[سوره الرحمن (55) : آیات 19 تا 25]
اشاره
مَرَجَ اَلْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیٰانِ (19) بَیْنَهُمٰا بَرْزَخٌ لاٰ یَبْغِیٰانِ (20) فَبِأَیِّ آلاٰءِ رَبِّکُمٰا تُکَذِّبٰانِ (21) یَخْرُجُ مِنْهُمَا اَللُّؤْلُؤُ وَ اَلْمَرْجٰانُ (22) فَبِأَیِّ آلاٰءِ رَبِّکُمٰا تُکَذِّبٰانِ (23) وَ لَهُ اَلْجَوٰارِ اَلْمُنْشَآتُ فِی اَلْبَحْرِ کَالْأَعْلاٰمِ (24) فَبِأَیِّ آلاٰءِ رَبِّکُمٰا تُکَذِّبٰانِ (25)
ترجمه:
19-دو دریای مختلف را در کنار هم قرار داد، در حالی که با هم تماس دارند.
20-اما در میان آن دو برزخی است که یکی بر دیگری غلبه نمی کند! 21-پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می کنید؟ 22-از آن دو لؤلؤ و مرجان خارج می شود.
23-پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می کنید؟ 24-و برای او است کشتیهای ساخته شده ای که در دریا به حرکت درمی آیند که همچون کوهی هستند! 25-پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می کنید؟
ص: 123
تفسیر:
دریاها با ذخائر گرانبهایشان
در ادامه شرح نعمتهای پروردگار سخن از دریاها به میان می آورد، اما نه همه دریاها بلکه کیفیت خاصی در پاره ای از دریاها که هم پدیده ای است عجیب و نشانه ای است از قدرت بی پایان حق، و هم وسیله ای است برای پدید آمدن بعضی از متاعهای مورد استفاده انسانها.
می فرماید: “دو دریای مختلف را در کنار هم قرار داد در حالی که با هم تماس دارند” (مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیٰانِ) .
* “اما در میان آن دو برزخی است که مانع از طغیان و غلبه یکی بر دیگری می باشد” (بَیْنَهُمٰا بَرْزَخٌ لاٰ یَبْغِیٰانِ) . ماده“مرج” (بر وزن فلج) به معنی مخلوط کردن و یا فرستادن و رها نمودن است، و در اینجا به معنی فرستادن و در کنار هم قرار دادن می باشد، به قرینه جمله“ بَیْنَهُمٰا بَرْزَخٌ لاٰ یَبْغِیٰانِ ”. منظور از این دو دریا به گواهی آیه 53 سوره“فرقان”دو دریای آب “شیرین”و“شور”است، آنجا که می فرماید وَ هُوَ الَّذِی مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ هٰذٰا عَذْبٌ فُرٰاتٌ وَ هٰذٰا مِلْحٌ أُجٰاجٌ وَ جَعَلَ بَیْنَهُمٰا بَرْزَخاً وَ حِجْراً مَحْجُوراً: “او کسی است که دو دریا را در کنار هم قرار داد یکی گوارا و شیرین است و دیگری شور و تلخ، و در میان آنها برزخی قرار داد تا با هم مخلوط نشوند”. اما در اینکه این دو دریای شیرین و شور کجاست که بر یکدیگر غلبه نمی کنند؟ و این برزخی که میان آن دو قرار دارد چیست؟ در میان مفسران گفتگو بسیار است، و بعضی تعبیراتی دارند که نشان می دهد وضع دریاهای زمین ص: 124 در آن زمان برای آنها کاملا مشخص نبوده است، از جمله اینکه گفته اند: منظور از این دو دریا دریای فارس و دریای روم است، در حالی که امروز می دانیم این هر دو دریا آب شور دارد و برزخی در میان آن دو نیست. یا اینکه گفته اند: منظور دریای آسمان است، و دریای زمین که اولی شیرین و دومی شور است، در حالی که می دانیم دریایی در آسمان وجود ندارد جز ابرها و بخاراتی که از اقیانوسهای زمین برمی خیزد. یا اینکه گفته اند: منظور از دریای شیرین آبهای زیرزمینی است، که با آبهای دریاها مخلوط نمی شود، و برزخ میان این دو دیوارهای این مخازن آنها است. در حالی که می دانیم در زیرزمین چیزی به صورت دریا کمتر یافت می شود، بلکه ذرات آب در لابلای ذرات خاک و شن مرطوب مخفی و پنهان است هنگامی که در نقطه ای چاه می کنند این رطوبتها تدریجا جمع شده و آب ظاهر می گردد، بعلاوه لؤلؤ و مرجان که در آیات بعد به آن اشاره شده از آبهای زیرزمینی به دست نمی آید. پس منظور از این دو دریا چیست؟ سابقا در تفسیر سوره فرقان به این واقعیت اشاره کردیم که رودخانه های عظیم آب شیرین هنگامی که به دریاها و اقیانوسها می ریزند معمولا دریایی از آب شیرین در کنار ساحل تشکیل می دهند و آب شور را به عقب می رانند و عجب اینکه تا مدت زیادی این دو آب شیرین و شور به خاطر تفاوت درجه غلظت به هم آمیخته نمی شوند. در مسافرت با هواپیما در مناطقی که این رودخانه ها به دریا می ریزند منظره دریاهای آب شیرین و شور که در کنار هم قرار دارند و از هم جدا هستند به خوبی از بالا نمایان است، و هنگامی که کناره این آبها به یکدیگر مخلوط ص: 125 شوند آبهای شیرین تازه جای آنها را می گیرند، به طوری که این دو دریای جدا از هم دائما جلب توجه می کند. جالب اینکه به هنگام مد دریا که سطح اقیانوس بالا می آید آبهای شیرین به عقب رانده می شود، بی آنکه با آب شور مخلوط گردد (مگر در مواقع خشکسالی و کم آبی) و قسمت زیادی از خشکی را می پوشانند، لذا ساحل نشینان در این مناطق با مهار کردن این آبهای شیرین نهرهای زیادی در منطقه ساحلی به وجود می آورند که به وسیله آن زمینهای فراوانی مشروب می شود. این نهرها که از برکت جزر و مد ساحلی و تاثیر آن در آب این نهرها به وجود می آید در شبانه روز دو بار از آب شیرین پر و خالی می شود، و وسیله بسیار مؤثری برای آبیاری مناطق وسیعی هستند. در باره این دو دریا تفسیر جالب دیگری از ناحیه بعضی گفته شده که منظور از آن احتمالا جریان“گلف استریم”است که شرح آن را به خواست خدا در نکات ذیل همین آیات بیان خواهیم کرد. * بار دیگر بندگان را مخاطب ساخته و در برابر این نعمتها از آنها سؤال کرده، می فرماید: “کدامین نعمت از نعمتهای پروردگارتان را انکار می کنید”؟! (فَبِأَیِّ آلاٰءِ رَبِّکُمٰا تُکَذِّبٰانِ) .
* سپس در ادامه همین سخن می افزاید: “از آن دو دریا لؤلؤ و مرجان خارج می شود”! (یَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجٰانُ) . * “کدامین نعمت از نعمتهای پروردگارتان را انکار می کنید”؟! (فَبِأَیِّ
ص: 126
آلاٰءِ رَبِّکُمٰا تُکَذِّبٰانِ
) .
*“لؤلؤ”و“مرجان”دو وسیله جالب زینتی است و در طب و معالجه بیماریها نیز مورد استفاده قرار می گیرد، ضمنا مال التجاره و کالای خوبی است که از آن عوائد زیادی به دست می آید، و روی همین جهات به عنوان دو نعمت در آیات فوق به آن اشاره شده است. اما“لؤلؤ”که در فارسی آن را“مروارید”گویند دانه شفاف و قیمتی است که در درون صدف در اعماق دریاها پرورش می یابد، و هر قدر درشت تر باشد گرانبهاتر است، و در طب موارد استعمال گسترده ای دارد، اطبای پیشین داروهایی از آن برای تقویت قلب و اعصاب، و برطرف کردن انواع خفقان، و حالت ترس و وحشت، و تقویت کبد، و رفع بدبویی دهان، و سنگهای کلیه و مثانه و یرقان تهیه می کردند، حتی در بیماریهای چشم نیز از آن استفاده می نمودند (1) . (1) “مرجان”بعضی آن را به معنی لؤلؤهای کوچک تفسیر کرده اند، ولی حقیقت چیز دیگر است، “مرجان”موجود زنده ای است شبیه شاخه کوچک درخت که در اعماق دریاها می روید، و تا مدتها دانشمندان آن را نوعی“گیاه” می پنداشتند، ولی بعدا روشن شد که نوعی حیوان است، هر چند به صخره های کف دریا می چسبد، و گاه منطقه وسیعی را می پوشاند و تدریجا افزوده می شود، و جزائری تشکیل می دهد که به“جزائر مرجانی”معروف است. مرجان معمولا در آبهای ساکن نشو و نما می کند، و صیادان آن را از سواحل “دریای احمر”و“مدیترانه”و بعضی نقاط دیگر صید می کنند. بهترین نوع مرجان زینتی“مرجان سرخ رنگ”است و هر قدر سرخ تر باشد قیمتی تر است، و تشبیهات شعرا در اشعارشان نیز بر همین اساس است، ص: 127 1- 1) “تحفه حکیم مؤمن”و“دائره المعارف دهخدا”و منابع دیگر. و بدترین نوع مرجان“مرجان سفید”است که به طور فراوان یافت می شود، و در میان این دو، “مرجان سیاه”قرار دارد. “مرجان”نیز علاوه بر جنبه زینت استعمال طبی دارد، و خواص زیادی برای آن ذکر کرده اند، از جمله از آن داروهایی می سازند که برای تقویت قلب، دفع سم افعی، تقویت اعصاب، معالجه اسهال، و خونریزیهای رحم، بهره گیری می کنند، و گفته اند برای بیماری صرع نیز مفید است (1) . (1) ذکر این نکته نیز لازم است که بعضی از مفسران تصریح کرده اند که لؤلؤ و مرجان تنها در آب شور پرورش می کند و لذا در تفسیر آیه“ یَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجٰانُ ” (از آن دو لؤلؤ و مرجان بیرون می آید) به زحمت افتاده اند، و گفته اند منظور یکی از آن دو است (مانند آیه 31 زخرف) . ولی ما هیچ دلیلی بر این معنی نداریم، بلکه بعضی تصریح کرده اند که لؤلؤ و مرجان در آبهای شیرین و شور هر دو یافت می شود. * باز در ادامه همین بخش از نعمتها به مساله کشتیها که در حقیقت بزرگترین و مهمترین وسیله حمل و نقل بشر در گذشته و حال بوده است اشاره کرده، می فرماید: “برای خدا است کشتیهای ساخته شده ای که در دل دریا به حرکت در می آیند که همچون کوهی هستند”! (وَ لَهُ الْجَوٰارِ الْمُنْشَآتُ فِی الْبَحْرِ کَالْأَعْلاٰمِ) .
“جوار”جمع“جاریه”توصیفی است برای“سفن”به معنی“کشتی ها” که به خاطر اختصار از عبارت حذف شده، زیرا آنچه بیشتر مورد توجه است همین جریان و حرکت کشتیهاست، به همین جهت روی همین وصف تکیه شده است (دقت کنید) .
ص: 128
1- 1) دائره المعارف فرید وجدی و کتب دیگر.
و اینکه“کنیز”را“جاریه”می گویند به خاطر حرکت و کوشش او در انجام خدمات است، و نیز اگر به دختر جوان“جاریه”گفته می شود به خاطر جریان نشاط جوانی در وجود است.
“و منشآت”جمع“منشا”اسم مفعول از“انشاء”به معنی ایجاد است و جالب اینکه در عین تعبیر به منشآت که حکایت از مصنوع بودن کشتی به وسیله انسان می کند می فرماید“و له” (از برای خدا است…) اشاره به اینکه مخترعان و سازندگان کشتی از خواص خداداد که در مصالح مختلفی که در کشتی ها به کار می رود استفاده می کنند همچنین از خاصیت سیال بودن آب دریاها، و نیروی وزش بادها بهره می گیرند، و خدا است که در آن مواد، و در دریا و باد این خواص و آثار را آفریده.
و لذا در جای دیگر قرآن تعبیر به“تسخیر”شده وَ سَخَّرَ لَکُمُ الْفُلْکَ لِتَجْرِیَ فِی الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ: “خداوند کشتی را مسخر فرمان شما کرد که به فرمانش در دریا به حرکت درآید” (ابراهیم 32) .
بعضی“منشا”را از ماده“انشاء”به معنی“مرتفع ساختن”تفسیر کرده اند، و آن را اشاره به کشتیهای بادبانی می دانند که از برافراشتن بادبانها و قرار دادن آنها در مسیر بادها به عنوان نیروی محرک کشتیها استفاده می کردند.
“اعلام”جمع“علم” (بر وزن قلم) به معنی“کوه”است هر چند در اصل به معنی علامت و اثری است که از چیزی خبر می دهد، و چون کوه ها از دور نمایان هستند از آنها تعبیر به“علم”شده است همانگونه که پرچم را نیز علم می گویند.
به این ترتیب قرآن روی کشتیهای بزرگ که بر صفحه اقیانوسها و دریاها حرکت می کنند تکیه کرده است، و بر خلاف آنچه بعضی تصور می کنند کشتیهای بزرگ مخصوص عصر موتور و بخار نیست، در داستان جنگهای یونانیان
ص: 129
و کشورهای دیگر می خوانیم که از کشتیهای بسیار بزرگ نیروبر استفاده می کردند.
* و بار دیگر این سؤال پر معنی را تکرار کرده و می فرماید: “کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می کنید”؟ (فَبِأَیِّ آلاٰءِ رَبِّکُمٰا تُکَذِّبٰانِ) . نکته ها: اشاره دریا کانون نعمتهای الهی همانگونه که دیدیم در این بخش از آیات به مساله دریا و اهمیت آن در زندگی بشر اشاره شده است، می دانیم دریاها تقریبا سه چهارم سطح کره روی زمین را فرا گرفته است، و منبع عظیمی برای مواد غذایی، دارویی، زینت آلات، و طریق مهمی برای حمل و نقل انسانها و کالاها است، و از همه مهمتر نزول بارانها، و تعدیل هوا، و حتی بخشی از وزش بادها از برکات دریاها است. اگر سطح دریاها کمتر یا بیشتر از آنچه اکنون هست بود یا کره زمین به خشکی می گرائید و یا آن چنان مرطوب می شد که جای زندگی نبود! لذا قرآن بارها و به تعبیرات مختلف، انسانها را به این نعمت بزرگ توجه داده و آنها را به اندیشه وا می دارد، گاه می گوید: “خداوند دریا را برای شما تسخیر کرد”: سَخَّرَ لَکُمُ الْبَحْرَ (جاثیه 12) . و گاه می گوید: “کشتی ها را برای شما تسخیر کرد”: سَخَّرَ لَکُمُ الْفُلْکَ (ابراهیم 32) . و گاه می گوید: “آنچه در روی زمین است مسخر شما ساخت”: سَخَّرَ لَکُمْ مٰا فِی الْأَرْضِ (حج 65) . از همه اینها گذشته دریا دیار عجائب است، کوچکترین گیاهان ذره بینی، ص: 130 و بلندترین درختان عالم در دریاها می رویند، همچنین کوچکترین حیوانات و عظیمترین حیوانات غول پیکر در دریاها زندگی می کنند! زندگی در اعماق دریاها در آنجا که نه نوری وجود دارد و نه غذایی، به قدری شگفت انگیز است که انسان از مطالعه آن سیر نمی شود، و عجب اینکه حیوانات در آنجا از خودشان نور پخش می کنند، و مواد غذایی آنها در سطح آب ساخته می شود و ته نشین می کند، و اندام آنها چنان محکم و مقاوم و توأم با فشار داخلی ساخته شده که در مقابل آن فشار عظیم آب، که اگر انسان به حال عادی در آنجا قرار گیرد استخوانهایش تبدیل به آرد می شود، مقاومت می کند! *
2-گلف استریم، و رودهای عظیم دریایی!
اگر تعجب نکنید در سراسر اقیانوسهای جهان رودهای عظیمی در حرکت است که یکی از نیرومندترین آنها“گلف استریم”نام دارد.
این رود عظیم از سواحل آمریکای مرکزی حرکت می کند و سراسر اقیانوس اطلس را می پیماید و به سواحل اروپای شمالی می رسد.
این آبها که از مناطق نزدیک به خط استوا حرکت می کنند گرم هستند، و حتی رنگ آنها گاه با رنگ آبهای مجاور متفاوت است، و عجب اینکه عرض همین رود عظیم دریایی (گلف استریم) در حدود 150 کیلومتر، و عمق آن چند صد متر می باشد!سرعت آن در بعضی از مناطق به قدری است که در یک روز 160 کیلومتر راه را طی می کند.
تفاوت درجه حرارت این آبها با آبهای مجاور در حدود 10 تا 15 درجه است، و لذا حاشیه غربی آن را دیوار سرد می نامند.
“گلف استریم”بادهای گرمی به وجود می آورد، و مقدار قابل توجهی
ص: 131
از حرارت خود را به طرف کشورهای شمالی قاره اروپا می برد، و هوای آن کشورها را بسیار مطبوع می کند، و شاید اگر این جریان نبود زندگی در آن کشورها بسیار سخت و طاقتفرسا بود.
باز تکرار می کنیم“گلف استریم”یکی از این رودهاست، و در آبهای پنج قاره جهان نظیر این جریان دریایی فراوان است.
و عامل اصلی آن تفاوت حرارت منطقه استوایی زمین و مناطق قطبی است که این حرکت را در آب دریاها به وجود می آورد.
این موضوع را با یک تجربه ساده می توان دریافت: اگر ظرف بزرگ آبی داشته باشیم در یک طرف آن قطعه یخی قرار دهیم، و در طرف دیگر قطعه آهن داغی، و روی سطح آب کمی کاه بریزیم، می بینیم جریانی در سطح این آب پیدا می شود و آبها آهسته از آن منطقه گرم به سوی منطقه سرد حرکت می کنند، عین این ماجرا در کل دریاهای جهان روی می دهد، و سرچشمه پیدایش این رودهای دریایی است.
عجب اینکه این رودهای عظیم دریایی با آبهای اطراف خود کمتر آمیخته می شوند و هزاران کیلومتر راه را به همان صورت می پیمایند و مصداق“ مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیٰانِ بَیْنَهُمٰا بَرْزَخٌ لاٰ یَبْغِیٰانِ “را به وجود می آورند! و از آن جالبتر اینکه در محل برخورد این آبهای گرم با آبهای سرد مجاور، پدیده ای رخ می دهد که برای انسان بسیار پر سود است، زیرا در محل تقاطع این آبهای گرم و سرد یک نوع حالت بی حسی یا مرگ دستجمعی برای حیوانات ذره بینی که در میان آب معلق هستند به وجود می آید، و از این راه ماده غذایی فراوان و بی حساب جمع می شود که سبب جلب دسته های بزرگ ماهیان می گردد، و به این ترتیب این منطقه یکی از بهترین مناطق صید ماهی در کره زمین است (1) .
(1)
ص: 132
1- 1) دائره المعارف”فرهنگنامه”جلد 12 صفحه 1228 و نشریه“بندر و دریا شماره 4 صفحه 100 و منابع دیگر.
و لذا یکی از تفسیرها برای آیات فوق همین است و منافاتی با سایر تفسیرها ندارد و جمع میان همگی ممکن است.
* 3-تفسیری از بطون آیات در حدیثی از امام صادق ع نقل شده است که در تفسیر آیه مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیٰانِ … فرمود: ” علی و فاطمه (ع) بحران عمیقان، لا یبغی احدهما علی صاحبه، یَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجٰانُ، قال: الحسن و الحسین (ع) “: “علی و فاطمه دو دریای عمیقند که هیچیک بر دیگری تجاوز نمی کند، و از این دو دریا لؤلؤ و مرجان یعنی حسن و حسین خارج شده اند” (1) . (1) در تفسیر”در المنثور“همین معنی از بعضی از صحابه پیامبر ص نقل شده است (2) . (2) مرحوم”طبرسی“نیز در”مجمع البیان“آن را با مختصر تفاوتی نقل کرده است می دانیم قرآن مجید دارای بطونی است و یک آیه ممکن است چندین معنی، و یا دهها معنی داشته باشد، و آنچه در این حدیث آمده است از بطون قرآن می باشد که منافاتی با معنی ظاهر آن ندارد. *
ص: 133
1- 1) تفسیر قمی جلد 2 صفحه 344.
2- 2) در المنثور جلد 6 صفحه 142.
