User Tools

Site Tools


nemoone:توبه:آیات_64_تا_66

[سوره التوبه (9) : آیات 64 تا 66]

اشاره

یَحْذَرُ اَلْمُنٰافِقُونَ أَنْ تُنَزَّلَ عَلَیْهِمْ سُورَهٌ تُنَبِّئُهُمْ بِمٰا فِی قُلُوبِهِمْ قُلِ اِسْتَهْزِؤُا إِنَّ اَللّٰهَ مُخْرِجٌ مٰا تَحْذَرُونَ (64) وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ لَیَقُولُنَّ إِنَّمٰا کُنّٰا نَخُوضُ وَ نَلْعَبُ قُلْ أَ بِاللّٰهِ وَ آیٰاتِهِ وَ رَسُولِهِ کُنْتُمْ تَسْتَهْزِؤُنَ (65) لاٰ تَعْتَذِرُوا قَدْ کَفَرْتُمْ بَعْدَ إِیمٰانِکُمْ إِنْ نَعْفُ عَنْ طٰائِفَهٍ مِنْکُمْ نُعَذِّبْ طٰائِفَهً بِأَنَّهُمْ کٰانُوا مُجْرِمِینَ (66)

ترجمه:

64-منافقان از آن بیم دارند که آیه ای بر ضد آنها نازل گردد و به آنها از اسرار درون قلبشان خبر دهد، بگو: استهزا کنید، خداوند آنچه را از آن بیم دارید آشکار می سازد!.

65-و اگر از آنها بپرسی (چرا این اعمال خلاف را انجام دادید) می گویند ما بازی و شوخی می کردیم، بگو آیا خدا، و آیات او، و پیامبرش را مسخره می کنید.

66- (بگو) عذر خواهی نکنید (که بیهوده است، چرا که) شما پس از ایمان آوردن کافر شدید، اگر گروهی از شما را (به خاطر توبه) مورد عفو قرار دهیم، گروه دیگری را عذاب خواهیم کرد، زیرا آنها مجرم بودند.

شان نزول:

برای آیات فوق شان نزولهای متعددی نقل شده که همه مربوط به کارهای منافقان پس از جنگ تبوک است.

از جمله اینکه: گروهی از منافقان در یک جلسه سری، برای قتل پیامبر توطئه کردند که پس از مراجعت از جنگ تبوک در یکی از گردنه های سر راه

ص: 22

به صورت ناشناس کمین کرده، شتر پیامبر ص را رم دهند، و حضرت را بقتل برسانند. خداوند پیامبرش را از این نقشه آگاه ساخت، و او دستور داد جمعی از مسلمانان مراقب باشند، و آنها را متفرق سازند، هنگامی که پیامبر ص به آن عقبه (گردنه) رسید، “عمار”مهار مرکب پیامبر ص را در دست داشت، و“حذیفه”از پشت سر آن را می راند در این هنگام گروه منافقان که گویا صورتهای خود را پوشیده بودند فرا رسیدند، پیامبر ص به حذیفه فرمود: به صورت مرکبهای آنها بزن و آنها را دور کن، حذیفه چنین کرد.

هنگامی که پیامبر ص بدون خطر از عقبه گذشت به حذیفه فرمود: آنها را نشناختی؟ عرض کرد نه، هیچیک از آنها را نشناختم، سپس رسول خدا ص نام همه آنها را برای او برشمرد، حذیفه عرض کرد: حال که چنین است چرا گروهی را نمی فرستی آنها را به قتل برسانند؟ فرمود: “دوست ندارم عرب بگویند هنگامی که محمد بر یارانش پیروز شد به کشتن آنها پرداخت”! این شان نزول از امام باقر ع نقل شده و در کتب متعددی از حدیث و تفاسیر نیز آمده است، در شان نزول دیگری می خوانیم: که گروهی از منافقان هنگامی که موضع پیغمبر ص را در برابر دشمن در تبوک مشاهده کردند، از روی تمسخر گفتند:

این مرد گمان می کند که قصرهای شام و دژهای نیرومند شامیان را تسخیر خواهد کرد چنین چیزی محال است محال، خداوند پیامبر خود را از این واقعه آگاه ساخت، و پیامبر ص دستور داد راه را بر این گروه ببندند، سپس آنها را صدا زد و ملامت کرد و فرمود: شما چنین و چنان گفتید، آنها عذر آوردند که ما قصد و غرضی نداشتیم، مزاح و شوخی می کردیم و بر این موضوع سوگند یاد کردند!

ص: 23

تفسیر:

برنامه خطرناک دیگری از منافقان

در آیات گذشته دیدیم که چگونه منافقان نقاط قوت را نقطه ضعف می پنداشتند و برای ایجاد تفرقه در میان مسلمانان روی آن تبلیغ می کردند. “ در آیات مورد بحث به قسمت دیگری از برنامه ها و روشهای آنها اشاره شده است.

از آیه نخست چنین استفاده می شود که خداوند برای دفع خطر منافقان از پیامبر، گهگاه پرده از روی اسرار آنها برمی داشت، و آنان را به جمعیت معرفی می کرد، تا مسلمانان به هوش باشند، و به دام آنها گرفتار نشوند، و آنها نیز متوجه موقعیت خویش شوند، و دست و پای خود را جمع کنند، روی این جهت غالبا آنان در یک حالت ترس و وحشت به سر می بردند، قرآن به این وضع اشاره کرده، می گوید:

“منافقان می ترسند که بر ضد آنها سوره ای نازل شود، و آنان را به آنچه در دل دارند آگاه سازد” (یَحْذَرُ الْمُنٰافِقُونَ أَنْ تُنَزَّلَ عَلَیْهِمْ سُورَهٌ تُنَبِّئُهُمْ بِمٰا فِی قُلُوبِهِمْ) .

ولی عجیب اینکه بر اثر شدت لجاجت و دشمنی باز هم دست از استهزاء و تمسخر نسبت به کارهای پیامبر ص می گوید”به آنها بگو: هر چه می خواهید استهزاء و تمسخر نسبت به کارهای پیامبر ص برنمی داشتند، لذا خداوند در پایان این آیه به پیامبرش می گوید“به آنها بگو: هر چه می خواهید استهزاء کنید، اما بدانید خدا آنچه را از آن بیم دارید آشکار می سازد، و شما را رسوا می کند”! (قُلِ اسْتَهْزِؤُا إِنَّ اللّٰهَ مُخْرِجٌ مٰا تَحْذَرُونَ) .

البته جمله استهزءوا (مسخره کنید) از قبیل امر برای تهدید است، همانند

ص: 24

اینکه انسان به دشمنش می گوید: “هر قدر کارشکنی و اذیت و آزار در قدرت داری بکن، پاسخ آنها را یک جا خواهم داد”اینگونه تعبیرات در مقام تهدید ذکر می شود.

ضمنا باید توجه داشت که از آیه فوق استفاده می شود که منافقان در دل از حقانیت دعوت پیامبر ص با خبر بودند، و ارتباط او را با خدا به خوبی می دانستند، ولی با اینحال بر اثر لجاج و عناد و دشمنی با حق، به جای اینکه در برابر او تسلیم باشند، کارشکنی می کردند، به همین دلیل قرآن می گوید:

منافقان از این بیم داشتند که آیاتی بر ضد آنها نازل شود، و مکنون خاطرشان را آشکار سازد.

توجه به این نکته نیز لازم است که جمله تُنَزَّلَ عَلَیْهِمْ مفهومش این نیست که این گونه آیات بر منافقان نازل می شد، بلکه منظور این است که درباره آنها و بر ضد آنها بوده، هر چند بر شخص پیامبر نازل می گردید.

* در آیه بعد به یکی دیگر از برنامه های منافقان اشاره کرده، می گوید: “اگر از آنها بپرسی که چرا چنین سخن نادرستی را گفته اند، و یا چنین کار خلافی را انجام داده اند، می گویند: ما مزاح و شوخی می کردیم و در واقع قصد و غرضی نداشتیم”! (وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ لَیَقُولُنَّ إِنَّمٰا کُنّٰا نَخُوضُ وَ نَلْعَبُ) (1) در واقع این راه فرار عجیبی بود که توطئه ها را می چیدند، و سمپاشیها را می کردند، به این قصد که اگر رازشان آشکار نشد و هدف شومشان تحقق یافت، به مقصود جدی خود رسیده باشند، اما اگر پرده ها کنار رفت و رازشان فاش شد، (1) ص: 25 1- 1) “خوض”بر وزن“حوض”چنان که در کتب لغت آمده است به معنی داخل شدن تدریجی در آب است، سپس به عنوان کنایه به ورود در کارهای مختلف اطلاق شده است، ولی غالبا در قرآن به معنی ورود، یا شروع به کارها یا سخنان زشت و بد آمده است. خود را در زیر نقاب“مزاح و شوخی”پنهان سازند، و با این عذر و بهانه از مجازات پیامبر ص و مردم فرار کنند. منافقان امروز و منافقان هر زمان که برنامه های یک نواختی دارند از این روش بهره برداری فراوان می کنند، حتی گاه می شود جدی ترین مطالب را در لباس مزاحها و شوخی های ساده مطرح کنند، اگر به هدفشان رسیدند چه بهتر، و الا با عنوان کردن شوخی و مزاح از چنگال مجازات فرار می کنند. اما قرآن با تعبیری قاطع و کوبنده، به آنها پاسخ می گوید، و به پیامبر ص دستور می دهد که“به آنها بگو: آیا خدا، و آیات او، و رسولش، را مسخره می کنید و به شوخی می گیرید”؟! (قُلْ أَ بِاللّٰهِ وَ آیٰاتِهِ وَ رَسُولِهِ کُنْتُمْ تَسْتَهْزِؤُنَ) یعنی آیا با همه چیز می توان شوخی کرد، حتی با خدا و پیامبر و آیات قرآن؟! آیا این امور که از جدی ترین مسائل هستند شوخی پذیرند؟! آیا مساله رم دادن شتر، و سقوط پیامبر ص از آن گردنه خطرناک، چیزی است که بتوان زیر نقاب شوخی آن را پوشاند؟ و یا استهزاء و مسخره کردن آیات الهی، و اخبار پیامبر از پیروزیهای آینده مطلبی است که به بازی گرفته شود. !همه اینها گواهی می دهد که آنان اهداف خطرناکی داشتند که در زیر این پوششها قرار می دادند. * سپس به پیامبر دستور می دهد صریحا به این منافقان بگو: “دست از این عذرهای واهی و دروغین بردارید” (لاٰ تَعْتَذِرُوا) چرا که“شما بعد از ایمان راه کفر پیش گرفتید” (قَدْ کَفَرْتُمْ بَعْدَ إِیمٰانِکُمْ) این تعبیر نشان می دهد که گروه بالا از آغاز در صف منافقان نبودند،

ص: 26

بلکه در صف مؤمنان ضعیف الایمان بودند و پس از ماجرای فوق راه کفر پیش گرفتند.

این احتمال نیز در تفسیر جمله فوق وجود دارد که این گروه پیش از این هم در صف منافقان بودند، ولی چون ظاهرا مرتکب خلافی نشده بودند پیامبر ص و مسلمانان وظیفه داشتند با آنها معامله افراد مؤمن کنند، ولی هنگامی که پس از ماجرای جنگ“تبوک”پرده کنار رفت، و کفر و نفاق آنها بر ملا شد، به آنها اخطار گردید که شما از این پس در صف مؤمنان نخواهید بود.

سر انجام، آیه را با این جمله پایان می دهد که“اگر ما گروهی از شما را ببخشیم گروه دیگری را به خاطر اینکه مجرم بودند، مجازات خواهیم کرد” (إِنْ نَعْفُ عَنْ طٰائِفَهٍ مِنْکُمْ نُعَذِّبْ طٰائِفَهً بِأَنَّهُمْ کٰانُوا مُجْرِمِینَ) .

اینکه می گوید گروهی را مجازات می کنیم بخاطر جرم و گناهشان، دلیل بر آن است که“گروه مورد عفو”افرادی هستند که آثار جرم و گناه را با آب توبه از وجود خود شسته اند.

در آیات آینده مانند آیه 74 نیز قرینه ای بر این مطلب وجود دارد.

روایات متعددی در ذیل این آیه وارد شده که حکایت از آن می کند که بعضی از این منافقان که وصف حالشان در آیات بالا آمده، از کرده خود پشیمان شدند، و توبه کردند، ولی بعض دیگر هم چنان بر روش خود باقی بودند (برای توضیح بیشتر به تفسیر نور الثقلین جلد 2 صفحه 239 مراجعه شود) .

ص: 27

nemoone/توبه/آیات_64_تا_66.txt · Last modified: 2024/12/07 17:08 by 127.0.0.1

Donate Powered by PHP Valid HTML5 Valid CSS Driven by DokuWiki