[سوره البلد (90) : آیات 11 تا 20]
اشاره
فَلاَ اِقْتَحَمَ اَلْعَقَبَهَ (11) وَ مٰا أَدْرٰاکَ مَا اَلْعَقَبَهُ (12) فَکُّ رَقَبَهٍ (13) أَوْ إِطْعٰامٌ فِی یَوْمٍ ذِی مَسْغَبَهٍ (14) یَتِیماً ذٰا مَقْرَبَهٍ (15) أَوْ مِسْکِیناً ذٰا مَتْرَبَهٍ (16) ثُمَّ کٰانَ مِنَ اَلَّذِینَ آمَنُوا وَ تَوٰاصَوْا بِالصَّبْرِ وَ تَوٰاصَوْا بِالْمَرْحَمَهِ (17) أُولٰئِکَ أَصْحٰابُ اَلْمَیْمَنَهِ (18) وَ اَلَّذِینَ کَفَرُوا بِآیٰاتِنٰا هُمْ أَصْحٰابُ اَلْمَشْأَمَهِ (19) عَلَیْهِمْ نٰارٌ مُؤْصَدَهٌ (20)
ص: 25
ترجمه:
11-ولی او (انسان ناسپاس) از آن گردنه مهم بالا نرفت! 12-و تو نمی دانی آن گردنه چیست؟ 13-آزاد کردن برده است! 14-یا اطعام کردن در روز گرسنگی.
15-یتیمی از خویشاوندان را.
16-یا مستمندی به خاک افتاده را.
17-سپس از کسانی بوده باشد که ایمان آورده، و یکدیگر را به شکیبایی و رحمت توصیه می کنند.
18-آنها اصحاب الیمین هستند (و نامه اعمالشان را به دست راستشان می دهند) .
19-و کسانی که آیات ما را انکار کرده اند افرادی شومند و نامه اعمالشان به دست چپشان داده می شود.
20-بر آنها آتشی است فرو بسته (که راه فراری از آن نیست) .
تفسیر:
گردنه صعب العبور!
به دنبال ذکر نعمتهای بزرگی که در آیات قبل آمده بود در آیات مورد بحث بندگان ناسپاس را مورد ملامت و سرزنش قرار می دهد که چگونه با داشتن آن همه وسائل سعادت راه نجات را نپیموده اند، نخست می فرماید:
“این انسان ناسپاس از آن گردنه بزرگ بالا نرفت” (فَلاَ اقْتَحَمَ الْعَقَبَهَ) (1) .
(1)
ص: 26
1- 1) ظاهر این است که“لا”در این جمله“نافیه”و“خبریه”است، و اینکه بعضی آن را به معنی نفرین و یا استفهامیه دانسته اند، بسیار بعید به نظر می رسد، تنها اشکالی که در اینجا وجود دارد این است که“لا”هنگامی که بر سر فعل ماضی در آید غالبا تکرار می شود، همانطور که در آیه 31 سوره قیامت می خوانیم: فَلاٰ صَدَّقَ وَ لاٰ صَلّٰی: “نه صدقه داد و نه نماز گذارد”در حالی که در آیه مورد بحث تکرار نشده، ولی چنان که مرحوم “طبرسی”در“مجمع البیان”آورده گاه بدون تکرار نیز استعمال می شود، “فخر رازی” و“قرطبی”در تفسیرهای خود از بعضی از بزرگان ادبیات عرب نقل کرده اند که اگر“لا” به معنی“لم”باشد تکرار لازم نیست، این احتمال را نیز داده اند که در اینجا در تقدیر تکرار شده: فلا اقتحم العقبه و لا فک رقبه و لا اطعم فی یوم ذی مسغبه“.
در اینکه منظور از”عقبه“در اینجا چیست آیات بعد آن را تفسیر می کند.
* می فرماید: “تو نمی دانی آن گردنه چیست”؟ (وَ مٰا أَدْرٰاکَ مَا الْعَقَبَهُ) . * “آزاد کردن برده است” (فَکُّ رَقَبَهٍ) .
* “یا اطعام کردن در روز گرسنگی” (أَوْ إِطْعٰامٌ فِی یَوْمٍ ذِی مَسْغَبَهٍ) . * “یتیمی از خویشاوندان را” (یَتِیماً ذٰا مَقْرَبَهٍ) .
* “یا مستمندی به خاک افتاده را” (أَوْ مِسْکِیناً ذٰا مَتْرَبَهٍ) . به این ترتیب این گردنه صعب العبور را که انسانهای ناسپاس هرگز خود را برای گذشتن از آن آماده نکرده اند، مجموعه ای است از اعمال خیر که عمدتا بر محور خدمت به خلق و کمک به ضعیفان و ناتوانها دور می زند، و نیز مجموعه ای از عقائد صحیح و خالص است که در آیات بعد به آن اشاره شده. و به راستی گذشتن از این گردنه با توجه به علاقه شدیدی که غالب مردم به مال و ثروت دارند کار آسانی نیست. اسلام و ایمان با ادعا و گفتار حاصل نمی شود، بلکه در برابر هر فرد مسلمان و مؤمن گردنه های صعب العبوری است که باید از آنها، یکی بعد از دیگری. ص: 27 بحول و قوه الهی، و با استمداد از روح ایمان و اخلاص بگذرد. بعضی”عقبه“را در اینجا به معنی هوای نفس تفسیر کرده اند که جهاد با آن را پیغمبر اکرم ص طبق حدیث معروف”جهاد اکبر“نامید. البته با توجه به اینکه خود آیات، “عقبه”را در اینجا تفسیر کرده، باید مراد از این تفسیر چنین باشد که گردنه اصلی”گردنه هوای نفس“است، و اما آزاد کردن بردگان، و اطعام مسکینان مصداقهای روشنی از مبارزه با آن محسوب می شود. بعضی دیگر از مفسران گفته اند منظور از این”عقبه“گردنه صعب العبوری است در قیامت، همانطور که در حدیثی از پیغمبر اکرم ص آمده است: ان امامکم عقبه کؤدا لا یجوزها المثقلون، و انا ارید ان اخفف عنکم لتلک العقبه!: “پیش روی شما گردنه صعب العبوری است که سنگین باران از آن نمی گذرند، و من می خواهم بار شما را برای عبور از این گردنه سبک کنم”! (1) البته این حدیث که از پیامبر ص نقل شده به عنوان تفسیر آیه مورد بحث نیست، ولی مفسران از آن چنین برداشتی کرده اند، و این برداشت با توجه به تفسیری که صریحا در خود آیات آمده مناسب به نظر نمی رسد، مگر اینکه منظور این باشد که گردنه های صعب العبور قیامت تجسمی است از طاعات سخت و سنگین این جهان و گذشتن از آنها فرع بر گذشتن از اینها است (دقت کنید) . (1) قابل توجه در اینجا تعبیر به”اقتحم“از ماده”اقتحام“است که در اصل به معنی ورود در کار سخت و خوفناک است (مفردات راغب) یا دخول و گذشتن از چیزی با شدت و مشقت است (تفسیر کشاف) و این نشان می دهد که گذشتن از این گردنه کار آسانی نیست، و تاکیدی است بر آنچه در آغاز سوره آمده که ص: 28 1- 1) “مجمع البیان”جلد 10 صفحه 495. فرمود”ما انسان را در درد و رنج آفریدیم“هم زندگی او توأم با رنج است و هم اطاعت فرمان پروردگار توأم با مشکلات می باشد. در سخنی از امیر مؤمنان علی ع می خوانیم: ان الجنه حفت بالمکاره و ان النار حفت بالشهوات: “بهشت در میان ناملائمات پیچیده شده و دوزخ در لابلای شهوات” (1) . (1) در اینجا به چند نکته باید توجه داشت: 1-منظور از” فَکُّ رَقَبَهٍ “ظاهرا همان آزاد کردن بردگان و بندگان است. در حدیثی آمده است که مردی اعرابی خدمت پیامبر ص آمده و عرض کرد ای رسول خدا!عملی به من تعلیم کن که مرا داخل بهشت کند، فرمود: ان کنت اقصرت الخطبه لقد عرضت المساله: “اگر چه سخن کوتاهی گفتی، اما مطلب بزرگی سؤال کردی” (یا اینکه گرچه سخن کوتاهی گفتی اما مقصود خود را به خوبی بیان کردی) سپس افزود: اعتق النسمه و فک الرقبه: “بردگان را آزاد کن و گردنها را (از طوق بردگی) بگشا”. راوی سؤال می کند مگر این دو یکی نیست؟ فرمود: نه، منظورم از اول این است که مستقلا برده ای را آزاد کنی، و در دوم اینکه کمک به پرداخت قیمت آن نما تا آزاد شود. سپس افزود: و الفیء علی ذی الرحم الظالم، فان لم یکن ذلک فاطعم الجائع، واسق الظمان، و امر بالمعروف، و انه عن المنکر، فان لم تطق ذلک فکف لسانک الا من الخیر: “نسبت به خویشاوندانی که به تو ستم کرده و از تو بریده اند باز گرد (و به آنها نیکی کن) و اگر چنین کاری ممکن نشود ص: 29 1- 1) “نهج البلاغه”خطبه 176. گرسنگان را سیر و تشنگان را سیراب کن، امر به معروف و نهی از منکر نما، و اگر توانایی بر این کار نیز نداری (لا اقل) زبان خود را جز از نیکی بازدار” (1) . (1) 2-بعضی از مفسران” فَکُّ رَقَبَهٍ “را به معنی آزاد کردن گردن خویش از زیر بار گناهان از طریق توبه، یا آزاد کردن خویش از عذاب الهی از طریق تحمل طاعات دانسته اند، ولی با توجه به آیاتی که بعد از آن آمده و نسبت به یتیم و مسکین توصیه می کند ظاهرا منظور همان آزاد کردن بردگان است. 3-“مسغبه”از ماده”سغب“ (بر وزن غضب) به معنی”گرسنگی“است بنا بر این” یَوْمٍ ذِی مَسْغَبَهٍ “به معنی روز گرسنگی است گرچه همیشه گرسنگان در جوامع بشری بوده اند ولی این تعبیر تاکیدی است بر اطعام گرسنگان در ایام قحطی و خشکسالی و مانند آن. برای اهمیت این موضوع، و الا اطعام گرسنگان همیشه از افضل اعمال بوده و هست. در حدیثی از پیغمبر اکرم ص می خوانیم: من اشبع جائعا فی یوم سغب ادخله اللّٰه یوم القیامه من باب من ابواب الجنه لا یدخلها الا من فعل مثل ما فعل: “کسی که گرسنه ای را در ایام قحطی سیر کند خدا او را در قیامت از دری از درهای بهشت وارد می سازد که هیچ شخص دیگر از آن وارد نمی شود، جز کسی که عملی همانند عمل او انجام داده باشد” (2) . (2) 4-“مقربه”به معنی قرابت و خویشاوندی است، و تاکید روی یتیمان خویشاوند نیز به خاطر ملاحظه اولویتها است، و گرنه همه یتیمان را باید اطعام و نوازش نمود، این نشان می دهد که خویشاوندان در مورد یتیمان فامیل خود مسئولیت سنگین تری دارند. از این گذشته سوء استفاده هائی که مخصوصا در آن عصر در این زمینه نسبت ص: 30 1- 1) “نور الثقلین”جلد 5 صفحه 583. 2- 2) “مجمع البیان”جلد 10 صفحه 495. به اموال یتیمان خویشاوند می شده، ایجاب می کرده است که هشدار خاصی در مورد این گردنه صعب العبور داده شود. ابو الفتوح رازی معتقد است که”مقربه“از ماده”قرابت“نیست بلکه از ماده”قرب“است و اشاره به یتیمانی است که از شدت گرسنگی گویی پهلوهایشان به هم چسبیده است (1) ولی این تفسیر بسیار بعید به نظر می رسد. (1) 5-“متربه”مصدر میمی از ماده”ترب“ (بر وزن طرب) در اصل از”تراب“ به معنی”خاک“گرفته شده، و به کسی می گویند که بر اثر شدت فقر خاک نشین شده، باز در اینجا تاکید روی اینگونه مسکینها به خاطر اولویت آنها است و الا اطعام همه مسکینان از اعمال حسنه است. در حدیثی آمده است: امام علی بن موسی الرضا ع هنگامی که می خواست غذا بخورد دستور می فرمود سینی بزرگی کنار سفره بگذارند، و از هر غذایی که در سفره بود از بهترین آنها بر می داشت و در آن سینی می گذاشت، سپس دستور می داد آنها را برای نیازمندان ببرند، بعد این آیه را تلاوت می فرمود: فلا اقتحم العقبه.. سپس می افزود، خداوند متعال می دانست که همه قادر بر آزاد کردن بردگان نیستند راه دیگری نیز به سوی بهشتش قرار داد”! (2) . (2) * در آیه بعد در ادامه تفسیری که برای این گردنه صعب العبور بیان فرموده می افزاید: سپس از کسانی بوده باشد که ایمان آورده، و یکدیگر را به صبر و استقامت و ترحم و عطوفت توصیه می کنند“ (ثُمَّ کٰانَ مِنَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ تَوٰاصَوْا بِالصَّبْرِ وَ تَوٰاصَوْا بِالْمَرْحَمَهِ) .
به این ترتیب کسانی از این گردنه سخت عبور می کنند که هم دارای ایمان
ص: 31
1- 1) “تفسیر ابو الفتوح رازی”جلد 12 صفحه 96.
2- 2) “کافی”طبق نقل”تفسیر المیزان“جلد 20 صفحه 424.
هستند و هم اخلاق والایی همچون دعوت به صبر و عواطف انسانی دارند، و هم اعمال صالحی همچون آزاد کردن بردگان و اطعام یتیمان و مسکینان انجام داده اند.
یا به تعبیر دیگر در سه میدان ایمان و اخلاق و عمل گام بگذارند و سر بلند و سرافراز بیرون آیند، اینها هستند که می توانند از آن گردنه صعب العبور بگذرند.
تعبیر به”ثم“ (بعد) همیشه به معنی تاخیر زمانی نیست، تا لازمه این سخن آن باشد که اول اطعام و انفاق کنند، و بعد ایمان آورند، بلکه در اینگونه موارد-همانگونه که جمعی از مفسران تصریح کرده اند برای بیان برتری مقامی است، چرا که مسلما رتبه ایمان، و توصیه به صبر و مرحمت، بالاتر از کمک به نیازمندان است، بلکه اعمال صالح از آن ایمان و اخلاق سرچشمه می گیرد و ریشه همه آنها را باید در اعتقادات و خلقیات عالی جستجو کرد.
بعضی نیز احتمال داده اند که”ثم“در اینجا به معنی تاخیر زمانی است، چرا که اعمال خیر گاه سرچشمه گرایش به ایمان می شود، و مخصوصا در تحکیم مبانی اخلاق مؤثر است، چرا که خلق و خوی انسان نخست به صورت”فعل“ است، و بعد به صورت”حالت“و سپس”عادت“و بعد از آن به صورت”ملکه“ در می آید.
تعبیر به”تواصوا“که مفهومش سفارش کردن به یکدیگر است، نکته مهمی در بر دارد، و آن اینکه: مسائلی همچون صبر و استقامت در طریق اطاعت پروردگار، و مبارزه با هوای نفس، و همچنین تقویت اصل محبت و رحمت، نباید به صورت فردی در جامعه باشد، بلکه باید به صورت یک جریان عمومی در کل جامعه درآید، و همه افراد یکدیگر را به رعایت و حفظ این”اصول“توصیه کنند تا از این طریق پیوندهای اجتماعی نیز محکمتر شود.
ص: 32
بعضی گفته اند: “صبر”در اینجا اشاره به شکیبایی در اطاعت فرمان خدا و اهتمام به اوامر او است، و”مرحمت“اشاره به محبت نسبت به خلق خدا است و می دانیم اساس دین را ارتباط با”خالق“و”خلق“تشکیل می دهد، و به هر حال صبر و استقامت ریشه اصلی هر گونه اطاعت و بندگی و ترک گناه و عصیان است.
* و در پایان این اوصاف، مقام صاحبان آن را چنین بیان می کند: “آنها اصحاب الیمین هستند” (أُولٰئِکَ أَصْحٰابُ الْمَیْمَنَهِ) . و نامه اعمالشان به نشانه مقبول بودن در درگاه پروردگار به دست راستشان داده می شود. این احتمال نیز داده شده که”میمنه“از ماده”یمن“و برکت است یعنی آنها صاحبان برکتند که وجودشان هم برای خودشان برکت دارد، و هم برای جامعه. * سپس به نقطه مقابل این گروه، یعنی آنها که نتوانستند از این گردنه صعب العبور بگذرند، پرداخته، می فرماید: “کسانی که به آیات ما کافر شدند افرادی شوم هستند که نامه اعمالشان به دست چپشان داده می شود” (وَ الَّذِینَ کَفَرُوا بِآیٰاتِنٰا هُمْ أَصْحٰابُ الْمَشْأَمَهِ) .
و این نشانه آن است که دستشان از حسنات تهی، و نامه اعمالشان از سیئات سیاه است.
“مشئمه”از ماده”شوم“نقطه مقابل”میمنه“از ماده”یمن“است، یعنی این گروه کافر افرادی شوم و نامیمونند که هم سبب بدبختی خودشانند، و هم بدبختی جامعه، ولی از آنجا که شوم بودن و خجسته بودن در قیامت به آن شناخته می شود که نامه اعمال افراد در دست چپ، یا در دست راست آنها باشد بعضی این
ص: 33
تفسیر را برای آن پذیرفته اند، به خصوص اینکه ماده”شوم“در لغت به معنی گرایش به چپ نیز آمده است (1) .
(1)
* و در آخرین آیه این سوره اشاره کوتاه و پر معنایی به مجازات گروه اخیر کرده می فرماید: “بر فراز آنها آتشی است فروبسته”!که راه فراری از آن نیست (عَلَیْهِمْ نٰارٌ مُؤْصَدَهٌ) . “مؤصده”از ماده”ایصاد“به معنی بستن در و محکم کردن آن است، ناگفته پیدا است انسان در اطاقی که هوای آن کمی گرم است می خواهد درها را باز کند، نسیمی بوزد و گرمی هوا را تعدیل کند، حال باید فکر کرد در کوره سوزان دوزخ هنگامی که تمام درها بسته شود چه حالی پیدا خواهد شد؟! *خداوندا!ما را از چنین عذاب جانگدازی در پناه لطفت حفظ کن.
پروردگارا!گذشتن از عقبه هایی که در پیش داریم جز به توفیق تو میسر نیست توفیقت را از ما دریغ مفرما.
بار الها!ما را در صف اصحاب المیمنه جای ده، و با نیکان و ابرار محشور نما.
آمین یا رب العالمین پایان سوره بلد
ص: 34
1- 1) “تفسیر ابو الفتوح رازی”جلد 12 صفحه 97 و المنجد ماده”شام“.
