[سوره الانفطار (82) : آیات 1 تا 5]
اشاره
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِlt;br/gt;إِذَا اَلسَّمٰاءُ اِنْفَطَرَتْ (1) وَ إِذَا اَلْکَوٰاکِبُ اِنْتَثَرَتْ (2) وَ إِذَا اَلْبِحٰارُ فُجِّرَتْ (3) وَ إِذَا اَلْقُبُورُ بُعْثِرَتْ (4) عَلِمَتْ نَفْسٌ مٰا قَدَّمَتْ وَ أَخَّرَتْ (5)
ترجمه:
بنام خداوند بخشنده بخشایشگر 1-آن زمان که آسمان (کرات آسمانی) از هم شکافته شود.
2-و آن زمان که ستارگان پراکنده شود و فرو ریزد.
3-و آن زمان که دریاها به هم پیوسته شود.
4-و آن زمان که قبرها زیر و رو شود (و مردگان خارج شوند) .
5-در آن زمان هر کس می داند آنچه را از قبل فرستاده، و آنچه را برای بعد گذاشته است.
ص: 208
تفسیر:
آن زمان که نظام جهان درهم ریزد!
باز در آغاز این سوره به قسمتی از حوادث وحشت انگیزی که در آستانه رستاخیز سرتاسر این جهان را فرا می گیرد بر خورد می کنیم.
نخست می فرماید:
“در آن زمان که آسمان (کرات آسمانی) از هم شکافته شود” (إِذَا السَّمٰاءُ انْفَطَرَتْ) .
* “و آن زمان که ستارگان پراکنده شوند و فرو ریزند” (وَ إِذَا الْکَوٰاکِبُ انْتَثَرَتْ) . نظام جهان بالا درهم می ریزد، و انفجارهای عظیمی سراسر کرات آسمانی را فرا می گیرد، منظومه ها نظام خویش را از دست می دهند، و ستارگان از مدار خود بیرون می روند، و بر اثر تصادم شدید به یکدیگر متلاشی می شوند، عمر این جهان به پایان می رسد، و همه چیز ویران می شود، تا بر ویرانه هایش عالم نوین آخرت بر پا گردد. “انفطرت”از ماده“انفطار”به معنی انشقاق و شکافته شدن است، نظیر این تعبیر در بسیاری از آیات قرآن آمده، از جمله: در آیه 1 سوره انشقاق می خوانیم إِذَا السَّمٰاءُ انْشَقَّتْ، و در آیه 18 سوره مزمل می فرماید اَلسَّمٰاءُ مُنْفَطِرٌ بِهِ “انتثرت”در اصل از ماده“نثر” (بر وزن نصر) به معنی پراکنده ساختن و“انتثار”به معنی پراکنده شدن و از آنجا که پراکنده شدن ستارگان (همانند گردن بندی که رشته آن گسیخته باشد) سبب می شود که هر کدام در گوشه ای ص: 209 بیفتد بسیاری از مفسران آن را به معنی سقوط ستارگان تفسیر کرده اند، و این لازمه معنی پراکندگی است. “کواکب”جمع کوکب در لغت عرب معانی زیادی دارد از جمله: ستاره به طور اعم، و ستاره زهره به طور اخص، سفیدی که در چشم ظاهر می شود، گیاهان بلند، شکوفه درختان، درخشندگی فولاد، نوجوان زیبا، شمشیر، آب، رئیس یک جمعیت، و غیر آن. ولی ظاهرا معنی حقیقی آن، همان ستاره درخشنده و فروزان است، و بقیه، معانی مجازی محسوب می شود که به مناسبت شباهت با معنی اصل، در آنها استعمال شده است. در اینکه پراکنده شدن ستارگان و انفجار کواکب آسمان و به هم ریختن نظام آنها تحت تاثیر چه عواملی رخ می دهد؟ آیا تعادل جاذبه و دافعه به هم می خورد؟ یا یک نیروی عظیم مرموزی آن را تحت الشعاع خویش قرار می دهد؟ یا انبساط تدریجی عالم که امروز از نظر دانشمندان به اثبات رسیده به جایی می رسد که این نتیجه را به دنبال دارد؟ هیچکس به درستی نمی داند، ولی همین اندازه می دانیم که هدف اعلام این مطلب است جایی که این کرات عظیم آسمانی به چنین سرنوشتی دچار شوند تکلیف انسان ضعیف در این میان معلوم است! این همه هشداری است به انسان در زمینه فنای این جهان، تا آن را سرای جاویدان خود نداند، به آن دل نبندد، به خاطر آن آلوده هزاران گناه نشود. * سپس از آسمان به زمین می آید و می فرماید: “در آن زمان که دریاها به هم پیوسته شوند” (وَ إِذَا الْبِحٰارُ فُجِّرَتْ) .
گرچه امروز نیز تمام دریاهای روی زمین (غیر از دریاچه ها) به هم ارتباط
ص: 210
دارند، ولی به نظر می رسد که در آستانه قیامت بر اثر زلزله های شدید، یا متلاشی شدن کوه ها و ریختن آنها در دریاها چنان دریاها پر می شوند که آب سراسر خشکیها را فرا می گیرد، و دریاها به صورت یک اقیانوس گسترده فراگیر در می آیند، همانگونه که یکی از تفسیرهای آیه 6 سوره تکویر (وَ إِذَا الْبِحٰارُ سُجِّرَتْ) . همین است و قبلا اشاره کردیم.
احتمال دیگری که در تفسیر این آیه و همچنین آیه 6 سوره تکویر داده شده این است که منظور از“فجرت”و“سجرت”همان انفجار و برافروختگی است که اقیانوسها را مبدل به یکپارچه از آتش می کند، زیرا همانگونه که اشاره کردیم آب از دو عنصر تشکیل یافته که هر دو شدیدا قابل احتراق است، و اگر بر اثر عواملی آب دریاها تجزیه و تبدیل به“اکسیژن”و“ئیدروژن”شود بر اثر یک جرقه همگی تبدیل به آتش خواهد شد! * سپس درباره مرحله دوم رستاخیز مرحله تجدید حیات جهان و تجدید حیات مردگان است می فرماید: و در آن هنگام که قبرها زیر و رو شود“ (وَ إِذَا الْقُبُورُ بُعْثِرَتْ) . و مردگان بیرون آیند و برای حساب آماده شوند. “بعثرت”به معنی زیر و رو شدن و پراکنده گشتن است، “راغب”در “مفردات”بعید نمی شمرد که این واژه مرکب از دو واژه”بعث““و اثیرت” بوده باشد، و لذا معنی هر دو را در خود جمع کرده، و در نتیجه به معنی زیر و رو و پراکنده شدن آمده است (نظیر”بسمله“که از”بسم“و”اللّٰه“گرفته شده) . به هر حال آنچه در آیه فوق آمده شبیه چیزی است که در سوره”زلزال“ می خوانیم وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقٰالَهٰا: “زمین ذخائر خود را خارج می سازد” ص: 211 (بنا بر اینکه منظور مردگان مدفون در زمین باشد که یکی از تفسیرهای مشهور این آیه است) و یا شبیه چیزی که در سوره”نازعات“آیه 13 و 14 آمده است: فَإِنَّمٰا هِیَ زَجْرَهٌ وٰاحِدَهٌ فَإِذٰا هُمْ بِالسّٰاهِرَهِ: “تنها یک صیحه خواهد بود و به دنبال آن ناگهان همگی بر صفحه زمین ظاهر می شوند. همه این تعبیرات نشان می دهد که زنده شدن و خارج گشتن مردگان از قبرها سریع و ناگهانی صورت می گیرد. * و بعد از ذکر این نشانه ها که قبل از رستاخیز و بعد از آن صورت می گیرد، سخن نهایی را چنین بیان می کند: “در آن روز هر کس می داند آنچه را که از قبل فرستاده و آنچه را برای بعد گذاشته است” (عَلِمَتْ نَفْسٌ مٰا قَدَّمَتْ وَ أَخَّرَتْ) .
آری آن روز حجابها کنار می رود، پرده های غرور و غفلت دریده می شود، و حقایق جهان عریان و آشکار می گردد، و از آنجا که آن روز”یوم البروز” است همه چیز بارز و ظاهر می شود، و در آنجا است که انسان تمامی اعمال خود را می بیند و از نیک و بد آن آگاه می شود، چه اعمالی را که از قبل فرستاده، و چه کارهایی که آثارش بعد از او در دنیا باقیمانده، و نتائجش به او رسیده است، مانند خیرات و صدقات جاریه، و بناها و آثاری که برای مقاصد رحمانی یا شیطانی ساخته، و از خود بجا نهاده است، و یا کتابها و آثار علمی و غیر علمی که برای مقاصد نیک و بد تحریر یافته، و بعد از او مورد بهره برداری دیگران قرار گرفته است، همچنین سنتهای نیک و بد که اقوامی را به دنبال خود کشانیده.
اینها است نمونه هایی که از کارهایی که نتائجش بعد از انسان به او می رسد و مصداق“اخرت”در آیه فوق است.
درست که انسان در این دنیا نیز اجمالا از اعمال خود با خبر است، ولی
ص: 212
فراموشکاریها و خودخواهیها و حب ذات غالبا مانع می شود که همه را به خاطر بسپارد، و به عمق آثار اعمال خویش واقف گردد، ولی در آن روز که انقلاب و تحولی در همه چیز پیدا می شود روح و جان آدمی نیز دستخوش چنین انقلابی می گردد، آنجاست که به تمام اعمال خود علم تفصیلی و دقیق پیدا می کند بلکه طبق آیه 30 سوره آل عمران“ یَوْمَ تَجِدُ کُلُّ نَفْسٍ مٰا عَمِلَتْ مِنْ خَیْرٍ مُحْضَراً وَ مٰا عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ “همه را در مقابل خود حاضر می بیند.
بعضی از مفسران برای آیه تفسیرهای دیگری نیز ذکر کرده اند، از جمله اینکه منظور کارهایی است که در آغاز عمر مقدم داشته و کارهایی که به اواخر عمر انداخته است، ولی تفسیر اول از هر جهت مناسبتر است.
ضمنا منظور از”نفس”در اینجا هر نفسی از نفوس انسانی است و تمامی افراد بشر را شامل می شود.
* نکته: آثاری که از انسان باقی می ماند علاوه بر آنچه در آیات فوق آمده از روایات اسلامی نیز به خوبی استفاده می شود که ممکن است آثاری از انسان باقی بماند که برکات یا عواقب سوئش تا سالهای متمادی و حتی تا دامنه قیامت به او برسد. چنان که در حدیثی از امام صادق ع می خوانیم: لیس یتبع الرجل بعد موته من الاجر الا ثلاث خصال: صدقه اجراها فی حیاته، فهی تجری بعد موته، و سنه هدی سنها، فهی تعمل بها بعد موته، و ولد صالح یستغفر له: “بعد از مرگ انسان پرونده اعمال او بسته می شود، و اجر و پاداشی به او نمی رسد مگر از سه طریق: بناها و اشیاء مفیدی که برای استفاده مردم از خود به یادگار ص: 213 گذارده، و بعد از او جریان خود را طی می کند، و سنت هدایتگری که آن را به وجود آورده، و بعد از مرگ او به آن عمل می شود، و فرزند صالحی که برای او استغفار می کند” (1) . (1) در روایت دیگری این امور شش چیز شمرده شده که به حال مؤمنان بعد از موتشان مفید است: فرزند صالح، قرآنی که آن را تلاوت می کند، چاهی که حفر کرده، درختی که غرس نموده، تهیه آب، و سنت حسنه ای که بعد از او باقی می ماند و مورد توجه قرار می گیرد (2) . (2) در بعضی از روایات روی علم و دانشی که از انسان در میان مردم نیز می ماند تکیه شده است (3) . (3) مخصوصا در مورد سنت نیک و بد روایات متعددی داریم که به مردم هشدار می دهد، مراقب باشند که بر اثر اعمال آنها چگونه سنتی در میان مردم باقی می ماند. مرحوم طبرسی در ذیل آیات مورد بحث حدیثی به این مضمون نقل می کند که روزی شخصی در محضر پیامبر ص برخاست و از مردم تقاضای کمک کرد، همگی خاموش شدند، در این موقع یکی از اصحاب چیزی به سائل داد، بقیه نیز از او پیروی کرده و به مرد فقیر کمک می کردند، پیغمبر ص فرمود: من استن خیرا فاستن به فله اجره، و مثل اجور من اتبعه، غیر منتقص من اجورهم، و من استن شرا فاستن به فعلیه وزره، و مثل اوزار من اتبعه غیر منتقص من اوزارهم: “کسی که سنت نیکی بگذارد و دیگران به او اقتدا کنند پاداش خود را دارد، و همانند پاداش کسانی که از او پیروی کرده اند، ص: 214 1- 1) “بحار الانوار”جلد 71 صفحه 257. 2- 2) همان مدرک. 3- 3) “منیه المرید”صفحه 11. بی آنکه از اجر آنها کاسته شود، و کسی که سنت بدی بگذارد و از آن پیروی کنند، گناه خود را دارد و همانند گناهان کسانی که از او پیروی کرده اند، بی آنکه از گناهان آنها چیزی کاسته شود، در اینجا بود که حذیفه یکی از یاران پیامبر ص آیه عَلِمَتْ نَفْسٌ مٰا قَدَّمَتْ وَ أَخَّرَتْ “را تلاوت کرد (1) . (1) امیر مؤمنان علی ع نیز می فرماید: فکیف بکم لو تناهت بکم الامور و بعثرت القبور هُنٰالِکَ تَبْلُوا کُلُّ نَفْسٍ مٰا أَسْلَفَتْ وَ رُدُّوا إِلَی اللّٰهِ مَوْلاٰهُمُ الْحَقِّ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ مٰا کٰانُوا یَفْتَرُونَ: “چگونه خواهید بود آن گاه که همه امور پایان پذیرد، قبرها زیر و رو شود، و همه شما در عرصه محشر حاضر شوید، آنجا است که هر کس هر عملی را قبلا انجام داده می آزماید، و همگی به سوی خداوند که مولی و سرپرست حقیقی آنها است باز می گردند، و کسانی را که به دروغ همتای او قرار دادند از خاطر آنها می رود (2) . (2) این آیات و روایات ابعاد مسئولیت انسان را در برابر اعمالش از دیدگاه اسلام منعکس می کند و نشان می دهد که تا چه حد هر انسانی در مقابل اعمال خویش مسئول است، تا آنجا که ممکن است بعد از گذشتن هزاران سال آثارش برای او پاداشی نیک بیافریند، یا وزر و لعن و گناه به بار آورد. در این زمینه در جلد 11 صفحه 206 تا 208 (ذیل آیه 25 سوره نحل) نیز بحث کرده ایم) . *
ص: 215
1- 1) مجمع البیان جلد 10 صفحه 449.
2- 2) “نهج البلاغه”خطبه 226.
