[سوره الأنبیاء (21) : آیات 105 تا 106]
اشاره
وَ لَقَدْ کَتَبْنٰا فِی اَلزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ اَلذِّکْرِ أَنَّ اَلْأَرْضَ یَرِثُهٰا عِبٰادِیَ اَلصّٰالِحُونَ (105) إِنَّ فِی هٰذٰا لَبَلاٰغاً لِقَوْمٍ عٰابِدِینَ (106)
ترجمه:
105-ما در“زبور”بعد از ذکر (تورات) نوشتیم که بندگان صالح من وارث (حکومت) زمین خواهند شد.
106-در این ابلاغ روشنی است برای جمعیت عبادت کنندگان.
تفسیر:
حکومت زمین از آن صالحان خواهد بود.
بعد از آنکه در آیات گذشته به قسمتی از پاداشهای اخروی مؤمنان صالح اشاره شد در دو آیه مورد بحث به یکی از روشنترین پاداشهای دنیوی آنها که حکومت روی زمین“است با بیان شیوایی اشاره کرده می گوید: “در”زبور” بعد از“ذکر”چنین نوشتیم که سرانجام بندگان صالح من وارث (حکومت) زمین خواهند شد“ (وَ لَقَدْ کَتَبْنٰا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهٰا عِبٰادِیَ الصّٰالِحُونَ) .
“ارض”به مجموع کره زمین گفته می شود و سراسر جهان را شامل می گردد مگر اینکه قرینه خاصی در کار باشد، گرچه بعضی احتمال داده اند که مراد وارث شدن سراسر زمین در قیامت است، ولی ظاهر کلمه”ارض“هنگامی که بطور مطلق گفته می شود، زمین این جهان است.
واژه”ارث“همانگونه که سابقا هم اشاره کرده ایم به معنی چیزی است که بدون معامله و دادوستد به کسی انتقال می یابد، و گاهی در قرآن کریم”ارث“
ص: 515
به تسلط و پیروزی یک قوم صالح بر قوم ناصالح و در اختیار گرفتن مواهب و امکانات آنها گفته شده است، چنان که در آیه 137 سوره اعراف در باره بنی اسرائیل و پیروزیشان بر فرعونیان چنین می خوانیم: وَ أَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِینَ کٰانُوا یُسْتَضْعَفُونَ مَشٰارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغٰارِبَهَا: “ما شرق و غرب زمین را به ارث به آن قوم مستضعف دادیم” گرچه”زبور“در اصل به معنی هر گونه کتاب و نوشته است، هر چند در قرآن مجید در دو مورد از سه موردی که این کلمه به کار رفته، اشاره به زبور داود است اما بعید به نظر نمی رسد که مورد سوم یعنی آیه مورد بحث نیز به همین معنی باشد.
“زبور داود”یا به تعبیری که در کتب”عهد قدیم“آمده”مزامیر داود“ عبارت است از مجموعه ای از مناجاتها و نیایشها و اندرزهای داود پیامبر.
بعضی مفسران نیز احتمال داده اند که منظور از”زبور“در اینجا تمام کتب انبیای پیشین است (1) .
(1)
ولی بیشتر-با توجه به دلیلی که ذکر کردیم-به نظر می رسد که زبور همان کتاب مزامیر داود باشد، بخصوص اینکه در مزامیر موجود، عباراتی وجود دارد که عینا مطابق با آیه مورد بحث است و بعدا به خواست خدا به آن اشاره خواهیم کرد.
“ذکر”در اصل به معنی یادآوری و یا چیزی که مایه تذکر و یادآوری است، و در آیات قرآن به همین معنی به کار رفته، گاهی نیز به کتاب آسمانی موسی یعنی تورات اطلاق شده (مانند آیه 48 سوره انبیاء وَ لَقَدْ آتَیْنٰا مُوسیٰ وَ هٰارُونَ الْفُرْقٰانَ وَ ضِیٰاءً وَ ذِکْراً لِلْمُتَّقِینَ) .
و گاه این عنوان در مورد قرآن استعمال شده، مانند آیه 27 سوره تکویر:
ص: 516
1- 1) این احتمال را تفسیر مجمع البیان و تفسیر فخر رازی از چند نفر از مفسران پیشین نقل کرده است.
إِنْ هُوَ إِلاّٰ ذِکْرٌ لِلْعٰالَمِینَ.
لذا بعضی گفته اند که منظور از ذکر در آیه مورد بحث قرآن است، و زبور تمام کتب انبیاء پیشین، و کلمه من بعد تقریبا معادل کلمه”علاوه بر“ در فارسی خواهد بود (1) و به این ترتیب معنی آیه چنین می شود: “ما علاوه بر قرآن در تمام کتب انبیاء پیشین نوشتیم که سرانجام سراسر روی زمین در اختیار بندگان صالح خدا قرار خواهد گرفت”.
(1)
ولی با توجه به تعبیراتی که در آیه به کار رفته، ظاهر این است که منظور از زبور، کتاب داود، و ذکر به معنی تورات است، و با توجه به اینکه زبور بعد از تورات بوده، تعبیر”من بعد“نیز حقیقی است، و به این ترتیب معنی آیه چنین می شود، “ما، در زبور، بعد از تورات، چنین نوشتیم که این زمین را بندگان صالح ما به ارث خواهند برد”.
در اینجا این سؤال پیش می آید که چرا در میان کتب آسمانی، تنها از این دو کتاب نام، برده شده است؟ این تعبیر ممکن است به خاطر آن باشد که: داود، یکی از بزرگترین پیامبرانی بود که تشکیل حکومت حق و عدالت داد، و بنی اسرائیل نیز مصداق روشن قوم مستضعفی بودند که بر ضد مستکبران قیام کردند و دستگاه آنها را بهم پیچیدند و وارث حکومت و سرزمین آنها شدند.
سؤال دیگری که در اینجا باقی می ماند این است که بندگان صالح خدا (عِبٰادِیَ الصّٰالِحُونَ) کیانند؟ با توجه به اضافه شدن بندگان به خدا، مساله ایمان و توحید آنها روشن می شود، و با توجه به کلمه”صالحون“که معنی گسترده و وسیعی دارد، همه شایستگیها به ذهن می آید: شایستگی از نظر عمل و تقوا، شایستگی از نظر علم
ص: 517
1- 1) و به تعبیر مصطلح علمی بعد در اینجا بعد رتبی است نه زمانی.
و آگاهی، شایستگی از نظر قدرت و قوت، و شایستگی از نظر تدبیر و نظم و درک اجتماعی.
هنگامی بندگان با ایمان این شایستگیها را برای خود فراهم سازند، خداوند نیز کمک و یاری می کند تا آنها بینی مستکبران را به خاک بمالند، دستهای آلوده شان را از حکومت زمین کوتاه کنند، و وارث میراثهای آنها گردند.
بنا بر این تنها”مستضعف بودن“دلیل بر پیروزی بر دشمنان و حکومت روی زمین نخواهد بود، بلکه از یک سو ایمان لازم است و از سوی دیگر کسب شایستگیها، و مستضعفان جهان ما دام که این دو اصل را زنده نکنند به حکومت روی زمین نخواهند رسید.
* و لذا در آیه بعد به عنوان تاکید بیشتر می گوید: “در این سخن ابلاغ روشنی است برای گروهی که خدا را با اخلاص پرستش می کنند” (إِنَّ فِی هٰذٰا لَبَلاٰغاً لِقَوْمٍ عٰابِدِینَ) . بعضی از مفسران”هذا“را اشاره به تمام وعد و وعیدهایی که در این سوره و یا در تمام قرآن آمده است دانسته اند که موضوع بحث ما نیز در این مفهوم کلی وارد است. ولی ظاهر آیه این است که”هذا“اشاره به همان وعده ای است که در آیه قبل به بندگان صالح خود در مورد حکومت روی زمین داده شده است. *
نکته ها:
اشاره
1-روایات پیرامون قیام مهدی (ع)
در بعضی از روایات صریحا این آیه تفسیر به یاران مهدی ع شده است:
چنان که در مجمع البیان ذیل همین آیه از امام باقر ع چنین می خوانیم:
هم
ص: 518
اصحاب المهدی فی آخر الزمان: “بندگان صالحی را که خداوند در این آیه به عنوان وارثان زمین یاد می کند یاران مهدی ع در آخر الزمان هستند”.
در تفسیر قمی نیز در ذیل این آیه چنین آمده است: أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهٰا عِبٰادِیَ الصّٰالِحُونَ، قال القائم و اصحابه: “منظور از اینکه زمین را بندگان صالح خدا به ارث می برند مهدی قائم ع و یاران او هستند”.
ناگفته پیدا است مفهوم این روایات، انحصار نیست، بلکه بیان یک مصداق عالی و آشکار است، و بارها گفته ایم این تفسیرها هرگز عمومیت مفهوم آیه را محدود نمی سازد.
بنا بر این در هر زمان و در هر جا بندگان صالح خدا قیام کنند، پیروز و موفق خواهند بود و سرانجام وارث زمین و حکومت آن خواهند شد.
علاوه بر روایات فوق که در خصوص تفسیر این آیه وارد شده روایات بسیار زیادی که بالغ به حد تواتر است از طرق شیعه و اهل تسنن در مورد مهدی ع از پیامبر گرامی اسلام ص و همچنین از”ائمه اهل بیت“ ع نقل شده که همه آنها دلالت بر این دارد سرانجام حکومت جهان به دست صالحان خواهد افتاد، و مردی از خاندان پیامبر ص قیام می کند و زمین را پر از عدل و داد می سازد آن چنان که از ظلم و جور پر شده باشد.
از جمله این حدیث معروف است که در اکثر منابع اسلامی از پیامبر ص نقل شده:
لو لم یبق من الدنیا الا یوم، لطول اللّٰه ذلک الیوم، حتی یبعث رجلا (صالحا) من أهل بیتی یملأ الارض عدلا و قسطا کما ملئت ظلما و جورا:
“اگر از عمر جهان جز یک روز نماند، خداوند آن روز را آن قدر طولانی می کند تا مرد صالحی را از خاندان من برانگیزد که صفحه زمین را پر از عدل و داد کند همانگونه که از ظلم و جور پر شده است”.
این حدیث با همین تعبیر یا مختصر تفاوتی در بسیاری از کتب شیعه و اهل
ص: 519
سنت آمده است (1) .
(1)
در ذیل آیه 33 سوره توبه گفتیم: که گروهی از بزرگان علمای اسلام، از قدیم و جدید، سنی و شیعه در کتابهای خود تصریح کرده اند که احادیث در زمینه قیام مهدی ع در سر حد تواتر است و به هیچوجه قابل انکار نیست، حتی کتابهایی بالخصوص در این مورد نوشته اند که شرح آن را می توانید در جلد هفتم تفسیر نمونه ذیل آیه 33 توبه (صفحه 374 به بعد) مطالعه فرمائید.
* 2-بشارت حکومت صالحان در مزامیر داود جالب اینکه در کتاب”مزامیر داود“که امروز جزء کتب عهد قدیم است عین تعبیری که در آیات فوق خواندیم یا مشابه آن در چند مورد دیده می شود و نشان می دهد با تمام تحریفاتی که در این کتب به عمل آمده این قسمت هم چنان از دستبردها مصون مانده است. 1-در مزمور 37 جمله 9 می خوانیم: ”… زیرا که شریران منقطع می شوند، و اما متوکلان به خداوند، وارث زمین خواهند شد، و حال اندک است که شریر نیست می شود، هر چند مکانش را استفسار نمایی ناپیدا خواهد شد“!. 2-و در جای دیگر در همین مزمور (جمله 11) می خوانیم: “اما متواضعانه وارث زمین شده از کثرت سلامتی متلذذ خواهند شد”. 3-و نیز در همان مزمور 37 جمله 27 این موضوع به تعبیر دیگری دیده می شود: “زیرا متبرکان خداوند وارث زمین خواهند شد، اما ملعونان وی منقطع خواهند شد…) . ص: 520 1- 1) برای اطلاع بیشتر به کتاب”منتخب الاثر”و“نور الأبصار”مراجعه شود. 4-در همین مزمور جمله 29 آمده است: “صدیقان وارث زمین شده، ابدا در آن ساکن خواهند بود”. 5-و در جمله 18 از همین مزمور آمده است: “خداوند روزهای صالحان را می داند و میراث ایشان ابدی خواهد شد” (1) . (1) در اینجا بخوبی مشاهده می کنیم همان عنوان“صالحان”که در قرآن آمده با همان تعبیر در مزامیر داود به چشم می خورد، علاوه بر این تعبیرات دیگری مانند“صدیقان”، “متوکلان”، “متبرکان”، و“متواضعان”که با آن قریب الافق است نیز در جمله های دیگر ذکر شده است. این تعبیرات، دلیل بر عمومیت حکومت صالحان است و کاملا با احادیث قیام مهدی ع تطبیق می کند. *
3-حکومت صالحان یک قانون آفرینش است
گرچه برای آنها که غالبا شاهد و ناظر حکومت طاغیان ظالم و یاغیان قلدر بوده اند، مشکل است این حقیقت را به آسانی پذیرا شوند که تمام این حکومتها بر خلاف نوامیس آفرینش و قوانین جهان خلقت است و آنچه با آن هماهنگ می باشد همان حکومت صالحان با ایمان است.
ولی تحلیلهای فلسفی به اینجا منتهی می شود که این یک واقعیت است، بنا بر این جمله“ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهٰا عِبٰادِیَ الصّٰالِحُونَ “پیش از آنکه یک وعده الهی باشد یک قانون تکوینی محسوب می شود.
توضیح اینکه: جهان هستی تا آنجا که می دانیم مجموعه ای از نظامها است
ص: 521
1- 1) این جمله ها را عموما از ترجمه فارسی کتب عهد عتیق که در سال 1878 زیر نظر مقامات معروف کلیسا (مجمع بریتانیایی کتب مقدسه برای خارجیان) ترجمه و انتشار یافته، نقل کرده ایم.
وجود قوانین منظم و عمومی در سرتاسر این جهان دلیل بر یکپارچگی و بهم پیوستگی این نظام است.
مساله نظم و قانون و حساب در پهنه آفرینش یکی از اساسی ترین مسائل این عالم محسوب می شود، فی المثل اگر می بینیم صدها دستگاه مغز الکترونیکی نیرومند دست بدست هم می دهند تا با انجام محاسبات دقیق راه سفرهای فضایی را برای مسافران فضا هموار سازند، و محاسبات آنها درست از آب درمی آید و قایق ماه نشین در همان محل پیش بینی شده در کره ماه می نشیند با اینکه کره ماه و زمین هر دو به سرعت در حرکتند، باید توجه داشته باشیم که این جریان مدیون نظام دقیق منظومه شمسی و سیارات و اقمار آن است، زیرا اگر حتی یک صدم ثانیه از سیر منظم خود منحرف می شدند معلوم نبود مسافران فضا به کدام نقطه پرتاب خواهند شد.
از جهان بزرگ وارد عالم کوچک و کوچکتر و بسیار کوچک می شویم، در اینجا مخصوصا در عالم موجودات زنده نظم مفهوم زنده تری به خود می گیرد و هرج و مرج در آن هیچ محلی ندارد، مثلا بهم خوردن تنظیم یک سلول مغزی انسان کافی است که سازمان زندگی او را به گونه غم انگیزی به هم بریزد.
در اخبار جرائد آمده بود که یک جوان دانشجو بر اثر یک تکان شدید مغزی در یک حادثه رانندگی تقریبا تمام گذشته خود را فراموش کرده است!در حالی که از جهات دیگر سالم است، برادر و خواهر خود را نمی شناسد و از اینکه مادرش او را در آغوش می فشارد و می بوسد وحشت می کند که این زن بیگانه با من چه کار دارد؟ او را به زادگاهش می برند، به اطاقی که در آن بزرگ شده، به کارهای دستی و تابلوهای نقاشی خودش می نگرد، ولی می گوید: این نخستین بار است که چنین اطاق و تابلوی را مشاهده می کند!!شاید فکر می کند از کره دیگری به این کره قدم گذارده است که همه چیز برای او تازگی دارد.
ص: 522
شاید از میان چند میلیارد سلول مغز او، تنها چند سلول ارتباطی که گذشته را با حال پیوند می داده، از کار افتاده است، ولی همین بهم خوردن تنظیم جزئی چه اثر وحشتناکی به بار آورد؟! آیا جامعه انسانی می تواند با انتخاب”لا نظام”و هرج و مرج و ظلم و ستم و نابسامانی و ناهنجاری خود را از مسیر رودخانه عظیم جهان آفرینش که همه در آن با برنامه منظم پیش می روند کنار بکشد؟! آیا مشاهده وضع عمومی جهان ما را به این فکر نمی اندازد که بشریت نیز خواه ناخواه باید در برابر نظام عالم هستی سر فرود آرد و قوانین منظم و عادلانه ای را بپذیرد، به مسیر اصلی بازگردد، و همرنگ این نظام شود؟! نظری به ساختمان دستگاههای گوناگون و پیچیده بدن هر انسان که می افکنیم!از قلب و مغز گرفته تا چشم و گوش و زبان و حتی یک پیاز مو، می بینیم همه آنها تابع قوانین و نظم و حسابی هستند، با اینحال چگونه جامعه بشریت بدون پیروی از ضوابط و مقررات و نظام صحیح عادلانه می تواند برقرار بماند؟ ما خواهان بقای بشریت هستیم و برای آن تلاش می کنیم منتها هنوز سطح آگاهی اجتماع ما به آن حد نرسیده که بدانیم ادامه راه کنونی منتهی به فنا و نابودی ما می شود، ولی کم کم بر سر عقل می آئیم و این درک و رشد فکری برای ما حاصل می گردد.
ما خواهان منافع خویشتن هستیم، ولی هنوز نمی دانیم که ادامه وضع فعلی منافع ما را بر باد می دهد، اما تدریجا ارقام و آمار زنده و گویا را مثلا در مورد مسابقه تسلیحاتی در برابر چشممان می گذاریم و می بینیم چگونه نیمی از فعالترین نیروهای فکری و جسمانی جوامع جهان و نیمی از ثروتها و سرمایه های بزرگ در این راه به هدر می رود نه تنها به هدر می رود بلکه در مسیر نابود کردن نیم دوم به کار می افتد!
ص: 523
همزمان با افزایش سطح آگاهی ما به روشنی می یابیم که باید به نظام عمومی عالم هستی بازگردیم و با آن همصدا شویم.
و همانطور که واقعا جزئی از این کل هستیم عملا هم باید چنین باشیم تا بتوانیم به اهداف خود در تمام زمینه ها برسیم.
نتیجه اینکه: نظام آفرینش دلیل روشنی بر پذیرش یک نظام صحیح اجتماعی در آینده، در جهان انسانیت خواهد بود، و این همان چیزی است که از آیه مورد بحث و احادیث مربوط به قیام“مصلح بزرگ جهانی” (مهدی ارواحنا فداه) استفاده می شود (1) .
(1)
***
ص: 524
1- 1) قابل توجه اینکه این بحث در شب پانزدهم شعبان سال 1402 که مصادف با میلاد مسعود حضرت مهدی امام زمان (ارواحنا له الفداء) است نوشته شده، این بحث را در زمانی می نویسیم که مردم مسلمان ما از دو جهت شادند و خود را آماده برای جشنهای با شکوهی کرده اند از جهت تقارن با میلاد مسعود حضرت مهدی (ع) و از جهت پیروزیهای چشمگیری که در جبهه های جنگ نصیب لشگر اسلام شده است، و خدا را بر این تقارنها شکر می کنیم!
