[سوره التحریم (66) : آیات 6 تا 8]
اشاره
یٰا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ نٰاراً وَقُودُهَا اَلنّٰاسُ وَ اَلْحِجٰارَهُ عَلَیْهٰا مَلاٰئِکَهٌ غِلاٰظٌ شِدٰادٌ لاٰ یَعْصُونَ اَللّٰهَ مٰا أَمَرَهُمْ وَ یَفْعَلُونَ مٰا یُؤْمَرُونَ (6) یٰا أَیُّهَا اَلَّذِینَ کَفَرُوا لاٰ تَعْتَذِرُوا اَلْیَوْمَ إِنَّمٰا تُجْزَوْنَ مٰا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (7) یٰا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَی اَللّٰهِ تَوْبَهً نَصُوحاً عَسیٰ رَبُّکُمْ أَنْ یُکَفِّرَ عَنْکُمْ سَیِّئٰاتِکُمْ وَ یُدْخِلَکُمْ جَنّٰاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا اَلْأَنْهٰارُ یَوْمَ لاٰ یُخْزِی اَللّٰهُ اَلنَّبِیَّ وَ اَلَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ نُورُهُمْ یَسْعیٰ بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَ بِأَیْمٰانِهِمْ یَقُولُونَ رَبَّنٰا أَتْمِمْ لَنٰا نُورَنٰا وَ اِغْفِرْ لَنٰا إِنَّکَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (8)
ص: 285
ترجمه:
6-ای کسانی که ایمان آورده اید!خود و خانواده خویش را از آتشی که هیزم آن انسانها و سنگها است نگاهدارید، آتشی که فرشتگانی بر آن گمارده شده که خشن و سختگیرند، و هرگز مخالفت فرمان خدا نمی کنند و دستورات او را دقیقا اجرا می نمایند! 7-ای کسانی که کافر شده اید، امروز عذرخواهی نکنید، چرا که تنها به اعمالتان جزا داده می شوید! 8-ای کسانی که ایمان آورده اید!توبه کنید توبه خالصی، امید است با این کار پروردگارتان گناهانتان را ببخشد، و شما را در باغهایی از بهشت که نهرها از زیر درختانش جاری است وارد کند، در آن روزی که خداوند پیامبر و کسانی را که با او ایمان آوردند خوار نمی کند، این در حالی است که نور آنها از پیشاپیش آنها و از سوی راستشان در حرکت است، و می گویند پروردگارا! نور ما را کامل کن، و ما را ببخش که تو بر هر کار قادری.
تفسیر:
اشاره
خانواده خود را از آتش دوزخ نجات دهید!
به دنبال اخطار و سرزنش نسبت به بعضی از همسران پیامبر ص خداوند در آیات مورد بحث روی سخن را به همه مؤمنان کرده، و دستوراتی در باره تعلیم و تربیت همسر و فرزندان و خانواده به آنها می دهد، نخست می فرماید:
“ای کسانی که ایمان آورده اید!خود و خانواده خویش را از آتشی که هیزم آن انسانها و سنگها هستند نگاهدارید” (یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ نٰاراً وَقُودُهَا النّٰاسُ وَ الْحِجٰارَهُ) .
نگهداری خویشتن به ترک معاصی و عدم تسلیم در برابر شهوات سرکش است، و نگهداری خانواده به تعلیم و تربیت و امر به معروف و نهی از منکر
ص: 286
و فراهم ساختن محیطی پاک و خالی از هر گونه آلودگی، در فضای خانه و خانواده است.
این برنامه ای است که باید از نخستین سنگ بنای خانواده، یعنی از مقدمات ازدواج، و سپس نخستین لحظه تولد فرزند آغاز گردد، و در تمام مراحل با برنامه ریزی صحیح و با نهایت دقت تعقیب شود.
به تعبیر دیگر حق زن و فرزند تنها با تامین هزینه زندگی و مسکن و تغذیه آنها حاصل نمی شود، مهمتر از آن تغذیه روح و جان آنها و به کار گرفتن اصول تعلیم و تربیت صحیح است.
قابل توجه اینکه تعبیر به“قوا” (نگاهدارید) اشاره به این است که اگر آنها را به حال خود رها کنید خواه ناخواه به سوی آتش دوزخ پیش می روند شما هستید که باید آنها را از سقوط در آتش دوزخ حفظ کنید.
“وقود” (بر وزن کبود) چنان که قبلا نیز اشاره کرده ایم به معنی “آتشگیره”یعنی ماده قابل اشتعال مانند“هیزم”است (نه به معنی“آتش زنه” مثل کبریت، چرا که اعراب آن را“زناد”می گوید) .
به این ترتیب آتش دوزخ مانند آتشهای این جهان نیست، شعله های آن از درون وجود خود انسانها زبانه می کشد!و از درون سنگها!نه فقط سنگهای گوگردی که بعضی از مفسران به آن اشاره کرده اند، بلکه همه انواع سنگها چون لفظ آیه مطلق است، و امروز می دانیم که هر قطعه از سنگها مرکب از میلیاردها میلیارد دانه اتم است که اگر نیروی ذخیره درون آنها آزاد شود چنان آتشی برپا می کند که انسان را خیره می کند.
بعضی از مفسران“حجاره”را در اینجا به بتهایی تفسیر کرده اند که از سنگ ساخته می شد، و مورد پرستش مشرکان بود.
ص: 287
سپس می افزاید: فرشتگانی بر این آتش گمارده شده که خشن و سختگیرند هرگز معصیت فرمان خدا نمی کنند، و هر دستوری به آنها دهد بدون چون و چرا اجرا می کنند“ (عَلَیْهٰا مَلاٰئِکَهٌ غِلاٰظٌ شِدٰادٌ لاٰ یَعْصُونَ اللّٰهَ مٰا أَمَرَهُمْ وَ یَفْعَلُونَ مٰا یُؤْمَرُونَ) .
و به این ترتیب نه راه گریزی وجود دارد، و نه گریه و التماس و جزع و فزع مؤثر است.
روشن است هر ماموری برای کاری گمارده شود باید روحیاتی متناسب آن داشته باشد، و ماموران عذاب طبعا باید خشن باشند، چرا که جهنم کانون رحمت نیست، کانون خشم و غضب الهی است، اما در عین حال، این ماموران هرگز از مرز عدالت خارج نمی شوند، و فرمان خدا را بی کم و کاست اجرا می کنند.
جمعی از مفسران در اینجا سؤالی مطرح کرده اند که تعبیر به عدم عصیان در آیه فوق، با مساله عدم وجود تکلیف در قیامت چگونه سازگار است؟ ولی باید توجه داشت که اطاعت و ترک عصیان فرشتگان یک نوع اطاعت تکوینی است نه تشریعی، و اطاعت تکوینی همیشه وجود دارد، و به تعبیر دیگر آنها آن چنان ساخته شده اند که فرمانهای الهی را با کمال میل و رغبت و عشق در عین اختیار اجرا می کنند.
* در آیه بعد کفار را مخاطب ساخته و وضع آنها را در آن روز بازگو می کند و می فرماید: “ای کسانی که کافر شده اید!امروز عذرخواهی نکنید، چرا که تنها به اعمالتان جزا داده می شوید” (یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ کَفَرُوا لاٰ تَعْتَذِرُوا الْیَوْمَ إِنَّمٰا تُجْزَوْنَ مٰا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ) . ص: 288 قرار گرفتن این آیه بعد از آیه گذشته که مخاطب در آن مؤمنان بودند اشاره به این واقعیت است که اگر به وضع زن و فرزند و خانواده خود نرسید ممکن است کار شما به جایی رسد که در قیامت مخاطب به این خطاب شوید. تعبیر” إِنَّمٰا تُجْزَوْنَ مٰا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ “بار دیگر این حقیقت را تایید می کند که جزای گنهکاران در قیامت خود اعمال آنها است، که در برابر آنان ظاهر می شود، و با آنها خواهد بود، تعبیر آیه گذشته که در آتش جهنم از درون وجود خود انسانها زبانه می کشد نیز مؤید همین معنی است. این نکته نیز قابل توجه است که عدم قبول اعتذار در آنجا به خاطر این است که عذرخواهی نوعی توبه است، و توبه تنها در این جهان امکان پذیر است، نه در جهان دیگر و نه بعد از ورود در جهنم. * آیه بعد در حقیقت راه نجات از آتش دوزخ را نشان می دهد، می گوید:
“ای کسانی که ایمان آورده اید!به سوی خدا بازگردید و توبه کنید، توبه خالصی” (یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَی اللّٰهِ تَوْبَهً نَصُوحاً) .
آری نخستین گام برای نجات، توبه از گناه است، توبه ای که از هر نظر خالص باشد، توبه ای که محرک آن فرمان خدا و ترس از گناه، نه وحشت از آثار اجتماعی و دنیوی آن، بوده باشد، توبه ای که برای همیشه انسان را از معصیت جدا کند و بازگشتی در آن رخ ندهد.
می دانیم حقیقت”توبه“همان ندامت و پشیمانی از گناه است که لازمه آن تصمیم بر ترک در آینده است، و اگر کاری بوده که قابل جبران است در صدد جبران برآید، و گفتن استغفار نیز بیانگر همین معنی است، و به این ترتیب ارکان توبه را می توان در پنج چیز خلاصه کرد: “ترک گناه-ندامت-
ص: 289
تصمیم بر ترک در آینده-جبران گذشته-استغفار) .
“نصوح”از ماده”نصح” (بر وزن صلح) در اصل به معنی خیرخواهی خالصانه است، و لذا به عسل خالص“ناصح”گفته می شود، و از آنجا که خیرخواهی واقعی باید توأم با محکم کاری باشد واژه“نصح”گاه به این معنی نیز آمده است، به همین جهت به نمای محکم“نصاح” (بر وزن کتاب) و به خیاط“ناصح”گفته می شود، و این هر دو معنی یعنی“خالص بودن”و“محکم بودن”در توبه“نصوح”باید جمع باشد (1) .
(1)
در اینکه توبه نصوح چیست؟ تفسیرهای زیادی برای آن ذکر کرده اند تا آنجا که بعضی شماره تفسیرهای آن را بالغ بر بیست و سه تفسیر دانسته اند (2) ولی همه این تفسیرها تقریبا به یک حقیقت بازمی گردد، یا شاخ و برگها و شرائط مختلف توبه است.
(2)
از جمله اینکه: “توبه نصوح”آن است که واجد چهار شرط باشد:
پشیمانی قلبی، استغفار زبانی، ترک گناه، و تصمیم بر ترک در آینده.
بعضی دیگر گفته اند: “توبه نصوح”آن است که واجد سه شرط باشد:
ترس از اینکه پذیرفته نشود، امید به اینکه پذیرفته شود، و ادامه اطاعت خدا.
یا اینکه“توبه نصوح”آن است که گناه خود را همواره در مقابل چشم خود ببینی و از آن شرمنده باشی! یا اینکه“توبه نصوح آن است که مظالم را به صاحبانش بازگرداند، و از مظلومین حلیت بطلبد، و بر اطاعت خدا اصرار ورزد.
ص: 290
1- 1) بعضی تصور می کنند”نصوح“نام شخص خاصی بوده است و در این زمینه داستان مفصلی به عنوان توبه نصوح نقل کرده اند ولی باید توجه داشت نصوح اسم کسی نیست، بلکه معنی وصفی دارد، هر چند داستان معروف ممکن است صحت داشته باشد.
2- 2) تفسیر”قرطبی“جلد 10 صفحه 6766.
یا اینکه”توبه نصوح“آن است که در آن سه شرط باشد: کم سخن گفتن کم خوردن، و کم خوابیدن.
یا اینکه”توبه نصوح“آن است که توأم با چشمی گریان، و قلبی بیزار از گناه باشد… و مانند اینها که همگی شاخ و برگ یک واقعیت است و این توبه خالص و کامل است.
در حدیثی از پیغمبر گرامی اسلام ص می خوانیم هنگامی که”معاذ بن جبل“از توبه نصوح سؤال کرد، در پاسخ فرمود:
ان یتوب التائب ثم لا یرجع فی ذنب کما لا یعود اللبن الی الضرع: “آن است که شخص توبه کننده به هیچوجه بازگشت به گناه نکند آن چنان که شیر به پستان هرگز باز نمی گردد”! (1) این تعبیر لطیف بیانگر این واقعیت است که توبه نصوح چنان انقلابی در انسان ایجاد می کند که راه بازگشت به گذشته را به کلی بر او می بندد.
(1)
همانگونه که بازگشت شیر به پستان غیر ممکن است.
این معنی که در روایات دیگر نیز وارد شده، در حقیقت درجه عالی توبه نصوح را بیان می کند، و گرنه در مراحل پائینتر ممکن است بازگشتی باشد که بعد از تکرار توبه سرانجام منتهی به ترک دائمی شود.
سپس به آثار این توبه نصوح اشاره کرده، می افزاید”امید است با این کار پروردگار شما گناهانتان را ببخشد و بپوشاند“ (عَسیٰ رَبُّکُمْ أَنْ یُکَفِّرَ عَنْکُمْ سَیِّئٰاتِکُمْ) .
“و شما را در باغهایی از بهشت وارد کند که نهرها از زیر درختانش جاری است” (وَ یُدْخِلَکُمْ جَنّٰاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهٰارُ) .
“این کار در روزی خواهد بود که خداوند پیامبر و کسانی را که با او
ص: 291
1- 1) “مجمع البیان”جلد 10 صفحه 318.
ایمان آوردند خوار و موهون نمی کند” (یَوْمَ لاٰ یُخْزِی اللّٰهُ النَّبِیَّ وَ الَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ) .
“این در حالی است که نور (ایمان و عمل صالح) آنها از پیشاپیش و از سوی راستشان در حرکت است”و عرصه محشر را روشن می سازد، و راه آنها را به سوی بهشت می گشاید (نُورُهُمْ یَسْعیٰ بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَ بِأَیْمٰانِهِمْ) .
در اینجاست که آنها رو به درگاه خداوند آورده، “می گویند پروردگارا!نور ما را کامل کن، و ما را ببخش که بر هر کار قادری” (یَقُولُونَ رَبَّنٰا أَتْمِمْ لَنٰا نُورَنٰا وَ اغْفِرْ لَنٰا إِنَّکَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ) .
در حقیقت این توبه نصوح، پنج ثمره بزرگ دارد:
“نخست”بخشودگی سیئات و گناهان.
“دوم”ورود در بهشت پر نعمت الهی.
“سوم”عدم رسوایی در آن روز که پرده ها کنار می رود، و حقایق آشکار می گردد، و دروغگویان تبهکار خوار و رسوا می شوند، آری در آن روز پیامبر ص و مؤمنان آبرومند خواهند بود، چرا که آنچه گفتند به واقعیت می پیوندد.
“چهارم”اینکه نور ایمان و عمل آنها از پیشاپیش و سمت راست آنها حرکت می کند و مسیر آنها را به سوی بهشت روشن می سازد (بعضی از مفسران نوری را که پیشاپیش حرکت می کند نور”عمل“دانسته اند، در این زمینه تفسیر دیگری نیز ذیل آیه 12 سوره حدید در جلد 23 تفسیر نمونه داشتیم) .
“پنجم”اینکه توجهشان به خدا بیشتر می گردد، لذا رو به سوی درگاه خدا می آورند و از او تقاضای تکمیل نور و آمرزش کامل گناه خویش می کنند.
* ص: 292 نکته ها: اشاره 1-تعلیم و تربیت خانواده دستور امر به معروف و نهی از منکر، یک دستور عام است، که همه مسلمین نسبت به یکدیگر دارند، ولی از آیات فوق، و روایاتی که در باره حقوق فرزند و مانند آن در منابع اسلامی وارد شده، به خوبی استفاده می شود که انسان در مقابل همسر و فرزند خویش مسئولیت سنگین تری دارد، و موظف است تا آنجا که می تواند در تعلیم و تربیت آنها بکوشد، آنها را از گناه بازدارد و به نیکیها دعوت نماید، نه اینکه تنها به تغذیه جسم آنها قناعت کند. در حقیقت اجتماع بزرگ از واحدهای کوچکی تشکیل می شود که “خانواده”نام دارد، و هر گاه این واحدهای کوچک که رسیدگی به آن آسانتر است اصلاح گردد کل جامعه اصلاح می شود، و این مسئولیت در درجه اول بر دوش پدران و مادران است. مخصوصا در عصر ما که امواج کوبنده فساد در بیرون خانواده ها بسیار قوی و خطرناک است، برای خنثی کردن آنها از طریق تعلیم و تربیت خانوادگی باید برنامه ریزی اساسی تر و دقیقتر انجام گیرد. نه تنها آتشهای قیامت که آتشهای دنیا نیز از درون وجود انسانها سرچشمه می گیرد، و هر کس موظف است خانواده خود را از این آتشها حفظ کند. در حدیثی می خوانیم: “هنگامی که آیه فوق نازل شد، کسی از یاران پیامبر ص سؤال کرد: چگونه خانواده خود را از آتش دوزخ حفظ کنم: حضرت ص فرمود: تامرهم بما امر اللّٰه، و تنهاهم عما نهاهم اللّٰه، ان اطاعوک کنت قد وقیتهم، و ان عصوک کنت قد قضیت ما علیک: ص: 293 :“آنها را امر به معروف و نهی از منکر می کنی، اگر از تو پذیرفتند آنها را از آتش دوزخ حفظ کرده ای، و اگر نپذیرفتند وظیفه خود را انجام داده ای” (1) . (1) و در حدیث جامع و جالب دیگری از رسول خدا ص آمده است: الا کلکم راع، و کلکم مسئول عن رعیته، فالامیر علی الناس راع، و هو مسئول عن رعیته، و الرجل راع علی اهل بیته، و هو مسئول عنهم، فالمرأه راعیه علی اهل بیت بعلها و ولده، و هی مسئوله عنهم، الا فکلکم راع، و کلکم مسئول عن رعیته: “بدانید همه شما نگهبانید، و همه در برابر کسانی که مامور نگهبانی آنها هستید مسئولید، امیر و رئیس حکومت اسلامی نگهبان مردم است و در برابر آنها مسئول است، مرد نگهبان خانواده خویش است و در مقابل آنها مسئول، زن نیز نگهبان خانواده شوهر و فرزندان است و در برابر آنها مسئول می باشد، بدانید همه شما نگهبانید و همه شما در برابر کسانی که مامور نگهبانی آنها هستید مسئولید! (2) این بحث دامنه دار را با حدیثی از امیر مؤمنان علی ع پایان می دهیم، امام ع در تفسیر آیه فوق فرمود: (2) علموا انفسکم و اهلیکم الخیر، و ادبوهم “منظور این است که خود و خانواده خویش را نیکی بیاموزید و آنها را ادب کنید” (3) . (3) *
2-توبه دری به سوی رحمت خدا
بسیار می شود که از انسان-مخصوصا در آغاز تربیت و سیر و سلوک الی اللّٰه-
ص: 294
1- 1) “نور الثقلین”جلد 5 صفحه 372.
2- 2) “مجموعه ورام”جلد اول صفحه 6.
3- 3) “در المنثور”جلد 6 صفحه 244
لغزشهایی سرمی زند، اگر درهای بازگشت به روی او بسته شود، مایوس می گردد، و برای همیشه از راه می ماند، و لذا در مکتب تربیتی اسلام، توبه به عنوان یک اصل تربیتی با اهمیت فوق العاده ای مطرح است، و از تمام گنهکاران دعوت می کند که برای اصلاح خویش و جبران گذشته از این در، وارد شوند.
امام علی بن الحسین ع در مناجات”تائبین”به پیشگاه خدا چنین عرضه می دارد:
الهی انت الذی فتحت لعبادک بابا الی عفوک سمیته التوبه، فقلت تُوبُوا إِلَی اللّٰهِ تَوْبَهً نَصُوحاً، فما عذر من اغفل دخول الباب بعد فتحه “خدای من تو کسی هستی که دری به سوی عفوت به روی بندگانت گشوده ای، و نامش را توبه نهاده ای، و فرموده ای بازگردید به سوی خدا و توبه کنید توبه خالصی، اکنون عذر کسانی که از ورود از این در، بعد از گشایش آن، غافل شوند چیست”؟! (1) به قدری در مساله توبه در روایات تاکید شده که در حدیثی از امام باقر ع می خوانیم:
(1)
ان اللّٰه تعالی اشد فرحا بتوبه عبده من رجل اضل راحلته و زاده فی لیله ظلماء، فوجدها: “خداوند از توبه بنده اش بیش از کسی که مرکب و توشه خود را در بیابان در یک شب تاریک گم کرده و سپس آن را بیابد شاد می گردد”! (2) این تعبیرات آمیخته با بزرگواری همه برای تشویق به این امر مهم حیاتی است.
(2)
ولی باید توجه داشت که”توبه تنها لقلقه زبان، و گفتن“استغفر اللّٰه” نیست بلکه شرایط و ارکانی دارد که در تفسیر توبه نصوح در آیات فوق به آن
ص: 295
1- 1) مناجاتهای پانزده گانه مناجات اول (بحار الانوار جلد 94 صفحه 142) .
2- 2) “اصول کافی”جلد 2 باب التوبه حدیث 8.
اشاره شد، هر گاه توبه با این شرائط انجام گیرد آن چنان اثر می گذارد که گناه و آثار گناه را به کلی از روح و جان انسان محو می کند، لذا در حدیثی از امام باقر ع می خوانیم:
التائب من الذنب کمن لا ذنب له، و المقیم علی الذنب و هو مستغفر منه کالمستهزء!: کسی که از گناه توبه کند همچون کسی است که اصلا گناه نکرده، و کسی که به گناه خود ادامه دهد در حالی که استغفار می کند مانند کسی است که مسخره می کند“! (1) .
(1)
در باره توبه بحثهای مشروح دیگری (در جلد سوم صفحه 312 به بعد) ذیل آیه 17 سوره نساء و (جلد 19 صفحه 498 به بعد) ذیل آیه 53 زمر داشته ایم.
ص: 296
1- 1) “اصول کافی”جلد 2 باب التوبه حدیث 10.
