[سوره الأنعام (6) : آیات 54 تا 55]
اشاره
وَ إِذٰا جٰاءَکَ اَلَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِآیٰاتِنٰا فَقُلْ سَلاٰمٌ عَلَیْکُمْ کَتَبَ رَبُّکُمْ عَلیٰ نَفْسِهِ اَلرَّحْمَهَ أَنَّهُ مَنْ عَمِلَ مِنْکُمْ سُوءاً بِجَهٰالَهٍ ثُمَّ تٰابَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ (54) وَ کَذٰلِکَ نُفَصِّلُ اَلْآیٰاتِ وَ لِتَسْتَبِینَ سَبِیلُ اَلْمُجْرِمِینَ (55)
ترجمه:
54-هر گاه کسانی که به آیات ما ایمان دارند نزد تو آیند به آنها بگو: سلام بر شما، پروردگارتان رحمت را بر خود فرض کرده، هر کس از شما کار بدی از روی نادانی کند سپس توبه و اصلاح (و جبران) نماید او آمرزنده مهربان است.
55-و اینچنین آیات را برمی شمریم (و روشن می سازیم) تا راه گناهکاران آشکار گردد.
تفسیر:
بعضی معتقدند آیه نخست درباره کسانی نازل شده که در آیات قبل پیامبر
ص: 258
1- 1) همانطور که در ذیل آیه 164 سوره آل عمران اشاره شد“منت”در اصل به معنی بخشیدن نعمت است، برای توضیح بیشتر به جلد 3 تفسیر نمونه صفحه 158 مراجعه فرمائید.
ص مامور شد که از طرد آنها خودداری کند، و آنها را از خود جدا نسازد و بعضی معتقدند درباره جمعی از گناهکاران بوده است که نزد پیامبر ص آمدند و اظهار داشتند ما گناهان زیادی کرده ایم و پیامبر ص سکوت کرد تا آیه فوق نازل شد.
اما شان نزول آن هر چه باشد، شک نیست که مفهوم آیه یک معنی کلی و وسیع است و همه را شامل می شود، زیرا نخست به صورت یک قانون کلی به پیامبر ص دستور می دهد که تمام افراد با ایمان را هر چند گناهکار باشند، نه تنها طرد نکند، بلکه به خود بپذیرد و چنین می گوید:
“هر گاه کسانی که به آیات ما ایمان آورده اند به سراغ تو بیایند، به آنها بگو: سلام بر شما (وَ إِذٰا جٰاءَکَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِآیٰاتِنٰا فَقُلْ سَلاٰمٌ عَلَیْکُمْ) .
این سلام ممکن است از ناحیه خدا و بوسیله پیامبر ص بوده باشد، و یا مستقیما از ناحیه خود پیامبر ص و در هر حال دلیل بر پذیرا شدن و استقبال کردن و تفاهم و دوستی با آنها است.
در جمله دوم اضافه می کند، که”پروردگار شما رحمت را بر خود فرض کرده است“ (کَتَبَ رَبُّکُمْ عَلیٰ نَفْسِهِ الرَّحْمَهَ) .
“کتب”که از ماده”کتابت“به معنی نوشتن است، در بسیاری از موارد کنایه از الزام و ایجاب و تعهد می باشد، زیرا یکی از آثار نوشتن مسلم شدن و ثابت ماندن چیزی است.
و در جمله سوم که در حقیقت توضیح و تفسیر رحمت الهی است، با تعبیری محبت آمیز چنین می گوید: “هر کس از شما کاری از روی جهالت انجام دهد، سپس توبه کند و اصلاح و جبران نماید، خداوند آمرزنده و مهربان است” (أَنَّهُ مَنْ عَمِلَ مِنْکُمْ سُوءاً بِجَهٰالَهٍ ثُمَّ تٰابَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ) همانطور که سابقا (1) گفته ایم منظور از”جهالت“در اینگونه موارد،
(1)
ص: 259
1- 1) تفسیر نمونه جلد 3 صفحه 313.
همان غلبه و طغیان شهوت است که انسان نه از روی دشمنی و عداوت با حق، بلکه به خاطر غلبه هوی و هوس آن چنان می شود که فروغ عقل و کنترل شهوت را از دست می دهد، چنین کسی با اینکه عالم به گناه و حرام است اما چون علمش تحت الشعاع هوی و هوس واقع شده، به آن”جهل“اطلاق گردیده، مسلما چنین کسی در برابر گناه خود مسئول است، اما چون از روی عداوت و دشمنی نبوده، سعی و کوشش می کند اصلاح و جبران کند.
در حقیقت آیه فوق به پیامبر ص دستور می دهد، که هیچ فرد با ایمانی را از هر طبقه و نژاد و در هر شرائطی بوده باشد، نه تنها از خود نراند، بلکه آغوش خویش را یکسان به روی همه بگشاید، حتی اگر کسانی آلوده به گناهان زیاد باشند، آنها را نیز بپذیرد و اصلاح کند.
*** و در آیه بعد برای تاکید مطلب می فرماید: “ما آیات و نشانه ها و دستورات خود را این چنین روشن و مشخص می کنیم، تا هم راه حق جویان و مطیعان آشکار گردد و هم راه گنه کاران لجوج و دشمنان حق” (وَ کَذٰلِکَ نُفَصِّلُ الْآیٰاتِ وَ لِتَسْتَبِینَ سَبِیلُ الْمُجْرِمِینَ) (1) .
(1)
روشن است که منظور از مجرم، در آیه فوق هر گناهکاری نیست، زیرا پیامبر ص در این آیه ماموریت پیدا می کند گناهکاران را در صورتی که به سوی او بیایند هر چند اعمال خلافی از روی نادانی انجام داده باشند،بپذیرد، بنا بر این منظور از مجرم همان گناهکاران لجوج و سرسختی است که با هیچ وسیله تسلیم حق نمی شوند.
ص: 260
1- 1) در حقیقت جمله و لتستبین… عطف بر جمله محذوفی است که به قرینه مقابله فهمیده می شود، یعنی”لتستبین سبیل المؤمنین المطیعین و لتستبین سبیل المجرمین“: “تا راه ایمان آورندگان مطیع و راه گناهکاران هر دو آشکار گردد.
یعنی بعد از این دعوت عمومی و همگانی به سوی حق، حتی دعوت از گناهکارانی که از کار خود پشیمانند، راه و رسم مجرمان لجوج و غیر قابل انعطاف کاملا شناخته خواهد شد.
