User Tools

Site Tools


nemoone:تین:آیات_1_تا_8

[سوره التین (95) : آیات 1 تا 8]

اشاره

بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِlt;br/gt;وَ اَلتِّینِ وَ اَلزَّیْتُونِ (1) وَ طُورِ سِینِینَ (2) وَ هٰذَا اَلْبَلَدِ اَلْأَمِینِ (3) لَقَدْ خَلَقْنَا اَلْإِنْسٰانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ (4) ثُمَّ رَدَدْنٰاهُ أَسْفَلَ سٰافِلِینَ (5) إِلاَّ اَلَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا اَلصّٰالِحٰاتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَیْرُ مَمْنُونٍ (6) فَمٰا یُکَذِّبُکَ بَعْدُ بِالدِّینِ (7) أَ لَیْسَ اَللّٰهُ بِأَحْکَمِ اَلْحٰاکِمِینَ (8)

ص: 137

ترجمه:

بنام خداوند بخشنده مهربان 1-قسم به انجیر و زیتون (یا قسم به سرزمین شام و بیت المقدس) .

2-و سوگند به“طور سینین”.

3-و قسم به این“شهر أمن” (مکه) .

4-که ما انسان را در بهترین صورت و نظام آفریده ایم.

5-سپس او را به پائین ترین مرحله باز گرداندیم.

6-مگر کسانی که ایمان آورده اند و اعمال صالح انجام داده اند که برای آنها پاداشی است قطع ناشدنی! 7-پس چه چیز سبب می شود که تو بعد از این همه، روز جزا را تکذیب کنی؟! 8-آیا خداوند بهترین حکم کنندگان نیست؟

تفسیر:

ما انسان را در بهترین صورت آفریدیم

در آغاز این سوره نیز به چهار سوگند پر معنی برخورد می کنیم که مقدمه برای بیان معنی پر اهمیتی است.

می فرماید: “قسم به تین، و زیتون” (وَ التِّینِ وَ الزَّیْتُونِ) .

* “و سوگند به طور سینین” (وَ طُورِ سِینِینَ) (1) . (1) ص: 138 1- 1) “سینین”را بعضی جمع“سینه”به معنی“درخت”دانسته اند، و با توجه به اینکه“طور”به معنی“کوه”است مفهوم آن کوه پر درخت می شود، بعضی نیز گفته اند“سینین”اسم زمینی است که آن کوه بر آن قرار دارد، بعضی نیز گفته اند“سینین” به معنی پر برکت و زیبا است، و لغتی است به زبان اهل حبشه (روح المعانی جلد 30 صفحه 173) . “و سوگند به این شهر امن و امان” (وَ هٰذَا الْبَلَدِ الْأَمِینِ) . “تین”در لغت به معنی“انجیر”و“زیتون”همان زیتون معروف است ماده روغنی مفیدی از آن می گیرند. در اینکه آیا منظور سوگند به همین دو میوه معروف است یا چیز دیگر؟ مفسران سخنان گوناگونی دارند. در حالی که بعضی آن را اشاره به همان دو میوه معروف می دانند که خواص غذایی و درمانی فوق العاده زیادی دارد، بعضی دیگر معتقدند که منظور از آن، دو کوهی است که شهر“دمشق”و“بیت المقدس”بر آنها قرار گرفته، چرا که این دو محل سرزمین قیام بسیاری از انبیاء و پیامبران بزرگ خدا است، و این دو قسم با سوگندهای سوم و چهارم که از سرزمینهای مقدسی یاد می کند هماهنگ است. بعضی نیز گفته اند نامگذاری این دو کوه بنام“تین”و“زیتون”به خاطر این است که بر یکی از آنها درختان انجیر می روید، و بر دیگری درختان زیتون. بعضی نیز“تین”را اشاره به دوران آدم دانسته اند، چرا که لباسی که آدم و حوا در بهشت پوشیدند از برگ درختان انجیر بود، و زیتون را اشاره به دوران نوح می دانند، زیرا در آخرین مراحل طوفان نوح کبوتری را رها کرد تا در باره پیدا شدن خشکی از زیر آب جستجو کند او با شاخه زیتونی بازگشت، و نوح فهمید که طوفان پایان گرفته و خشکی از زیر آب ظاهر شده است (لذا شاخه زیتون رمز صلح و امنیت است) . بعضی نیز“تین”را اشاره به مسجد نوح که بر کوه جودی بنا شد می دانند ص: 139 و زیتون را اشاره به بیت المقدس. ولی ظاهر آیه در بدو نظر همان دو میوه معروف است، اما با توجه به سوگندهای بعد مناسب دو کوه یا دو مرکز مقدس و مورد احترام می باشد. لذا در حدیثی از پیغمبر اکرم ص می خوانیم که خداوند از میان شهرها چهار شهر را برگزید، و در باره آنها فرمود: وَ التِّینِ وَ الزَّیْتُونِ وَ طُورِ سِینِینَ وَ هٰذَا الْبَلَدِ الْأَمِینِ : “تین”مدینه است و“زیتون”بیت المقدس و“طور سینین”کوفه “ وَ هٰذَا الْبَلَدِ الْأَمِینِ “مکه است” (1) . (1) منظور از”طور سینین“ظاهرا همان”طور سیناء“است که مفسران آن را اشاره به کوه”طور“معروف که در صحرای سیناء است دانسته اند، و در آنجا درختان پر بار زیتون وجود دارد. “سینا”را به معنی کوه پر برکت، یا پر درخت، یا زیبا، می دانند، و همان کوهی است که موسی به هنگام مناجات به آنجا می رفت. بعضی نیز آن را کوهی در نزدیک کوفه و سرزمین نجف دانسته اند. بعضی تصریح کرده اند که”سینین“و”سیناء“یکی است و معنای آن پر برکت است. و اما” وَ هٰذَا الْبَلَدِ الْأَمِینِ “مسلما اشاره به سرزمین مکه است سرزمینی که حتی در عصر جاهلیت به عنوان منطقه أمن و حرم خدا شمرده می شد، و کسی در آنجا حق تعرض به دیگری نداشت، حتی مجرمان و قاتلان وقتی به آن ص: 140 1- 1) “تفسیر نور الثقلین”جلد 5 صفحه 606 حدیث 4-درست است که در آن زمان”کوفه“به صورت یک شهر بزرگ نبود ولی با توجه به عبور شط فرات از آن سرزمین، مسلما در آن زمان آبادیهای فراوانی در آنجا وجود داشته است، “از تواریخ نیز استفاده می شود که قبل از اسلام نیز در آنجا نیز شهری وجود داشت” (دائره المعارف مصاحب جلد 2 ماده کوفه) . سرزمین می رسیدند در امنیت بودند. این سرزمین در اسلام اهمیت فوق العاده ای دارد، حیوانات و درختان و پرندگان او، تا چه رسد به انسانها، از امنیت خاصی باید در آنجا برخوردار باشند (1) . (1) این نکته نیز قابل دقت است که واژه”تین“در قرآن مجید تنها در اینجا ذکر شده، در حالی که کلمه”زیتون“شش بار صریحا در قرآن مجید آمده، و یک بار هم به صورت اشاره، در آنجا که می فرماید وَ شَجَرَهً تَخْرُجُ مِنْ طُورِ سَیْنٰاءَ تَنْبُتُ بِالدُّهْنِ وَ صِبْغٍ لِلْآکِلِینَ “و درختی که از طور سینا می روید و از آن روغن و نانخورش برای خورندگان فراهم می گردد” (مؤمنون-20) . *و هر گاه این دو قسم (تین و زیتون) را بر معنی ابتدایی آنها حمل کنیم یعنی انجیر و زیتون معروف، باز سوگند پر معنایی است زیرا:

“انجیر”دارای ارزش غذایی فراوانی است و لقمه ای است مغذی و مقوی برای هر سن و سال و خالی از پوست و هسته و زوائد.

غذا شناسان می گویند:

از انجیر می توان بعنوان قند طبیعی جهت کودکان استفاده نمود، ورزشکاران و آنها که گرفتار ضعف و پیری اند می توانند از انجیر برای تغذیه خود استفاده کنند.

می گویند”افلاطون“به قدری انجیر را دوست می داشت که بعضی آن را دوست فیلسوفان نامیده اند، و”سقراط“انجیر را جذب کننده مواد نافع و دفع

ص: 141

1- 1) واژه”امین“در اینجا ممکن است”فعیل“به معنی”فاعل“باشد و مفهومش “ذو الامانه”است و یا”فعیل“به معنی”مفعول“یعنی سرزمینی که مردم در آن در امنیتند.

کننده مضار می دانسته.

“جالینوس”رژیم مخصوصی از انجیر برای پهلوانان تنظیم کرده بود، به پهلوانان روم و یونان قدیم نیز انجیر داده می شد.

دانشمندان غذاشناس می گویند انجیر سرشار است از ویتامین های مختلف و قند، و در بسیاری از بیماریها از آن به عنوان یک دارو می توان استفاده کرد، مخصوصا هر گاه انجیر و عسل را به طور مساوی مخلوط کنند برای زخم معده بسیار مفید است، خوردن انجیر خشک فکر را تقویت می کند، خلاصه به علت وجود عناصر معدنی در انجیر که سبب تعادل قوای بدن و خون می گردد انجیر را غذای هر سن و شرائطی معرفی کرده اند.

در حدیثی از امام علی بن موسی الرضا ع آمده است

التین یذهب بالبخر و یشد الفم و العظم، و ینبت الشعر، و یذهب بالداء و لا یحتاج معه الی دواء و قال ع: التین اشبه شیء بنبات الجنه:

“انجیر بوی دهان را می برد، لثه ها و استخوانها را محکم می کند، مو را می رویاند درد را برطرف می سازد، و با وجود آن نیاز به دارو نیست، و نیز فرمود انجیر شبیه ترین اشیاء به میوه بهشتی است (1) (2) .

(1)

(2)

و اما در باره”زیتون”غذاشناسان و دانشمندان بزرگی که سالیان دراز از عمر خود را در راه مطالعه خواص گوناگون میوه ها صرف کرده اند برای زیتون و روغن آن اهمیت فوق العاده ای قائلند، و معتقدند کسانی که می خواهند همواره سالم باشند باید از این اکسیر حیاتی استفاده کند.

روغن زیتون دوست صمیمی کبد آدمی، و برای رفع عوارض کلیه ها

ص: 142

1- 1) “کافی”جلد 6 صفحه 358 مرحوم علامه مجلسی در بحار الانوار جلد 66 صفحه 184 روایات متعددی در زمینه خواص انجیر آورده است.

2- 2) “اولین دانشگاه و آخرین پیامبر”جلد 9 صفحه 90 به بعد.

و سنگهای صفراوی، و قولنج های کلیوی، و کبدی، و رفع یبوست بسیار مؤثر است.

به همین دلیل از درخت زیتون به عنوان“شجره مبارکه”در قرآن مجید یاد شده است.

روغن زیتون نیز سرشار از انواع ویتامینها است و دارای فسفور و گوگرد و کلسیوم و آهن و پتاسیوم و منگنز است.

مرهمهایی را که از روغن زیتون و سیر تهیه می شود برای انواع دردهای رماتیسمی مفید دانسته اند، سنگهای کیسه صفرا وسیله خوردن روغن زیتون از بین می روند (1) .

(1)

در خبری از امیر مؤمنان علی ع می خوانیم:

ما افقر بیت یاتدمون بالخل و الزیت و ذلک ادام الانبیاء: “خانه ای که در آن از سر که و روغن زیتون به عنوان نان خورش استفاده می کنند هرگز خالی از طعام نمی شود، و این غذای پیامبران است (2) .

(2)

و در حدیثی از امام علی بن موسی الرضا ع آمده است:

نعم الطعام الزیت: یطیب النکهه، و یذهب بالبلغم، و یصفی اللون، و یشد العصب، و یذهب بالوصب، و یطفئ الغضب: “روغن زیتون غذای خوبی است، دهان را خوشبو، و بلغم را برطرف می سازد، رنگ صورت را صفا و طراوت می بخشد، اعصاب را تقویت کرده، بیماری و درد و ضعف را از میان می برد و آتش خشم را فرو می نشاند” (3) .

(3)

این بحث را با حدیثی از پیغمبر اکرم ص پایان می دهیم، فرمود:

ص: 143

1- 1) “اولین دانشگاه و آخرین پیامبر”جلد 9 صفحه 130 به بعد.

2- 2) بحار الانوار”جلد 66 صفحه 180 حدیث 6.

3- 3) “بحار الانوار”جلد 66 صفحه 183 حدیث 22.

کلوا الزیت و ادهنوا به فانه من شجره مبارکه: “روغن زیتون را بخورید و بدن را با آن چرب کنید که از درخت مبارکی است (1) .

(1)

* بعد از ذکر این قسمهای پر محتوای چهارگانه به جواب قسم پرداخته چنین می فرماید: “مسلما ما انسان را در بهترین شکل و نظام آفریدیم” (لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسٰانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ) . “تقویم”به معنی در آوردن چیزی به صورت مناسب، و نظام معتدل و کیفیت شایسته است، و گستردگی مفهوم آن اشاره به این است که خداوند انسان را از هر نظر موزون و شایسته آفرید، هم از نظر جسمی، و هم از نظر روحی و عقلی، چرا که هر گونه استعدادی را در وجود او قرار داده، و او را برای پیمودن قوس صعودی بسیار عظیمی آماده ساخته، و با اینکه انسان”جرم صغیری“است، “عالم کبیر”را در او جا داده و آن قدر شایستگیها به او بخشیده که لایق خلعت وَ لَقَدْ کَرَّمْنٰا بَنِی آدَمَ “ما فرزندان آدم را کرامت و عظمت بخشیدیم (سوره اسراء آیه 70) شده است همان انسانی که بعد از اتمام خلقتش می فرماید: فَتَبٰارَکَ اللّٰهُ أَحْسَنُ الْخٰالِقِینَ “پس بزرگ و پر برکت است خدایی که بهترین خلق کنندگان است”! * ولی همین انسان با تمام این امتیازات اگر از مسیر حق منحرف گردد چنان سقوط می کند که به”اسفل السافلین”کشیده می شود، لذا در آیه بعد می فرماید“سپس ما او را بپائین ترین مراحل باز گرداندیم” (ثُمَّ رَدَدْنٰاهُ أَسْفَلَ سٰافِلِینَ) .

ص: 144

1- 1) “همان مدرک”صفحه 182 حدیث 16.

می گویند همیشه در کنار کوه های بلند دره های بسیار عمیق وجود دارد، و در برابر آن قوس صعودی تکامل انسان، قوس نزولی وحشتناکی دیده می شود، چرا چنین نباشد در حالی که موجودی است مملو از استعدادهای سرشار که اگر در طریق صلاح از آن استفاده کند بر بالاترین قله افتخار قرار می گیرد، و اگر این همه هوش و استعداد را در طریق فساد به کار اندازد بزرگترین مفسده را می آفریند و طبیعی است که به“اسفل السافلین”کشیده شود.

* ولی در آیه بعد می افزاید: “مگر کسانی که ایمان آورده اند و اعمال صالح انجام داده اند که برای آنها پاداشی است قطع نشدنی” (إِلاَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَیْرُ مَمْنُونٍ) . “ممنون”از ماده“من”در اینجا به معنی قطع یا نقص است، بنا بر این “غیر ممنون”اشاره به پاداشی دائمی و خالی از هر گونه نقص است، و بعضی گفته اند منظور خالی از منت بودن است اما معنی اول مناسبتر به نظر می رسد. بعضی جمله ثُمَّ رَدَدْنٰاهُ أَسْفَلَ سٰافِلِینَ را به معنی ضعف و ناتوانی و کم هوشی فوق العاده دوران پیری تفسیر کرده اند، ولی در این صورت با استثناء آیه بعد سازگار نیست، بنا بر این با توجه به مجموع آیات قبل و بعد همان تفسیر اول درست به نظر می رسد. * در آیه بعد این انسان ناسپاس و بی اعتنا به دلائل و نشانه های معاد را مخاطب ساخته، می گوید: “چه چیز سبب می شود که تو بعد از این همه دلائل روز جزا را تکذیب کنی”؟! (فَمٰا یُکَذِّبُکَ بَعْدُ بِالدِّینِ) .

ساختمان وجود تو از یک سو، و ساختمان این جهان پهناور از سوی دیگر، نشان می دهد که زندگی چند روزه دنیا نمی تواند هدف نهایی آفرینش تو و این

ص: 145

عالم بزرگ باشد.

اینها همه مقدمه ای است برای جهانی وسیعتر و کاملتر، و به تعبیر قرآن “نشاه اولی”خود خبر از“نشاه اخری”می دهد، چرا انسان متذکر نمی شود (وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ النَّشْأَهَ الْأُولیٰ فَلَوْ لاٰ تَذَکَّرُونَ) (واقعه 62) (1) .

(1)

عالم گیاهان پیوسته و در هر سال منظره مرگ و حیات مجدد را در برابر چشم انسان مجسم می سازند، و آفرینشهای پی در پی دوران جنینی هر کدام معاد و حیات مجددی محسوب می شود با اینهمه چگونه این انسان روز جزا را انکار می کند؟ از آنچه گفتیم روشن می شود که مخاطب در این آیه نوع انسان است، و این احتمال که“مخاطب شخص پیامبر اسلام ص باشد و منظور این است که با وجود دلائل معاد چه کسی یا چه چیزی می تواند تو را تکذیب کند”بعید به نظر می رسد.

و نیز روشن شد که منظور از“دین”در اینجا آئین و شریعت نیست بلکه همان جزا و روز جزا است، آیه بعد نیز گواه بر این معنی است.

* چنان که می فرماید: “آیا خداوند بهترین حکم کنندگان و داوران نیست”؟! (أَ لَیْسَ اللّٰهُ بِأَحْکَمِ الْحٰاکِمِینَ) . و اگر دین را به معنی کل شریعت و آئین بگیریم معنی این آیه چنین می شود: “آیا خداوند احکام و فرمانهایش از همه حکیمانه تر و متقن تر نیست”؟ یا اینکه آفرینش پروردگار در مورد انسان از هر نظر آمیخته با حکمت و علم و تدبیر است. ولی چنان که گفتیم معنی اول مناسبتر به نظر می رسد. ص: 146 1- 1) در جلد 23 صفحه 239 به بعد هفت دلیل بر مساله“معاد”با استفاده از آیات سوره واقعه بیان شده است. در حدیثی آمده است موقعی که پیغمبر اکرم ص سوره“ وَ التِّینِ “را تلاوت می فرمود وقتی به آیه” أَ لَیْسَ اللّٰهُ بِأَحْکَمِ الْحٰاکِمِینَ “می رسید، می فرمود: بلی و انا علی ذلک من الشاهدین: “آری خداوند احکم الحاکمین است و من بر این امر گواهم” (1) . (1) *خداوندا!ما نیز گواهی می دهیم که تو احکم الحاکمینی.

پروردگارا!خلقت ما را در بهترین صورت قرار داده ای، توفیقی مرحمت کن تا عمل و اخلاق ما نیز در بهترین صورت باشد.

بارالها!پیمودن راه ایمان و عمل صالح جز به لطف تو میسر نیست، ما را در این راه مشمول الطافت فرما.

آمین یا رب العالمین پایان سوره”تین”

ص: 147

1- 1) “مجمع البیان”جلد 10 صفحه 512-همین مضمون در تفسیر“روح البیان” و“قرطبی”و“فی ظلال”ذیل آیه مورد بحث آمده است.

ص: 148

nemoone/تین/آیات_1_تا_8.txt · Last modified: 2024/12/07 17:08 by 127.0.0.1

Donate Powered by PHP Valid HTML5 Valid CSS Driven by DokuWiki