسان را به عظمت وقایعی که در پیش دارد آشنا می سازد.
نخست می فرماید: “هنگامی که یک بار در صور دمیده شد… ” (فَإِذٰا نُفِخَ فِی الصُّورِ نَفْخَهٌ وٰاحِدَهٌ) .
چنان که قبلا نیز اشاره کرده ایم از قرآن مجید استفاده می شود که پایان این جهان و آغاز جهان دیگر با ناگهانی و صدایی عظیم انجام می گیرد که از آن تعبیر به“نفخه صور” (دمیدن در شیپور) شده است.
این به خاطر آن است که در گذشته و امروز برای جمع کردن و آماده باش لشکر. و یا فرستادن آنها به استراحتگاه، از شیپور استفاده می کنند که با دو آهنگ مختلف نواخته می شود، هنگامی که شیپور استراحت و خواب نواخته می شود سربازان همه به استراحتگاه می روند، و هنگامی که شیپور جمع و آماده باش نواخته می شود همه سربازان از جا حرکت کرده و صفوف خود را منظم می کنند، گویی خداوند می خواهد بفرماید که مساله پایان این جهان و آغاز جهان دیگر در برابر قدرت من به همان سادگی دمیدن در یک شیپور است، با یک فرمان و در یک لحظه ناگهانی همه اهل آسمان و زمین می میرند، و با یک فرمان دیگر همگی لباس حیات در تن می پوشند و آماده حساب می شوند.
در باره خصوصیات“صور”و چگونگی“نفخ”در آن، و تعداد نفخ ها، و فاصله میان آنها مطالب فراوانی در تفسیر سوره“زمر”آیه 68 (جلد 19 صفحه
ص: 448
534 به بعد) آورده ایم و نیاز به تکرار آن نمی بینیم.
تنها چیزی که باید در اینجا یادآور شویم این است که“نفخه صور” همانگونه که در بالا اشاره شد“دو نفخه”است: “نفخه مرگ”و“نفخه حیات مجدد”و در اینکه آنچه در آیه مورد بحث آمده“نفخه اول”است یا دوم؟ مفسران عقیده واحدی ندارند، زیرا آیاتی که بعد می آید، بعضی مناسب نفخه مرگ است، و بعضی مناسب نفخه حیات و رستاخیز، ولی رویهمرفته این آیات تناسب بیشتری با نفخه اول یعنی نفخه پایان دنیا دارد.
* سپس می افزاید: “و هنگامی که زمین و کوه ها از جا برداشته شوند، و با یک ضربه درهم کوبیده و خرد شوند” (وَ حُمِلَتِ الْأَرْضُ وَ الْجِبٰالُ فَدُکَّتٰا دَکَّهً وٰاحِدَهً) . “دک”چنان که“راغب”در“مفردات”می گوید: در اصل“به معنی زمین صاف و نرم است”و از آنجا که برای صاف کردن یک زمین ناهموار باید آن را درهم بکوبند در بسیاری از موارد این واژه به معنی کوبیدن شدید به کار رفته است. ولی از بعضی از منابع لغت استفاده می شود که اصل معنی“دک”همان کوبیدن و ویران کردن است، و چون لازمه کوبیدن و ویران کردن صاف و هموار شدن است این واژه در این معنی نیز به کار می رود (1) . (1) و به هر حال این کلمه در آیه مورد بحث به معنی کوبیدن شدید کوه ها و زمینهای ناهموار به یکدیگر است به گونه ای که یکباره از هم متلاشی و هموار ص: 449 1- 1) اقرب الوارد ماده“دک”. گردند! * سپس می افزاید: “در آن روز واقعه عظیم در جهان رخ می دهد، و رستاخیز برپا می شود” (فَیَوْمَئِذٍ وَقَعَتِ الْوٰاقِعَهُ) .
* نه تنها زمین و کوه ها متلاشی می شوند، بلکه“آسمانها نیز از هم می شکافند و سست و نااستوار می گردند” (وَ انْشَقَّتِ السَّمٰاءُ فَهِیَ یَوْمَئِذٍ وٰاهِیَهٌ) . کرات عظیم آسمانی از این حادثه هولناک و وحشتناک برکنار نمی مانند، آنها نیز شکافته، پراکنده و متلاشی خواهند شد، و با آن صلابت و استحکامی که دارند آن چنان سست می شوند که به گفته قرآن در آیه 37 سوره الرحمن“آسمان از هم شکافته و همانند روغن مذاب گلگون می شود”“ فَإِذَا انْشَقَّتِ السَّمٰاءُ فَکٰانَتْ وَرْدَهً کَالدِّهٰانِ ”. و یا به تعبیر دیگر زمین و آسمان کنونی ویران شده، و بر ویرانه های آنها جهانی نو برپا می گردد که از جهان کنونی برتر و بالاتر و کاملتر است. * “و فرشتگان در جوانب و کناره های آسمانها قرار می گیرند” (وَ الْمَلَکُ عَلیٰ أَرْجٰائِهٰا) .
“ارجاء”جمع“رجا”به معنی اطراف و جوانب چیزی است، و“ملک” در اینجا گرچه به صیغه مفرد ذکر شده ولی منظور جنس و جمع است.
گویی در آن روز فرشتگان همانند مامورانی که اطراف میدانی ایستاده و منتظر فرمان برای انجام کارند، در گرداگرد آسمانها صف می کشند و در انتظار
ص: 450
فرمان حقند.
سپس می فرماید: “و در آن روز هشت فرشته فوق آنها عرش پروردگارت را حمل می کنند” (وَ یَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّکَ فَوْقَهُمْ یَوْمَئِذٍ ثَمٰانِیَهٌ) .
این حاملان عرش گرچه صریحا در این آیه تعیین نشده اند که از فرشتگانند یا غیر آنها ولی ظاهر تعبیرات مجموع آیه نشان می دهد که آنها از فرشتگانند، ولی مشخص نیست که آیا هشت فرشته اند یا هشت گروه کوچک یا بزرگ.
البته آنچه در روایات اسلامی آمده است که حاملان عرش هم اکنون چهار نفر (یا چهار گروه) هستند اما در قیامت دو برابر می شوند، چنان که در حدیثی از پیغمبر گرامی اسلام ص می خوانیم
انهم الیوم اربعه فاذا کان یوم القیامه ایدهم باربعه آخرین، فیکونون ثمانیه: “آنها امروز چهار نفرند، و روز قیامت آنها را با چهار نفر دیگر تقویت می کند و هشت نفر می شوند” (1) .
(1)
ولی“عرش”چیست؟ و این فرشتگان کیانند؟ مسلما منظور از“عرش” یک تخت سلطنتی جسمانی نیست، بلکه همانگونه که در سابق در تفسیر کلمه عرش گفته ایم به معنی“مجموعه جهان هستی”است که عرش حکومت خدا است، و به وسیله فرشتگان که مجری فرمان خدا هستند تدبیر می شود.
و جالب اینکه در روایتی آمده است که“حاملان هشتگانه عرش خدا در قیامت چهار نفر از اولین، و چهار نفر از آخرین هستند، اما چهار نفر از اولین “نوح”و”ابراهیم“و”موسی“و”عیسی“می باشند، و چهار نفر از آخرین محمد ص و”علی“و”حسن“و”حسین“ ع هستند”! (2) .
(2)
ص: 451
1- 1) تفسیر“علی بن ابراهیم”جلد 2 صفحه 384.
2- 2) “مجمع البیان”جلد 10 صفحه 346.
این تعبیر ممکن است اشاره به مقام شفاعت آنها برای اولین و آخرین باشد، البته شفاعت در مورد کسانی که لایق شفاعتند، و به هر حال گسترش مفهوم“عرش”را نشان می دهد.
البته اگر حاملان هشتگانه عرش هشت گروه باشند، ممکن است گروه هایی از فرشتگان و گروهی از انبیاء و اولیاء عهده دار این مهم گردند، و به این ترتیب بخشی از تدبیر نظام آن روز را فرشتگان بر عهده دارند، و بخشی را انبیاء، اما همه به فرمان خدا است.
در اینکه ضمیر در“ فَوْقَهُمْ ” (بر فراز آنها) به“انسانها”برمی گردد یا به “فرشتگان”احتمالات متعددی داده شده، و چون در جمله قبل از آن سخن از فرشتگان است ظاهر این است که به آنها برمی گردد، و به این ترتیب فرشتگان گرداگرد جهان را فرا می گیرند و بر بالای آنها (بالا از نظر مقام) هشت فرشته حاملان عرش خدایند.
این احتمال نیز وجود دارد که حاملان عرش خدا افرادی برتر و بالاتر از فرشتگانند، و در این صورت با حدیث گذشته که حاملان عرش خدا را هشت نفر از انبیاء و اولیاء می شمرد تطبیق می کند.
بدون شک حوادث مربوط به قیامت، تا چه رسد به مسائل مربوط به حاملان عرش در آن روز، چیزی نیست که به طور دقیق برای ما که ساکنان این جهان محدود و تاریک هستیم روشن باشد، آنچه می گوئیم شبحی است که از دور در پرتو آیات الهی می بینیم، و گرنه حقیقت آن را باید رفت و تماشا کرد! (1) .
(1)
ص: 452
1- 1) در باره معانی“عرش”از نظر“لغت”و“قرآن مجید”کرارا در تفسیر نمونه بحث کرده ایم از جمله در جلد 6 صفحه 204 (ذیل آیه 54 سوره اعراف) .
این نکته نیز لازم به یادآوری است در“نفخه صور”اول همه کسانی که در آسمانها و زمین هستند می میرند، بنا بر این بحث از“حاملان عرش”مربوط به“نفخه دوم”است که همه زنده می شوند هر چند در آیه سخنی از نفخه دوم نیست، ولی از قرائن روشن می شود، مطالبی را که در آیات بعد می خوانیم نیز مربوط به همین نفخه دوم است (1) .
(1)
***
ص: 453
1- 1) در حقیقت آیه محذوفی دارد و در تقدیر چنین است“ثم نفخ فیه اخری”.
