User Tools

Site Tools


nemoone:توبه:آیات_103_تا_105

[سوره التوبه (9) : آیات 103 تا 105]

اشاره

خُذْ مِنْ أَمْوٰالِهِمْ صَدَقَهً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَکِّیهِمْ بِهٰا وَ صَلِّ عَلَیْهِمْ إِنَّ صَلاٰتَکَ سَکَنٌ لَهُمْ وَ اَللّٰهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ (103) أَ لَمْ یَعْلَمُوا أَنَّ اَللّٰهَ هُوَ یَقْبَلُ اَلتَّوْبَهَ عَنْ عِبٰادِهِ وَ یَأْخُذُ اَلصَّدَقٰاتِ وَ أَنَّ اَللّٰهَ هُوَ اَلتَّوّٰابُ اَلرَّحِیمُ (104) وَ قُلِ اِعْمَلُوا فَسَیَرَی اَللّٰهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ اَلْمُؤْمِنُونَ وَ سَتُرَدُّونَ إِلیٰ عٰالِمِ اَلْغَیْبِ وَ اَلشَّهٰادَهِ فَیُنَبِّئُکُمْ بِمٰا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (105)

ص: 116

ترجمه:

103-از اموال آنها صدقه ای (زکات) بگیر تا به وسیله آن آنها را پاک سازی و پرورش دهی، و به آنها (هنگام گرفتن زکات) دعا کن که دعای تو مایه آرامش آنها است و خداوند شنوا و دانا است.

104-آیا نمی دانند که تنها خداوند توبه را از بندگانش می پذیرد و صدقات را می گیرد و خداوند توبه پذیر و مهربان است.

105-بگو عمل کنید، خداوند و فرستاده او و مؤمنان اعمال شما را می بینند و به زودی به سوی کسی باز می گردید که پنهان و آشکار را می داند و شما را به آنچه عمل می کردید خبر می دهد.

تفسیر:

زکات عامل پاکی فرد و جامعه

در نخستین آیه مورد بحث اشاره به یکی از احکام مهم اسلام یعنی مسئله زکات شده است، و به عنوان یک قانون کلی به پیامبر ص دستور می دهد که “از اموال آنها صدقه یعنی زکات بگیر” (خُذْ مِنْ أَمْوٰالِهِمْ صَدَقَهً) .

کلمه“من”که برای بیان“تبعیض”است، نشان می دهد که زکات همواره جزئی از مال را تشکیل می دهد، نه همه آن و نه قسمت عمده آن را.

سپس به دو قسمت از فلسفه اخلاقی و روانی و اجتماعی زکات اشاره کرده میفرماید“تو با این کار آنها را پاک می کنی و نمو می دهی” (تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَکِّیهِمْ بِهٰا) آنها را از رذائل اخلاقی، از دنیا پرستی و بخل و امساک پاک می کنی، و نهال نوعدوستی و سخاوت و توجه به حقوق دیگران را در آنها پرورش می دهی.

از این گذشته، مفاسد و آلودگیهایی که در جامعه به خاطر فقر و فاصله

ص: 117

طبقاتی و محرومیت گروهی از جامعه به وجود می آید با انجام این فریضه الهی برمی چینی، و صحنه اجتماع را از این آلودگیها پاک می سازی.

و نیز همبستگی اجتماعی و نمو و پیشرفت اقتصادی در سایه اینگونه برنامه ها تامین می گردد.

بنا بر این حکم زکات هم“پاک کننده فرد و اجتماع”است و هم نمو دهنده بذرهای فضیلت در افراد، و هم سبب پیشرفت جامعه، و این رساترین تعبیری است که در باره زکات می توان گفت: از یک سو آلودگیها را می شوید و از سوی دیگر تکامل آفرین است.

این احتمال نیز در معنی آیه داده شده که فاعل“ تُطَهِّرُهُمْ “زکات باشد، و فاعل تُزَکِّیهِمْ پیامبر ص بنا بر این معنی آیه چنین خواهد بود: زکات آنها را پاک می کند، و به وسیله آن تو آنها را پرورش می دهی، ولی اظهر این است که فاعل در هر دو، شخص پیامبر ص می باشد همانگونه که در آغاز معنی کردیم، هر چند از نظر نتیجه تفاوت چندانی میان این دو تعبیر وجود ندارد.

سپس اضافه می کند”هنگامی که آنها زکات می پردازند برای آنها دعا کن و به آنها درود بفرست” (وَ صَلِّ عَلَیْهِمْ) .

این نشان می دهد که حتی در برابر انجام وظائف واجب باید از مردم تشکر و تقدیر کرد، و مخصوصا از طریق معنوی و روانی آنها را تشویق نمود، لذا در روایات می خوانیم هنگامی که مردم زکات خود را خدمت پیامبر ص می آوردند پیامبر ص با جمله

اللهم صل علیهم به آنها دعا می کرد.

بعد اضافه می کند که“این دعا و درود تو مایه آرامش خاطر آنهاست” (إِنَّ صَلاٰتَکَ سَکَنٌ لَهُمْ) .

چرا که از پرتو این دعا رحمت الهی بر دل و جان آنها نازل می شود، آن گونه

ص: 118

که آن را احساس کنند، بعلاوه قدردانی پیامبر ص و یا کسانی که در جای او قرار می گیرند و زکات اموال مردم را می پذیرند، یک نوع آرامش روحی و فکری به آنها می بخشد، که اگر ظاهرا چیزی را از دست داده اند بهتر از آن را بدست آورده اند.

جالب اینکه تا کنون نشنیده ایم که ماموران وصول مالیات موظف باشند از مردم تشکر کنند، ولی این دستور به عنوان یک حکم مستحبّ در برنامه های اسلامی روشنگر عمق جنبه های انسانی در این دستورها است.

و در پایان آیه به تناسب بحثی که گذشت می گوید: “خداوند شنوا و دانا است” (وَ اللّٰهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ) .

هم دعای پیامبر ص را می شنود، و هم از نیات زکات دهنده گان آگاه است.

* در اینجا به چند نکته باید توجه کرد: 1-از شان نزولی که برای آیات گذشته ذکر کردیم به خوبی روشن می شود که این آیه پیوند نزدیکی با آیه قبل و مسئله توبه“ابو لبابه”و یارانش دارد، زیرا آنها به شکرانه قبول توبه هایشان اموال خود را نزد پیامبر ص آوردند و او تنها قسمتی از آن را برگرفت. اما این شان نزول هیچگاه منافات با این ندارد که آیه بیان یک حکم کلی و عمومی در مورد زکات اموال بوده باشد، و اینکه بعضی از مفسران تضادی میان این دو پنداشته اند درست نیست، همانگونه که در سایر آیات قرآن و شان نزولها کرارا گفته ایم. تنها سؤالی که در اینجا باقی میماند این است که طبق روایتی پیامبر ص ص: 119 یک سوم اموال ابو لبابه و یارانش را پذیرفت، در حالی که مقدار زکات در هیچ- مورد یک سوم نیست، در گندم و جو و خرما و مویز گاهی یک دهم و گاهی یک بیستم است، و در طلا و نقره تقریبا 5\2 درصد می باشد، و در چهار پایان (گاو و گوسفند و شتر) نیز هرگز به یک سوم نمی رسد. اما این سؤال را می توان چنین پاسخ گفت که: پیامبر ص مقداری از اموال آنها را به عنوان زکات و مقدار اضافی را تا ثلث، به عنوان کفاره گناهانشان، پذیرفت. بنا بر این پیامبر ص زکات واجب آنها را گرفته و مقداری از آن بیشتر را برای پاکسازی از گناهانشان پذیرفته است که مجموع هر دو، به یک سوم می رسیده است. 2-دستور“خذ” (بگیر) دلیل روشنی است که رئیس حکومت اسلامی می تواند زکات را از مردم بگیرد، نه اینکه منتظر بماند که اگر مایل بودند خودشان بپردازند و اگر نبودند نه. 3-جمله“ صَلِّ عَلَیْهِمْ “گر چه خطاب به پیامبر ص است ولی روشن است که یک حکم کلی را بیان می کند (زیرا قانون کلی این است که احکام اسلام میان پیامبر و دیگران تفاوتی ندارد و ویژگیهای پیامبر از نظر احکام باید با دلیل خاص ثابت شود) . بنا بر این متصدیان امور بیت المال در هر عصر و زمان می توانند با جمله (اللهم صل علیهم) به زکات دهنده گان دعا کنند. با این حال تعجب در این است که بعضی از متعصبان اهل سنت صلوات را برای آل پیامبر ص مستقلا جائز نمی دانند، یعنی اگر کسی بگوید (اللهم صل علی علی امیر المؤمنین) یا (صل علی فاطمه الزهراء) ممنوع می شمرند، در حالی که ممنوع بودن اینگونه دعا دلیل می خواهد نه جواز آن، بعلاوه همانگونه ص: 120 که در بالا گفتیم قرآن صریحا اجازه می دهد که در باره افراد عادی چنین دعائی شود، تا چه رسد برای اهل بیت جانشینان پیامبر ص و ولی، چه می توان کرد که تعصبها گاهی جلو فهم آیات قرآن را نیز می گیرد. * و از آنجا که بعضی از گنهکاران مانند متخلفان جنگ تبوک به پیامبر ص اصرار داشتند که توبه آنها را بپذیرد در دومین آیه مورد بحث به این موضوع اشاره می کند که پذیرش توبه کار پیامبر نیست.

“آیا آنها نمی دانند که تنها خداوند توبه را از بندگانش می پذیرد (أَ لَمْ یَعْلَمُوا أَنَّ اللّٰهَ هُوَ یَقْبَلُ التَّوْبَهَ عَنْ عِبٰادِهِ) نه تنها پذیرنده توبه او است، بلکه “زکات و یا صدقات دیگری را که به عنوان کفاره گناه و تقرب به پروردگار می دهند، نیز خدا می گیرد” (و یاخذ الصدقات) .

شک نیست که گیرنده زکات و صدقات یا پیامبر ص و امام ع و پیشوای مسلمین است و یا افراد مستحق، و در هر صورت خداوند به ظاهر آنها را نمی گیرد، ولی از آنجا که دست پیامبر و پیشوایان راستین دست خدا است (چرا که آنها نماینده خدا هستند) گویی خداوند این صدقات را می گیرد، همچنین بندگان نیازمندی که به اجازه و فرمان الهی این گونه کمکها را می پذیرند آنها نیز در حقیقت نمایندگان پروردگارند، و به این ترتیب دست آنها نیز دست خدا است.

این تعبیر یکی از لطیف ترین تعبیراتی است که عظمت و شکوه این حکم اسلامی یعنی زکات را مجسم می سازد، و علاوه بر تشویق همه مسلمانان به این فریضه بزرگ الهی به آنها هشدار می دهد که در پرداخت زکات و صدقات نهایت ادب و احترام را به خرج دهند چرا که گیرنده خدا است، نکند همچون افراد کوتاه فکر چنین تصور کنند که مانعی ندارد شخص نیازمند مورد تحقیر قرار

ص: 121

گیرد، و یا آن چنان زکات را به او بپردازند که شخصیتش در هم شکسته شود، بلکه به عکس باید همچون بنده خاضعی در مقابل ولی نعمت خود شرط ادب را در ادای زکات و رساندن به اهلش رعایت کنند.

در روایتی که از پیامبر ص نقل شده میخوانیم (

ان الصدقه تقع فی ید اللّٰه قبل ان تصل الی ید السائل) : “صدقه پیش از آنکه در دست نیازمند قرار بگیرد به دست خدا می رسد”! (1) در حدیث دیگری از امام سجاد نقل شده که

(1)

ان الصدقه لا تقع فی ید العبد حتی تقع فی ید الرب “صدقه در دست بنده نمی افتد مگر اینکه قبلا در دست خدا قرار بگیرد” (نخست به دست خدا و بعد به دست بنده می رسد) (2) .

(2)

حتی در روایتی تصریح شده که همه اعمال این آدمی را فرشتگان تحویل می گیرند جز صدقه که مستقیما به دست خدا می رسد! (3) این مضمون که با عبارات گوناگون در روایات اهل بیت ع خواندیم از طرق اهل تسنن نیز از پیامبر ص با تعبیر دیگری نقل شده است در صحیح مسلم و بخاری چنین آمده است

(3)

ما تصدق احدکم بصدقه من کسب حلال طیب-و لا یقبل اللّٰه الا الطیب-الا اخذها الرحمن بیمینه و ان کانت تمره فتربوا فی کف الرحمن حتی تکون اعظم من الجبل: “هیچ کس از شما صدقه ای از در آمد حلالی نمی پردازد-و البته خداوند جز حلال قبول نمی کند-مگر اینکه خداوند با دست راست خود آن را می گیرد حتی اگر یک دانه خرما باشد، سپس در دست خدا نمو می کند تا بزرگتر از کوه شود (4) .

(4)

ص: 122

1- 1) مجمع البیان ذیل آیه مورد بحث.

2- 2) تفسیر عیاشی (طبق نقل تفسیر صافی ذیل آیه فوق) .

3- 3) تفسیر عیاشی (طبق نقل تفسیر برهان ذیل آیه فوق) .

4- 4) تفسیر المنار جلد 11 صفحه 33 (این حدیث از طرف اهل بیت از امام صادق (ع) نیز نقل شده به جلد 96 بحار الانوار صفحه 134 چاپ جدید مراجعه شود) .

این حدیث که پر از تشبیه و کنایه های پر معنی است روشنگر اهمیت فوق العاده خدمات انسانی و کمک به نیازمندان در تعلیمات اسلام است.

تعبیرات مختلف دیگری که در احادیث در این زمینه وارد شده به قدری جالب و پر اهمیت است که پرورش یافتگان این مکتب را چنان در برابر نیازمندانی که کمکهای مالی را می گیرند خاضع می کند که گویی شخص نیازمند بر آنها منت گذارده و افتخار داده که آن کمک را از آنان پذیرفته است! مثلا از بعضی از احادیث استفاده می شود که پیشوایان معصوم گاهی پیش از آنکه صدقه ای را به شخص نیازمند بدهند نخست دست خود را بعلامت احترام و تعظیم می بوسیدند سپس آن را به نیازمند می دادند، و یا اینکه نخست آن را به نیازمند می دادند بعد از او می گرفتند و آن را می بوسیدند و می بوئیدند و به او باز می گردانیدند، چرا؟ که با دست خدا روبرو بودند! اما چقدر دورند مردمی که به هنگام یک کمک جزئی به برادران و خواهران نیازمند خود آنها را تحقیر می کنند و یا با خشونت و بی اعتنایی با آنها رفتار می کنند و یا حتی گاهی بسوی آنها با بی ادبی پرتاب می کنند.

البته همانگونه که در جای خود گفته ایم اسلام نهایت کوشش خود را به خرج می دهد که در تمام جامعه اسلامی حتی یک فقیر و نیازمند پیدا نشود، ولی بدون شک در هر جامعه ای افراد از کار افتاده آبرومند، کودکان یتیم، بیماران و مانند آنها که توانایی بر تولید ندارند وجود دارد، که باید به وسیله بیت المال و افراد متمکن با نهایت ادب و احترام به شخصیت آنان بی نیاز شوند.

و در پایان آیه بار دیگر بعنوان تاکید می فرماید: “و خداوند توبه پذیر و مهربان است” (وَ أَنَّ اللّٰهَ هُوَ التَّوّٰابُ الرَّحِیمُ) .

* ص: 123 توبه و جبران همانگونه که از آیات متعددی از قرآن مجید استفاده می شود توبه تنها ندامت و پشیمانی از گناه نیست، بلکه باید توام با اصلاح و جبران نیز باشد، این جبران مخصوصا ممکن است به صورت کمکهای بلا عوض به نیازمندان باشد چنان که در آیات فوق، و در داستان”ابو لبابه”خواندیم. و این تفاوت نمی کند که گناه یک گناه مالی باشد، یا گناه دیگر، همانگونه که در مسئله متخلفان از جنگ تبوک خواندیم، در واقع هدف این است که روح آلوده به گناه، با عمل صالح و شایسته ای شستشو شود، و پاکی نخستین و فطری را بازیابد. * در آیه بعد بحثهای گذشته را به شکل تازه ای تاکید می کند و به پیامبر ص دستور می دهد که به همه مردم این موضوع را ابلاغ کن”و بگو اعمال و وظائف خود را انجام دهید، و بدانید هم خدا و هم رسولش و هم مؤمنان اعمال شما را خواهند دید” (وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَی اللّٰهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ) .

اشاره به اینکه کسی تصور نکند اگر در خلوتگاه یا در میان جمع عملی را انجام می دهد از دیدگاه علم خدا مخفی و پنهان می ماند، بلکه علاوه بر خداوند، پیامبر ص و مؤمنان نیز از آن آگاهند.

توجه و ایمان به این حقیقت چه اثر عمیق و فوق العاده ای در پاکسازی اعمال و نیات دارد، معمولا اگر انسان حس کند حتی یک نفر مراقب او است وضع خود را چنان می کند که مورد ایراد نباشد تا چه رسد به اینکه احساس نماید که خدا و پیامبر ص و مؤمنان از اعمال او آگاه می شوند.

این آگاهی مقدمه پاداش و یا کیفری است که در جهان دیگر در انتظار او است، لذا به دنبال این جمله می افزاید: “و به زودی به سوی کسی که آگاه

ص: 124

از پنهان و آشکار است باز می گردید، و شما را به آنچه عمل کرده اید خبر می دهد”و بر طبق آن جزا خواهد داد (وَ سَتُرَدُّونَ إِلیٰ عٰالِمِ الْغَیْبِ وَ الشَّهٰادَهِ فَیُنَبِّئُکُمْ بِمٰا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ) .

* در اینجا به چند نکته باید توجه کرد اشاره 1-مساله عرض اعمال در میان پیروان مکتب اهل بیت ع با توجه به اخبار فراوانی که از امامان رسیده عقیده معروف و مشهور بر این است که پیامبر ص و امامان از اعمال همه امت آگاه می شوند، یعنی خداوند از طرق خاصی اعمال امت را بر آنها عرضه می دارد. روایاتی که در این زمینه نقل شده بسیار زیاد است و شاید در سر حد تواتر باشد که بعنوان نمونه چند قسمت را ذیلا نقل می کنیم: از امام صادق ع نقل شده که فرمود: تعرض الاعمال علی رسول اللّٰه اعمال العباد کل صباح، ابرارها و فجارها، فاحذروها، و هو قول اللّٰه عز و جل وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَی اللّٰهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ، و سکت: “تمام اعمال مردم هر روز صبح به پیامبر عرضه می شود، اعمال نیکان و بدان، بنا بر این مراقب باشید و این مفهوم گفتار خداوند است که میفرماید: وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَی اللّٰهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ، این را فرمود و ساکت شد” (1) . (1) در حدیث دیگری از امام باقر ع می خوانیم: ان الاعمال تعرض علی نبیکم کل عشیه الخمیس فلیستح احدکم ان تعرض علی نبیه العمل القبیح ! “تمامی اعمال شما بر پیامبرتان هر عصر پنجشنبه عرضه می شود، بنا بر این باید از اینکه عمل زشتی از شما بر پیامبر ص عرضه شود شرم کنید” (2) . (2) ص: 125 1- 1) اصول کافی جلد اول صفحه 171 (باب عرض الاعمال) . 2- 2) تفسیر برهان جلد 2 صفحه 158. باز در روایت دیگری از امام علی بن موسی الرضا ع می خوانیم که شخصی به خدمتش عرض کرد برای من و خانواده ام دعائی فرما، فرمود مگر من دعا نمی کنم؟ و اللّٰه ان اعمالکم لتعرض علی فی کل یوم و لیله “بخدا سوگند، اعمال شما هر شب و روز بر من عرضه می شود”. راوی این حدیث می گوید این سخن بر من گران آمد، امام متوجه شد و به من فرمود: ا ما تقرا کتاب اللّٰه عز و جل وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَی اللّٰهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ، هو و اللّٰه علی بن ابی طالب: “آیا کتاب خداوند عز و جل را نمی خوانی که میگوید: عمل کنید خدا و پیامبرش و مؤمنان عمل شما را می بینند بخدا سوگند منظور از مؤمنان علی بن ابی طالب (و امامان دیگر از فرزندان او) می باشد (1) . (1) البته در بعضی از این اخبار تنها سخن از پیامبر ص به میان آمده و در پاره ای از علی ع، و در بعضی پیامبر و امامان همگی ذکر شده اند، همانطور که بعضی تنها عصر پنجشنبه را وقت عرض اعمال می شمرند، و بعضی همه روز، و بعضی هفته ای دو بار و بعضی در آغاز هر ماه و بعضی بهنگام مرگ و گذاردن در قبر. روشن است که این روایات منافاتی با هم ندارند، و همه آنها می تواند صحیح باشد، درست همانند اینکه در بسیاری از مؤسسات گزارش کار کرد، روزانه را همه روز، و گزارش کار هفته را در پایان هفته، و گزارش کار ماه یا سال را در پایان ماه یا سال به مقامات بالاتر می دهند. در اینجا این سؤال پیش می آید که آیا از خود آیه فوق منهای روایاتی که در تفسیر آن وارد شده است این موضوع را می توان استفاده کرد و یا همانگونه که مفسران اهل سنت گفته اند آیه اشاره به یک مسئله عادی دارد و آن اینکه انسان هر عملی انجام دهد، خواه ناخواه ظاهر خواهد شد، و علاوه بر خداوند، ص: 126 1- 1) اصول کافی جلد 1 صفحه 171 (باب عرض الاعمال) . پیامبر ص و همه مؤمنان از طرق عادی از آن آگاه می شوند. در پاسخ این سؤال باید گفت: انصاف این است که در خود آیه شواهدی بر این موضوع داریم زیرا: اولا: آیه اطلاق دارد، و تمام اعمال را شامل می شود و می دانیم که همه اعمال از طرق عادی بر پیامبر ص و مؤمنان آشکار نخواهد شد، چرا که بیشتر اعمال خلاف در پنهانی و بطور مخفیانه انجام می شود و در پرده استتار غالبا پوشیده می ماند، و حتی بسیاری از اعمال نیک مستور و مکتوم چنین است. و اگر ما ادعا کنیم که همه اعمال اعم از نیک و بد و یا غالب آنها بر همه روشن می شود سخنی بسیار گزاف گفته ایم. بنا بر این آگاهی پیامبر ص و مؤمنان از اعمال مردم باید از طرق غیر عادی و به تعلیم الهی باشد. ثانیا: در پایان آیه می خوانیم فَیُنَبِّئُکُمْ بِمٰا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ “خداوند شما را در قیامت به آنچه عمل کرده اید آگاه می سازد”شک نیست که این جمله تمام اعمال آدمی را اعم از مخفی و آشکار شامل می شود، و ظاهر تعبیر آیه این است که منظور از عمل در اول و آخر آیه یکی است، بنا بر این آغاز آیه نیز همه اعمال را چه آشکار باشد چه پنهان باشد شامل می شود، و شک نیست که آگاهی بر همه اینها از طرق عادی ممکن نیست. به تعبیر دیگر پایان آیه از جزای همه اعمال سخن می گوید، آغاز آیه نیز از اطلاع خداوند و پیامبر و مؤمنان نسبت به همه اعمال بحث می کند، یکی مرحله آگاهی است، و دیگری مرحله جزا، و موضوع در هر دو قسمت یکی است. ثالثا: تکیه روی مؤمنان در صورتی صحیح است که منظور همه اعمال و از طرق غیر عادی باشد، و الا اعمال آشکار را هم مؤمنان می بینند و هم غیر مؤمنان. ص: 127 از اینجا ضمنا این نکته روشن می شود که منظور از مؤمنان در این آیه- همانگونه که در روایات فراوانی نیز آمده است-تمام افراد با ایمان نیست، بلکه گروه خاصی از آنها است که به فرمان خدا از اسرار غیب آگاهند یعنی جانشینان راستین پیامبر ص. نکته مهمی که در اینجا باید به آن توجه داشت این است که، همانگونه که سابقا اشاره کردیم مساله عرض اعمال اثر تربیتی فوق العاده ای در معتقدان به آن دارد، زیرا هنگامی که من بدانم علاوه بر خداوند که همه جا با من است پیامبر ص و پیشوایان محبوب من همه روز یا همه هفته از هر عملی که انجام می دهم، در هر نقطه و هر مکان اعم از خوب و بد همه آگاه می شوند، بدون شک بیشتر رعایت می کنم و مراقب اعمال خود خواهم بود. درست مثل اینکه کارکنان مؤسسه ای بدانند همه روز یا همه هفته گزارش تمام جزئیات اعمال آنها به مقامات بالاتر داده می شود و آنها از همه آنها با خبر می گردند. *

آیا رؤیت در اینجا به معنی دیدن است

2-معروف در میان گروهی از مفسران این است که رؤیت در جمله فَسَیَرَی اللّٰهُ عَمَلَکُمْ …. به معنی معرفت است، نه به معنی علم، چرا که یک مفعول بیشتر نگرفته و می دانیم که اگر رؤیت به معنی علم باشد دو مفعول می گیرد.

ولی مانعی ندارد که رؤیت را به همان معنی اصلیش که مشاهده محسوسات باشد بگیریم نه به معنی”علم“و نه به معنی”معرفت“، این موضوع در مورد خداوند که همه جا حاضر و ناظر است و به همه محسوسات احاطه دارد جای بحث نیست، و اما در مورد پیامبر ص و امامان نیز مانعی ندارد که آنها خود اعمال را به هنگام عرضه شدن ببینند، زیرا می دانیم اعمال انسان فانی نمی شود بلکه تا

ص: 128

قیامت باقی میماند.

3-شک نیست که خداوند قبل از انجام اعمال از آنها با خبر و آگاه است و اینکه در آیه با جمله فسیری اللّٰه می گوید”به زودی خدا اعمال شما را می بیند“ اشاره به وضع اعمال بعد از وجود و تحقق آنها است.

nemoone/توبه/آیات_103_تا_105.txt · Last modified: 2024/12/07 17:08 by 127.0.0.1

Donate Powered by PHP Valid HTML5 Valid CSS Driven by DokuWiki