[سوره الأنعام (6) : آیه 140]
اشاره
قَدْ خَسِرَ اَلَّذِینَ قَتَلُوا أَوْلاٰدَهُمْ سَفَهاً بِغَیْرِ عِلْمٍ وَ حَرَّمُوا مٰا رَزَقَهُمُ اَللّٰهُ اِفْتِرٰاءً عَلَی اَللّٰهِ قَدْ ضَلُّوا وَ مٰا کٰانُوا مُهْتَدِینَ (140)
ترجمه:
140-مسلما آنها که فرزندان خود را از روی سفاهت و نادانی کشتند زیان دیدند و آنچه را خدا به آنها روزی داده بود بر خود تحریم کردند و بر خدا افترا بستند، آنها گمراه شدند و (هرگز) هدایت نیافتند.
تفسیر:
در تعقیب چند آیه گذشته که سخن از قسمتی از احکام خرافی و آداب زشت و ننگین عصر جاهلیت عرب، از جمله کشتن فرزندان به عنوان قربانی بتها، و یا زنده به گور کردن دختران به عنوان حفظ حیثیت قبیله و خانواده، و همچنین
ص: 458
تحریم قسمتی از نعمتهای حلال به میان آورد، در این آیه به شدت همه این اعمال و احکام را محکوم کرده و با“هفت تعبیر مختلف”در جمله هایی کوتاه اما بسیار رسا و جالب، وضع آنها را روشن می سازد.
نخست می گوید: “کسانی که فرزندان خود را از روی سفاهت و جهل کشتند زیان کردند”هم از نظر انسانی و اخلاقی، و هم از نظر عاطفی، و هم از نظر اجتماعی، گرفتار خسارت و زیان گشتند و از همه بالاتر خسارت معنوی در جهان دیگر (قَدْ خَسِرَ الَّذِینَ قَتَلُوا أَوْلاٰدَهُمْ سَفَهاً بِغَیْرِ عِلْمٍ) در این جمله عمل آنها یک نوع“خسران و زیان”و سپس“سفاهت و سبک مغزی”و بعد“کار جاهلانه”معرفی شده است، که هر یک از این تعبیرهای سه گانه به تنهایی برای معرفی زشتی عمل آنها کافی است، کدام عقل اجازه می دهد که انسان فرزند خود را با دست خود به قتل برساند، وانگهی آیا این سفاهت و سبک مغزی نیست که از این عمل شرم نکند بلکه آن را یک نوع افتخار یا عبادت محسوب دارد، کدام علم و دانش اجازه میدهد که انسان چنین عملی را به عنوان یک سنت و یا قانون در جامعه خود بپذیرد؟! اینجا است که به یاد گفتار ابن عباس می افتیم که می گفت: اگر کسی بخواهد میزان عقب ماندگی اقوام جاهلی را بداند آیات سوره انعام (یعنی آیات فوق) را بخواند.
سپس قرآن میگوید: “اینان آنچه را خدا به آنان روزی داده بود و مباح و حلال ساخته بود. بر خود تحریم کردند و بخدا افترا زدند که خدا آنها را حرام کرده است” (وَ حَرَّمُوا مٰا رَزَقَهُمُ اللّٰهُ افْتِرٰاءً عَلَی اللّٰهِ.) در این جمله با دو تعبیر دیگر اعمال آنها محکوم شده است زیرا اولا آنها نعمتی را که خدا به آنان“روزی”داده بود و حتی برای ادامه حیاتشان لازم و ضروری بود بر خود تحریم کردند و قانون خدا را زیر پا گذاشتند و ثانیا
ص: 459
به خدا“افترا”بستند که او چنین دستوری داده است، با آنکه ابدا چنین نبود.
و در پایان آیه با دو تعبیر دیگر آنان را محکوم می سازد نخست می گوید آنها بطور مسلم گمراه شدند (قَدْ ضَلُّوا) سپس اضافه می کند آنها هیچگاه در مسیر هدایت نبوده اند (وَ مٰا کٰانُوا مُهْتَدِینَ) .
***پایان جلد 5 تفسیر نمونه
ص: 460
درباره مركز
