[سوره التوبه (9) : آیات 62 تا 63]
اشاره
یَحْلِفُونَ بِاللّٰهِ لَکُمْ لِیُرْضُوکُمْ وَ اَللّٰهُ وَ رَسُولُهُ أَحَقُّ أَنْ یُرْضُوهُ إِنْ کٰانُوا مُؤْمِنِینَ (62) أَ لَمْ یَعْلَمُوا أَنَّهُ مَنْ یُحٰادِدِ اَللّٰهَ وَ رَسُولَهُ فَأَنَّ لَهُ نٰارَ جَهَنَّمَ خٰالِداً فِیهٰا ذٰلِکَ اَلْخِزْیُ اَلْعَظِیمُ (63)
ترجمه:
62-برای شما، سوگند به خدا یاد می کنند تا شما را راضی کنند، در حالی که شایسته تر این است که خدا و رسولش را راضی سازند، اگر (راست می گویند و) ایمان دارند.
63-آیا نمی دانند هر کس با خدا و رسولش دشمنی کند، برای او آتش دوزخ است که جاودانه در آن می ماند، این یک رسوایی بزرگ است!
شان نزول:
از گفتار بعضی از مفسران چنین استفاده می شود که در آیه فوق مکمل آیه گذشته است، و طبعا در همان شان نزول نازل شده، ولی جمعی دیگر از مفسران، شان نزول دیگری برای این دو آیه نقل کرده اند و آن اینکه: هنگامی که در نکوهش تخلف کنندگان از غزوه تبوک آیاتی نازل شد یکی از منافقان گفت: به خدا سوگند این گروه نیکان و اشراف ما هستند، اگر آنچه را“محمد”در باره آنها می گوید راست باشد، اینها از چهارپایان هم بدترند، یکی از مسلمانان این سخن را شنید و گفت: به خدا آنچه او می گوید حق است، و تو از چهارپا بدتری!این سخن به گوش پیامبر ص رسید به دنبال آن مرد منافق فرستاد و از او پرسید چرا چنین
ص: 18
گفتی، او سوگند یاد کرد که چنین سخنی نگفته است، مرد مؤمنی که با او طرف بود و این سخن را به پیامبر ص گزارش داده بود گفت خداوندا خودت راستگو را تصدیق، و دروغگو را تکذیب فرما. آیات فوق نازل شد و وضع آنها را مشخص ساخت.
تفسیر:
قیافه حق بجانب منافقان!
یکی از نشانه های منافقان و اعمال زشت و شوم آنها که قرآن کرارا به آن اشاره کرده، این است که آنها برای پوشاندن چهره خود بسیاری از خلافکاریهای خود را انکار می کردند و با توسل به سوگندهای دروغین می خواستند مردم را فریب داده و از خود راضی کنند.
در آیات فوق قرآن مجید پرده از روی این عمل زشت برداشته، هم آنها را رسوا می کند، و هم مسلمانان را آگاه می سازد که تحت تاثیر اینگونه سوگندهای دروغین قرار نگیرند.
نخست می گوید: “آنها برای شما سوگند به خدا یاد می کنند تا شما را راضی کنند (یَحْلِفُونَ بِاللّٰهِ لَکُمْ لِیُرْضُوکُمْ) .
روشن است که هدف آنها از این سوگندها، بیان حقیقت نیست، بلکه می خواهند با فریب و نیرنگ چهره واقعیات را در نظرتان دگرگون جلوه دهند، و به مقاصد خود برسند، و گر نه اگر هدف آنها این است که واقعا مؤمنان راستین را از خود خشنود سازند، لازمتر این است که خدا و پیامبرش را راضی کنند، در حالی که آنها با اعمالشان خدا و پیامبر را به شدت ناراضی کردند.
لذا قرآن می گوید: “اگر آنها راست می گویند و ایمان دارند، شایسته تر
ص: 19
این است که خدا و پیامبرش را راضی کنند”! (وَ اللّٰهُ وَ رَسُولُهُ أَحَقُّ أَنْ یُرْضُوهُ إِنْ کٰانُوا مُؤْمِنِینَ) جالب توجه اینکه در جمله فوق چون سخن از”خدا“و”پیامبر“در میان است و قاعدتا باید”ضمیر“به صورت”تثنیه“آورده شود، ولی با این حال ضمیر مفرد به کار رفته است (منظور ضمیر”یرضوه“می باشد) این تعبیر در حقیقت اشاره به این است که رضایت پیامبر ص از رضایت خدا، جدا نیست، و او همان می پسندد که خدا می پسندد، و به تعبیر دیگر این اشاره به حقیقت”توحید افعالی“ است، چرا که پیامبر ص در مقابل خدا از خود استقلالی ندارد، و رضا و غضب او همه به خدا منتهی می شود، همه برای او و در راه او است.
در پاره ای از روایات نقل شده که در عصر پیامبر مردی ضمن سخنان خود چنین گفت: ”
من اطاع اللّٰه و رسوله فقد فاز، و من عصاهما فقد غوی “:
“کسی که خدا و پیامبرش را اطاعت کند رستگار است، و کسی که این دو را مخالفت کند گمراه و نارستگار است”.
هنگامی که پیامبر ص این تعبیر را شنید که او خدا و پیامبر را در یک ردیف قرار داده و با”ضمیر“تثنیه ذکر کرده، ناراحت شد، و فرمود: ”
بئس الخطیب انت، هلا قلت و من عصی اللّٰه و رسوله “؟ “تو بد سخنگویی هستی!چرا نگفتی هر کس نافرمانی خدا و پیامبرش را کند… ” (بلکه با ضمیر تثنیه آوردی و گفتی هر که آن دو را مخالفت کند) (1) .
(1)
*** در آیه بعد این گونه افراد منافق را شدیدا تهدید می کند، و می گوید:
“مگر نمی دانند کسی که با خدا و رسولش دشمنی و مخالفت کند برای او آتش دوزخ است که جاودانه در آن میماند”.
ص: 20
1- 1) -تفسیر ابو الفتوح رازی ذیل آیه.
(أَ لَمْ یَعْلَمُوا أَنَّهُ مَنْ یُحٰادِدِ اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ فَأَنَّ لَهُ نٰارَ جَهَنَّمَ خٰالِداً فِیهٰا) .
سپس برای تاکید اضافه می کند”این رسوایی و ذلت بزرگی است“ (ذٰلِکَ الْخِزْیُ الْعَظِیمُ) .
“یحادد”از ماده”محاده“و از ریشه”حد“است که به معنی طرف و نهایت چیزی می باشد، و از آنجا که افراد دشمن و مخالف در طرف مقابل قرار می گیرند، این ماده (محاده) به معنی عداوت و دشمنی نیز آمده است، همانگونه که در گفتگوهای روزمره کلمه”طرفیت“را به معنی”مخالفت و دشمنی“به کار می بریم.
ص: 21
