User Tools

Site Tools


nemoone:انعام:آیات_17_تا_18

[سوره الأنعام (6) : آیات 17 تا 18]

اشاره

وَ إِنْ یَمْسَسْکَ اَللّٰهُ بِضُرٍّ فَلاٰ کٰاشِفَ لَهُ إِلاّٰ هُوَ وَ إِنْ یَمْسَسْکَ بِخَیْرٍ فَهُوَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (17) وَ هُوَ اَلْقٰاهِرُ فَوْقَ عِبٰادِهِ وَ هُوَ اَلْحَکِیمُ اَلْخَبِیرُ (18)

ترجمه:

17-اگر خداوند زیانی به تو برساند هیچکس جز او نمی تواند آن را برطرف سازد و اگر خیری به تو رساند او بر همه چیز توانا است (و هر نیکی از قدرت او ساخته است) 18-او است که بر تمام بندگان خود قاهر و مسلط است و او است حکیم و آگاه.

تفسیر:

قدرت قاهره پروردگار

گفتیم هدف این سوره در درجه اول ریشه کن ساختن عوامل شرک و بت پرستی است، در دو آیه فوق نیز همین حقیقت تعقیب شده است.

نخست می گوید: “چرا شما به غیر خدا توجه می کنید. و برای حل مشکلات و دفع زیان و ضرر و جلب منفعت به معبودهای ساختگی پناه می برید با اینکه”اگر کمترین زیانی به تو برسد برطرف کننده آن، کسی جز خدا نخواهد بود، و اگر

ص: 174

خیر و برکت و پیروزی و سعادتی نصیب تو شود از پرتو قدرت او است زیرا او است که بر همه چیز توانا است“ (وَ إِنْ یَمْسَسْکَ اللّٰهُ بِضُرٍّ فَلاٰ کٰاشِفَ لَهُ إِلاّٰ هُوَ وَ إِنْ یَمْسَسْکَ بِخَیْرٍ فَهُوَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ) (1) در حقیقت توجه به غیر خدا به خاطر این است که یا آنها را سرچشمه خیرات و یا برطرف کننده مصائب و مشکلات می دانند، همانطور که خضوع تا سر حد پرستش در برابر صاحبان قدرت و زر و زور نیز یکی از این دو انگیزه را دارد، آیه فوق می گوید اراده خداوند بر همه چیز حکومت می کند، اگر نعمتی را از کسی سلب کند و یا نعمتی را به کسی ارزانی دارد هیچ منبع قدرتی در جهان نیست که بتواند آن را دگرگون سازد، پس چرا در برابر غیر خدا سر تعظیم فرود می آورند؟ تعبیر به”یمسسک“در مورد”خیر“و”شر“که از ماده”مس“گرفته شده اشاره به این است که حتی کوچکترین خیر و شری بدون اراده و قدرت او ممکن نیست.

(1)

این موضوع نیز لازم به تذکر است که: آیه فوق با صراحت کامل عقیده “ثنویین” (دوگانه پرستان) را که قائل به دو مبدأ خیر و شر بودند رد می کند و هر دو را از ناحیه خدا می داند، ولی در جای خود گفته ایم که”شر مطلق“در جهان وجود ندارد و بنا بر این هنگامی که شر به خدا نسبت داده می شود منظور اموری است که به ظاهر سلب نعمت است ولی در واقع و در مورد خود خیر است، یا برای بیدار باش و یا تعلیم و تربیت و برطرف ساختن غرور و طغیان و خود خواهی و یا به خاطر مصالح دیگر است. در آیه بعد برای تکمیل این بحث می گوید: “او است که بر تمام بندگان قاهر و مسلط است” (وَ هُوَ الْقٰاهِرُ فَوْقَ عِبٰادِهِ) .

ص: 175

1- 1) “ضر”عبارت است از کمبودهایی که به انسان دست می دهد اعم از اینکه جنبه بدنی داشته باشد مثل نقصان عضو و انواع بیماریها و یا جنبه روحی داشته باشد مثل جهل و سفاهت و جنون و یا جنبه های دیگر مانند از بین رفتن مال و مقام و فرزندان.

“قهر”و”غلبه“گرچه یک معنی را می رسانند ولی از نظر ریشه لغوی با هم تفاوت دارند، قهر و قاهریت به آن نوع غلبه و پیروزی گفته می شود که طرف هیچ گونه مقاومتی نتواند از خود نشان دهد. ولی در کلمه”غلبه“این مفهوم وجود ندارد و ممکن است بعد از مقاومتهایی برطرف، پیروز گردد، به تعبیر دیگر شخص قاهر به کسی می گویند که برطرف مقابل آن چنان تسلط و برتری داشته باشد که مجال مقاومت به او ندهد، درست مانند ظرف آبی که بر شعله کوچک آتشی ریخته شود که در دم آن را خاموش کند.

بعضی از مفسران معتقدند که قاهریت معمولا در جایی به کار برده می شود که طرف مقابل موجود عاقلی باشد ولی غلبه اعم است و پیروزیهای بر موجودات غیر عاقل را نیز شامل می شود. (1)

(1)

بنا بر این اگر در آیه قبل اشاره به عمومیت قدرت خدا در برابر معبودهای ساختگی و صاحبان قدرت شده، نه به این معنی است که او ناچار است مدتی با قدرتهای دیگر گلاویز شود تا آنها را به زانو در آورد، بلکه قدرت او قدرت قاهره است و تعبیر”فوق عباده“نیز برای تکمیل همین معنی است.

با این حال چگونه ممکن است یک انسان آگاه او را رها کند و به دنبال موجودات و اشخاصی بود که از خودشان هیچ قدرتی ندارند و حتی قدرت ناچیزشان نیز از ناحیه خدا است.

اما برای اینکه این توهم پیش نیاید که خداوند مانند بعضی از صاحبان قدرت ممکن است کمترین سوء استفاده ای از قدرت نامحدود خود کند در پایان آیه می فرماید: “و با این حال او حکیم است و همه کارش روی حساب، و خبیر و آگاه است و کمترین اشتباه و خطا در اعمال قدرت ندارد” (وَ هُوَ الْحَکِیمُ الْخَبِیرُ) در حالات”فرعون“می خوانیم که: به هنگام تهدید بنی اسرائیل به کشتن

ص: 176

1- 1) المیزان جلد 7 صفحه 34.

فرزندان می گوید: ” وَ إِنّٰا فَوْقَهُمْ قٰاهِرُونَ “ (1) ما بر سر آنها کاملا مسلطیم یعنی این قدرت قاهره خود را که در واقع قدرت ناچیزی بیش نبود دلیلی بر ظلم و ستم و عدم اعتناء به حقوق دیگران می گرفت، ولی خداوند حکیم و خبیر با آن قدرت قاهره منزه تر از آن است که کمترین ستم و خلافی درباره کوچکترین بندگان روا دارد.

(1)

این نیز ناگفته پیدا است که منظور از کلمه”فوق عباده“برتری مقامی است نه مکانی زیرا واضح است خدا مکانی ندارد.

و عجب این است که بعضی از مغزهای معیوب تعبیر آیه فوق را دلیل بر جسم بودن خداوند گرفته اند در حالی که شک نیست که تعبیر به فوق برای بیان برتری معنوی خداوند از نظر قدرت بر بندگان می باشد، حتی در مورد فرعون با اینکه انسانی بود و دارای جسم همین کلمه برای برتری مقامی به کار رفته است نه برتری مکانی (دقت کنید) .

ص: 177

1- 1) اعراف-127.

nemoone/انعام/آیات_17_تا_18.txt · Last modified: 2024/12/07 17:08 by 127.0.0.1

Donate Powered by PHP Valid HTML5 Valid CSS Driven by DokuWiki