[سوره التوبه (9) : آیه 106]
اشاره
وَ آخَرُونَ مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اَللّٰهِ إِمّٰا یُعَذِّبُهُمْ وَ إِمّٰا یَتُوبُ عَلَیْهِمْ وَ اَللّٰهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ (106)
ترجمه:
106-گروهی دیگر واگذار به فرمان خدا شده اند یا آنها را مجازات می کند و یا توبه آنها را می پذیرد (هر طور که شایسته باشند) و خداوند دانا و حکیم است.
شان نزول:
جمعی از مفسران گفته اند که آیه فوق در باره سه نفر از متخلفان جنگ تبوک به نام“هلال بن امیه”و“مراره بن ربیع”و“کعب بن مالک”نازل شده است که شرح پشیمانی و چگونگی توبه آنها در ذیل آیه 118 همین سوره به خواست خدا خواهد آمد.
از بعضی دیگر از روایات استفاده می شود که آیه فوق در باره بعضی از کفار است که در میدانهای جنگ با مسلمانان شخصیتهای بزرگی مانند“حمزه”سید الشهداء و امثال او را شهید کردند، سپس دست از شرک برداشته و به آئین اسلام روی آوردند.
ص: 129
تفسیر:
اشاره
در این آیه اشاره به گروه دیگری از گنهکاران شده است که پایان کار آنها درست روشن نیست، نه چنانند که مستحق رحمت الهی باشند، و نه چنانند که بتوان از آمرزش آنها بکلی مایوس بود.
***لذا قرآن در باره آنها می گوید: “گروه دیگری کارشان متوقف بر فرمان خدا است یا آنها را مجازات می کند و یا توبه آنان را می پذیرد” (وَ آخَرُونَ مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللّٰهِ إِمّٰا یُعَذِّبُهُمْ وَ إِمّٰا یَتُوبُ عَلَیْهِمْ) .
“مرجون”از ماده“ارجاء”به معنی“تاخیر”و“توقیف”است و در اصل از“رجا”که به معنی امیدواری است گرفته شده، و از آنجا که گاهی انسان چیزی را به امید هدفی به تاخیر می اندازد این کلمه به معنی تاخیر آمده است، ولی تاخیری که با یک نوع امیدواری توام است.
در حقیقت این گروه نه چنان ایمان پاک و محکم و اعمال صالح روشنی دارند که بتوان آنها را سعادتمند و اهل نجات دانست، و نه چنان آلوده و منحرفند که بشود قلم سرخ به روی آنان کشید و آنها را شقاوتمند دانست، تا لطف الهی (البته با توجه به مقتضیات روحی و موقعیت آنان) با آنها چه معامله کند؟ و در پایان آیه اضافه می کند: خداوند بدون حساب با آنها رفتار نمی کند، بلکه با علم خویش و به مقتضای حکمتش با آنها رفتار خواهد نمود چرا که “خداوند علیم و حکیم است” (وَ اللّٰهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ) .
سؤال:
در اینجا سؤال مهمی پیش می آید که مفسران کمتر به بحث جامع
ص: 130
پیرامون آن پرداخته اند و آن اینکه این گروه با گروهی که در آیه 102 همین سوره وضع حالشان گذشت چه تفاوتی دارند؟ هر دو گروه جزء گنهکاران بودند و هر دو از گناه خود توبه کردند (زیرا گروه اول با اعتراف به گناه ابراز پشیمانی نمودند، و گروه دوم از جمله“ إِمّٰا یَتُوبُ عَلَیْهِمْ “استفاده می شود که آنها نیز توبه نموده اند) .
همچنین هر دو گروه در انتظار رحمت الهی هستند و در میان”خوف”و“رجاء” قرار دارند.
پاسخ این سؤال این است که بگوئیم از دو راه می توان میان این دو گروه تفاوت گذارد:
1-گروه اول به زودی توبه کردند و آشکارا به علامت پشیمانی همانند ابو لبابه خود را بستون مسجد بستند، خلاصه ندامت خود را با صراحت اظهار داشتند و آمادگی خود را برای هر گونه جبران بدنی و مالی اظهار کردند.
اما گروه دوم کسانی بودند که پشیمانی خود را در آغاز اظهار نکردند هر چند در دل پشیمان شدند و اعلام آمادگی برای جبران ننمودند، و در حقیقت خواستند بسادگی از گناهان بزرگ خود بگذرند، این گروه که نمونه آشکار آنها سه نفری است که در بالا اشاره شد و شرح حال آنها به زودی خواهد آمد، در میان خوف و رجا باقیماندند، و لذا می بینیم پیامبر ص دستور داد مردم از آنها فاصله بگیرند و با آنها قطع ارتباط کنند، این وضع، آنان را در محاصره اجتماعی شدیدی قرار داد و سر انجام ناچار شدند از همان راهی بروند که گروه قبل رفتند و چون قبولی توبه این گونه اشخاص در آن زمان باید با نزول آیه ای اعلام شود پیامبر ص هم چنان در انتظار وحی بود، تا اینکه پس از پنجاه روز یا کمتر توبه آنان پذیرفته شد.
لذا می بینیم در ذیل آیه ای که در باره گروه اول است جمله إِنَّ اللّٰهَ غَفُورٌ
ص: 131
رَحِیمٌ که دلیل بر پذیرش توبه آنها است وارد شده، ولی در باره گروه دوم تا زمانی که مسیرشان را عوض نکرده اند جمله وَ اللّٰهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ آمده است که هیچ نشانه ای از قبول توبه در آن نمی باشد.
البته جای تعجب نیست که در گناهان بزرگ مخصوصا در عصر نزول آیات قرآن، ندامت و پشیمانی، برای قبول توبه کافی نباشد بلکه اقدام به جبران و اعتراف آشکار به گناه و سپس نزول آیه ای دائر بر قبولی توبه، شرط باشد.
2-فرق دیگری که ممکن است میان این دو گروه گذاشت این است که گروه اول هر چند از یک وظیفه بزرگ اسلامی مانند جهاد سر پیچیده بودند و یا بعضی از اسرار جنگی را به دشمن داده بودند ولی آلوده گناهان عظیمی همانند کشتن“حمزه”سید الشهداء نشده بودند، لذا پس از توبه و آمادگی برای جبران، خداوند توبه آنها را پذیرفت، اما اقدام به گناهی همچون قتل حمزه چیزی نبود که بتوان آن را جبران نمود، لذا نجات این گروه بسته به فرمان خدا است که آیا آنها را مشمول عفوش می سازد و یا مجازات می کند؟ .
به هر حال پاسخ اول با آن دسته از روایات که در شان نزول آیه وارد شده و آیه مورد بحث را مربوط به سه نفر از متخلفان جنگ تبوک می کند سازگار است، در حالی که پاسخ دوم با روایات متعددی که از طرق ائمه اهل بیت ع وارد شده و می گوید این آیه اشاره به قاتلان حمزه و جعفر و مانند آنها است موافقت دارد (1) .
(1)
و اگر درست دقت کنیم این دو جواب منافاتی با هم ندارند و ممکن است هر دو در تفسیر آیه منظور گردد.
ص: 132
1- 1) برای اطلاع از این روایات به تفسیر نور الثقلین جلد 2 صفحه 265 و تفسیر برهان جلد 2 صفحه 106 مراجعه شود.
