[سوره البلد (90) : آیات 8 تا 10]
اشاره
أَ لَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَیْنَیْنِ (8) وَ لِسٰاناً وَ شَفَتَیْنِ (9) وَ هَدَیْنٰاهُ اَلنَّجْدَیْنِ (10)
ترجمه:
8-آیا برای او (انسان) دو چشم قرار ندادیم؟ 9-و یک زبان و دو لب؟ 10-و او را به خیر و شرش هدایت نمودیم.
تفسیر:
نعمت چشم و زبان، و هدایت
در تعقیب آیات گذشته که سخن از غرور و غفلت انسانهای طغیانگر می گفت در آیات مورد بحث بخشی از مهمترین نعمت های مادی و معنوی الهی را بر این انسان می شمرد، تا از یک سو غرور و غفلت او را بشکند، و از سوی دیگر وادار به تفکر در خالق این نعمتها کند، و با تحریک حس شکرگزاری در درون جانش او را به سوی معرفت خالق سوق دهد.
نخست می فرماید: “آیا ما برای این انسان دو چشم قرار ندادیم؟! (أَ لَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَیْنَیْنِ) .
* “و یک زبان و دو لب”؟! (وَ لِسٰاناً وَ شَفَتَیْنِ) . *
ص: 15
“و او را به خیر و شرش آگاه کردیم، و هدایت نمودیم” (وَ هَدَیْنٰاهُ النَّجْدَیْنِ) .
به این ترتیب در این چند جمله کوتاه به سه نعمت مهم مادی و یک نعمت بزرگ معنوی که همه از عظیمترین نعمتهای الهی است اشاره نموده است: نعمت چشمها، و زبان، و لبها، از یک سو، و نعمت هدایت و معرفت خیر و شر از سوی دیگر.
(توجه داشته باشید”نجد“در اصل به معنی مکان مرتفع است در مقابل “تهامه”که به سرزمینهای پست گفته می شود، یا به تعبیر دیگر”بلند بوم“ و”پست بوم“است، و در اینجا کنایه از خیر و شر و مسیر سعادت و شقاوت است) (1) .
(1)
در اهمیت نعمتهای فوق همین بس که:
“چشم”مهمترین وسیله ارتباط انسان با جهان خارج است، شگفتیهای چشم به اندازه ای است که به راستی انسان را به خضوع در مقابل خالق آن وا- می دارد، طبقات هفتگانه چشم که به نامهای صلبیه (قرنیه) مشیمیه،عنبیه، جلدیه، زلالیه، زجاجیه، و شبکیه نامیده شده، هر کدام ساختمان عجیب و ظریف و شگفت انگیزی دارد که قوانین فیزیکی و شیمیایی مربوط به نور و آئینه ها به دقیقترین وجهی در آنها رعایت شده به طوری که پیشرفته ترین دوربینهای دقیق عکاسی در برابر آن موجود بی ارزشی است، و به راستی اگر در تمام دنیا جز انسان، و در تمام وجود انسان جز چشم، چیز دیگری نبود، مطالعه شگفتی هایش برای شناخت علم و قدرت عظیم پروردگار کافی بود.
ص: 16
1- 1) این تفسیر در حدیثی از امیر مؤمنان علی (ع) نقل شده (مجمع البیان ذیل آیات مورد بحث) و این که بعضی آن را به دو پستان مادر که برآمدگی سینه ها است! تفسیر کرده اند بسیار بعید است، ضمنا تعبیر به”نجد“در مورد خیر به خاطر عظمت آن است و در مورد شر از باب تغلیب است.
و اما”زبان“مهمترین وسیله ارتباط انسان با انسانهای دیگر و نقل و مبادله اطلاعات و معلومات از قومی به قوم دیگر، و از نسلی به نسل دیگر است، و اگر این وسیله ارتباطی نبود هرگز انسان نمی توانست تا این حد در علم و دانش و تمدن مادی و مسائل معنوی ترقی کند.
و اما”لبها““اولا”نقش مؤثری در تکلم دارند، چرا که بسیاری از مقاطع حروف به وسیله لبها ادا می شود، و از این گذشته لبها کمک زیادی به جویدن غذا، و حفظ رطوبت دهان، و نوشیدن آب می کند و اگر نبودند مساله خوردن و آشامیدن انسان، و حتی منظره چهره او بر اثر جریان آب دهان به بیرون، و عدم قدرت بر اداء بسیاری از حروف وضع اسف انگیزی داشت.
و از آنجا که درک حقایق در درجه اول با چشم و زبان است.
و به دنبال اینها به مساله وجود”عقل“و”هدایت عقلانی، و فطری“ اشاره می کند، و حتی تعبیر آیه، “هدایت تشریعی”که به وسیله انبیاء و اولیاء انجام می گیرد شامل می شود.
آری او هم”دیده بینا“و”آفتاب“را در اختیار انسان گذارده، و هم “راه و چاه”را به او نشان داده، “تا آدمی نگاه کند پیش پای خویش”.
اما با اینهمه چراغ فروزان که فرا راه او قرار داده است اگر از بیراهه می رود باید گفت”بگذار تا بیفتد و بیند سزای خویش“! جمله” وَ هَدَیْنٰاهُ النَّجْدَیْنِ ““ما او را از راه خیر و شر آگاه کردیم” علاوه بر اینکه مساله اختیار و آزادی اراده انسان را بیان می کند، با توجه به اینکه”نجد“مکان مرتفع است اشاره به این است که پیمودن راه خیر خالی از مشکلات و زحمت و رنج نیست، همانگونه که بالا رفتن از زمینهای مرتفع مشکلاتی دارد، حتی پیمودن راه شر نیز مشکلاتی دارد، چه بهتر که انسان با سعی و تلاشش راه خیر را برگزیند.
ص: 17
اما در عین حال انتخاب راه با خود انسان است، او است که می تواند چشم و زبان را در مسیر حلال یا حرام به گردش درآورد، و از دو جاده”خیر“و”شر“ هر کدام را بخواهد برگزیند.
و لذا در حدیثی از پیغمبر اکرم ص می خوانیم: “خداوند متعال به فرزندان آدم می گوید: ”
یا بن آدم!ان نازعک لسانک فیما حرمت علیک فقد اعنتک علیه بطبقتین فاطبق، و ان نازعک بصرک الی بعض ما حرمت علیک فقد اعنتک علیه بطبقتین فاطبق. .. ”:
“ای فرزند آدم!اگر زبانت خواست تو را وادار به حرام کند من دو لب را برای جلوگیری از آن در اختیار تو قرار داده ام، لب را فروبند، و اگر چشمت بخواهد تو را به سوی حرام ببرد من پلکها را در اختیار تو قرار داده ام، آنها را فرو بند!… ” (1) .
(1)
و به این ترتیب خداوند وسائل کنترل این نعمتهای بزرگ نیز در اختیار بشر قرار داده و این یکی دیگر از الطاف بزرگ او است.
جالب اینکه آیات فوق در مورد زبان اشاره به لبها شده، اما در مورد چشمها اشاره به پلکها نشده است، و این ظاهرا به دو علت است یکی اینکه نقش لبها برای سخن گفتن و غذا خوردن و سایر جهات به مراتب بیش از پلکها در مورد چشم است، و دیگر اینکه کنترل زبان از کنترل چشم به مراتب مهم تر و سرنوشت سازتر است.
نکته ها:
اشاره
1-شگفتیهای چشم
چشم را معمولا به یک دستگاه دوربین عکاسی تشبیه می کنند که با عدسی
ص: 18
1- 1) “نور الثقلین”جلد 5 صفحه 581.
بسیار ظریف خود از صحنه های مختلف عکسبرداری می کند، عکسهایی که به جای فیلم روی“شبکیه چشم”منعکس می شود، و از آنجا به وسیله اعصاب بینایی به مغز منتقل می گردد.
این دستگاه عکسبرداری فوق العاده ظریف و دقیق، در شبانه روز ممکن است هزاران هزار عکس از صحنه های مختلف بردارد، ولی از جهات زیادی قابل مقایسه حتی با پیشرفته ترین دستگاههای عکسبرداری و فیلمبرداری نیست، زیرا:
1-دریچه تنظیم نور (دیافراگم) در این دستگاه که همان“مردمک چشم”است به طور خودکار در برابر نور تغییر شکل داده در مقابل نور قوی تنگ تر و در مقابل نور ضعیف گشادتر می شود در حالی که دستگاههای عکاسی را باید به وسیله اشخاص تنظیم کرد.
2-عدسی چشم بر خلاف تمام عدسیهایی که در دوربینهای عکاسی دنیا به کار رفته دائما تغییر شکل می دهد، به طوری که گاه قطر آن 5\1 میلیمتر است و گاه تا 8 میلیمتر می رسد!تا آماده عکسبرداری از صحنه های دور و نزدیک شود، و این کار به وسیله عضلاتی که اطراف عدسی را گرفته اند، و آن را می کشند یا رها می کنند انجام می شود، بطوری که یک عدسی چشم به تنهایی کار صدها عدسی را انجام می دهد! 3-این دستگاه عکاسی در چهار جهت مختلف حرکت می کند، و می تواند به کمک عضلات چشم به هر طرف حرکت کرده و فیلمبرداری کند.
4-نکته مهم دیگر اینجا است که در دوربینهای عکاسی باید فیلمها را عوض کنند، و یک حلقه فیلم که تمام شد باید حلقه دیگری جای آن بگذارند، اما چشمهای انسان در تمام طول عمر فیلمبرداری می کند، بی آنکه چیزی از آن عوض شود، این به خاطر آن است که در قسمت شبکیه چشم که تصویرها
ص: 19
روی آن منعکس می شود دو رقم سلول وجود دارد، سلولهای“مخروطی” “و استوانه ای”که دارای ماده بسیار حساسی در برابر نور است، و با کمترین تابش نور تجزیه می شود و امواجی به وجود می آورد که به مغز منتقل می شود، و بعد اثر آن زائل می شود، و شبکیه مجددا آماده فیلمبرداری جدید خواهد شد.
5-دوربینهای عکاسی از موادی بسیار محکم ساخته شده است، ولی دستگاه عکاسی چشم به قدری ظریف و لطیف است که با مختصر چیزی خراش می یابد و به همین جهت در محفظه محکم استخوانی قرار گرفته اما در عین ظرافت بسیار از آهن و فولاد پر دوامتر است.
6-مساله“تنظیم نور”برای فیلمبرداران و عکاسان مساله بسیار مهمی است و برای اینکه تصویرها روشن باشد گاهی لازم است چندین ساعت مشغول تنظیم نور و مقدمات آن باشند در حالی که چشم در هر شرائطی از نور قوی و متوسط و ضعیف حتی در تاریکی به شرط آنکه نور بسیار کمی در آنجا باشد عکسبرداری می کند، و این از عجائب چشم است.
7-گاهی ما از روشنایی به تاریکی می رویم، و یا لامپهای برق دفعتا خاموش می شود در آن لحظه مطلقا چیزی را نمی بینیم، ولی با گذشتن چند لحظه چشم ما به طور خودکار وضع خود را با آن نور ضعیف تطبیق می دهد، بطوری که وقتی به اطراف خود نگاه می کنیم تدریجا اشیاء زیادی را می بینیم و می گوئیم چشم ما با تاریکی عادت کرد، و این تعبیر عادت که با زبان ساده ادا می شود نتیجه مکانیسم بسیار پیچیده ای است که در چشم قرار دارد، و می تواند خود را در زمان بسیار کوتاهی با شرائط جدید تطبیق دهد.
عکس این معنی به هنگامی که از تاریکی به روشنایی منتقل می شویم نیز صادق است، که در آغاز، چشم ما تحمل نور قوی را ندارد ولی بعد از چند لحظه خود را با آن تطبیق می دهد و به اصطلاح عادت می کند، این امور هرگز
ص: 20
در دستگاههای فیلمبرداری وجود ندارد.
8-دستگاههای فیلمبرداری از فضای محدودی می توانند فیلم تهیه کنند در حالی که چشم انسان تمام نیم دایره افق را که در مقابل او قرار داد می بیند و به تعبیر دیگر ما تقریبا 180 درجه دائره اطراف خود را می بینیم در حالی که هیچ دستگاه عکاسی چنین نیست.
9-از مطالب عجیب و جالب اینکه دو چشم انسان که هر کدام دستگاه مستقلی است چنان تنظیم شده که عکسهای حاصل از آنها درست روی یک نقطه می افتد بطوری که اگر کمی این تنظیم به هم بخورد انسان با دو چشمش جسم واحد را دو جسم می بیند!همانگونه که در اشخاص“احول” (دو بین) این معنی مشاهده می شود.
10-نکته جالب دیگر اینکه تمام صحنه هایی که چشم از آن عکسبرداری می کند به طور وارونه روی شبکیه چشم می افتد، در حالی که ما هیچ چیز را وارونه نمی بینیم، این بخاطر عادت کردن چشم، و حفظ نسبت اشیاء با یکدیگر می باشد.
11-سطح چشم باید دائما مرطوب باشد به طوری که اگر چند ساعتی خشک شود ضربه شدیدی بر آن وارد می گردد، این رطوبت دائمی از غده های اشک تامین می شود، که از یک سو وارد چشم شده، و از رگهای بسیار باریک و ظریفی که در گوشه چشمان قرار دارد بیرون می رود، و به بینی ها منتقل می شود، و بینی را نیز مرطوب می کند.
اگر غده های اشک بخشکد چشم به خطر می افتد و حرکت پلکها غیر ممکن می شود، و اگر بیش از حد فعالیت کند دائما اشک بر صورت جاری می شود یا اگر راه باریک فاضل آب چشم بسته شود باید دائما دستمالی به دست داشته باشیم آبهای زیادی را از صورت خشک کنیم و چه دردسر بزرگی است.
ص: 21
12-ترکیب اشک (آب چشم) ترکیب پیچیده ای است، و از بیش از ده عنصر تشکیل می یابد که در مجموع بهترین و مناسبترین مایع برای نگهداری چشم است.
کوتاه سخن اینکه عجائب چشم بقدری زیاد است که باید روزها نشست و در باره آن سخن گفت، و کتابها نوشت، و با تمام اینها ماده اصلی آن را که می نگریم تقریبا یک تکه پیه بیشتر نیست! امیر مؤمنان علی ع در آن سخن پرمایه اش می فرماید:
اعجبوا لهذا الانسان ینظر بشحم، و یتکلم بلحم، و یسمع بعظم، و یتنفس من خرم!:
“شگفتا از این انسان که با یک قطعه پیه می بیند، و با قطعه گوشتی سخن می گوید، و با استخوانی می شنود، و از شکافی نفس می کشد”! (و این کارهای بزرگ حیاتی را با این وسائل کوچک انجام می دهد) (1) .
(1)
* 2-شگفتیهای زبان زبان نیز به نوبه خود از اعضاء بسیار شگفت انگیز بدن انسان است، و وظائف سنگینی بر عهده دارد، علاوه بر اینکه کمک مؤثری به بلع غذا می کند، در جویدن نیز نقش مهمی دارد، مرتبا لقمه غذا را به زیر چکش دندانها هل می دهد!اما این کار را بقدری ماهرانه انجام می دهد که خود را از ضربات دندان دور نگه می دارد، در حالی که دائما کنار آن و چسبیده به آن است! گاه ندرتا هنگام جویدن غذا زبان خود را جویده ایم، و فریاد ما بلند شده، و فهمیده ایم که اگر آن مهارت در زبان نبود چه به سر ما می آمد؟ در ضمن بعد از خوردن غذا فضای دهن و دندانها را رفت وروب و تمیز می کند. ص: 22 1- 1) “نهج البلاغه”“کلمات قصار”حکمت 8. و از این کارها مهمتر مساله سخن گفتن است که با حرکات سریع و منظم و پی در پی و حرکت کردن در جهات ششگانه انجام می گیرد. جالب اینکه خداوند برای حرف زدن و تکلم وسیله ای در اختیار انسانها قرار داده که بسیار سهل و آسان و در دسترس همه است، نه خستگی می آورد، و نه ملالی حاصل می شود، و نه هزینه ای دارد. و از آن عجیبتر مساله استعداد تکلم در انسان است که در روح آدمی به ودیعت گذارده، و انسان می تواند جمله بندیهای زیادی را در بی نهایت شکل مختلف برای تعبیر از مقاصد فوق العاده متنوع خود انجام دهد. و باز از آن مهمتر استعداد وضع لغات مختلفی است که با مطالعه هزاران زبان که در دنیا موجود است اهمیت آن آشکار می شود راستی“العظمه لِلّٰهِ الْوٰاحِدِ الْقَهّٰارِ !”. *
3-هدایت به“نجدین”
“نجد”چنان که گفتیم به معنی بلندی یا سرزمین بلند است، و در اینجا منظور راه“خیر”و راه“شر”است. در حدیثی از پیغمبر اکرم ص می خوانیم که فرمود:
یا ایها الناس!هما نجدان: نجد الخیر و نجد الشر، فما جعل نجد الشر احب الیکم من نجد الخیر: “ای مردم!دو سرزمین مرتفع وجود دارد: سرزمین خیر، و سرزمین شر، و هرگز سرزمین شر نزد شما محبوبتر از سرزمین خیر قرار داده نشده است” (1) .
(1)
بدون شک“تکلیف”و مسئولیت بدون“شناخت و آگاهی ممکن نیست، و خداوند طبق آیه فوق این آگاهی را در اختیار انسانها قرار داده است.
ص: 23
1- 1) “مجمع البیان”جلد 10 صفحه 494 و تفسیر قرطبی جلد 10 صفحه 7155.
این آگاهی از سه طریق انجام می گیرد: از طریق ادراکات عقلی و استدلال، و از طریق فطرت و و جدان بدون نیاز به استدلال، و از طریق وحی و تعلیمات انبیا و اوصیاء، و آنچه را مورد نیاز بشر در پیمودن مسیر تکامل است خداوند به یکی از این سه طریق یا در بسیاری از موارد با هر سه طریق به او تعلیم کرده است.
قابل توجه اینکه در این حدیث تصریح شده که پیمودن یکی از این دو راه بر طبع آدمی آسانتر از دیگری نیست، و این در حقیقت تصور عمومی را که انسان تمایل بیشتری به شرور دارد و پیمودن راه شر برای او آسانتر است نفی می کند.
و به راستی اگر تربیتها غلط و محیطهای فاسد نباشد، عشق و علاقه انسان به نیکیها بسیار زیاد است، و شاید تعبیر به”نجد“ (سرزمین مرتفع) در مورد نیکیها به خاطر همین است زیرا زمینهای مرتفع هوای بهتر و جالبتری دارند و در مورد شرور از باب تغلیب است.
بعضی نیز گفته اند این تعبیر اشاره به ظهور و بروز و آشکار بودن راه خیر و شر است، همانگونه که یک سرزمین مرتفع کاملا نمایان است (1) .
(1)
***
ص: 24
1- 1) همان گونه که به”ماه“و”خورشید““قمران”گفته می شود.
